eitaa logo
افکار و زندگی انسانی خوابآلوده
73 دنبال‌کننده
117 عکس
5 ویدیو
0 فایل
راستی ! اگر دلتون خواست غرغر کنید ، چیزی بگید ، گله ای بکنید من اینجام و خوشحال میشم باهاتون صحبت کنم: https://daigo.ir/secret/92015026590 https://abzarek.ir/service-p/msg/2509955
مشاهده در ایتا
دانلود
بزارید از امروز تا به حال بگم و برم سراغ ادامه ی درسا خب روزها معمولا با بیدار شدن توی صبح شروع میشن و امروز من هم مثل بقیه ی آدمی زادها با بیدار شدن حوالی پنج صبح بعد از چهار ساعت خواب باکیفیت(؟)شروع شد ، اول صبح بیشتر از هرچیزی فرو رفتن توی اعماق تختم رو میخواستم ولی خب؟مجبور بودم بیدار باشم ، یسری ریزه کاری(انشا نوشتن)از کارای دیروز مونده بود که میخواستم تا دیر نشده انجامش بدم ، بعدم که باید لباس های چروکی که آخر شب شسته بودم رو اتو میکردم ، دیدم دارم از بی خوابی بیهوش میشم پس چایی عزیزم اومد که من رو نجات بده ، خلاصه جونم براتون بگه که مرور درسهام و این حرفها و بدو بدو رفتم مدرسه ، با دوستای دلقکم مواجه شدم و زنگ اول با هندسه گذشت ، زنگ تفریح همه در حال حرص خوردن برای امتحان زنگ بعد بودن و زنگ موعود فرا رسید ، با استرس عجیب و غریب و هزاربار پاک کردن و دوباره نوشتن و نامطمئنی از نتیجه برگه رو علی رغم میلم تحویل دادم ، زنگ سوم و چهارم هم به درس های دیگه گذشت ، گذشت و گذشت تا زنگ آخر رسید نوبت تحویل برگه ها شد ، اینطوری بود که سر هر برگه ای که صحیح میکرد یه ساعت طول میداد و کلی نچ نچ میکرد ، خلاصه بعد از هزار ساعت کلی اضطراب یکی درمیون یا حسین ، یا ابوالفضل گفتن و ۱۰۰ صلوات نذر کردن برگه ی منم با نمره ی ۲۰ داده شد و از اعماق قلب یه نفس راحت کشیدم و اضطراب ناعزیز آغوشمو ول کرد بدو بدو بیا خونه ، لباساتو عوض کن و خونه رو تمیز کن بعد از ناهار خوردن و یکم توی این تخته جعبه گشت و گذار کردن و صحبت با آنه ی عزیزم به دوست نداشتنی ترین قسمت روز رسیدیم که باید شروع میکردیم و درس های آوار شده رو سرم رو بازسازی میکردیم این وسطا چند تا لیوان چایی و شام درست کردن ، غرغر و اهنگ های کریستال کستلز و مانسکین اومدن کمک ، الانم به مرحله ی تزئینات خونه و محکم کاری آخرش رسیدیم البته خبرها میگن فردا دوباره قراره زلزله بیاد و همه چیز رو سرم آوار شه ولی خب من دیگه توی بازسازی خونه استاد شدم ، بعدشم قراره به اعماق تختم فرو برم و به وعده ای که اول صبح به خودم دادم عمل کنم تا یه روز نرمال و خسته کننده دیگه خدانگهدارتون
آری ادمی زادهای عزیزم یکساعته دارم دنبال اهنگ میگردم بفرستم😀
وای ، من رو به سال ۱۴۰۲ برگردونید خواهش میکنم
افکار و زندگی انسانی خوابآلوده
بزارید از امروز تا به حال بگم و برم سراغ ادامه ی درسا خب روزها معمولا با بیدار شدن توی صبح شروع میشن
روز منم خاکستری بود.خاکستری با رگه های نورانی و زرد و طلایی.شبیه همون آسمون ابری که عکسش رو فرستاده بودی و نور از بین ابرا رد شده بود. امیدوارم بتونم فردا رو بهتر رنگش کنم و ایده هایی که دارم رو سازمان دهی کنم شبتون بخیر.خوب بخوابید🖤🌟
افکار و زندگی انسانی خوابآلوده
روز منم خاکستری بود.خاکستری با رگه های نورانی و زرد و طلایی.شبیه همون آسمون ابری که عکسش رو فرستاده
تو واقعا توی منحصر بفرد توصیف کردن همه چیز و جون دادن و نور بخشیدن به واژه هایی و در این مورد عالی ای ، فردا یه روز مرتب تر و به مراتب خوش رنگ تره ، نورها بیشتر میتابن و خوشحالی رو به اعماق وجودت میارن عزیزدلم و غم و سختی ها از بین نمیرن اما ازارت هم نمیدن شبت به قشنگی قلب مهربونت آنه ی عزیزم🫂
خودم میدونم چقدر مرتبطن