کباب مگسی
🌻🌻🌻🌻🌻🌻
راوی سردار صلاحی
🌺🌺🌺🌺🌺🌺
یکی از #پاتوق های شهید کاوه در مسافرت ها ، یک #غذا_خوری خیلی #قدیمی و درب و داغون بین جاده اسلام آباد غرب به #پلدختر بود، که در حقیقت یک اتاقکی بود و چند میز و صندلی داشت و بخاطر اینکه ظاهری معمولی و خیلی قدیمی داشت اکثرا هم کار و بارش کساد بود، و تنها مشتری پای ثابت این #کبابی شهید کاوه بود، یعنی نشد ما یکبار بریم اونجا و #کباب مگسی مشتری غیر از محمود و رفقاش داشته باشد.
اسمش رو از این بابت گذاشته بودیم کباب مگسی، چرا که همیشه یک لاشه #گوسفند جلو در کبابی اش آویزان بود که هر وقت میرفتیم سر تا پای لاشه گوسفند را، مگس ها گرفته بودند، نمیدانم روی چه حسابی بود ، ولی محمود به جز اونجا جایی غذا نمی خورد، یعنی همه رستوران های شلوغ و معروف رو رد میکرد و میگفت: بریم کباب مگسی، و اگر هم خودش نبود، توصیه میکرد غذای بین راه رو باید حتما در کباب مگسی بخوریم.
گمان میکنم به دو علت شهید کاوه آنجا میرفت و رفقا و همرزمان رو هم مشتری آنجا میکرد، یکی همین بود که غذا خوری خیلی داغون و میشه گفت: مخروبه ای بود و تمام گوشت هاش هم مگسی و آلوده بودند و کمتر کسی آنجا توقف میکرد و شهید کاوه قصد داشت کاسبی اون پیرمرد سالخورده بچرخه و جالب بود با دنیایی از مشغله ها و مشکلات و کارهای عدیده روی یک ریز جزئیاتی تمرکز میکرد که آدم بعد اینهمه سال حیران میماند چطور با آنهمه فکر و خیال و کارهای لشکر ، به این چیزها که آدم ها خیلی راحت از کنارش بی توجه رد میشوند ، دقت داشت و مطلب دیگر اینکه بالاخره هر چه که بود میدانستیم گوشت گوسفندی رو از همان دم درب که مگس ها را کیش میکرد و جلو خودمان میبرید و کباب میکرد جلو ما می گذاشت و غش معامله نمیکرد و برادر محمود همیشه میگفت، کباب مگسی هم لذیذ است و هم عزیز است و ما می خندیدم و بچه ها گاهی میگفتند آقا محمود اینها بهداشتی نیستند، چجوری بخوریم، میفرمود خیلی هم خوبه بخورید و شکر خدا کنید.
⭐️محمود کاوه ستاره طلایی⭐️
@safiremamreza