eitaa logo
@saghayebidast
29 دنبال‌کننده
7 عکس
0 ویدیو
3 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از داود تيموري
4_6044391085789151744.ogg
زمان: حجم: 602.1K
بنداول اي حسين فاطمه، نوكريَم كن قبول اشكِ چشمم رابخر، جان زهراي بتول دلِ من خوشه آقا، به همين عزاداري كه غلامْ سياهت رو، كني توخريداري ارباب حسين جان كن سفارش به علمدارت بنْويسه توليست اسم ماروهم عزادارت "توكشتيِ نجاتِ هرآدمي شفيعِ روزِجزاي عالمي"4 ياحسين مولا مولا،،، بنددوم تربت پاك توشد، بهترين خاك زمين جان زهراكربلا، قسمتم كن اربعين به امام رضاگفتم، تويِ مشهدالرضا برا اربعين امسال، براتم روكن امضا روزيمْ كن آقا تا پياده من بيام پيشت شايد زياد شه بين قلبم عشق وآتيشت "ميدونم آخرش منو ميبري اين گداي روسياهُ ميخري"4 ياحسين مولامولا،،، بندسوم گشته ذكرماهمه، نام صاحب الزمان عج قامت عالم شده، ازغم هجرت كمان ديده هاشده گريون، همه دررهت مولا دعاي فرج داره، به لب حضرت زهرا هردم خجالت مي كشيم ازروي تومهدي با معصيَتها كرديم آقا با تو بَد عَهدي مُنتقمِ حضرت زهرابيا عَجِّل عَلي ظُهورِك آقابيا يوسف زهرامولا،، عاصي
هدایت شده از داود تيموري
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
(من خرابه نشین شدم سرت به دامانم)4 سرت به دامانم... بنداول روی نیزه سر بابام2توی راه کوفه وشام2 دست بسته میدویدم2خون میومددیگه ازپام2 کتکم زدن باباجون2بدنم شده پراز خون2 باباجون ببین سه سالت2شده جسمش دیگه بی جون2 من خرابه نشین شدم... بنددوم چشمای توچرا بستس2پیشونیت چراشکستس2 چرا حرف نمیزنی با2دخترت که خیلی خستس2 من به حال اشک وزاری2بچه های شام به خواری2 میزدن وهی میگفتن2 تو دیگه بابانداری2 من خرابه نشین شدم... بندسوم حالاکه اومدی بابا2قسمت میدم به زهرا2 اگه خواستی باز بری تو2ببری سه ساله ات را2 طاقت سه ساله دختر2توبگو چقدر مگر2 که ببینه سر باباش2بریده شده با خنجر2 (من خرابه نشین شدم سرت به دامانم)4 سرت به دامانم...   عاصی
( دیار من و تو ) هر دم این پیک اجل هست کنار من و تو تا خزانی کند ای دوست بهار من و تو گر چه کوتاه بود راه اجل با تو و من لیک او بی خبر آید به شکار من و تو وقت مرگ تو و من زنگ وفات دگران سنگ هر قبر بود سنگ مزار من و تو دگر از دست قوی نیست خبر لحظه مرگ ز امر حق بسته شود پای فرار من و تو گر چه امروز سواریم بر این خاک ولی روز دیگر شود این خاک سوار من و تو نقشهایی که به دیوار و در شهر زدند معنیش این بود اینجاست گذار من و تو راه این قافله مرگ کجا ختم شود گر بپرسی همه گویند دیار من و تو یا علی(ع) گوی و دل از عالم فانی برهان تا بیاید به دم مرگ کنار من و تو روز محشر که خدا سنجش اعمال کند درصد مهر علی(ع) هست عیار من و تو عاصی از خانه حیدر قدمی دور مشو کز ازل بود چنین وعده قرار من و تو عاصی التماس دعا
( عمر ما ) نقش چو بسیار شد، بر در و دیوارها ناله برون شد بسی  از دل آوارها که ای بشر این عمر ما می‌گذرد همچو باد عکس تو و جسم ما خاک شده بارها زشت اگر چون منی می‌گذرد روزگار می‌گذرد گر شوی یوسف رخسارها گر تو چو قارون شوی یا که کنی سائلی مرگ نویسد تو را جزو  خریدارها یک کفن از مال تو بیش نیاید به حشر دل بکن ای بی خرد از  زر  و دینارها گر به گناهان ما دار حساب آورند حدس زنم بشکند پایه این دارها گر چه سه حرف خدا جان الفبای ماست نام علی(ع) می‌دهد جلوه به گفتارها گن نظری یا علی سوی من رو سیاه بی تو چه سازم من و محشر و این بارها تا که چو فرهادم و تیشه به دستم قلم داد زنم روز و شب بر سر بازارها عاصی درمانده ام ناله چه کس میکند لحظه نقش من و سینه دیوارها   عاصی بیت دوم و سوم از زبان دیوارها و آوارهاست
