۱۸ آذر ۱۳۹۹
انس با صحیفه سجادیه
#صحیفه_سجادیه_بصورت_بند_به_بند #دعا_بیستم_21 دعای سیدالساجدین (ع ) در مکارم اخلاق: 🔹اللَّهُمَّ صَلِّ
🤞بند 21 دعای بیستم صحیفه سجادیه
۱۸ آذر ۱۳۹۹
۱۸ آذر ۱۳۹۹
هدایت شده از انس با صحیفه سجادیه
#صحیفه_سجادیه_صفحه_ای
#صفحه_233
دعای #چهل_دو
🌹 دعای سیدالساجدین (علیه السلام )
" هنگام #ختم_قرآن "
◀️ کانال انس با #صحیفه_سجادیه
🆔 @sahife2
۱۸ آذر ۱۳۹۹
#صحیفه_سجادیه_بصورت_بند_به_بند
#دعا_چهل_دو_16
دعای سیدالساجدین(ع) " هنگام #ختم_قرآن " :
🔹 و بَيِّضْ وُجُوهَنَا يَوْمَ تَسْوَدُّ وُجُوهُ الظَّلَمَةِ فِي يَوْمِ الْحَسْرَةِ وَ النَّدَامَةِ ، وَ اجْعَلْ لَنَا فِي صُدُورِ الْمُؤْمِنِينَ وُدّاً ، وَ لَا تَجْعَلِ الْحَيَاةَ عَلَيْنَا نَكَداً . 🔹
🔸 و در آن روز كه هنگام حسرت و پشيمانى ظالمان و ستمكاران است و روزى است كه چهره ى آنان سياه مىگردد، صورت ما را #سپید گردان. و در قلب مومنين نسبت به ما محبت و دوستى قرار ده و زندگى را بر ما سخت و ناگوار مساز.🔸
#چهل_دو
◀️کانال انس با #صحیفه_سجادیه
🆔 @sahife2
۱۸ آذر ۱۳۹۹
۱۸ آذر ۱۳۹۹
#شرح
#دعا_چهل_دو_16
قسمت اول
🔴 این فرازی مربوط به قیامت است . تقاضا میکنیم که خدا ما را جزء #سپید رویان قیامت قرار دهد. این تعبیر و درخواست، تلمیح و بلکه تصریح به مضمون آیاتی از سورهی مبارکهی آل عمران است. آنجا وقتی خدای متعال میخواهد قیامت را تشریح کند، میفرماید: «يَوْمَ تَبْيَضُّ وُجُوهٌ وَ تَسْوَدُّ وُجُوهٌ؛ روزی که چهرههایی سپید، و چهرههایی سیاه گردد». آن روز چهرههایی روشن و نورانی و جذاب و پربهجت خواهد بود. این آیه حکایت از شکفتگی و نورانیت و زیبایی و جمال است. در نقطهی مقابل، آن روز چهرههایی سیاه، و به تعبیری کریه و زشت و عبوس و در خود خواهد بود. یکی از معانیای که در فارسی بر سپیدرویی تطبیق دارد، آبروداری است.
کسانی که آنجا بدبخت و بیآبرو و سیاهرو هستند، مورد عتاب و خطاب و سؤال و توبیخ قرار میگیرند و به آنها گفته میشود: «أ کَفَرْتُمْ بَعْدَ إيمانِکُمْ؛ آیا بعد از ایمانتان کفر ورزیدید؟». شما ایمان و نور فطری و عهد الهی داشتید؛ ولی برگشتید. حال که از نور ایمان برگشتید و به ظلمات کفر رفتید، این ظلمت در چهرهی شما آشکار شد. شما دارید چوب کفر خود را میخورید. آن کفر، اینجا به سوادالوجه تبدیل شده است و اینطور خود را نشان میدهد.
آیه بعد میفرماید: «وَ أَمَّا الَّذينَ ابْيَضَّتْ وُجُوهُهُمْ فَفي رَحْمَتِ اللَّهِ هُمْ فيها خالِدُونَ؛ و اما سپیدرویان همواره در رحمت خداوند جاویدانند». اما کسانی که چهرههایشان روشن و پرنور است، در رحمت الهی جاویدان هستند. همهی تأکیدها در این آیه کنار هم چیده شده و از این جهت خیلی بشارتآمیز است. این نور و روشنایی چهره، انعکاس حقیقت ایمانی آنها است. این وضعیت کسانی است که نور از چهرهی آنان تلألؤ میکند و تمام محیط را روشن میسازد. اینها در دنیا در پرتوی نور ایمان و فطرت خود سیر میکردند و این نور در قیامت منعکس میشود. آنجا نوری نیست، مگر از درون و باطن مؤمن. آیات زیبایی در قرآن کریم در مورد این مسئله آمده است. این نور از چهرهی آنان میتابد و پیش رو و یمین ایشان را روشن میسازد و آنها در نور خود راه پیدا میکنند و سیر میکنند و به آنها بشارت بهشت داده میشود.
