#داستان_نماز
🌼 [یکی از مراجع بزرگ شیعه #شیخ_مرتضی_انصاری دهها سال مستأجر بود.] یکی از مقلدین ایشان قبل از سفر حج پولی را نزد شیخ آورد و گفت:
🌸 این مبلغ را از مال خمس داده و خالص تقدیم شما می کنم تا با آن خانه ای بخرید و از مستأجری راحت شوید». شیخ آن پول را پذیرفت.
🌼 آن شخص بعد از سفر حج به خدمت شيخ انصاری رسید و پرسید: «خانه خریدید؟» شیخ گفت: «آری» و او را به کنار مسجدی برد
🌸 و گفت: «این #مسجد را با پولی که داده بودی بنا کردم.» آن شخص گفت: «من آن پول را برای خانه داده بودم، نه مسجد.»
🌼 شیخ جواب داد: «چه خانه ای بهتر از این مکان مقدس که در آن عبادت خدا می شود؟ اگر از دنیا کوچ کنم، این خانه باقی و ثابت است و به کسی منتقل نشده و خرید و فروش نمی شود.
🌸 [یعنی من به جای خانه خود ، خانه خدا ساختم که همیشه برای خودم میماند، به ورثه منتقل نمی شود و در عوض خدا خانه ای ماندگار در بهشت به من عطا میکند.]
🌼 آن مسجد هنوز در شهر نجف باقی و به مسجد تُرک یا مسجد شیخ انصاری معروف است.
📖 شرح مکاسب ، ج ۱ ، ص ۱۳۰.
📒@sahifeh_Et
#معارف_ذکر_های_نماز
💠 عن حمّاد بن عثمان: خَرَجَ أبو عَبدِ اللهِ عليه السلام مِنَ المَسجِدِ و قَد ضاعَت دابَّتُهُ، فَقالَ: لَئِن رَدَّهَا اللهُ عَلَيَّ لَأَشکرَنَّ اللهَ حَقَّ شُکرِهِ.
💠 قالَ: فَما لَبِثَ أن اتِيَ بِها، فَقالَ: #الحَمدُ_للهِ.
💠 فَقالَ لَهُ قائِلٌ: جُعِلتُ فِداک، أ لَيسَ قُلتَ: لَأَشکرَنَّ اللهَ حقَّ شُکرِهِ؟!
فَقالَ أبو عَبدِ اللهِ عليه السلام: أ لَم تَسمَعني قُلتُ: الحَمدُ للهِ؟
🌷 حمّاد بن عثمان: #امام_صادق عليه السلام از #مسجد بيرون آمد. ديد که مرکبش گم شده است. فرمود: «اگر خدا آن را به من بازگردانَد، خداى را چنان که حقّ سپاسگزارى اوست، سپاس خواهم گفت».
🌷 طولى نکشيد که آن را آوردند. امام عليه السلام فرمود: «همه ستايش ها و سپاس ها، خداى را».
🌷 گويندهاى گفت: فدايت شوم! مگر نفرمودى: «خداى را چنان که حقّ سپاسگزارى اوست، سپاس خواهم گفت»؟!
امام صادق عليه السلام فرمود: «مگر نشنيدى که گفتم: #الحمدلله ، همه ستايش ها و سپاس ها، برای خدا ؟».
📖 بحار الأنوار، ج 71 ، ص 33.
👌 طبق روایات دیگر اگر کسی خالصانه بگوید الحمدلله ، خداوند از او می پذیرد که از همه نعمت های او تشکر کرده است.
📒@sahifeh_Et
#نماز_خوبان | دعای امام حسن علیه السلام هنگام ورود به مسجد
🍀 ابن شهراشوب در كتاب «مناقب» مى گويد: #امام_حسن عليه السلام چنين بود كه هرگاه #وضو مى گرفت بندهاى بدنش مى لرزيد، و رنگ مباركش زرد مى شد،
💠 وقتى علّتش را از آن حضرت سئوال كردند، فرمود:
سزاوار است هر كس كه در پيشگاه الهى حضور پيدا مى كند لرزه بر اندامش افتد، و رنگش زرد گردد.
