💠 خاطرات تبلیغ تهران
بخش ششم
جمعیت مردمی که میان موکب، الحمدلله روز به روز داره بیشتر میشه
شب شام غریبان تقریبا ١۵٠ نفر جمعیت حاضر در مراسم بود حدود ٢٠٠ تا شام و حدود ١٠٠٠ تا شربت پخش کردیم
برای خیلیها این مدل هیئت و موکب، جالبه. احساس میکنم این مدل خیابونی توی این دورهای که متاسفانه برخیها از مسجد و حسینیه جدا شدن، یه مدل بیمرز و حصاره که مخاطب به راحتی میتونه باهاش ارتباط بگیره
شب شام غریبان بعد برنامه سخنرانی، یه نوجوان رفته بود پیش سخنران و گفته بود سه شبه داره با مادربزرگ و مادرش میاد و تو مراسم شرکت میکنه. گفته بود: اولین بار تو عمرمونه که هیئت شرکت میکنیم! و چقدر جذب صحبتها و کلیپها و... شده بود
به سخنران گفتم اگه تنها بهرهمون از ده شب موکبداری، همین یه مورد باشه که یکی رو با هیئت و امامحسین ع آشنا کردیم، برای دنیا و آخرتمون بسه
دیگه تقریبا همه کارهای موکب رو روال افتاده. هر شب یکی دو تا معمم کار گفتگو رو انجام میدن. برای بچهها، کتاب نقاشی تهیه شده و یه گوشه میشینن و رنگآمیزی میکنن. پذیرایی از عصر شربته و از سر شب خانومها میان و چایی و شیرینی و گاهی میوه و... هم پخش میکنن. الحمدلله با همکاری خانومها، هر شب شام هم داده میشه
از اول تو ذهنمون این بود که فقط دهه اول رو تهران مستقر باشیم، اما وقتی جمعیت مردم و بازخوردهایی که نشون میدن رو و اصرار خانومهای همکار موکب رو میبینم، نمی تونم اجازه بدم کار موکب تموم بشه
و لذا تصمیم گرفتیم دهه دوم رو هم تا ایام تشییع آقا به کار موکب ادامه بدیم و برای تامین نیروش با طلبهها و اساتید ارتباط گرفتم
ادامه دارد...
صالحون
💠 خاطرات تبلیغ تهران
بخش هفتم
از اول میشد حدس زد که تبلیغ محرم امسال، با تبلیغ سالهای قبل فرق میکنه؛ و همین طور هم بود و البته در عین سختیهای فراوان، بسیار شیرین بود.
اولین اتفاق، همون روز اول بود که موکب قبلی رو شهرداری جمع کرد و مجبور شدیم خودمون یه موکب راه بندازیم. شاید باید همون روز میفهمیدیم "سالی که نکوست از بهارش پیداست"
سرپاکردن موکب تو یه شهر دیگه و جور کردن وسایل مورد نیاز، خودش یکی از مراحل سخت کار بود. یه مقدارش از قم، یه مقدارش از سه مسجد اطراف، یه مقدارش از خود شهرداری، یه مقداری هم وسایل شخصی
بعد سرپا شدن موکب، کار طاقت فرسای دیگه، جابجایی هر روزه وسایل موکب به انباره. هر روز، کارمون اینه که وسایل موکب را از انباری طبقه ١- پارکینگ ساختمان روبروی موکب تو ماشین بذاریم و بیاریم بالا و آخر شب هم دوباره همه رو به انباری منتقل کنیم. با اینکه پنج شش نفری این کار رو میکنیم اما خیلی انرژی پاش میذاریم و واقعا کار سختیه. ماشین زبون بسته، به اندازه یک وانت، هر روز بار میریزیم توش، البته اینجوری بیمه امام حسین ع میشه ان شاء الله و براش خوبه☺️ البته بماند که روز تاسوعا، مجبور شدم از ولنجک تا میدون آزادی، ماشین پژوی یکی از طلبه ها رو که صبح برای زیارت رفته بود کهف الشهدا و صفحه دیسکش خراب شده بود و کنار خیابون مونده بوده بود رو یدک بکشم که اونجا دیگه فک کنم غول مرحله آخر برای پراید بیچاره بود.
