افکار و زندگی انسانی خوابآلوده
برای خوابآلوده عزیزم 💞
واییی مرسییی😭😭، خیلی ممنونم واقعا ، خیلیییی قشنگهه😭😭🫂🫂🫂
هدایت شده از 𝑨𝒔𝒕𝒓𝒐𝒂𝒄𝒐𝒓𝒅 ˖ ࣪ ་ ★
فامینور، آرامش درونت نیاز به کمک داره. دوباره زندش کن.
افکار و زندگی انسانی خوابآلوده
فامینور، آرامش درونت نیاز به کمک داره. دوباره زندش کن.
خوابش میاد؟صرفا میتونم بخوابم
وای سلامم خوشگل خانومی که الان اومدییی😭😭
خوش اومدی عزیزدلم ، قدم سرچشم ما گذاشتی خانم شماره ۷۶ عزیزم❤️😭
۷۷ تا انسان مهربون نازبلااا!
خوش اومدی خوشگل خانوم شماره ۷۷ ، بغل محکم از راه دور برای شما
امروز؟
بیاید براتون تعریف کنم ، امروز هم مثل دیروز یه روز نرمال دیگه بود
دیشب با کلی ذوق و امید از اینکه شماها اینجایید به خواب عزیزم سلام و روزم رو تموم کردم
حوالی ساعت پنج و نیم صبح با صدای جیغ و داد و دعوای گربه های توی کوچمون از خواب پریدم(انقدر خوابم سبکه که فقط خدا میدونه)که البته دستشون درد نکنه خلاصه اول صبح با یه خوابآلودگی وحشتناک جزوه ی تاریخ رو برداشتم و علی رغم نفهمیدن بازم چیزایی که به زور حفظ کرده بودم رو مرور کردم و چندتا ریزه کاری و بدو بدو برو مدرسه ، اتفاقای امروز مدرسه هم خلاصه میشه تو حرص خوردن ، ۲۰ ، دلقک بازی(من فقط نشسته بودم نگاهشون میکردم و زیرلب نچ نچ) نصحیت های فراوان ، نقاشی کردن کل دستم به همراه هزارتا نوشته ، فحش دادن زیرلبی به معاون ، شنیدن اعتقادات سیاسی🚮بچه های مدرسمون ، معلم بی اعصاب و نفس راحت موقع زنگ آخر
بدو بدو پاشدم اومدم خونه و بعد توجه به معده ی سوراخ شده ام ، هول هولی لباسامو پوشیدم و بدو بدو برو اون آموزشگاه خراب شده(کلاس زبانم)بعد از یک ساعت و نیم تحمل شکنجه با تلفظ های درست و تکلیف انجام شده ، آروم و اسوده راهی باشگاه شدم و بعد از کشته شدن به وسیله ی تمرینات گرامی ، با عضله ی گرفته شده ، کمری که درد میکنه و بدن کوفته برگشتم خونه ، با همون لباسا توی تخت فرو رفتم با صدای غرغر مامانم پاشدم
الانم که یه خونه ی نامرتب ، شام و ناهار درست نشده و یه کوه درس آوار شده روی سرم انتظارم رو میکشن
از این طرف بدن خسته و مشتاق خوابم داره داد میزنه و عمیقا دلم براش میسوزه ، خلاصه جونم براتون بگه که قراره چایی بیاد نجاتم بده و برم دوش بگیرم ، از اون طرف برم سراغ کارام که ایشالا تا دو تموم میشن
مثل همیشه دفترچه ای که باید غرغرامو بشنوه و برفی ای که بغلش کنم
اهنگای کریستال کستلز و مانسکین هم که همیشه حامی و کمک کننده بودن
شب و روزتون خوش نازبلاترین آدمی زادهای جهان
منم هنوز نصف تاریخم مونده(بدون مرور)
اینکه روزم چه طور بود رو ترجیح میدم نگم.شما فرض کنید بستنی خوشمزتون از دستتون افتاده زمین.ببخشید.دارم خیلی ناامیدبازی درمیارم.سعی می کنم اگه شرایط همراهی کنه آنه ی امیدوار و پرنشاط بمونم.
امیدوارم که روز خوبی رو سپری کرده باشید و شب آرومی داشته باشید
افکار و زندگی انسانی خوابآلوده
منم هنوز نصف تاریخم مونده(بدون مرور) اینکه روزم چه طور بود رو ترجیح میدم نگم.شما فرض کنید بستنی خوشم
وای منم کل فارسی و تمرینای ریاضیم
ناامید بازی؟به قول خودت همه ی نسخه ها بخشی از ما هستن و تو حق داری هر وقت بخوای بیای و غر بزنی و از روزت شکایت کنی
همیشه که قرار نیست همه چی خوب باشه
هر وقت دوست داشتی بیا برام تعریف کن چیشده و باهم درموردش فکر کنیم یا اگر خواستی غصه بخوریم اگر هم دوست نداری هیچ هیچ اشکالی نداره فقط خودت رو اذیت نکن
هرکاری خواستی میکنیم و لازمه بگم من انه ی ناراحت و ناامیدوار رو به اندازه ی انه ی امیدوار و پرنشاط دوست دارم و باهاش دوستم
بغل محکم و کلی ارزوهای خوب برای تو عزیزدل من