سَــجدهٔ آخـر؛)
من یاد تورا سجده کنم ای صنم اکنون برخیز و بیا؛ خود بتِ بت خانه من باش*
تو مهم بود بمانی که نماندی رفتی
جان که باید برود سخت به من چسبیده
-| #لاادری
سَــجدهٔ آخـر؛)
لا طاب لنا العیش؛
دلم، گهوارهٔ غمهایِ عالم
ز مشرق تا به مغرب تاب میخورد!
سَــجدهٔ آخـر؛)
سی و پنج شب
ای برادر غم عشق آتش نمرود انگار
بر من این شعله چنانست که بر ابراهیم
شهیده دهه نودی که شهادتش را پیش بینی کرد
شهادت: دهم فروردین ۱۴۰۵ محل اصابت۱۳ آبان شهر ری
شهیده مهسا اکبری دختری از خانواده ۴ نفره پدر و مادر و یک خواهر کوچکتر
نسیم خنک میوزید همچنان زودتر از برادر احمدی رسیدیم حتی زودتر از تیم های بحران ،انگار نه انگار که ۵ روز بچه ها خونه نرفتن و استراحت نکردن.....
پیرمرد هراسان و خسته نزدیک اومد،پرسید :دخترم تیم هلال احمر نمیان؟ ما پیکر شهیدمون رو میخوایم ببینیم فهمیدم خانواده یکی از همین شهدای محله هستن باهاشون صحبت کردیم و مسئله رو براشون هماهنگ شدیم ...
از مرد میانسال پرسیدم خانواده همه شهید شدن ؟گفتن: نه فقط نوه بزرگم شهید شده و نوه کوچکم جانباز ،پدر و مادر هر دو از ناحیه سر و صورت مجروح .راستی دخترم مادر مهسا، توی ماشین نشسته ممکنه کمک کنید سوالی دارن .... فهمیدم خانواده شهیده مهسا اکبری هست ایشون .عجیب از روز اول عکس شهیده عزیز توی ذهنم دائم مرور میشد ،لحظه ای نمیتونستم فراموشش کنم تا اینکه امروز با روایت این شهیده روبرو شدم ...
رسیدمبه ماشینی که مادر اونجا بود دیدم آقایی کنارشون نشستن که از ناحیه سر و صورت به شدت مجروح شده، متوجه شدم پدر شهید هست ،از من خواستند تا معراجشهدا همراهیشونکنم توی مسیر پدر کاملا ساکت بود حتی صدای نفس کشیدنشون هم شنیده نمیشد مادر که در سکوت بود با جمله من که ازشون پرسیدم پدر شهیده از نظامیان بودن به خودشون اومد و پاسخ داد نه ،پدر مهسا شغلش آزاده ،ادامه داد..... پدر مهسا هیئتی بودن ولی فرصت نمیکردن در بسیج و فعالیت های اینطوری شرکت کنن ...اما ....
سَــجدهٔ آخـر؛)
شهیده دهه نودی که شهادتش را پیش بینی کرد شهادت: دهم فروردین ۱۴۰۵ محل اصابت۱۳ آبان شهر ری شهیده مهسا
مهسا جان رفقای هیئتی و بسیجی داشت حتی قبل از شهادت حضرت آقا یه دعوت نامه داشت و امام رو در دیدار مردمی از نزدیک دیده بود وقتی اومد خونه به من گفت مادر جان یه عکس قشنگ از من بگیر اگه شهید شدم عکس داشته باشم و اگر میبینی اینطور آروم هستم در اوج مصیبت! فقط به خاطر اینه که من سهم خودم رو به امام حسین(ع) هدیه کردم ...اینجا بود که دختر دهه نوی ما در روز تولدش شهید شد و من با حسرت تمام به حال این مادر و جایگاه این دختر نوجوان غبطه خوردم،
خادمه شهیده حسینه امام حسن مجتبی علیه السلام که راه صد ساله را یک شبه رفت!
یکساعت بعد خبر دادند که پیکر شهیده عزیز با زحمات و تلاش های همکارانم در بهشت زهرا فوری شناسایی شده و بایستی خانواده معزز برای انجام امور تغسیل و تکفین به بهشت زهرا مراجعه کنن.
او چه کرده بود که ما مدعیان ،بعد از عمری هنوز درک نکردیم !!
#شهید_جنگ_تحمیلی