جدای از سختیهای روتین روزانه، یه روزایی حوادث غیر مترقبه داریم؛
مثلا یک روز دیدیم یه ماشین مستقیم درِ موکب پارک کرده و هیچ شماره تماسی هم نداشت، هر چی صبر کردیم صاحبش نیومد، به پلیس هم گزارش دادیم ولی گوشی رو جواب نمیداد، همه رفقا حالشون گرفته شده بود؛ ولی ظاهرا خدا می خواست امتحانمون کنه تا متوجه بشیم کار دست خودشه، تقریبا مراسم شروع شد که صاحبش بالاخره آمد🤬
یه روز دیگه، اون کسی که صندلیها رو با زنجیر قفل میکرد و کلیدش دستش بود، مفقود الأثر شده بود و هر چی تماس میگرفتیم در دسترس نبود. گفتن احتمالا فراموش کرده و رفته مراسم بیت رهبری. با خودمون گفتیم احتمالا اون شب همه باید رو پا بایستن. یکی آمد و گفت من فرز دارم و می تونم قفل رو ببرم، ما هم گفتیم بیا، به ضررش میارزه. آمد و قفل رو برید، البته بعدش فهمیدیم بنده خدا، سمت دیگه زنجیر رو با نخ به موکب بسته بوده😐
دیشب هم اوج کار، نبود میکروفون بود. دستگاه و بلندگو داشتیم و لپتاب رو با بلوتوث بهش وصل کرده بودیم که صوت کلیپها رو پخش کنه، ولی برای زیارت عاشورا و سخنرانی، میکروفون رو پس گرفته بودن و میکروفون نداشتیم. فیلم زیارت عاشورا رو دانلود کردیم و پخش کردیم، اما سخنرانی رو کاریش نیمشد کرد. چند دقیقه قبل شروع سخنرانی، یه میکروفون جور شد که اونم سوکتش به دستگاه نخورد. دیگه نامید شده بودیم و گفتیم اعلام کنیم که امشب سخنرانی نداریم؛ که یکی از رفقا یه ایده داد. گفت بیا با گوشیت به "بله" متصل شو، تو لپتاب بله رو بیار بالا و صداش رو پخش کن. عجب سخنرانیای شد، صدای خودم رو با چند ثانیه تاخیر میشنیدم. برای اینکه حواسم پرت نشه، یک گوشم رو گرفته بودم که بفهمم چی دارم میگم😵💫 خلاصه سخنرانی تاریخیای شد
ادامه دارد...
⚠️ ماشین حمل پیکر شهدا، مسير حدود ١٠٠٠ متری را در عرض ٢.۵ ساعت طی کرده. آن وقت برخی عزیزان دلخورند که چرا شروع حرکت، از شرق تهران نبوده است!
🔺 به جای اینکه بتوانید برای مردم جا بیاندازید که به علت عظمت جمعیت عاشقان امام شهید، امروز آنچه مهم است، حضور در خیابان و اتصال به خیل تشییع کنندگان است، چه در کوچه پس کوچههای شرق، چه در میدان آزادی، همین را هم تبدیل به عرصه اختلاف و غُر زنی کردید
🔺اف بر شما که به اسم خيرخواهی، شیرینی این شکوه و عظمت را به کام همه تلخ می کنید. اف بر شما!
🔸 انصافا مدیریت این تشییع با این سیل عاشقان دست مریزاد دارد
🆔 eitaa.com/salehoun
14.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 #گزارش_تصویری
🔰 فعالیت موکب انصار ولایت
🔸 دهه اول و دوم ماه محرم
🔹 تهران، فلکه اول صادقیه
✍️ الحمدلله تونستیم ٢٠ شب، خیمه عزای حضرت اباعبدالله الحسین و یارانشون رو تو ایام عزا و تشییع امام شهیدمون، در فلکه اول صادقیه تهران بپا کنیم. کلی خاطره و تجربه برامون داشت.
