eitaa logo
•• 𝑺𝒂𝒅𝒓𝒂 𝑮𝒓𝒂𝒑𝒉𝒚 ••
92 دنبال‌کننده
333 عکس
11 ویدیو
11 فایل
‌ برگی از دفترچه خاطرات مایه‌ی ننگ یک خانواده... ‌=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-= ارتباط با من: @Samen_ED
مشاهده در ایتا
دانلود
موضوع : دیدار دونفره با عزرائیل تاریخ: 1403/2/15 زمان: 19:55 مکان: تبریز. حوالی منطقه ایده‌لو عصر. دم‌دمای غروب. هوا کمی سرد. موتور فلات (پلاک سبز) احسان (راننده) من (راکب) حرکت ستونی موتور‌ها. فاصله بین موتور‌ها. دنده ۲ ، دنده ۳ ... سرعت بالا برای جبران تاخیر. کمی جلوتر. پراید سفید ساکن در سمت راست. چراغ راهنمای چپ. بلافاصله پیچیدن در عرض خیابان. احسان پشت فرمان موتور. پرکردن گاز تا آخر برای رد کردن پراید. کشیدن موتور به سمت چپ خیابان. پراید سفید. ادامه به حرکت. من. +احسان نرو... احسان. ادامه گاز دادن. من. تصور زمین خوردن. تصور خرد شدن استخان‌ها. تصور مرگ. من. احساس لمس آسفالت. احساس سیاهی. احساس درد. یخ زدگی. چیزی شبیه به مرگ. مرور کل زندگی. احسان. رد کردن میلیمتری پراید. رد کردن حادثه مرگ حتمی. زنده بیرون کشیدن ما از مرگ حتمی. شوک وحشتناک بعد از حادثه. شوک وحشتناک غیر قابل درک. افت فشار خون. افت قند خون. چیزی شبیه به تشنج. بعد از سپری کردن 10 دقیقه غیر قابل تصور، به قول احسان، رسیدم ـ هاهاهاهاها @Sadra_Graphy
یه نفر امروز تولدشه...
تف به اون ذات کثافت بعضیاتون...
آدم میاد پنج دیقه اعصابش آروم شه میرینید تو اوقات آدم