استصحاب کلی( سه حالت دارد):
طبیعی( کلی) در ضمن فردش موجود است .
مثلا اگر می گوییم یقین داریم به وجود زید در مسجد ، از انجایی که طبیعی در ضمن فردش محقق می شود، پس یقین داریم به وجود طبیعی انسان ( کلی انسان) در مسجد.
*سه حالت در مورد یقین و شکی که از ارکان استصحاب هستند وجود دارد: (استصحاب کلی سه قسم دارد)
۱_ استصحاب کلی قسم اول:
گاهی یقین و شک هم در خصوص فرد و هم طبیعی موجودند . پس هم می توان استصحاب فرد و هم استصحاب کلی جاری کرد.
مثال: علم داریم به دخول زید در مسجد و شک داریم در خروج زید از،مسجد
در اینجا استصحاب فرد( بقای زید در مسجد) و استصحاب طبیعی( بقای کلی انسان در مسجد) جاری می شود در صورتی که بر این استصحاب اثر شرعی مترتب باشد .( مثلا اثر شرعی ان این جور باشد که مادامی که زید در مسجد است تسبیح بگو. یا مادامی که انسانی در مسجد هست تسبیح بگو)
مثال شرعی: علم داریم به تحقق کلی حدث در ضمن خواب . و شک داریم در بقای حدث بواسطه شک در گرفتن وضو. استصحاب می کنیم بقای حدث خواب و بقای کلی حدث و در نتیجه وجوب وضو برای نماز
۲_ استصحاب کلی قسم دوم
و گاهی یقین و شک در خصوص طبیعی موجودند و در خصوص فرد موجود نیستند.
استصحاب می کنیم بقای طبیعی را و نمی توان استصحاب کرد بقای فرد را
مثال :علم داریم به دخول یا زید یا خالد در مسجد. اما در حال حاضر زید را در خارج مسجد مشاهده می کنم پس اگر او داخل مسجد شده بود ، الان خارج شده است. پس یقین به دخول زید ندارم و شک در بقای او ندارم بلکه یقین به خروجش دارم .
و در مورد خالد یقین به دخولش در مسجد ندارم . پس استصحاب بقای زید را نمی توان جاری کرد چون یقین به دخول او و شک در بقای او ندارم و استصحاب بقای خالد نمی توان جاری کرد چون یقین به دخول شخص او ندارم.
اما اگر طبیعی انسان را لحاظ کنم یقین دارم طبیعی انسان داخل مسجد است و شک در بقای طبیعی انسان دارم. استصحاب می کنم بقای طبیعی انسان را در مسجد.
مثال شرعی اش:
یقین دارم به حدث یا در ضمن حدث اصغر یا حدث اکبر. و در حال حاضر وضو گ فتم پس اگر حدث اصغر سر زده بود قطعا برطرف شد . اینجا استصحاب بقای حدث اصغر جاری نمیشه چون شک در بقایش ندارم بلکه یقین به برطرف شدنش دارم و استصحاب بقای حدث اکبر هم نمی توان کرد چون یقین به حدوث ان مشخصا ندارم.
استصحاب بقای کلی حدث جاری می شود چون یقین به کلی حدث و شک در بقای کلی حدث دارم.
۳_ استصحاب کلی قسم سوم
گاهی یقین و شک ، نه در خصوص فرد و نه در خصوص طبیعی موجود نیستند.
مثال: یقین داریم به دخول زید و به خروجش از مسجد. ولیکن احتمال دخول خالد را لحظه خروج زید یا قبل ان می دهیم .
مثال شرعی؛ یقین دارم به طبیعی حدث ضمن حدث اصغر و یقین دارم به ارتفاعش به خاطر گرفتن وضو. و شک دارم در حدث اکبر قبل وضو یا حین وضو
_در خصوص استصحاب کلی قسم سوم ،
برخی می گویند استصحاب کلی جاری می شود چون یقین به حدوث کلی و شک در بقای ان هست
_ نظر شهید صدر:ولی صحیح عدم جریان این قسم استصحاب کلی( طبیعی) است. دلیل عدم جریان این استصحاب این است که وحدت قضیه متیقنه و مشکوکه وجود ندارد. متعلق یقین، کلی انسان در ضمن زید است و متعلق شک، کلی انسان در ضمن خالد است . برخلاف استصحاب کلی قسم دوم . در انجا یقین داریم به کلی انسان در ضمن یا زید یا خالد و شک در بقای کلی انسان در ضمن خالد است. و بالاخره خالد در قضیه متیقنه و مشکوکه هست
سلام بر دوستان عزیز!
