eitaa logo
سعید شعبانی تبار
64 دنبال‌کننده
7 عکس
0 ویدیو
0 فایل
با ما همراه باشید https://eitaa.com/saeidshabanitabar
مشاهده در ایتا
دانلود
ظریف؛ نماینده تفکری شکست خورده ظریف در واکنش به سخنرانی روبیو که تقابل با ایران را به جنگ‌های ایران و یونان باستان پیوند زد، آن را «مغالطه» خواند و گفت تقابل، «سیاسی» است نه «تمدن». اما این موضع را باید در چارچوب دو میراث فکری انقلاب تحلیل کرد: یک، مرز اصالت و انحراف:سنت فکری انقلاب میان «عقلانیت اصیل» و «عقلانیت نمایشی» تمایز می‌گذارد. ظریف نماینده‌ی گفتمانی است که خود را «عقلانیت» و «تدبیر» نامید، اما در آزمون عمل برجام، انکار مکانیسم ماشه، و اکنون «مغالطه تقابل تمدنی»—کارایی خود را از دست داده است. دو، نقد توهم دیپلماسی: سنت استراتژیک انقلاب هشدار می‌دهد که «اگر بعضی کارها با دیپلماسی حل می‌شد، هیچ‌کس مصلح‌تر از امیرالمؤمنین(ع) نبود.» ظریف نماینده‌ی مکتبی است که معتقد است با «بازکردن گفتمان» می‌توان هزینه‌ها را کاهش داد، اما این مکتب در برجام شکست خورد و در اسلام آباد به نتیجه عملیانی نرسید اما درس نگرفت. ظریف در این شرایط نه «خائن» است و نه «قربانی» او مسئولی که باید پاسخ عملکرد خود را در دادگاه بدهد تا تکلیفش معلوم شود، ووتا تاوان عملکردش را ندهد زبان درازی خواهد کرد.او نمادِ گفتمانی است که سال‌ها بر سیاست خارجی حاکم بود و نتیجه‌اش «شدیدترین تحریم‌ها» و «جسورتر شدن دشمن» بود. مشکل، شخص ظریف نیست؛ تکرار همان منطقی است که یک بار آزموده شد و شکست خورد و تکرار خطا در شرایط تهدید، هزینه‌ای دارد که ملت می‌پردازد. مردم با تفکری روبه روست که با حذف ظریف رفع نخواهد شد باید این تفکر حذف یا اصلاح شود و گرنه ظریف برود عراقچی، مرعشی، بهزاد نبوی، الیاس حضرتی، خاتمی، روحانی و تمام همفکران او خواهند بود. ایشان باید به نقطه ای برسند که متوجه شوند اقدام و اظهاراتشان سبب حذف آنها از چرقه سیاسی کشور میشود. https://farsnews.ir/SAEEDSHABANITABAR/1792432866091950368/ظریف-نماینده-تفکری-شکست-خورده
پارتی‌بازی؛ پاشنه آشیل جمهوری اسلامی در دنیایی که علم با سرعت پیش می‌رود، هنوز درگیر گرایش‌های غیرشایسته‌ سالاری هستیم: قوم‌گرایی، حزب‌گرایی، جریان‌گرایی، فامیل‌گرایی، همشهری گرایی، دامادگرایی، فرزندگرایی. این‌ها جای «شایسته‌سالاری» را گرفته‌اند در سازمان‌ها، شرکت‌ها، صندوق‌های بازنشستگی لشکری و کشوری، و شرکت‌های خصولتی کسی که توانایی اصلی‌ش امضا کردن است، در قامت مدیر می‌نشیند،نه به خاطر توانایی،بلکه به خاطر نسبت.بعد هزار فامیل، همه مدیر و رئیس، بی‌آنکه یکی شایسته مقام باشد پارتی‌بازی، تخصیص منابع را از «بهره‌وری» به «رابطه» منتقل می‌کند. سرمایه به دست ناکارآمد می‌افتد،رقابت مختل می‌شود و «هزینه‌ی فرصت» ملی بالا می‌رود. ولذا رشد کند، تورم ساختاری و ناکارآمدی مزمن که در صنعت خودرو میبنیم پارتی‌بازی، «مشروعیت» را فرسوده می‌کند. وقتی شهروند می‌بیند مدیر بر اساس نسبت انتخاب می‌شود نه شایستگی، اعتماد به نهادها فرو می‌ریزد و «سرمایه‌ی اجتماعی» تحلیل می‌رود. ولذا بحران مشروعیت و شکاف دولت-ملت. مردم چرا برای سازمان، شرکت، دولت و کشوری جمایت کنند که سهمی از آن ندارند؟ پارتی‌بازی، «بی‌انگیزگی» و «بی‌تفاوتی» را گسترش می‌دهد. فرد شایسته که می‌بیند تلاشش بی‌ثمر است، دلسرد می‌شود و «درون‌ریزش» نخبگان رخ می‌دهد و منفعل میشود. نتیجه: فرار مغزها و فرهنگ «بی‌تفاوتی سازمانی» او میداد ولی دیگر نمیگوید و اجازه میدهد سازمان ، شرکت ، دولت فرو ریزد، ریس جمهور هَلْ مِنْ ناصِرٍ یَنْصُرُنی میخواند و جوابش سکوت است پارتی‌بازی نه «فساد حاشیه‌ای»، بلکه «پاشنه آشیل» نظام است اقتصاد را ناکارآمد،سیاست را بی‌مشروعیت و جامعه را بی‌انگیزه می‌کند تا این گرایش‌ها جای شایسته‌سالاری را بگیرند،هر اصلاحی بر شن‌زار بنا می‌شود با ما همراه باشید https://eitaa.com/saeidshabanitabar https://farsnews.ir/SAEEDSHABANITABAR/1792472839995061495/پارتی-بازی-پاشنه-آشیل-مملکت
یمن،مردابی برای مصر مصر بر سر یک دوراهی خطرناک ایستاده است. مقامات قاهره می‌گویند اگر در برابر انصارالله ساکت بمانند، کانال سوئز را خواد بست، که ۱۰ درصد تولید ناخالص داخلی مصر را تشکیل می‌دهد و به تهدید وجودی تبدیل خواهد شد. اما اگر وارد جنگ شوند، ممکن است همان کانالی را که می‌خواهند نجات دهند، از دست بدهند. اما در واقع انصارالله نیازی ندارد کانال سوئز را ببندد. فقط کافی است تهدید را زنده نگه دارد تا شرکت‌های کشتیرانی بیمه‌شان را بالا ببرند و مسیر را دور بزنند. در دو ماه اول ۲۰۲۴، ترافیک کانال سوئز ۵۰ درصد کاهش یافت و درآمد مصر از ۹.۴ میلیارد دلار به ۷.۲ میلیارد دلار رسید. اگر مصر به یمن حمله کند، انصارالله تهدید را از حالت «پنهان» به «آشکار» تبدیل می‌کند و آن‌وقت نه فقط درآمد، بلکه خود کانال هم روی میز گروگان است. اندیشکده‌های معرف مثل مؤسسه سلطنتی لندن (RUSI) می‌گوید مصر «نمی‌تواند برای همیشه در حاشیه بماند» اما استراتژی روشنی ندارد. مرکز لاهه (HCSS) هشدار می‌دهد که مشارکت نظامی می‌تواند «خونریزی» اقتصادی را به «قطع عضو» تبدیل کند. مؤسسه واشنگتن می‌گوید مصر اولویت را به «پایان دادن به بحران غزه» داده، نه «باز کردن جبهه جدید» نتیجه: مصر نه «احمق» است و نه «قربانی». او در تله‌ای افتاده که خودش هم می‌داند در آن است: تهدید انصارالله واقعی است، اما پاسخ نظامی می‌تواند تهدید را به فاجعه تبدیل کند. مشکل اینجاست: انصارالله نیازی به پیروزی ندارد، فقط باید به مصر اجازه توقف هزینه را ندهد. و مصر با ورود به جنگ، دقیقاً همان کاری را می‌کند که انصارالله می‌خواهد: هزینه را افزایش می‌دهد، نه متوقف می‌کند. لذا ورود مصر به جنگ میان یمن و عربستان مانند افتادن در مرداب است با ما همراه باشید https://eitaa.com/saeidshabanitabar https://farsnews.ir/SAEEDSHABANITABAR/1792494509788466037/یمنمردابی-برای-مصر