🍀 و هنگامى كه كنار در #مسجد مى رسيد سر خود را به سوى آسمان بلند مى كرد و مى گفت:
إلهى ضَيْفُكَ بِبابِكَ، يا مُحسنُ قَدْ أَتاكَ الْمُسي ءُ، فَتَجاوَز عَن قَبيح ما عِندي بِجَميلِ ما عِنْدَك يا كريم.
💠 پروردگارا! ميهمان تو درِ خانه ات ايستاده است، اى نيكوكار بنده گنهكارى نزد تو آمده است، به خوبى هاى خودت از بديها و زشتيهاى من درگذر، اى بزرگوار بخشنده.
📚 ترجمه کتاب نفیس القطره ، قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام ، جلد ۱، صفحه ۴۳۹.
📒@sahifeh_Et
#داستان_نماز | رفتار عجیب یک فرمانده نظامی
🥀 روزي مالك اشتر از بازار كوفه مي گذشت. در حاليكه عمامه و پيراهني از كرباس بر تن داشت. مردي بازاري بر در دكانش نشسته بود و عنوان اهانت، زباله اي (كلوخ) به طرف او پرتاب كرد.
💧 مالك اشتر بدون اينكه به كردار زشت بازاري توجهي بكند و از خود واكنش نشان دهد، راه خود را پيش گرفت و رفت.
🥀 مالك مقداري دور شده بود. يكي از رفقاي مرد بازاري كه مالك را مي شناخت به او گفت:
- آيا اين مرد را كه به او توهين كردي شناختي؟
مرد بازاري گفت: نه! نشناختم. مگر اين شخص كه بود؟
💧 دوست بازاري پاسخ داد:
- او مالك اشتر از صحابه معروف امير المؤمنين بود.
همين كه بازاري فهميد شخص اهانت شده فرمانده و وزير جنگ سپاه علي عليه السلام است، از ترس و وحشت لرزه بر اندامش افتاد.
🥀 با سرعت به دنبال مالك اشتر دويد تا از او عذرخواهي كند. مالك را ديد كه وارد مسجد شد و به نماز ايستاد. پس از آنكه نماز تمام شد خود را به پاي مالك انداخت و مرتب پاي آن بزرگوار را مي بوسيد.
💧 مالك اشتر گفت: چرا چنين مي كني؟
بازاري گفت: از كار زشتي كه نسبت به تو انجام دادم، معذرت مي خواهم و پوزش مي طلبم. اميدوارم مرا مورد لطف و مرحمت خود قرار داده از تقصيرم بگذري.
🥀 مالك اشتر گفت: هرگز ترس و وحشت به خود راه مده! به خدا سوگند من وارد #مسجد نشدم مگر اينكه درباره رفتار زشت تو از خداوند طلب رحمت و آمرزش نموده و از خداوند بخواهم كه تو را به راه راست هدايت نمايد.
📚 بحارالانوار ، ج 42 ، ص 157.
👌مالک اشتر چون نمازش را خوب اقامه می کرد، قدرت کنترل خشم پیدا کرده بود. همچنین برای بخشش و هدایت دیگران نماز اقامه می کرد.
╭❀🕊🌼🍃❀╮
📒@sahifeh_Et
╰❀🍃🌼🕊❀╯
#داستانک؛ امشب تو مسجد محل ما خبراییه
🌙🌙🌙🌙
به پسرم میگم :
امشب حتما بیا مسجد
میگه مگه امشب تو مسجد خبریه ؟
گفتم: بله
گفت: چه خبریه؟
گفتم: روایت داریم پیامبر عزیزمون فرمودند:
« کسی که توی تاریکی شب به مسجد بره، در روز قیامت همراه نورهای درخشانی که در پیشاپیش او در حرکتند قدم خواهد برداشت»
منبع: (شهابالاخبار، ص 178)
🌹🌹🌹🌹🌹
#نماز
#مسجد
#حدیث
#متن_نمازی
✨✨✨✨✨
📒@sahifeh_Et