🌺تقریر جلسه قبل ( دو صوت بالا)🌺
🌺ادامه ایات دال بر برائت شرعی🌺
🌸ایه ما کنا معذبین حتی نبعث رسولا 🌸
استدلال بر ایه فوق :
رسول کنایه از بیان است.
ترجمه:اینطور نیست که ما عذاب کنیم تا اینکه بیان بفرستیم
پس اگر بیان نباشد عذاب نیست(برائت شرعی)
اشکال شهید صدر:
دلالت این ایه این است که عذاب نمی کنیم( برائت شرعی) تا بیان صادر کنیم پس تا قبل صدور بیان، برائت شرعی جاری می شود. اما محل بحث ما جایی است که بیان از طرف شارع صادر شده اما به مکلف واصل نشده است. می خواهیم بدانیم در اینجا نیز مکلف ایمن از عقاب است و برائت شرعی جاری کند.
🌸ایه بعدی:
خداوند در مقام احتجاج بر یهود به پیامبر می فرماید به انها بگو نمی یابم هیچ حرامی را بر خورنده ای غیر از این چند مورد( میته ، خون جهنده، ...) که خداوند بیان کرده است🌸
استدلال بر آیه :
ان مواردی که شک به تکلیف دارید ، انگار تکلیف نیست و برائت شرعی جاری کن. چون وقتی در دایره تکالیف ان را پیدا نکردی، دیگر ایمن هستی. به عبارت دیگر عدم وجدان و عدم پیدا کردن تکلیف برابر با عدم عقاب( برائت شرعی) است.
اشکال شهید
عدم وجدان نبی تکلیف را یعنی قطعا تکلیف نیست اما عدم وجدان ما به معنی عدم وجود تکلیف نیست چه بسا تکلیف باشد امادر اثر از بین رفتن روایات، به ما نرسیده باشد. لذا ما می خواهیم ثابت کنیم که حتی اگر تکلیف صادر شده باشد اما به ما نرسیده باشد ما ایمن هستیم و برائت شرعی جاری کنیم که این آیه این مطلب را ثابت نمی کند،
🌸ایه بعد:
خداوند بندگان را دچار خذلان و دروری از رحمت خودش نمی کند تا بیان کند برای آنها (لهم) انچه را که باید بپرهیزند 🌸
استدلال به ایه
بیان کند برای آنها انچه را که باید بپرهیزند، به معنای وصول بیان و تکلیف به مکلف است پس اگربیان و تکلیف به انها واصل نشود دچار خذلان و عقاب نمی شوند و ایمن از عذاب هستند و این یعنی برائت شرعی.
این آیه را شهید می پذیرد
🌺روایات دال بر برائت شرعی🌺
حدیت( کل شی مطلق حتی یرد فیه نهی)
نسبت به هر چیزی رها و آزاد و ایمن از عذاب هستی( برائت شرعی) مگر اینکه نهی ای ( تکلیفی) در مورد آن امده باشد
اشکال:
ورود هم می تواند به معنای صدور باشد که در این صورت کمکی در اثبات برائت شرعی نمی کند چون ما دنبال اثبات برائت شرعی زمانی که تکلیف به ما واصل نشده هستیم ولو صادر شده باشد.
و ورود هم می تواند به معنای وصول باشد که در این صورت اثبات برائت شرعی می کند یعنی تو رها و آزادی ( برائت شرعی) تا زمانی که تکلیف به تو واصل شود پس اگر تکلیف به تو واصل نشده برائت جاری کن و ایمن از عذاب هستی.
ورود می تواند به هر دو معنا باشد و چون قرینه ای و معینی وجود ندارد که بگوید ورود اینجا به معنای وصول است و به معنای صدور نیست، این ایه نمی تواند مطلوب ما که برائت شرعی است ثابت کند.
اشکال:
ورود اینجا به معنای وصول است نه صدور. زیرا وصول است که نیاز به طرف دیگر دارد ( رسیدن به مکلف) اما صدور یعنی صادر شده به طرف دیگر نیاز ندارد و لفظ (فیه) در حدیث ورود و وصول نهی و تکلیف را بر مکلف می گوید.