👈 ادامه دارد ...
👤 استاد #حاج_علی_اکبری
#چهل_دو
◀️کانال انس با #صحیفه_سجادیه
🆔 @sahife2
۱۸ آذر ۱۳۹۹
#شرح
#دعا_چهل_دو_16
قسمت 2
🔴 حال حضرت (علیه السلام) میفرماید: «وَ بَيِّضْ وُجُوهَنَا يَوْمَ تَسْوَدُّ وُجُوهُ الظَّلَمَةِ فِي يَوْمِ الْحَسْرَةِ وَ النَّدَامَةِ»؛ به برکت قرآن، چهره و سیمای ما را #سپید و روشن کن در روزی که چهرهی ستمکاران تاریک و سیاه است. آن روز، روزِ حسرت و ندامت است. برای ظلمه و سیاهرویان، قیامت روز حسرت است. حسرت، یکی از سوزندهترین مراتب جهنم است. آنجا وضع خوب بهشتیان را میبینند. البته همهی زیباییها به ایشان نشان داده نمیشود، اما آن مقدار که به آتش کشیده شوند، به آنها نشان داده میشود و این جزء عذاب ایشان است. صدای آنان بلند میشود که: «أ لَمْ نَكُنْ مَعَكُمْ؛ آيا ما با شما نبوديم؟». خودشان میبینند که اینها همسایه و همکار و همکلاسی او بودهاند و حال در جمال و خوشی و خوبی هستند. این رویت، آنها را به آتش میکشاند. گاهی دو نفر که در یک وضعیت خانوادگی و درسی و ... بودهاند، بعد از مدتی به هم میرسند و یکی غرق در ثروت و امکانات و نعمت است و دیگری در حضیض ذلت و بدبختی و فقر و بیماری. حال در چنین وضعی اگر این به او نگاه کند، چه حال حسرتآمیز و سوزندهای است؟! این حسرت معمولاً در مقایسه شکل میگیرد، اما ندامت در مقیاس درونی شکل میگیرد و از درون او شعله میگیرد. گاهی انسان رفتاری را مرتکب میشود و عوارض آن که سراغ او میآید، پشیمان میشود. این ندامت هم جزء عذابها است. این دو نوع عذاب در قیامت وجود دارد. به همین دلیل قرآن آن را یکجا «یوم الحسره» و در جای دیگر «یوم الندامه» نامیده است. حسرت در مقایسه با دیگری و ندامت در مقایسهی خود با خود است.
دربارهی «ظَلَمه» هم قبلاً توضیح دادیم که این ظلم در امتدادی است که امیرالمؤمنین (علیه السلام) در نهج البلاغه تشریح کردند و گاهی ظلم به نفس، گاهی ظلم به غیر و گاهی ظلم به حق است. اگرچه ظلم به خود و ظلم به غیر، ذیل ظلم به حق میآید و اگرچه ظلم به حق و ظلم به غیر نیز ذیل ظلم به نفس میآید و تحریر میشود، اما از لحاظ موضوعی در سه محور تشریح شد. اینها است که آنجا حسرت و ندامت میآورد و تاریکی چهره و سیاهرویی بهجا میگذارد.
👈 ادامه دارد ...
👤 استاد #حاج_علی_اکبری
#چهل_دو
◀️کانال انس با #صحیفه_سجادیه
🆔 @sahife2
۱۸ آذر ۱۳۹۹
#شرح
#دعا_چهل_دو_16
قسمت 3
🔴 دو درخواست دیگر اینجا مطرح شده و این رفت و برگشت خیلی شیرین است: «وَاجْعَلْ لَنَا فِي صُدُورِ الْمُؤْمِنِينَ وُدّاً وَ لَا تَجْعَلِ الْحَيَاةَ عَلَيْنَا نَكَداً»؛ خدایا! برای ما در دلهای مؤمنان محبت قرار ده تا محبوب دلهای مؤمنان شویم. در این فراز سرمایهی بزرگی میخواهیم.