دم همه رفقایی که پای کار بودند، گرم🙏
🆔 eitaa.com/salehoun
🥀 حس کودکی را دارم که چشم انتظار بازگشت پدرش از مسافرت است و خواب به چشمش نمیآید
🥀 چند ساعتی است جایش در ایران خالی است
🆔 eitaa.com/salehoun
💠 قدردان مسئولین دلسوز نظام هستم
🔸 در این ایام، سختترین آزمونها بر مسئولین کشور میگذرد؛
🔹 خدا را شاکریم مسئولینی داریم که چه در ایام جنگ چهل روزه و چه در ایام سکوت صحنه نبرد، با اینکه بالاترین تهدیدها نسبت به جانشان وجود داشت و بعضا به جانشان تعرّض شد، حتی یک استعفا یا فرار از سوی مسئولین رده بالای نظاممان نداشتیم. تا پای جان ایستادگی کردند و این جز به لطف ایمان قلبها و اجتماع حول ولیّ جامعه اتفاق نمیافتد
🔸 بنا به مصالحی که ما از آن هیــچ نمیدانیم، تصمیم گرفتند دشمن را پای میز مذاکره بکشانند و با اینکه بزرگترین تهمتها را در پشت و جلوی رویشان به آنها گفتند، اما زبان گفتن اسرار باز نکردند و خون دل فرو بُردند
🔹 گرچه توقع داشتیم تمام قد برای اجرای حرف ولیّ جامعه کمر همّت می بستند، اما انگ بیایمانی و بیتقوایی و خیانت به آنها نمیزنیم؛ چون میدانیم که ظرف وجودی افراد متفاوت است و همه در مسیر کسب تجربه و رشد هستیم
🔸 در عین حال که به آنچه گفته شد، اعتقاد راسخ دارم؛ لکن خود را همچون همگان، مواجه با امر ولیّ جامعه نیز میبینم که فرمودند مردم در کنار رهبری، متوقّعند که در صورت تحقق نقض شروط مذاکرات، ادامه روند مذاکرات بی فائده است.
🔹 به عنوان یک ایرانی؛
به غیرتم بر میخورد که قاتل امامم و قاتل سرداران کشورم، دهان نجس خود را به توهین به مسئولین و مردم این کشور باز میکند
به غیرتم بر میخورد که اکنون او استراتژی «یک در مقابل بیست» را استفاده می کند
به غیرتم بر می خورد که خط ریلی قلب کشورم را در دوران آتش بس زده است
به غیرتم بر می خورد که بنادر کشورم و تأسیسات نظامی کشورم در این شبها آسیب ببیند
🔸 من در شعام نیستم که بخواهم نظر کارشناسی بدهم و از مصالح أقوی نیز خبر ندارم، اما میفهمم که حتی اگر یک در مقابل ده، سلاح و امکانات نظامی ما مانده است، خداوند وعده داده است: ﴿إِنْ يَكُنْ مِنْكُمْ عِشْرُونَ صابِرُونَ يَغْلِبُوا مِائَتَيْن﴾ (انفال، ۶۵) و باز فرمود: ﴿وَ لا تَهِنُوا وَ لا تَحْزَنُوا وَ أَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنينَ﴾ (آلعمران، ۱۳۹) و باز با بالاترین ادوات تأکید فرمود: ﴿وَ لَيَنْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ يَنْصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِيٌّ عَزيزٌ﴾ (حج، ۴۰)
🔹 پس، از مسئولین امر مطالبه دارم که میل به مذاکره با این اخباث عالَم را کنار بگذارید و با عزت و قدرت، کمر همّت به یافتن راه حلّ دیگر در مقابل فرعون زمان ببندید. امید که نیل موسی به رویمان باز شود. ما مردم نیز حامی شما هستیم🇮🇷
✍️ محمدرضا مدرسی
🆔 eitaa.com/salehoun