جواب :
بله وصول نیاز به طرف دیگر دارد اما اینجا (فیه ) معلوم نیست وصول به مکلف باشد بلکه ورود نهی(تکلیف) بر متعلق نهی است یعنی هر چیزی رها و آزاد تا در آن چیز نهی وارد شود. پس در این صورت وصول به مکلف را نمی توان بدست اورد .
لذا استدلال به این حدیث بر برائت شرعی را نمی پذیرند
🌺طراحی سوالات دو صوت قبل 🌺
استدلال برایه( ما کنا معذبین ...) بر برائت شرعی را بیان کنید و اشکال شهید بر این استدلال را توضیح دهید.
استدلال بر ایه ( لا اجد فی ما اوحی ....) را بر برائت شرعی توضیح دهید و اشکال شهید بر استدلال مذکور را بفرمایید
استدلال بر حدیث (کل شی مطلق حتی یرد فیه نهی) برای اثبات برائت شرعی در چه صورت صحیح می باشد؟ و ایا آن صورت محقق است؟
برائت شرعی به عنوان اصل عملی ثانوی را به استناد ایه شریفه (و ما کان الله لیضل قوما ... حتی یبین لهم مایتقون...) توضیح دهید.
هدایت شده از Fs.saedi
اصول ۴ اصول عملیه (حلقه ثانیه )
۴ تدریس حدیث رفع و حدیث حجب
🌺🌺خلاصه و دسته بندی حدیث رفع🌺
🌺حدیث رفع🌺
رفع ما لا یعلمون (انچه نمی دانید از شما برداشته شده است.)
رفع تکلیف یا :
_واقعی
_ ظاهری
رفع واقعی: یعنی انچه را که نمی دانی حکم واقعی اولی اش از تو برداشته شد.
لازمه آن اختصاص احکام واقعی الزامی به عالمان به ان احکام است.
یعنی اگر علم به تکلیفی که خدا قرار داده نداشتی ان حکم و تکلیف برای تو نیست یا به عبارت دیگر اخذ علم به حکم در موضوع حکم
اشکال
اخذعلم به حکم در موضوع حکم امکان ندارد و دور پیش میاد .چون از طرفی حکم و تکلیف باید نباشد تا با علم به آن به وجود اید و از طرف دیگر باید باشد تا به آن علم پیدا کنیم.
شهید می فرماید این اشکال رو پاسخ دادیم که اخذ علم به جعل در موضوع مجعول منظور هست و دور و توقف شی بر خودش پیش نمی اید بلکه توقف مجعول (حکم فعلی) بر علم به جعل است.
اما شهید می فرماید ولو اشکال دور پیش نمی اید ولیکن اشکال دیگری با این پاسخ به وجود می آید و آن این است که ظاهر حدیث می گوید همان چیزی که نمی دانی رفع می شود یعنی همان جعلی که نمی دانی برداشته می شود نه اینکه تو جعل را نمی دانی ، اما مجعول برداشته شود.
رفع ظاهری:
شهید رفع تکلیف را رفع ظاهری می داند.که در مقابل وضع ظاهری وجوب احتیاط (در جایی که شک در تکلیف است)، می باشد. یعنی آن وجوب احتیاط از تو رفع و برداشته شده است.
##########
سه نظر در خصوص حدیث رفع
۱)عده ای می گویند حدیث رفع اختصاص به شبهه موضوعیه دارد
۲)عده ی دیگری قائلند حدیث رفع اختصاص به شبهه حکمیه دارد
۳)و برخی می گویند حدیث رفع شامل هر دو شبهه می شود
نظر اول:
اختصاص حدیث رفع به شبهه موضوعیه
استدلال نظر اول
در فقره های دیگر حدیث ( مای موصول ) به معنای فعل خارجی است پس برای اینکه وحدت سیاق به هم نخوره (ما) در
(مالایعلمون) هم یعنی موضوع خارجی برداشته شده است. پس حدیث اختصاص به شبهه موضوعیه دارد. یعنی جایی که شک در تحقق موضوع داری آن موضوع از تو برداشته شده است (و به تبع ان حکم و تکلیف آن موضوع نیز از تو برداشته شده است.)