از تطهیر مهدعلیا تا انکار جنگ تمدنی؛ یک الگوی واحد در گزارش اخیر درباره امیرکبیر و مهدعلیا، ادعایی مطرح شد که مهدعلیا «پایبند به اصول و اخلاق» بود.ادعایی که با تمام شواهد تاریخی موجود، از جمله گزارش وزیرمختار بریتانیا، در تضاد است و هیچ سندی برای آن ارائه نشده. اما این را نباید تنها یک «بازنگری دانشگاهی» دید. این تلاش با الگویی همخوانی دارد که در سال‌های اخیر در میان بخشی از جریان‌های سیاسی و رسانه‌ای تکرار شده است: بازنویسی روایت‌های تاریخی برای آماده‌سازی زمینه‌ی ذهنیِ پذیرشِ روایت‌های جایگزین از عملکرد چهار دهه‌ی گذشته. سازوکار روشن است: وقتی نمی‌توان به نقدهای مستند پاسخ داد، چارچوب باورهای جمعی تغییر می‌کند. اگر «قهرمان» را از جایگاهش پایین بکشند و «متهم» را تطهیر کنند، معیارهای قضاوت جامعه تغییر می‌کند و در چنین فضایی، هر عملکردی قابل توجیه می‌شود. این همان «تغییر باور» است که پیش‌شرط پذیرش روایت‌ جدید است الگو در اظهارات ظریف نیز دیده می‌شود. او سخنرانی روبیو را که تقابل با ایران را به جنگ‌ ایران و یونان باستان پیوند زد، «مغالطه» خواند و گفت تقابل «سیاسی» است نه «تمدن». در نگاه اول، این نقدی منطقی است. اما این انکار بُعد تمدنی، ناخواسته به روایتی خدمت می‌کند که مسئولیت جنگ را یک‌سویه بر دوش ایران می‌گذارد. اگر تقابل «تمدن» نباشد بلکه «سیاست» باشد، پس مسئولیت هم «سیاسی» است کیانفر لزوماً در خدمت یک جریان نیست. اما محصول کار او ادعایی در خدمت پروژه‌ای قرار می‌گیرد که می‌خواهد بگوید «روایت‌های تاریخی که به شما گفته‌اند، اشتباه بوده؛ پس روایت‌های امروز را هم باور نکنید.» تاریخ‌نگاری باید آزاد باشد، اما «آزادی» با «بی‌سندی» یکی نیست سفیدشویی تاریخی با نقد تاریخی یکی نیست و مرز میان این دو، «سند» است https://farsnews.ir/SAEEDSHABANITABAR/1792557614594410505/از-تطهیر-مهدعلیا-تا-انکار-جنگ-تمدنی-یک-الگوی-واحد
مرعشی و «توهم ظهور»؛ تکرار خرافه برای توجیه مذاکره حسین مرعشی، در اظهاراتی که ۲۲ مهر ۱۴۰۵ منتشر شد، با طرح این پرسش که «اگر حضرت مهدی تشریف نیاورند، چه باید کرد؟»، کسانی را که ادامه جنگ را مقدمه ظهور می‌دانند به چالش کشید و همزمان از ضرورت مذاکره با آمریکا دفاع کرد اما یک نکته اساسی را نباید نادیده گرفت: در رسانه‌های ما، هیچ مقام مسئولی چنین ادعایی را مطرح نکرده که «باید با آمریکا جنگ کنیم تا حضرت مهدی ظهور کند.» این ادعا همراه با اظهارات بی‌سند مشابهی که پیش‌تر از خاتمی و روحانی شنیده شد، بیشتر به نظر می‌رسد برای درگیر کردن ذهن‌ها با یک توهم طراحی شده باشد، نه برای پاسخ به یک موضع واقعی از منظر روان‌شناسی اجتماعی، این بازی حساب‌شده است.