اینم تقریر و خلاصه استصحاب کلی .👆👆👆
لطفا صلوات و فاتحه بر روح مادرم فراموش نشود❤️🌺🙏🙏
ستصحاب سببی و مسببی ( اصل سببی و مسببی)
موضوع سبب است و حکم مسبب از موضوع است
[ ] استصحاب سببی یا استصحاب موضوعی :
استصحابی است که در ان مستصحب، موضوع حکم شرعی است. که با استصحاب موضوع ، حکم شرعی که اثرشرعی موضوع است برآن بار می شود و حکم به تعبد به ان حکم می شود
مثال: استصحاب طهاره اب
طهارت اب ، موضوع است برای حکم جواز شرب اب. که به دنبال استصحاب بقای طهارت اب ، حکم جواز شرب اب هم می آید.
[ ] استصحاب مسببی یا حکمی:
استصحابی است که مستصحب در آن حکم می باشد.
که متعبد به این حکم استصحاب شده می شویم
مثال ؛ استصحاب جواز شرب اب
جواز شرب اب ، دیگر طهارت اب را ثابت نمی کند چون طهارت اب از لوازم غیر شرعیِ جواز شرب اب است
اصل سببی و مسببی به لحاظ نتیجه:
_گاهی نتیجه اصل سببی و مسببی موافق است
مثال
استصحاب سببی :
طهارت اب( که نتیجه اش جواز شرب اب است . جواز شرب اب ، اثر شرعی طهارت اب است)
استصحاب مسببی:
استصحاب جواز شرب اب( که نتیجه اش همان جواز شرب اب است)
_گاهی نتیجه اصل سببی و مسببی مخالف است
مثال
اب مشکو ک الهاره و لباس نجس
استصحاب سببی
ابی که شک داریم به طهارتش ( مشکوک الطهاره) اما سابقا یقین به طهارتش داشتیم.
استصحاب می کنیم بقای طهارتش را
پس اثر شرعی استصحاب طهارت اب، پاک شدن لباس نجسی است که در ان شستیم
نتیجه
طهارت اب و اثرشرعی اش: پاک شدن لباس نجس
استصحاب مسببی
لباسی که یقین داریم به نجاستش را در اب مشکوک الهاره شستیم و شک داریم در بقای نجاستش بواسطه این شستن. استصحاب می کنیم بقای نجاست لباس را
نتیجه( بقای نجاست لباس) و این استصحاب نجاست اب را ثابت نمی کند چون نجاست اب ، لازم غیر شرعی این استصحاب است.
پس در خصوص شستن لباس در این اب مشکوک الهاره دو تا استصحاب سببی و مسببی می توان جاری کرد که به لحاظ نتیجه مخالفند.
توجه : شایسته است توجه به این مطلب که اصل سببی بر اصل مسببی مقدم است.
[ ] وجه تقدم اصل سببی بر مسببی:
_شهید صدر:
چون اصل سببی معالجه و احراز می کند مورد اصل مسببی را، پس اصل سببی بر مسببی مقدم است.
اصل سببی احراز می کند طهارت اب را و نفی می کند نجاست لباسی را که مورد اصل مسببی بود
به خلاف اصل مسببی که نجاست اب را که مورد اصل سببی است را احراز نمی کند .
_ شیخ انصاری و مشهور:
وجه تقدم اصل سببی بر مسببی حکومت است . اصل سببی حاکم بر اصل مسببی است یعنی موضوع اصل مسببی را تعبدا برمی دارد.
با استصحاب طهارت اب متعبد می شویم به پاکی لباسی که در این اب شسته شد. پس موضوع اصل مسببی که لباس نجس بود تعبدا برداشته شد و حکم به پاکی لباس شد. پس شک در نجاست لباس الغا شد
مشهور نی گویند فرقی نمی کند اصل سببی و مسببی به لحاظ نتیجه موافق یا مخالف باشند همیشه اصل سببی بر مسببی به خاطر نکته حکومت ( اصل سببی حاکم بر اصل مسببی است) مقدم است و در واقع اصل مسببی در طول اصل سببی قرار دارد.
هدایت شده از Fs.saedi
🌺عرض سلام و ادب و احترام مجدد خدمت همه عزیزان
وقت همگی عزیزان بخیر!🌺
📣📣📣📣📣📣📣📣📣📣
📕📕📕📕📕📕📕📕📕📕📕📕📕📕
دوستان عزیز در خصوص کتاب اصول النامیه که در شرح کتاب دروس فی علم اصول در سه جلد تالیف کردم( اصول دو ، سه و چهار در مقطع سطح دو حوزه علمیه خواهران ) لازم دانستم توضیحاتی خدمتتان ارائه دهم.
