🚩 کلام شهید...
جنگـــ معامله با خداست، خدا خریـــدار، ما فروشنــده، سند قــــرآن، بهــاء بهشت
#سردار_شهید_حسین_خرازی🕊
💠 @sajdeh63
🚩 سنگر خاطره...
وسط عملیات...!
زیر آتیش...!
فرقے براش نداشت؛
اذان کہ مےشد،
میگفت: من میرم موقعیت اللّه...
#سردار_شهید_حسین_خرازی🕊
#نماز_اول_وقت📿
💠 @sajdeh63
🚩 کلام شهید...
سعی مان این باشد ڪہ خاطره شهدا را در ذهنمان زنده نگهداریم و شهدا را به عنوان یڪ الگو در نظر داشته باشیم ڪہ شهدا راهشان راه انبیاست و پاسداران واقعی هستند ڪہ در این راه شهـید شدند...
#سردار_شهید_حسین_خرازی
💠 @sajdeh63
🚩 سنگر خاطره...
وسط عملیات...!
زیر آتیش...!
فرقے براش نداشت؛
اذان کہ مےشد،
میگفت: من میرم موقعیت اللّه...
#سردار_شهید_حسین_خرازی
#نماز_اول_وقت📿
💠 @sajdeh63
🚩 #سنگر_خاطره
لباس هایش کهنه کهنه شده بودند. هر چه بچه ها اصرار می کردند که لباس نو بگیر، قبول نمی کرد. میگفت: این لباس ها هنوز جون دارن! مسئول حمام لشکر میگفت: خیلی وقت ها که می ره حموم؛ چند دقیقه می شینه تا لباساشو که شسته خشک بشه؛ دوباره همونا رو می پوشه و می ره!📚پیک افتخار ۳۸ ؛ ص ۵
#سردار_شهید_حسین_خرازی
💠 @sajdeh63
🚩 #سنگر_خاطره
حاج حسین میخواست بره فاو، ماشین رو برداشت و رفت. ساعتی بعد دیدم پیاده داره بر میگردد... گفتم: چی شده؟ چرا نرفتی؟ ماشینت کو؟ حاجی گفت: داشتم رانندگی میکردم که اطلاعیهای از رادیو پخش شد. مثل اینکه مراجع تقلید فرمودند: رعایت نکردن قوانین راهنمایی و رانندگی حرامه! منم یک دستم قطع شده رانندگی کردنم خلاف قانونه! تا این حکم شرعی رو شنیدم ماشین رو زدم کنار جاده و برگشتم یه راننده پیدا کنم منو تا فاو ببره...
#سردار_شهید_حسین_خرازی
💠 @sajdeh63