پژوهش‌های معتبر نشان می‌دهد که باور به توطئه و روایت‌های بی‌اساس، وقتی از سوی گروه‌های خاصی تکرار شود، می‌تواند در ذهن مخاطب رسوب کند و به «باور جمعی» تبدیل شود. مرعشی با نسبت دادن ادعای خرافی، بدون آنکه شخص خاصی را نام ببرد یا برگ سند مکتوب یا مصاحبه رسمی را افشا کند، عملاً این باور را در ذهن مخاطب القا می‌کند که مخالفان مذاکره، کسانی هستند که کشور را به خاطر یک توهم در وضعیت جنگی نگه می‌دارند این اظهارات را نباید «ادعای ساده» دانست. تکرار خرافه «جنگ با آمریکا موجب ظهور می‌شود»، از سوی جریان‌های مدافع مذاکره با دشمن، زمینه‌ساز ایجاد باور ناروا در میان مردم است مرعشی مخالفان را به «توهم» متهم می‌کند،در حالی که خودش «توهم» دیگر بنا نهاده است اینکه مذاکره با آمریکا،در شرایطی که در برجام شکست خورد و در اسلام آباد هم دستاورد عملی برای ایران نداشته است، چنین اسناد بی ارزشی می‌تواند ایران را «حفظ» کند https://farsnews.ir/SAEEDSHABANITABAR/1792583841915286484/مرعشی-و-توهم-ظهور-تکرار-خرافه-برای-توجیه-مذاکره
چرا شرط پزشکیان در برابر ترامپ کارساز نیست؟ ترامپ مکرراً ادعا می‌کند «مذاکرات در جریان است»، اما همزمان تهدید به «مادر همه بمب‌ها» می‌کند. این «مذاکره» نیست، مهلت همراه با سلاح است. از منظر سیاسی، او به توافق نیاز ندارد، به تسلیم نیاز دارد پزشکیان در برابر این اولتیماتوم، موضع «شرط» را انتخاب کرده: «اول تحریم‌ها را بردارید، بعد.» این نه رد مذاکره، بلکه رد مذاکره‌ای که در آن طرف مقابل همزمان چاقو روی گلو نگه داشته باشد است. اما ضعف این موضع این است که ابتکار عمل را به طرف مقابل می‌دهد. ترامپ با «شرط‌گذاری» به مذاکره وادار نمی‌شود. او تنها در برابر «اظهار زور» عقب‌نشینی می‌کند. نمونه روشن آن اوکراین است: پوتین هرگز «اصرار به مذاکره» نکرد، بلکه با تهدید ضمنی هسته‌ای و ادامه فشار، ترامپ را وادار کرد که خودش زلنسکی را تحت فشار بگذارد تا او مذاکره کند ترامپ در قبال اوکراین نشان داد که در برابر طرفی که «زور» نشان می‌دهد، نه تنها عقب‌نشینی نمی‌کند، بلکه طرف ضعیف‌تر را تحت فشار می‌گذارد تا تسلیم شود موضع پزشکیان در سطح گفتمانی «عقلانی» است، اما در سطح سیاسی، ترامپ را به مذاکره وادار نمی‌کند آنچه ترامپ را به «ترک مخاصمه» وادار می‌کند، همان‌طور که در قبال روسیه دیده شد، نه «اصرار بر مذاکره» و نه «شرط‌گذاری»، بلکه اظهار قدرت و ایجاد هزینه‌ای است که ترامپ نتواند آن را نادیده بگیرد. ایران در حال حاضر نه آن قدرت را اعلام می‌کند و نه آن هزینه را ایجاد می‌کند و به همین دلیل، «شرط» پزشکیان در برابر ترامپ فاقد قدرت اجرایی است. این یک بن‌بست ساختاری است: یکی «اجبار» می‌کند، دیگری «مقاومت»؛ یکی ضرب‌الاجل می‌گذارد، دیگری شرط. و هزینه آن را کسانی می‌پردازند که نه در صحنه بازیگری هستند و نه در اتاق تصمیم‌گیری. https://farsnews.ir/SAEEDSHABANITABAR/1792589157554438989/چرا-شرط-پزشکیان-در-برابر-ترامپ-کارساز-نیست
