داستان توطئه ای پس از غدیر💕
1⃣ پس از سخنرانی پیامبر در روز عید غدیر، ایشان دستور داد که دو خیمه ی جداگانه زیر درختان بر پا شود که در یکی رسول الله و در دیگری امیرالمومنین بنشینند.🌺🌺
ابتدا مسلمانان وارد خیمه ی پیامبر شده و به عنوان قبول و اقرار ولایت و امامت، با پیامبر دست بیعت دهند و سپس به خیمه ی امیرالمؤمنین بروند و سه کار انجام دهند:
اول این که بیعت کنند.
دوم این که 《السلام علیک یا امیر المؤمنین 》بگویند. 🙋♂
سوم این که این مقام بزرگ را به امیرالمؤمنین علیه السلام تبریک بگویند.🌹
اولین افراد مومنی که دستور پیامبر برای بیعت با امیرالمؤمنین را انجام دادند: مِقداد و سلمان و ابوذر بودند. عده ای از منافقین هم برخاستند و با لبخند به سمت امام رفتند و با ظاهری خوشحال بیعت کردند ولی وقتی از خیمه دور می شدند در حالی که شعله های کینه در دلشان زبانه می کشید گفتند: هرگز تسلیم او نخواهیم شد.❌
بیعت کردنِ این جمعیت صد و بیست هزار نفری، سه روز به طول انجامید.😯
مردان بیعت کردند. پیامبر دستور دادند زنان مخصوصا همسران خود پیامبر هم بر علی علیه السلام با عنوان امیرالمؤمنین سلام کنند و تبریک بگویند و بیعت کنند.👳♂
البته برای بیعت زنانِ نامحرم به دستور پیامبر ظرف آبی آوردند و پرده ای بر روی آن زدند بطوری که زنان در آنسوی پرده دستِ خود را در آب قرار می دادند و امیرالمؤمنین در سوی دیگر دست خود را در آب می گذاشت.🧕
در این شلوغی، باز گروهی از منافقین برای فرار از بیعت از سرزمین غدیر خارج شده و به سمت دیگری حرکت کرده و تا جُحفه رسیده بودند که پیامبر دستور داد آنان را برگردانند و با خشم دستور داد که بیعت کنند.🥷
در حالی که افراد با ایمان و همه ی مردم، بدون چون و چرا بیعت کرده بودند آن ها با بی شرمی از پیامبر سوال کردند: آیا این امر از طرف خدا و رسول اوست؟(یعنی تو از جانب خودت می گویی و می خواهی خلافت را بعد از خود در خانواده خودت و به دست پسرعمویت که دامادت نیز می باشد بِدَهی تا به فرزندان دخترت و نوه هایش به ارث برسد) پیامبر پاسخ داد: آیا چنین امر و مسئله بزرگی بدون امر خداوند و از غیر خدا امکان دارد؟ پیامبر ادامه داد: بله این امر از طرف خدا و رسولش است که علی امیرالمومنین شود.
در این هنگام آنان بیعت کرده و رفتند.🚶♂🚶♂
✨معجزه الهی در غدیر:
در آخرین ساعات روز سوم، فردی به نام حارث فهری با دوازده نفر از اصحابش نزد پیامبر آمد و گفت:
ای محمّد سه سوال از تو دارم:
🌟۱. آیا شهادت به یگانگی خداوند و پیامبری خود را از جانب پروردگارت آورده ای یا از پیش خود گفتی؟
🌟۲. آیا نماز و زکات و حج و جهاد را از جانب پروردگار آوردهای یا از پیش خود گفتی؟
🌟۳.آیا اینکه درباره علی بن ابی طالب گفتی از جانب پروردگار بود یا از پیش خود گفتی؟
رسول خدا در جواب هر سه سوال فرمودند: خداوند به من وحی کرده است و جبرئیل واسطه بین من و خدا است و من اعلان کننده ی پیام خدا هستم و بدون اجازه پروردگارم خبری را اعلام نمیکنم.
حارث گفت: خدایا اگر آنچه محمّد میگوید حق است و از جانب توست، سنگی از آسمان بر ما ببار یا عذابی دردناک بر ما بفرست.🪨☄🌪
همین که سخن او تمام شد و به سمت اثاثیه ی خود به راه افتاد، سنگی از آسمان بر او فرود آمد که از مغزش وارد شد و او را خونین و مجروح کرد و همان جا بر زمین افتاد و کشته شد. بله ماجرای اصحاب فیل جلوی دیدگان ۱۲۰ هزار نفر در غدیر تکرار شد.😯🙈
پیامبر فرمود: آیا دیدید؟ گفتند: آری. فرمود: آیا شنیدید؟ گفتند: آری.
فرمود خوشا به حال کسی که ولایت او را بپذیرد و وای بر کسی که با او دشمنی کند.
