سلام رفیق😍
روزتون بخیر☘
وما دوباره سبز میشویم جان من....
سبز تر از هزار بهار🌸🌿🍀
#سلام_رفیق
@salamRafigham
ارتباط با ادمین @Nogaray
#همینالانیهویی 🌻
نگران حرف مردم نباش
♥️...خدا...♥️
پرونده ای را که مردم
مینویسند ,نمی خواند..
شبتون بخیر🌹🌹
#سلام_رفیق
@salamRafigham
ارتباط با ادمین @Nogaray
کلیک کنید
🔴 فکر های خوب بکارید✅ 🔴
فکر هم بذر دارد و می شود آن را کاشت, کاشتن بذر اولین قدم است...😍
بعد باید آن را آبیاری کرد و مواظب بود که کمبودی نداشته باشد.🌱🌱
بدیهی است که نباید هر روز خاک را کنار زد و نگاه کرد که حال دانه چطور است.❌
باید به خاک اعتماد داشت!!!!🌳🌴
#سلام_رفیق
@salamRafigham
ارتباط با ادمین @Nogaray
کلیک کنید
#خاطره_داستانک
یادم میاد اوایل که دانشگاه قبول شده بودم، از نتیجه قبولی راضی نبودم.😔 دانشگاه توی شهر خودم نبود و باید هر روز به خاطر دو ساعت کلاس، پنج ساعت توی راه میبودم. 😥
یه روز موقع برگشت با اخم سوار اتوبوس دانشگاه شدم، صندلی ها برای اضافه وزن و دست و پای درازم زیادی تنگ بود. اتوبوس مختلط بود و من هم تازه از دبیرستان فارغالتحصیل شده بودم و عادت به شنیدن جیغ و داد و توی سر هم زدن دختر پسرا نداشتم! تقریبا همه چیز برای ناراضی بودن نسبت به شرایط و موقعیت برام فراهم بود. من عصبانی بودم و البته یکم ناامید از بهبود وضعیت.😓 حوصله ی دوباره کنکور خوندن نداشتم.حوصله ی سربازی رفتن هم نداشتم و قاعدتاً باید با همین شرایط کنار میومدم.😒
صندلی کناریم پسری نشسته بود. اون هم جدید الورود بود. راضی به نظر می رسید. ظاهر مذهبی ای نداشت. مشغول نوشتن بود. چشمم به عنوان متنش افتاد. نوشته بود:« نامه ای به امام زمانم»🥰. کنجکاو شدم. سر صحبت رو باهاش باز کردم. گفت که داره با امام زمان عهد میبنده که این چهار سال لیسانسش رو جوری درس بخونه که به کار امام زمان بیاد😍. جمله ای که گفت حقیقتا روم تاثیر گذاشت، البته نه اون رجبعلی خیاط بود و نه من اهل تغییرات یهویی، اما من رو از اون حالت ناراضیای که نسبت به خودم و شرایطم داشتم درآورد. بعد از اینکه این رو گفت یکم معذب شد، شاید پیش خودش فکر کرده بود که نباید از عهد بستنش حرفی میزده و ریا کرده.😐 دیگه تا آخر مسیر بینمون سکوت بود (البته این که هندزفری توی گوشم بود هم بی تاثیر نبود). 😶
اون پسر داشت از معنای آرامش بخشی صحبت می کرد. اون داشت از #جهت_دادن میگفت. انگار کاری نداشت که تا قبل از این چی شده و میتونست به جای قزوین الان توی تهران درس بخونه، تمرکزش این بود که حالا با چیزی که هست و امکاناتی که داره چه کار هایی میتونه انجام بده. برای همین آروم و مطمئن بود.😌😌💪💪
#سلام_رفیق
@salamRafigham
ارتباط با ادمین @Nogaray
کلیک کنید
سال نو چون کتابی نا نوشته است،
قلم در دست توست
و فرصتی است که...
داستانی زيبا برای خودت بنويسی.
دیروزت را چه نوشتی؟
امروز چه می نویسی؟
و فردا چه خواهی نگاشت؟
التماس تفکـــــــــر 🤔
🌹#سلام_رفیق
@salamRafigham
ارتباط با ادمین @Nogaray
کلیک کنید
زمان:
حجم:
421.8K
مامان چرا بیرون از خونه آرایش نمی کنی؟🙄
بببین مامانای دوستامو😐
آخه یه کم خوشگل گشتن چه اشکالی داره😅
#آرایش
#حجاب
#سلام_رفیق
#هداجهان
@salamRafigham
ارتباط با ادمین @Nogaray
برای بودن در کنار ما 😊کلیک کنید