*دو صندوق، یک ماشه، این بار فرق دارد*. این روزها دو صندوق رأی انتخابات پارلمانی اسرائیل و انتخابات کنگره آمریکا بهانه‌ای شده تا برخی رسانه‌ها، بحران ایران و آمریکا را نه به عنوان رویارویی «مقاومت در برابر زور»، بلکه به عنوان «فرصت دیپلماسی» بازخوانی کنند. گزارش می‌گوید دیپلماسی در حال بسته شدن است، جنگ ممکن است اما حتمی نیست، و راه خروج «بازگشت به عقلانیت» است اما یک نکته را نباید فراموش کرد: «عقلانیت» در این گزارش، فقط یک معنا دارد، انعطاف ایران نوسیده: دیپلماسی را «تنها راه» می‌داند ایران را به «پافشاری بر شروط» متهم می‌کند از «پذیرش واقعیت‌های میدانی» سخن می‌گوید و هیچ نقد ساختاری به آمریکا ندارد، نه به تحریم‌ها، نه به خروج از برجام، نه به تهدید «مادر همه بمب‌ها» این همان الگویی است که در سال‌های اخیر بارها دیده‌ایم: ابتدا چارچوب را تغییر می‌دهند (از «مقاومت» به «عقلانیت»)، سپس ایران را به «عدم انعطاف» متهم می‌کنند، و در نهایت «عقب‌نشینی تاکتیکی» را به عنوان «تدبیر» می‌فروشند اما درس مذاکرات بی‌حاصل چیست؟ مذاکره طلبان دچار بحران تعصب تایید و تشدید تعهد شدند. برجام با همین منطق «انعطاف» بسته شد.آمریکا خارج شد، اروپا مکانیسم ماشه را فعال کرد، و ایران ماند و تحریم‌ها. حالا همان رسانه‌ها می‌گویند «این بار فرق دارد» چه چیزی فرق دارد؟ مگر نه اینکه همان ماشه، همان میز، و همان طرف مقابل است؟ جامعه‌ای که از مذاکرات بی‌حاصل درس نگیرد،محکوم است به تکرار آن، این بار با هزینه‌ای سنگین‌تر. دو صندوق رأی در راه است، اما «ماشه»ای که در برجام کشیده شد، هنوز روی میز است و کسانی که «عقلانیت»را فقط در انعطاف ایران تعریف می‌کنند، در واقع همان ماشه را دوباره مسلح می‌کنند http://farsnews.ir/SAEEDSHABANITABAR/1792821444165267234/دو-صندوق-یک-ماشه-این-بار-فرق-دارد
ثابتی و تاجگردون، نبرد تعیین مجرم ثابتی با ادعای «خیلی‌ها قیمت دارند» یک «روایت افشاگری» ساخت: رسایی را پاک و عده‌ای را «قیمت‌دار» نشان داد. این تاکتیک، برای مخاطب جذاب است، پیچیدگی را حذف می‌کند و یک «دشمن» قابل شناسایی می‌سازد. اما وقتی مدرک خواستند، فعلا سکوت کرد. سکوتش، برای هوادارانش خودش یک «مدرک» شد. تاجگردون با توهین به ثابتی و کودک خواندن او با انتشار تصاویر بازدید و جلسه، «روایت کار» را مطرح کرد: «تو حرف می‌زنی، من کار می‌کنم.» اما این پاسخ دو ضعف دارد: «کار» در برابر «افشاگری» قابل اندازه‌گیری نیست، و «نرخ تو چقدر است؟» یک ضدحمله احساسی است، نه پاسخ منطقی. نکته‌ای که هر دو نادیده می‌گیرند: مردم نه «افشاگر» می‌خواهند و نه «کارنامه‌نویس». آن‌ها «نماینده‌ای» می‌خواهند که در لحظه خطر، در کنارشان باشد. در ۲۳۰ شب تجمع، مردم چیز دیگری دیدند: نماینده‌ای که در توئیتر افشاگری نکرد و در اینستاگرام کارنامه نگذاشت، در خیابان بود. این یک «نبرد نمایشی» است. هر دو طرف «خادم ملت» را در آینه خودشان تعریف می‌کنند. اما مردم در آینه دیگری نگاه می‌کنند: آینه خدمت صادقانه، نماینده ای که قبل از مردم جان خود و خانوادش را فدای مردم و میهن میکند. ناشناس است، خادم است، اهل زد و بند و پارتی بازی نیست، مقابل استعمار و استکبار می‌ایستند و غربگرا نیست، منافع مردم را بر خود و حزبش ترجیه میدهد و مردم او را به عنوان خادم می‌شناسند، از بیش از ۲۰۰ نماینده مجلس واقعا چند نفر حائض واقعی این شرایط هستند؟ با ما همراه باشید https://eitaa.com/saeidshabanitabar http://farsnews.ir/SAEEDSHABANITABAR/1792656039016959589/ثابتی-و-تاجگردون-نبرد-تعیین-مجرم
جنگ ایران کاتالیزور دلارزدایی در امارات بر اساس تحلیل مرکز تحقیقات الحبتور ابوظبی و گزارش‌های شورای آتلانتیک و Rosa Roubini Associates، جنگ ایران و آمریکا روند دلارزدایی را در سطح منطقه‌ تسریع کرد،اما این روند بیش از آنکه از سوی ایران هدایت شود، از سوی خود امارات به عنوان ابزار چانه‌زنی با آمریکا به کار گرفته شد و سودی برای ایران نداشت در تحلیل الحبتور آمده است: امارات در حال ساختن فعالانه سبد ابزارهای پولی غیردلاری است.اما اینها پیش از جنگ یا همزمان با آن آغاز شده‌ و محصول جانبی جنگ نیستند،بلکه استراتژی بلندمدت خود امارات هستند امارات همزمان درخواست خط سوآپ دلاری با فدرال رزرو را مطرح کرد و هشدار داد اگر نقدینگی دلاری محدود شود،به یوان روی می‌آورد.این دو اقدام متناقض نیستند؛ دو روی یک سکه‌اند،تهدید به یوان،اهرم فشار برای گرفتن امتیاز از آمریکا ایران در این معادله کاتالیزور بود، نه معمار. بسته شدن هرمز امارات را از درآمد نفتی محروم کرد و کمبود واقعی دلار ایجاد کرد و همین کمبود، به امارات دلیل داد تا تهدید به یوان را جدی‌تر کند. اما تحلیلگران اقتصادی ایرانی(کهندل، رضوی‌پور) تأکید می‌کنند ایران تنها کاهش وابستگی را تجربه کرده، نه حذف دلار را؛ سرعت و عمق دلارزدایی ایران بسیار کمتر از روایت پیروزی است جنگ شکاف را آشکار کرد، اما فروپاشی دلار را ایجاد نکرد. ایران توان تبدیل پیروزی نظامی به جهش دلارزدایی را در خود ایجاد نکرد، و از فرصت بازسازی سیستم مالی خود نیز در سالهای گذشته استفاده نکرده است. اصرار دولت به برجام و وابسته به به غرب در ایران بیش از کشوری مثل امارات است. آنچه واقعاً در حال وقوع است: امارات با تهدید به دلارزدایی از آمریکا امتیاز می‌گیرد و ایران در این مهره بازی برای امارات است با ما همراه باشید https://eitaa.com/saeidshabanitabar
ترامپ: «امشب حمله نمی‌کنیم» یعنی چه؟ این یک «تاکتیک تعویق» است، نه عقب‌نشینی. ترامپ پیش‌تر گفته بود قبل از انتخابات میان‌دوره‌ای ۳ نوامبر حمله نمی‌کنیم. چون جنگ قیمت سوخت را بالا می‌برد و به رأی جمهوری‌خواهان ضربه می‌زند. بلومبرگ گزارش داده که دولت ترامپ در حال بررسی گزینه‌های نظامی پس از انتخابات است و سومین ناو هواپیمابر و ۱۰ هزار تفنگدار دریایی در حال اعزام به خاورمیانه هستند. امشب یعنی قبل از انتخابات. این آتش‌بس تاکتیکی است، نه پایان جنگ. ایران نیز همین را می‌فهمد. با ما همراه باشید https://eitaa.com/saeidshabanitabar