✅🌺عزیزان روی صفحه به صفحه کتاب حلقه ثانیه (آقای ایروانی ) وقت گذاشته شده و زحمت کشیده ام و تلاش کردم مطالب دقیق و دسته بندی بیان شود. تا فهم ان برای طلاب اسانتر باشد.
🌺✅حتی مطالعه این سه جلد کتاب برای اساتید عزیزی که این درس را تدریس می کنند بسیار مفید خواهد بود.
✅📣لازم به ذکر است با توجه به اینکه چاپ اول این کتاب همه به فروش رفت برای رفاه حال طلاب و اساتید عزیز و به جهت اینکه مطالب کتاب سریعتر در دسترس بزرگواران قرار بگیرد تصمیم گرفتم قبل از چاپ دو کتاب، فایل پی دی اف کتاب را تقدیم عزیزان کنم.
✅✅📣📣البته مشروط و مقید به اینکه فقط و فقط شخص فردی که فایل را خریداری می کند حق استفاده از مطالب این فایل را دارد و از جهت شرعی مجاز نیست پرینت فایل پی دی اف یا حتی خود فایل پی دی اف را در اختیار دیگری قرار دهد.
✅✅📕جهت تهیه فایل پی دی اف کتاب در پی وی پیام بدهید
💰✅هزینه پی دی اف هر جلد کتاب اصول النامیه مبلغ صدهزار تومان می باشد که به شماره کارت زیر واریز بفرمایید و عکس فیش واریزی را به همراه شماره جلدی از کتاب که نیاز دارید برای بنده بفرستید
اصول دو : جلد اول
اصول سه : جلد دوم
اصول چهار: جلد سوم
✅💰شماره کارت: بانک ملی فاطمه سادات سعیدی
۶۰۳۷۹۹۸۱۱۵۸۰۷۱۶۵
📣📣📣📣📣🌺🌺
جهت رفاه حال اعضای محترم کانال، گروهی ایجاد شد تا عزیزان بتوانند سوالات و اشکالات خود را بپرسند و رفع اشکال بنمایند
لینک را کلیک کرده و در گروه عضو شوید
تعارض ادله
ادله ای که فقیه به انها استناد می کند یا:
- ادله محرزه
_ اصول عملیه
گاهی بین ادله محرزه ، گاهی بین اصول عملیه گاهی بین ادله محرزه و اصول عملیه ، تعارض به وجود می اید
تعارض بین ادله محرزه:
ادله محرزه :
- شرعی( نقلی)
_ لفظی
_ غیرلفظی
_ عقلی
_ قطعی
_غیرقطعی
توجه :
_تعارض دلیل عقلی غیر قطعی ، با دلیل دیگر. میگیم این دلیل عقلی غیرقطعی حجت نیست که با دلیل دیگر بتواند معارضه کند لذا کنار گذاشته می شود
_ تعارض دلیل عقلی قطعی، با دلیل شرعی
دلیل عقلی قطعی مقدم است بر دلیل شرعی چون حکایت از خطای دلیل دیگر می کند
تعارض دلیل شرعی با هم
_ تعارض بین دو دلیل لفظی
- تعارض بین دو دلیل غیر لفظی
_ تعارض بین یک دلیل لفظی و یک دلیل غیر لفظی
از سه قسم بالا موردی که بیشتر مبتلابه فقیه هست تعارض بین دو دلیل لفظی است .
پس به توضیح ان می پردازیم
تعارض بین دو دلیل لفظی
عبارت است از تنافی بین مدلول دو دلیل
ذکر مقدمات و نکاتی در ابتدا
مقدمه اول :برای حکم دو رتبه وجود دارد ( جعل و مجعول)
جعل عبارت از نفس تشریع است که برای موضوع مقدرالوجودی ثابت است. و این جعل است که در حق همه مکلفین یکسان است
مجعول عبارتست از فعلیه حکم به تبع فعلیت موضوع. و مجعول با توجه به فعلیت و عدم فعلیت موضوع در حق این مکلف یا ان مکلف متفاوت می باشد
مثلا وجوب حج بر مستطیع
استطاعت( موضوع) که اگر در فردی بالفعل گردد ، وجوب حج در حق او بالفعل می گردد
اما اگر استطاعت در حق دیگری بالفعل نگردد ، وجوب حج در حق او بالفعل نمی گردد.
با توجه به اینکه مجعول و فعلی شدن دلیل به تناسب فعلی شدن یا نشدن موضوع در افراد مختلف متفاوت است می توان گفت ، دلیل نظری به مجعول ندارد و مدلول دلیل دائما جعل است نه مجعول. و دلیل به جعل نظر دارد.
مقدمه دوم تنافی بین دو حکم ( سه حالت دارد)
[ ] _ تنافی بین دو جعل( دو دلیل در مقام جعل تنافی دارند)
به تنافی بین دو جعل ، تعارض می گویند.