(شهید اختصاص حدیث رفع به شبهه موضوعیه را نمی پذیرد ) پاسخ می دهد که :
مای موصول در همه فقره های حدیث به معنای شی است. و مصداق شی در فقره های مختلف حدیث متفاوت است در فقره های ماضطرو،مااکرهوا و... فعل خارجی
است و در فقره مالایعلمون می توان مصداق شی چیز دیگری باشد. لازم نیست حتما موضوع خارجی باشد تا وحدت سیاق حفظ شود. و این که معنی مای موصول را شی بگیریم که در فقره های مختلف حدیث، مصادیق متفاوت دارد، ضرری به وحدت سیاق و اراده استعمالیه از مای موصول نمی زند.
نظر دوم:
اختصاص حدیث رفع به شبهه حکمیه
استدلال نظر دوم
چیزی که نمی دانیم تکلیف است و نسبت عدم علم به تکلیف صحیح است وگرنه نسبت عدم علم به موضوع خارجی امکان پذیر نیست. چون مثلا مایع خارجی ( موضوع خارجی ) را که می دانیم نهایتا وصف خمریت آن را نمی دانیم که وصف خمریت غیر از مایع خارجی(موضوع خارجی) است.
پاسخ
پاسخ اول: این درصورتی است که نسبت عدم علم را به مایع خارجی( موضوع خارجی) دهیم آنگاه حرف شما درست است که مایع خارجی که معلوم است اما اگر نسبت عدم علم را از همان اول به خود خمریت( به عنوان موضوع خارجی) بدهیم مشکلی پیش نمی اید چون واقعا خمریت را نمی دانیم
پاسخ دوم: از طرف دیگر از آنجای که در شبه موضوعیه، موضوع را نمی دانیم (که مثلا مایع موجود، خمر هست یا نه)، به تبع ندانستن موضوع، تکلیف و حکم خمریت ( که مثلا حرمت است) برداشته می شود چون حکم مجعول فعلی مقید بر تحقق موضوع آن است که وقتی نمی دانیم موضوع محقق شده یا نه به تبع ان نمی دانیم تکلیف برما فعلی، هست یا نیست. یعنی عدم علم به تکلیف و طبق حدیث رفع ، تکلیف برداشته می شود.
نظر سوم:
مای موصول اختصاص دارد به جامع بین دو شبهه
شمول حدیث رفع هر دو شبهه حکمیه و موضوعیه
استدلال بر نظر سوم
مای موصول در رفع ما لا یعلمون ، جامع بین دو شبهه حکمیه و موضوعیه است
دوتا فرضیه برای تفسیر این جامع :
_مای موصول تفسیر به شیء می شود
یعنی چیزی که نمی دانی برداشته شده است که اعم از شبهه حکمیه و موضوعیه است
اشکال
اسناد رفع به تکلیف در شبهه حکمیه، اسناد حقیقی است و اسناد رفع به موضوع در شبهه موضوعیه اسناد مجازی است (چون خود موضوع که برداشته نمی شود بلکه تکلیف و حکم ان موضوع برداشته می شود ) و استعمال واحد و استفاده دو اسناد از آن ، ممکن نیست.
پاسخ اشکال:
اسناد رفع به تکلیف در شبهه حکمیه نیز مجازی است چون تکلیف و حکم واقعی که برداشته نمی شود بلکه وجوب احتیاط در حکم
واقعی مشکوک یرداشته می شود.
پس اسناد رفع به مای موصول در هر دو شبه اسناد مجازی است
_ مای موصول را به معنای حکم فعلی ( تکلیف مجعول) بگیریم چیزی را که نمی دانیم تکلیف مجعول است و در دو شبهه فقط،منشا این شک و عدم علم تفاوت دارد. منشا شک در شبهه حکمیه ، عدم علم به جعل است و منشا شک در شبهه موضوعیه عدم علم به موضوع است.
و نهایتا شهید می فرمایند چون تصور جامع بین دو شبهه امکان پذیر هست از حدیث اطلاق ( شمول هر دو شبهه) استفاده می شود.