چرا آمریکا به حملات ایران پاسخ نمی‌دهد؟ آمریکا در دو هفته اخیر به حملات ایران به کشتی‌ها در خلیج فارس پاسخ نظامی نداده، نه از ضعف، بلکه از محاسبه انتخاباتی: ترامپ نمی‌خواهد قبل از انتخابات میان‌دوره‌ای ۳ نوامبر، قیمت نفت را منفجر کند و آرای جمهوری‌خواهان را از دست بدهد. فرماندهی مرکزی آمریکا حتی حملات خود به موشک‌های ضدکشتی ایران را «تقریباً متوقف» کرده است. این «آتش‌بس تاکتیکی» است، نه پایان جنگ. به محض پایان انتخابات، محدودیت‌های سیاسی ترامپ کاهش می‌یابد و احتمال از سرگیری حملات بزرگ‌مقیاس آمریکا به شدت افزایش می‌یابد. ایران از این پنجره استفاده می‌کند، اما بازی خطرناکی است. «سکوت» آمریکا، ذخیره انرژی برای «پاسخ بزرگ‌تر» است. با ما همراه باشید https://eitaa.com/saeidshabanitabar
چانه زنی دیپلماتیک با کارت یمن بر اساس تحلیل رسانه‌های عربی و اندیشکده‌ها،دیدار مقامات ارشد عربستان، ترکیه و پاکستان از تهران را نمی‌توان ساده،مثبت تفسیر کرد، بلکه این یک چرخش عملگرایانه عربستان تحت فشار است.عربستان پس از حملات موشکی و پهپادی انصارالله به فرودگاه ریاض (که منجر به کشته شدن ۱۴ نفر و زخمی شدن بیش از ۳۰۰ نفر شد)دریافته است که دفاع موشکی به تنهایی قادر به توقف حملات نیست و ناچار شده از نفوذ ایران برای مهار انصارالله استفاده کند ایران از دستاوردهای یمن به عنوان کارت چانه‌زنی استفاده می‌کند. اسلام المانسی، پژوهشگر مسائل ایران، در گفتگو با مصراوی تصریح می‌کند که ایران انصارالله را در چارچوب سیاست مبادله به کار می‌گیرد و از رابطه با این گروه برای گسترش فضای مانور خود در قبال عربستان بهره می‌برد. ایران به دنبال تبدیل مسئله یمن از بار نظامی به مزیت دیپلماتیک است و خود را به عنوان طرفی ضروری برای هرگونه توافق منطقه‌ای معرفی می‌کند. نگار مرتضوی، پژوهشگر ارشد مرکز سیاست بین‌الملل واشنگتن، در گفتگو با الجزیره می‌گوید: ایران متحد انصارالله است و بر این جنبش نفوذ دارد، هرچند تصمیمات آن را کنترل نمی‌کند عربستان از ایران می‌خواهد کاری انجام دهد که خود ایران نیز قادر به انجام کامل آن نیست. تحلیل‌ها نشان می‌دهد که انصارالله دارای رهبری، اهداف سیاسی و محاسبات نظامی مستقل است و دستورپذیر نیست. عربستان امیدوار است ایران انصارالله را وادار به آتش‌بس کند، اما ایران نیز کنترل مطلق ندارد. این بزرگ‌ترین ضعف این دیدار است،عربستان برای توقف حملات به ایران نیاز دارد، اما ایران نیز قادر به تضمین توقف حملات نیست منابع:تحلیل مؤسسه سیاست بین‌الملل و مصراوی ؛ گزارش خبرگزاری الجزیره قطر ؛تایمز پاکستان با ما همراه باشید https://eitaa.com/saeidshabanitabar https://farsnews.ir/SAEEDSHABANITABAR/1792994913116059665/چانه-زنی-دیپلماتیک-با-کارت-یمن