حضرت دست شما را گرفت و به قیامت برد و رفتار شما با قرآن کریم را در عرصهی قیامت به شما نشان داد که اگر با قرآن باشید، آنجا در چه وضعیتی هستید و چنانچه از قرآن جدا باشید، آنجا در چه وضعی هستید. سپس حضرت شما را به دنیا برمیگردانند و بیان میکند که همینجا باید از رهگذر زیست قرآنی جایی برای خود در دل مؤمنان باز کنید.
از کجا بفهمیم که خدای متعال ما را دوست دارد؟ چنانچه مؤمنان ما را دوست داشته باشند، میتوانیم به این نتیجه برسیم. این یک معیار است. البته مؤمن در مراتب خاص خودش معنا میشود و وقتی شما میگویید: «فِي صُدُورِ الْمُؤْمِنِينَ»، معنای اصلی آن مربوط به مؤمنی است که تمام ایمان معنی خود را از آن میگیرد. این تعبیر مؤمن در قرآن کریم در مورد حضرت علی و ائمهی اطهار (علیهم السلام) است که در قلهی ایمان هستند و همهی ایمان پایینتر از شخصیت ایشان قرار میگیرد و تعریف میشود. این ایمان از آنجا در دل سایر مؤمنان در مراتب پایینتر صادر میشود و انعکاس پیدا میکند. صاحب القلوب و مقلب القلوب، خودِ خدای متعال است که دلها همه به دست او است. اینکه دلها به چه کسی اقبال کند و از چه کسی ادبار، در هندسهی ولایت الهی تعریف میشود. اگر شما در چرخهی ولایت الهی توانستید راهی به دل اولیا بیابید، توانستهاید ذیل نام مقدس ولی خودتان را تعریف کنید. قرآن کریم میگوید: «اللَّهُ وَلِيُّ الَّذينَ آمَنُوا؛ خداوند دوست و سرپرست مؤمنان است». این چه زمانی ممکن خواهد بود؟ وقتی که زیست و فکر و رفتار و اخلاق جنابعالی نزد خدای متعال محبوبیت پیدا کند. اگر خدای متعال کسی را پسندید، به فرشتگان خودش که تحت ولایت تامهی او هستند، میگوید این انسان را دوست داشته باشید.
در این باره روایتی بسیار شیرین از پیامبر عزیزمان نقل شده است که فرمودند: «إِذَا أَحَبَّ اللهُ الْعَبْدَ، قَالَ لِجِبْرِیلَ: قَدْ أَحْبَبْتُ فُلَانًا فَأحِبَّهُ، فَیُحِبُّهُ جِبْرِیلُ، ثُمَّ یُنَادِی فِی أَهْلِ السَّمَاءِ: إِنَّ اللهَ قَدْ أَحَبَّ فُلَانًا فَأَحِبُّوهُ، فَیُحِبُّهُ أَهْلُ السَّمَاءِ، ثُمَّ یُوضَعُ لَهُ الْقَبُولُ فِی الْأَرْضِ»؛ وقتی خدای متعال بندهای را دوست دارد، به جبرئیل میگوید: من فلانی را دوست دارم، پس او را دوست بدار. جبرئیل نیز او را دوست میدارد و در بین اهل آسمان ندا میدهد که خدا فلانی را دوست دارد، پس او را دوست بدارید. فرشتگان نیز او را دوست میدارند و محبت و قبول او در بین اهل زمین قرار داده میشود.
👈 ادامه دارد ...
👤 استاد #حاج_علی_اکبری
#چهل_دو
◀️کانال انس با #صحیفه_سجادیه
🆔 @sahife2
۱۸ آذر ۱۳۹۹
#شرح
#دعا_چهل_دو_16
قسمت 4
🔴 این مطلب از وجود مقدس صاحب صحیفهی مبارکه در زیارت رفیعی که به #زیازت_امین_الله مشهور است و یکی از برترین مناجاتها و جامعترین دعاها در کسوت زیارت است، در آن فهرست سیزدهگانه از درخواستها در قالب «مَحْبُوبَةً فِي أَرْضِكَ وَ سَمَائِكَ» بیان شده است.