بیا ای دل تو دنیا را رها کن نگاهی بر شهنشاه و گدا کن بیا تا آنکه وقتی هست باقی نوازش بر ضعیف و بینوا کن ،،،،،،،،،،،،، ،،،،،،،،،،،،،،،،، نباشد در دل دنیا وفایی نماند از کسی جز رد پایی اگر خوبی که آن دنیا بهشت است و گرنه، جز جهنم نیست جایی ،،،،،،  ،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،، چه کشتی تا چه بار آید به بارت چه خواهی برد تا آید به کارت کفن تنهاترین چیز است با تو چه خواهی گفت بر پروردگارت ،،،،،،،  ،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،، بیا تا حال ای دل هر چه کردی اگر خورده است کار تو به دردی اگر با خلق بد کردی رضا کن که حق پرسد چه کردی با چه فردی ،،،،،،، ،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،، به دیوار و در عالم نوشته که حق الناس کردن کار زشته تو حق الله را با حق مردم مکن که جایگاه تو بهشته ،،،،،،،،  ،،،،،،،،،،،،،،،، بیا ای دل هوسرانی رها کن بیا خود را ز، زشتی‌ها جدا کن بیا برگرد جای اول خویش تو با این کار خود حق را رضا کن ،،،،،،،،  ،،،،،،،،،،،،،،   عاصی
دلا این چند روز عمر راهی پر خطر دارد حیاط خانه شیطان به ایمان تو در دارد نمیدانم چه رازی هست در امر سحرخیزی که حق بر ما نگاه دیگری وقت سحر دارد برای شکر خالق در سحرگاهان دمی برخیز دعایت بیشتر آن لحظه نزد او اثر دارد بیا ای غافل از صبح قیامت فکر رفتن باش که هرکس پا گذارد در جهان قصد سفر دارد مهیا کن برای محشر خود توشه ای، ای دوست که با دستان پر رفتن از این دنیا هنر دارد برد،از بین طوفان حاصل یکسال زارع را عمل حاصل دهد تا از هوی نفست حذردارد نداردمیوه ای چون بید،برخود سخت می لرزد خوشا آنکس که از نیکی درختی پر ثمر دارد ز حرفت تلخ کردی کام نا اهلان دنیا را حقیقت درکجا (عاصی) بیانی چون شکر دارد عاصي
( ایام درگذشت پدر یا مادر) خداوندا پناه و یاورم رفت صفای خانه بابا از برم رفت به درگاه تو دارم ناله یا رب چه زود آن سایه روی سرم رفت   عاصی
آتش و ضرب لگد با دَر چه کرد؟ دستهای بسته با حیدر چه کرد؟ خوب شد زینب ندیده  آن میان سُرخیِ مسمار با مادر  چه کرد آن هجوم دشمن بی رَحم، با آیه های سوره ی کوثر چه کرد؟ مادر سادات تا آمد به هوش دید،گشته غنچه اش پرپر چه کرد؟ گفت بابا کینه ها آتش شد و این شَرر بنگرکه  با دختر چه کرد دشمنش تا دید او در کوچه ها می شود بر همسرش یاور چه کرد؟ تازیانه.. هم  غلاف  تیغ  با بازوی آن بانوی اطهر چه کرد؟ شد ادا حق رسالت  اینچنین کَس نگفت آنجا که پیغمبر ص چه کرد؟ آتش ومسمار در شهر نبی ص کربلا شد نیزه و.. خنجر چه کرد؟ نیزه ها بر پیکر  خون  خدا خنجری بنشست بر حنجر چه کرد؟ شمر بود و جالسُ صدرک  حسین ع پیش چشم مادر وخواهر چه کرد؟   عاصی    
در خانه ام  آتش به پا كردند بابا در را لگد كوبيده  وا  كردند بابا پشتِ درِآتش گرفته بودم اي واي در پهلويم مسمار جا کردند بابا دشمن هجوم آوردو با آن ضربهٔ در شش ماهه محسن را فداكردند بابا مزد رسالت رامیان کوچه ها خوب باضربت سیلی  ادا کردند بابا باتازیانه،هم غلاف تیغ ،آن روز دستم زِ مولایم  جدا کردندبابا بی حُرمتیها بر علی ع و دختر تو آن مردمان بی حیا کردند بابا این دشمنی ها شدشروع و در ادامه آتش به پا در کربلا کردندبابا جسم عزیزانم به روی خاک بود و سَرهایشان برنیزه ها کردند بابا مانده سوالی گوشه ی ذهنم که اینها             با ما چرا اینگونه تا کردندبابا    عاصی
باور  نمیکردم  که  خاموشت  ببینم در نیمه های شب،کفن پوشت ببینم یا اینکه..دستت از کفن  بیرون  بیاید طفلان گریان را در آغوشت  ببینم   عاصی 
ميروي همسرم ازبَر من بوده اي يك تَنه ياورمن بي سِپَه ميشوم فاطمه گر كم شودسايه ات ازسرمن واي بايتيمان همه، واي دارم اين زمزمه ،واي ازغم فاطمه، واي ياعلي يازهرا3 تاكه شددستم ازكينه بسته پشت درپهلويت شدشكسته نيمه شب وقت غسل توديدم تازيانه به بازونشسته واي فاطمه داده جان،واي گشته حيدرنالان، واي ديده اش شدگريان واي ياعلي يازهرا3 شدكفن جسم پاكت شبانه ناله دارم زدست زمانه آمدي درجهان توبه شوكت پس چراميروي مخفيانه واي گشته حيدرتنها،واي وقت دفن زهرا ،واي آه وصدواويلا واي ياعلي يازهرا3 عاصي