eitaa logo
دل سروده های صائم کاشانی
266 دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
214 ویدیو
63 فایل
شاعر و نویسنده معاصر
مشاهده در ایتا
دانلود
شمع شرر پوش چشمه ی جوشان مهر یار حسین است گوهر دریای اقتدار حسین است اهل ولا را که هست مرتبه والا قافله سالار و غمگسار حسین است در حرم عشق و بارگاه ولایت شمع شرر پوش و شهریار حسین است گلشن ایثار و بوستان ولا را جلوه به آیین نوبهار حسین است مهر نمازم به مهر اوست منقش قبله ی دل های بی قرار حسین است در ره جانانه داد جان و جوان را دایره ی عشق را مدار حسین است شعر تو صائم کجا و وصف جمالش لاله ی گلدشت افتخار حسین است کاشانی اردیبهشت ۱۳۶۲ https://eitaa.com/saemkashani
به ساحت مقدس ماه بنی هاشم (دست های عشق) صفا به صفای تو غبطه می خورد و مروه زمزم مراد را جرعه جرعه به نام تو می نوشد دجله هنوز توفانی ست و از آسمان چشم فرات به یاد دست های با کرامت تو که با دست های عشق پیوندی نا گسستنی دارد باران اشک می تراود هنگامی که انتظار سکوت رمز آفرین حرم را شکست لب های لاله ها در عطش دیدارت شفق گونه شکفت و آن گاه از شرار خیمه ها دودمان شب پرستان دود شد اما تو... هماره ها را هماره ای آذر ۱۳۵۶ کاشانی https://eitaa.com/saemkashani
سجاد عشق ای جبینت، ترجمان آفتاب چشم بیدارت، زلال ماهتاب سجده گاه آفرینش، کوی تو عطر هستی، سنبل گیسوی تو چارمین خورشید نورافشان عشق در سپهر آرزو ، کیوان عشق عشق را مفهوم زیبایی تویی ترجمان شور و شیدایی تویی هر کلامت ، جاری پیغام نور در فروغستان باور، جام نور در حریم عاشقی، سجاد عشق محمل توحید را فریاد عشق خطبه ی نابت شکوه آفتاب کرد کاخ شب پرستان را خراب تا ز یاقوت لبت گوهر دمید عشق از آیینه ی باور دمید داستان نینوا باقی ز توست جلوه های ساغر و ساقی ز توست بود در میخانه ی دشت بلا ساغرت لبریز از صهبای لا محملت هر روز تا شام الم شعله زار اشک بود و آه و غم گوهر افشان بود بر درگاه یار چشم بیدارت چو ابر نوبهار شعر صائم ذره ، وصفت بی شمار آفتابا ! روی از من بر مدار آذر ۱۳۵۹ کاشانی https://eitaa.com/saemkashani
به پیشگاه والای فروغ ساجدین حضرت زین العابدین( ع) قاصد دشت کربلا برکه ی سرخِ شفق، دیده ی بیدارِ تو بود ماه، بر اوجِ فلک، عاشقِ دیدارِ تو بود مُهرِ مِهری که به پیشانی تو نقش گرفت شاهد شوقِ تو و دیده ی خونبارِ تو بود قاصدِ دشتِ بلا ، در همه اعصار و قرون خطبه ی خاطره و لعلِ گهربار تو بود ننگ، با نامِ پلیدش ، همه سو، هم سفر است آن سیه دل که در اندیشه ی آزار تو بود نرگسانِ فلکی ، لاله به دامن ریزند که شفق، شعله فشان، از تنِ تب دار تو بود آن چه شد تیشه و بر ریشه ی بیداد نشست حنجرِ شب شکن و خنجرِ گفتار تو بود نازم آن خواهرِ غمدیده که در دشت بلا خود گرفتار، ولی یار و پرستار تو بود چلچراغی که برافروختی از اخترِ اشک همه شب تا به سحر، شمعِ شبِ تار تو بود آن چه صائم به شبستانِ دلم نور فزود شمعِ گفتارِ تو و شعرِ شرربار تو بود آذر ۱۳۵۸ کاشانی