حال برای شما سؤال مطرح میشود که چگونه ممکن است بندهای محبوب حضرت حق شود که پیوست آن محبوبیت در بین فرشتگان و اولیای الهی و محبوبیت در زمین و بین مؤمنان است؟ البته وقتی از «أَرْضِكَ» و در بین ناس سخن میگوییم، منظور در بین مؤمنان است. اما از مردم که بگذریم، زمین اهالی دیگری هم دارد و این شخص محبوب اهل الارض میشود و دریا و صحرا او را دوست دارد. این انسان وقتی روی زمین راه میرود، زمین لذت میبرد و هر قطعهای از زمین که قدم میگذارد، به قطعههای دیگر پز میدهد و میگوید امروز فلان مؤمن از اینجا عبور کرد. اگر این بنده سوار هواپیما شود، از هر بخش آسمان که عبور کند، آن قسمت لذت میبرد. رازِ این قضیه چیست؟ راز مطلب آن است که همهی اینها مسبّح و مقدّس و مکبّر و مهلّل هستند و مشغول تسبیح و ذکر. مؤمن هم معدن ذکر است؛ لذا بین اینها سنخیت وجود دارد. محبوبیت در بین اهل الارض طبق این قاعده است. بین انسان مؤمن و مخلوقات، ارتباط خاص و عجیبی برقرار است که بر مدار همین سنخیت است. یک گل در دست مؤمن چه میکند یا مؤمن وقتی از کنار درخت عبور میکند، درخت چه استفادهای میکند و مؤمن چه بهرهای میبرد. لذت لحظهلحظهی زندگی مؤمن در این عالم قابل توصیف نیست؛ زیرا در محیطی زندگی میکند که با او هماهنگ است و نهتنها تنافری ندارد، بلکه از او استقبال میکنند.
قرآن کریم، هندسهی محبوبیت نزد خدای متعال را برای من و شما تبیین کرده است. چه کنیم تا نزد خدای متعال و اولیا و فرشتگان و اهل ایمان محبوب شویم؟ رازش را قرآن کریم در سورهی مبارکهی مریم (سلام الله علیها) بیان کرده است و امام در این جمله از صحیفه سراغ همان آیه میرود. صحیفه ترجمان عرشی قرآن کریم است. «و اجعل لنا فی صدور المومنین ودّاً» در قرآن به این صورت آمده است: «إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَيَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمَنُ وُدَّا؛ كسانى كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كردهاند، بهزودى [خداى] رحمان براى آنان محبتى [در دلها] قرار مىدهد». عبارت «سَيَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمَنُ وُدَّا» خیلی شیرین است. جالب آنکه از ظرف محبت اسمی برده نمیشود. وُد به معنای محبت داغ شده است و نمیدانم در فارسی چطور ترجمه میشود. شاید در فارسی اسمش را عشق بگذاریم. خودِ خدای متعال دست به کار میشود و برای کسی که ایمان آورده و عمل صالح انجام داده است ـ اجتماع حُسن فعلی و فاعلی دارد ـ وُد قرار میدهد. در آیات قرآنی شرح داده شده است که چگونه میتوان به مقام ایمان و عمل صالح دست یافت.
👈 ادامه دارد ...
👤 استاد #حاج_علی_اکبری
#چهل_دو
◀️کانال انس با #صحیفه_سجادیه
🆔 @sahife2
۱۸ آذر ۱۳۹۹
#شرح
#دعا_چهل_دو_16
قسمت 5
🔴 پس «وَ اجْعَلْ» در صحیفه یعنی به وسیلهی قرآن، ما را محبوب دلهای مؤمنان قرار ده. اینجا به ظرف محبت اشاره نشده است. مظروف که وُد است، کجا قرار میگیرد؟ خودش ظرفِ خودش را معرفی میکند. امام سجاد (علیه السلام) اینجا به ظرف اشاره میکند و از صدور المؤمنین میگوید. در دل جن و انس و سایر آفریدههای خدای متعال این محبت قرار داده میشود. از معجزات آیات است که مطلب را باز گذاشته است. سین در «سَيَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمَنُ ودّاً» به معنای تأکید و حتمیت است و به معنای مستقبل نیست؛ بلکه نقدِ نقد است. البته میشود آن مستقبل را هم معنی کرد؛ اما سلیقهی ما به سینِ تأکید میرود. این محبت اثر وضعی ایمان و عمل صالح است و صبر نمیخواهد. هر رتبهای از ایمان که به دست آورید و هر زیوری از اخلاق الهی را جان شما بگیرد و هر جلوهای از عمل صالح که به لطف خدای متعال از شما ساطع شود، یکی از پاداششهایش محبوبیت است. لذا سین اینجا به معنای تأکید و تحقق است. در قالب مضارع ریخته شده است؛ یعنی هرچه تو بیایی، من با تو هستم و هرچه جلو آمدی، دریافت کن.
