این سکوتم از رضایت نیست، غم که زیاد
میشود، آدم را ساکت میکند.
یک مشت امید تکهتکه شده از زمین
برداشتم و تکاندم و سوزن به دست، به
یکدیگر پینه زدم. این چیزها گران است،
هزینه دارد، هزینهاش شاید باشد
پنج شش سال یا حتی بیشتر، عمر ناقابل؛
به این راحتیها از دستش نمیدهم.
«به چی فکر میکنی؟ چاییت یخ کرد.»
کاش فقط چای بود، اینروزها زندگیام
یخ کرده. دلم آغوش میخواهد، آغوش گرم.
خدایا اگر این صدای ما به شما میرسد لطفا
رسیدگی کنید؛ اگر میشود خودتان بغلم
کنید، من بغل شما جا میشوم.
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
اردیبهشت را دوست دارم.
روزی روزگاری، ساهي.
ایتا همش پرتم میکنه بیرون، به اینجا http://ble.ir/sahichannel پناه بردم.
بخاطر روانی بودن ایتا
مجبورم بله باشم.
دوست داشتید بیاید اونور.