با این معجزه بر همگان مُسَلّم شد که این کار و ماجرای غدیر یک فرمان الهی است و از طرف خداست.☘
❣️Join
@salamRafigham
تغییر
وقتی زندگی مسیرش را به سمت دشوارتر شدن عوض میکند، شما به سمت قویتر شدن تغییر مسیر دهید...
When life starts heading toward hardships, you start heading for a more powerful character.
#انگیزشی
#سلام_رفیق
❣️Join
@salamRafigham
زمان:
حجم:
569.5K
#سوال_نوجوونامون
✨ چرا در ایران دست دزد رو قطع
نمی کنن؟
#قطع_دست_دزد
#سلام_رفیق
#هداجهان
ارتباط با ما @Nogaray
@salamRafigham
برای بودن درکنار ما اینجا
کلیــــــــــک کنیـــــ💚ـــد〰🤩
داستان توطئه ای پس از غدیر
2⃣ کاروان که از غدیر بیرون آمد بعد از یک روز و شب راه پیمودن، به کوه هَرشا (هرشی) رسید. رد شدن از کوه هرشی بسیار سخت بود چون گردنه ها و پرتگاه های خطرناکی داشت. به همین دلیل مردم نمی خواستند بالای کوه بروند بلکه کوه را دور می زدند و به طرف دیگر آن می رسیدند. اما پیامبر به دلایلی قصد داشت که از بالای کوه برود.🗻🗻
منافقین که نقشه های خود را از بین رفته می دیدند توطئه ی شوم و وحشتناک جدیدی طراحی کرده بودند و این بار نقشه ی قتل رسول الله بود.❌
آنان برای عملی ساختن نقشه ی خود، تصمیم گرفتند در تاریکی شب پشت صخره ها پنهان شوند و پیامبر را در یکی از پرتگاه ها به پایین پرتاب کنند و یا با شمشیر حمله کنند و بکشند.
پیامبر که به وسیله جبرئیل از حضور منافقین در کوه و نقشه قتل منافقین با خبر شده بود، سوار بر شتر به همراه دو تا از یارانش به نام عَمّار و حُذَیفه در حال گذر از کوه بودند. به دستور پیامبر، حُذیفه با شمشیر جلوی شتر راه می رفت و افسار شتر را در دست داشت و عمار در حالی که شمشیر خود را آماده در دست داشت از پشت سرِ شتر می آمد و شتر را هدایت می کرد.🐪
منافقین از قبل، ظرف هایی را پر از شن و سنگ کرده بودند و مخفی شده بودند؛ وقتی پیامبر به نزدیکی مخفیگاه آنان رسید، این ظرف ها را به طرف شتر و زیر پاهای او غلطاندند تا شتر بترسد و بِرَمَد و پیامبر را بیندازد و پیامبر به پرتگاه پرت شود.
با این کارِ آنان نزدیک بود شتر رَم کند ولی پیامبر با صدای بلند فرمود: حرکت مکن و آرام بگیر که جای نگرانی نیست🌹.
✨ ناگهان شتر به قدرت الهی به سخن در آمد و به زبان عربی فصیح و واضح گفت: یا رسول الله تا زمانی که شما بر پشت من نشسته ای دست از پا خطا نمی کنم و از جایم تکان نمی خورم.🐪
توطئه گران به خیال اینکه شتر ترسیده، به طرفش هجوم بردند تا بیشتر بترسد و پیامبر را برزمین بزند که حُذیفه و عمار با شمشیر به آنان حمله کردند و منافقین که در یک لحظه نقشه خود را خنثی شده دیدند مجبور به فرار و پنهان شدن در بین سنگ ها و تاریکیِ کوه شدند.⛰
حُذَیفه از پیغمبر خدا پرسید: این ها چه کسانی هستند؟ پیغمبر فرمود: منافقین در دنیا و آخرت.❌
حُذَیفه گفت: آیا گروهی را نمی فرستی تا آنان را بکشند؟
پیامبر فرمود: خداوند به من دستور داده فعلا آنان را افشا نکنم و دوست ندارم مردم بگویند: او کسانی از قوم و اصحابش را به دین خود فرا خواند و آنان پذیرفتند و با کمک آنان جنگید و بر دشمنانش پیروز شد و سپس آنان را به قتل رساند.
ای حذیفه خداوند در کمین آنان است. پروردگار مهلت کمی به آن ها داده پس از آن به عذاب سختی دچارشان خواهد کرد.
حذیفه گفت: یا رسول الله این منافقین چه کسانی هستند؟ آیا از مهاجرینند یا از انصار؟
پیامبر آنان را یک به یک برای او نام برد. از شنیدن نام بعضی از آن ها تعجب کرد و دوست نداشت آن ها جزء این افراد منافق باشند.