[ ] _ تنافی بین دو مجعول ( دو دلیل در مقام مجعول تنافی دارند)
به تنافی بین دو مجعول ، ورود می گویند.
[ ] _ تنافی بین دو امتثال( دو دلیل در مقام امتثال تنافی دارند)
به تنافی بین دو امتثال ، تزاحم می گویند
[ ] برای تنافی بین دو جعل:( تعارض)
تعارض ذاتی:
مثال
جعل وجوب حج بر مستطیع
جعل حرمت حج بر مستطیع
این دو دلیل به اعتبار نفس جعل متنافی هستند.
تعارض عرضی
مثال
جعل وجوب نماز جمعه برای ظهر جمعه
جعل وجوب نمازظهر برای ظهر جمعه
در اینجا ظاهر مدلول دو دلیل تنافی ندارند اما ما از خارج می دانیم که یک نماز در ظهر جمعه واجب است و نمی دانیم نماز جمعه یا نماز ظهر است. و این دو دلیل هر دو نماز را به صورت جداگانه واجب دانسته پس از این جهت و به خاطر علم اجمالی که از خارج به وجوب یکی از دو نماز داریم ، بین مدلول دو دلیل تنافی هست.
[ ] تنافی بین دو مجعول
مثال
جعل وجوب وضو بر واجد الماء(کسی که اب دارد)
جعل وجوب تیمم بر فاقد الماء( کسی که اب ندارد)
هر دو دلیل بالا نمی توانند همزمان و در ان واحد بر مکلف فعلی شوند.
کسی اب دارد ، وضو بر او واجب است و دیگر موضوع دلیل دیگر که نداشتن اب است برداشته می شود و دیگر حکم دلیل دوم( وجوب تیمم) فعلی نمی شود چون موضوعش نداشتن اب است که الان برداشته شده است.
در تنافی بین دو مجعول یک دلیل یا موضوع دلیل دیگر را کامل بر می دارد (مثل مثالی که زدیم )و مانع بالفعل و مجعول شدن حکم دلیل دیگر می شود
یا موضوع دلیل دیگر راضیق و دایره اش را تنگ می کند و فردی را از ان دایره خارج می کند
مثال
دلیل اول: اماره حجت است
دلیل دوم: حرمت فتوا دادن با دلیل غیر حجت
دایره غیر حجت ها زیاد است که دلیل اول از این دایره ، اماره را خارج می کند
گاهی دلیل اول موضوع دلیل دوم را توسعه می دهد و فردی را به ان اضافه می کند.
مثال
دلیل اول: اماره حجت است
دلیل دوم : جواز فتوا دادن با دلیل حجت
دلیل هایی که حجت هستند زیادند . به این دایره اماره را هم دلیل اول، اضافه می کند.
تنافی بین دو مجعول دلیل را ورود می گویند
ورود همان طور که گفتیم می تواند مضیقه یا موسعه باشد. دلیلی که موضوع دلیل دیگر را برمی دارد یا توسعه می دهد یا ضیق می کند را دلیل وارد و دلیل دیگر را مورود می گویند.
دلیل وارد همیشه مقدم بر دلیل مورود هست
[ ] تنافی بین دو امتثال
مثال
امر به ضدین ( ضدین قابل جمع نیستند) به نحو ترتب
زمانی که دو نفر در حال غرق شدن هستند
وجوب نجات غریق اول در صورت ترک نجات غریق دوم
وجوب نجات غریق دوم درصورت ترک نجات غریق اول
هدایت شده از Fs.saedi
به لحاظ جعل تنافی وجود ندارد. به لحاظ مجعول هم تنافی وجود ندارد و زمانی که مکلف ترک نجات هر دو غریق را کرده هر دو دلیل بر او مجعول است . پس می تواند هر دو دلیل بر او مجعول باشد و تنافی از حیث مجعول نیست.
اما تنافی بین دو دلیل در مقام امتثال است . فرد نمی تواند هر دو نفر را با هم نجات دهد و هر دو وجوب را با هم امتثال کند این حالت را تزاحم دو دلیل می گویند
در تزاحم ، تقدم دلیلی که اهم می باشد به لحاظ ملاک را بر دلیل مهم داریم
لذا اگر یکی از این دو نفر که در حا غرق شدن است مادرم باشد و دیگری غریبه باشد نجات مادرم مهمتر از نجات غریبه است پس اورا نجات داده و ان وجوب را امتثال می کنم
ما نحن فیه
تعارض بین دو دلیل
یعنی تنافی بین دو جعل ( بین دو مدلول دو دلیل)
برای حل تعارض قواعدی وجود دارد مثل : جمع عرفی، تساقط، ترجیح ، تخییر