امام سجاد (علیه السلام) در صحیفهی سجادیه ذیل این تجلیات قرآنی، عالیترین مرتبهی وُد را تقاضا کرده است. عالیترین جایی که این وُد در آن قرار میگیرد، صدور مؤمنان است. دلهای مؤمنان به قلب ولی الله الاعظم متصل است و اگر دقیقتر معنا کنیم، این صدر، دلهای ولی الله است و از آنجا در دلهای سایر مؤمنان نازل میشود. اگر قلب ولی الله الاعظم که قلب عالم امکان است، متوجه کسی شود و به چشم محبت به او نگاه کند، این محبت در تمام مراتب هستی جاری میشود که گشایش و حظّ و بهجت و البته رنج جسمی و مجاهدت و تلاش و تلخیهای دنیوی در مقام صبر و چالش و درگیری درونی و بیرونی نیز دارد. اما همهی اینها در دایرهی خاصی تعریف میشود که حلاوت دارد و شیرین است. خدای متعال این حلاوت را در پوستههایی از تلخیها قرار داده است. اساساً دستیابی به این محبت الهی در پوستهای از مکاره و تلخیها و سختیها و نامرادیها است؛ اما اینها برای مؤمن شیرین است و حلاوت دارد. اگر این جام تلخ هم باشد، چون از دست او گرفته میشود، شیرین است.
در چنین صورتی حتی اگر شمشیر روی گلو باشد، میگوید: «إلهِى رِضًى بِقَضائِکَ؛ اى خداى من، راضى به قضای تو هستم». سختتر از این، ماجرای حضرت علیاصغر (علیه السلام) است. جالب است که زینب (سلام الله علیها) شاهد مباشر اول است و در برابر آن تاریکی محض میگوید: «مَا رَأَیْتُ إِلَّا جَمِیلًا جز قشنگی ندیدم». مرحوم عمان سامانی در قصیدهای این قسمتها را آورده است و وقتی به حضرت علیاصغر میرسد، قاطی میکند! معلوم است که این قصیده اشراقی است. عمان در آن شعر میگوید خداوند ندا داد که اگر چیزی هست، بده. ناگهان صدای علیاصغر به گوش میرسد که میگوید: من هستم. در جای دیگر هم گویا حضرت سیدالشهدا (علیه السلام) توقفی کردهاند و در حیرت هستند که چه کنند. آنجا هم باز پیک میآید و میگوید طفلت نزد ما است. البته من این مطلب را جای دیگری ندیدهام.
غرض آنکه تقاضای وُد ابعادی دارد و نقطهی مقابل آن عیش تاریک کثیف پلید در ظلمات متعفن و محیط کفر و ظلم و گناه است. «وَ لَا تَجْعَلِ الْحَيَاةَ عَلَيْنَا نَكَداً» به همین اشاره دارد. مؤمن چنانچه در رنج و قبض و بسط باشد، به لحاظ باطنی در گشایش و فتح است. اما کافر در هر شرایطی، نَکَد و شومی دارد و اگر میخورد یا لذت میبرد، حالش بد است و از خودش متنفر است و نمیداند دیگر چه خاکی بر سر خود کند. اگر جلوی او هم چیزی بریزند، مانند یک حیوان است و سرش در آخور است.
👤 استاد #حاج_علی_اکبری
#چهل_دو
◀️کانال انس با #صحیفه_سجادیه
🆔 @sahife2
۱۸ آذر ۱۳۹۹
#دعا_چهل_دو_16
( خداوندا در آن روز كه چهره ى ظالمان سياه مىگردد- در روز حسرت و پشيمانى - صورتهاى ما را #سپید و نورانى گردان) (و بيض وجوهنا يوم تسود وجوه الظلمه فى يوم الحسره و الندامه).
(براى ما در دلهاى مومنان مودت و محبتى قرار ده) (و اجعل لنا فى صدور المومنين ودا).
(و زندگى را بر ما دشوار و سخت مگردان) (و لا تجعل الحياه علينا نكدا).
#چهل_دو
◀️کانال انس با #صحیفه_سجادیه
🆔 @sahife2
۱۸ آذر ۱۳۹۹