حضرت متوجه این حال او شد و فرمود : ای حذیفه گویا در بعضی از این افراد شک گردی؟
در این هنگام به آسمان اشاره ای نمود و برقی تابید و فضا را مانند روز روشن نمود. حذیفه و عمار تمامی آن چهارده نفر را دیدند و شناختند. چند نفر از آنان از قریش و چند نفر از انصار بودند.♨️
❣️Join
@salamRafigham
1.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یه لحظه ملائک رو سورپرایز کرد😂
نکته اخلاقی : در نماز حضور قلب داشته باشیم😉
❣️Join
@salamRafigham
راز تغییر در این نیست که انرژی تان🌱 را برای مبارزه با خود قدیمی تان استفاده کنید، بلکه باید انرژی خود را بر روی ساختن خود جدیدتان😃 متمرکز کنید . . .
#ویتامینه
❣️Join
@salamRafigham
داستان توطئه ای پس از غدیر
3⃣ هنگام طلوع فجر موقع اذان صبح، پیامبر همراه با حذیفه و عمار که از کوه رد شده و از طرف دیگر کوه به سمت پایین آمدند. وضو گرفتند و منتظر کاروان حُجاج شدند زیرا باید از روی زمین، کوه را دور زده و به آنان برسند به همین علت دیرتر به سمت دیگر کوه می رسیدند.🗻
آن عده چهارده نفره از منافقین نیز مخفیانه از کوه پایین آمده و در کناری جمع شدند.👥👥
با آمدن کاروان، نماز جماعت صبح بر پا شد و آن گروه در بین جمعیت مردم رفتند و پشت سر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم با جماعت نماز خواندند.☘
بعد از نماز پیامبر فرمود: چه شده است که عده ای در کعبه هم پیمان شده اند که اگر خدا محمد را بمیراند یا کشته شود، امر خلافت را به اهل بیتش باز نگردانند؟
آن چهارده نفر متوجه مقصود حضرت شدند و ترسیدند ولی به روی خود نیاوردند. با این سخن، آنان فهمیدند که رسول خدا از عهد و پیمانی که مخفیانه بر زبان جاری کرده اند و نوشته و زیر خاک در کعبه مخفی کرده اند خبر دارد.🧏
بعد از مدتی از نماز که کاروانیان متفرق شده و آماده حرکت بودند، پیامبر آنان را طلب کرد و گفت که شما بودید که شب گذشته در پی انجام نقشه قتل من بودید؟!🥷
اما آنان اقرار نکردند بلکه قسم دروغ یاد کردند که چنین کاری نکرده اند. در این هنگام یک بار دیگر آیه ۷۴ سوره مبارکه توبه نازل شد و از دروغگویی این افراد خبر داد.
مدتی که گذشت نبی ّ خدا مشاهده کرد که این گروه در حال صحبت و نجوا با هم هستند. پچ پچ می کنند و نقشه می کشند. حضرت برای این که از فتنه های بعدی ِ آن ها جلوگیری کند دستور داد که هیچ کدام از کاروانیان نباید با بیشتر از یک نفر دیگر صحبت کند و هیچ سه نفری حق ندارند برای حرف های پنهانی و سِرّی با هم جمع شوند.❌
به هر حال کاروان به سمت مدینه به راه افتاد. بعد از هَرشی به اَبواء رسید که قبر حضرت آمنه سلام الله علیها آنجاست. زمانی که رسول خدا شش ساله بود همراه مادر برای دیدار با اقوام به مدینه رفته بود که در راه بازگشت، آمنه سلام الله علیها از دنیا رفت و در ابواء دفن شد.
حالا بعد از سالها پیامبر بر سر قبر مادر آمده و آن را تمیز نمود و خود را به قبر چسبانید و زیارت کرد. مدتی نشست و گریه نمود. مسلمانان نیز قبر مادر پیامبرشان را زیارت کرده و عرض ادب نمودند و از گریه غم انگیز پیامبر بر سر مزار مادر، متاثّر شدند.😔
قافله ی حُجاج دوباره به سمت مدینه راه افتاد. در بین راه به روستاها و قریه ها و شهرها می رسیدند و هر کدام به شهر و دیار خود می رفتند و خبر بزرگ و مهم غدیر و ولایت امیرالمومنین را به امت اسلامی می رساندند.🗣
پیامبر و همسفران حج در ۲۵ ذی الحجه به نزدیکی مدینه رسیدند. نبیّ خدا وقتی از دور مدینه را دید سه مرتبه تکبیر اَللّهُ اَکبر سر داد و فرمود: خدایی جز الله نیست، او یگانه و بی همتاست. پادشاهی و حمد برای اوست و بر هر چیزی قادر است. باز می گردیم در حالی که تائِب و عابِد و ساجِد و شاکِر پروردگارمان هستیم، خدا به وعده اش وفا کرد و بنده اش را یاری نمود و همه ی گروه ها را به تنهایی فراری داد.✨🌟
❣️Join
@salamRafigham