💠💠💠💠💠💠💠 💠 🚩 💠قاصد دشت کـــــربـــلا برکه ی سرخِ شفـق،دیده ی بیدارِتو بود ماه بر اوجِ فَلـــک ، عاشــق دیدارِ تو بود مُهرمِهری که به پیشانی تونقش گرفت شاهـدِ شوقِ تو ودیده ی خونبار تو بود قاصـدِ دشتِ بلا، درهمه اعصار وقرون خطبه ی خاطــره و لعلِ گهـــربار تو بود ننگ بانامِ پلیدش،همه‌سو هم‌سفراست آن سیه دل که دراندیشه ی آزار تو بود نـــرگسانِ فلـــکی ، لالـه به دامن ریزند که شفق شعله فشان،ازتنِ تب دارتو بود آن چه شدتیشه وبر ریشه ی بیداد نشست حنجـــرِشب شکــن و خنجـــرِ گفتار تو بود نازم آن خـواهرِ غمدیده که در دشتِ بلا خــود گـــرفتار، ولی یار و پـــرستار تو بود چلچـــراغی که برافــروختی از اختـــرِ اشک همه شب تابه سحر،شمعِ شبِ تارتو بود آن چه صـائـم به شبستانِ دلــم نـور فزود شمـعِ گفتـارِ تـو و شعـــرِ شــرربارِ تو بود https://eitaa.com/joinchat/2314535277Cf073001908 💠💠💠💠💠💠💠💠
💠💠💠💠💠💠💠 💠 💠پیشانی آفتاب پـیـشــانـــی آفتـاب داری ، آری در دیــده ی جان ، گـلاب داری آری گلنغمه ی نور از کلامت جاری ست سجـادی و عشــــق ناب داری آری ‌‌‌‌‌https://eitaa.com/joinchat/2314535277Cf073001908 💠💠💠💠💠💠💠💠
💠💠💠💠💠💠💠 💠128 🚩 قاموسِ عطش با فانوسِ لبانِ خشکِ تو و با رمــــــز و رازِ هستـــی در هم آمیخت، تو از زلالِ زمزمِ دوست سیــــراب شـــدی و شمشیرها از جاری خونِ تو، تو روی تاریخ را سپید کردی و شب با سیـاهـی پیمـان بست، هنگامی که خونِ شش ماهه ات آبیِ آسمان را گلگون کرد گلـــــــواژه‌ی شرف معنا شــد کـــــربــــلای تــــو سرخِ سرخِ سرخ بود وسپاهیانِ شب سیاهی در سیاهی تلّ زینبیه جبلِ نـــــــور است وهر وجب خاکِ کربلا کـــــوهِ طــــور، خـــــونی که ازگلــــویت تــراوید پیمانه ی هستی را لبریز کرد و چـــــراغِ خانـه‌ی آفتاب شــــد... 💠💠💠💠💠💠💠💠
به ساحت مقدس ماه بنی هاشم (دست های عشق) صفا به صفای تو غبطه می خورد و مروه زمزم مراد را جرعه جرعه به نام تو می نوشد دجله هنوز توفانی ست و از آسمان چشم فرات به یاد دست های با کرامت تو که با دست های عشق پیوندی نا گسستنی دارد باران اشک می تراود هنگامی که انتظار سکوت رمز آفرین حرم را شکست لب های لاله ها در عطش دیدارت شفق گونه شکفت و آن گاه از شرار خیمه ها دودمان شب پرستان دود شد اما تو... هماره ها را هماره ای آذر ۱۳۵۶ کاشانی https://eitaa.com/saemkashani
به پاس میلاد فرخنده ی سقای عشق حضرت ابالفضل طلوع عاطفه بنگر طلوع عاطفه از دستهای عشق از نای مهر یار بر آید نوای عشق تا بوسه گاه مهر، شود دست های ماه آید به جلوه ، شاهد گلگون ردای عشق در دامن شرافت و در خانه ی ولا بشکفت در سرور سحر ، چشم های عشق سقای عشق آید و با دست های سبز بر لاله های عاطفه ، فرمانروای عشق صائم بنوش ساغر هستی ، ز دست دوست ساقی نهد به ساحت میخانه ، پای عشق مهرماه ۱۳۶۳ کاشانی https://eitaa.com/saemkashani
*شعر آزاد* "کوچه سار کهکشان" دیشب که بارانِ چشمانم دامانِ خدا را خیس می کرد تو در کوچه سارِ کهکشان غزلواره ی مهتاب را مُرور می کردی من اشک هایم را به قندیلِ آه می آویختم تو چشم هایت را به مژگان ماه صائم کاشانی
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
23.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
استاد صائم کاشانی نشست ادبی کانون نشر فرهنگ اسلامی کاشان(۶بهمن ۱۴۰۴) https://eitaa.com/kanoon_nashr1364 https://eitaa.com/joinchat/492503237Cdcbf179a64