eitaa logo
سامانه عقیق
379 دنبال‌کننده
4 عکس
4 ویدیو
0 فایل
📌 آموزش قدم به قدم کار با سامانه عقیق اتحادیه انجمن های اسلامی دانش آموزان 🇮🇷
مشاهده در ایتا
دانلود
20.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💠 آموزش کم کردن حجم فیلم ❓برای ارسال فیلم توی سامانه مشکل داری؟ خب احتمالا بخاطر این هست که حجم فیلم ها بالاست. 🔰 نیاز نیست دنبال نرم افزار کم حجم کردن فیلم بگردی، همینجا میتونی حجم فیلم هات رو کم کنی و داخل سامانه بارگزاری کنی 👌🏻 💠 کانال آموزش سامانه عقیق ➡️ @samane_aghigh
⛔️بیشترین تخلفاتی که توی سامانه عقیق صورت میگیره چیه؟ ۱. تقطیع یک فعالیت❌ یعنی گزارش یک برنامه رو تبدیل به چندتا گزارش کردن!!! مثلا نصب پوستر در تابلو مدرسه ، نصب پارچه و بنر در حیاط ، نصب پرچم در نمازخانه و... همش میشه فضاسازی مدرسه به مناسبت دهه فجر، دیگه لازم نیست هر کدوم رو جُدا جُدا ثبت کنید! البته بحث نمایشگاه مدرسه انقلاب فرصت می‌کنه و اون رو باید بخاطر بحث داوری، روایتگری هر غرفه رو در قالب یک فعالیت ثبت کنید تا قابل ارزیابی و جست و جو باشه. ۲. انتخاب قالب و موضوع اشتباه ❌ برای ثبت فعالیت باید دقت کنید و قالب مربوط به فعالیت رو انتخاب کنید. اول قالب رو انتخاب کنید، بعد لیست موضوعات هم نمایش داده میشه. اگر فعالیتی به غیر از برنامه های مدرسه انقلاب و هیئت انصارالمهدی انجام دادید، فعلا باید صبر کنید چون بقیه قالب ها فعلا بسته شده. ۳. نوشتن عنوان زیاد یا توضیحات ناقص❌ توی قسمت عنوان سعی کنید مختصر و مفید از برنامه تون بگید: مثلا "روایتگری غرفه دیروز" یک عنوان خوب هست و بیشتر از این داخل سایت نمایش داده نمیشه. در بخش توضیحات هم سعی کنید کامل توضیح بدید که این فعالیت با چه هدفی و چطوری انجام شده و نقش انجمن اسلامی مدرسه در اون چی بوده. اگر ایده خاصی هم داشتید حتما بنویسید. 💠 کانال آموزش سامانه عقیق ➡️ @samane_aghigh
⛔️ بیشترین تخلفاتی که توی سامانه عقیق صورت میگیره چیه؟ ۴. ثبت فعالیت های شهرستان یا محله یعنی گزارش فعالیت هایی که به انجمن مدرسه ارتباط نداشته رو ثبت نکن. مثلا جلسه قرارگاهی جزو فعالیت های انجمن مدرسه نیست. یا ایستگاه صلواتی پایگاه بسیج محله تون رو اگر رفتی کمک کردی، خدا قبول کنه، دیگه گزارش فعالیت نده داخل عقیق 🤦🏻‍♂ ۵. ارسال کلیپ و عکس محتوایی و مناسبتی(تبریک و تسلیت) باز یادآوری میکنم که سامانه عقیق رو با شبکه های اجتماعی اشتباه نگیرید!! اینجا محلی برای انتشار کلیپ های سخنرانی و مداحی و نماهنگ نیست. شما باید فعالیت انجام شده در مدرسه رو اینجا منتشر کنید. حالا اگر با بچه های انجمن اقدام به تولید نماهنگ یا طراحی پوستر مناسبتی کردین میشه قبول کرد ولی اگر صرفا منتشر کننده محتوا هستید، نه! ۶. عنوان تکراری یکی از بیشترین اشتباهات این هست که همه گزارش ها رو با یک عنوان ثبت کنید. مثلا ده تا گزارش درباره مدرسه انقلاب ثبت شده ولی اسم همش "نمایشگاه مدرسه انقلاب" ثبت شده!!! شما باید برای هر گزارش عنوان دقیق بزنید مثلا "روایتگری غرفه دیروز" یا "کلیپ آماده سازی نمایشگاه" 👌🏻 💠 کانال آموزش سامانه عقیق ➡️ @samane_aghigh
6.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
پاتوق مجازی انجمنی ها رو میشناسی؟!🧐 ✅ برای آشنایی با بخش های مختلف سامانه عقیق روی لینک زیر کلیک کن: 🌐 https://survey.porsline.ir/s/9mgGGey
9.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سلام سلام ✋🏻😉 ❓خیلی ها در ثبت فعالیت هاشون توی سامانه عقیق مشکل داشتن، ماهم برای حل مشکل یک کلیپ کوتاه و کاربردی آماده کردیم و روش ارسال گزارش در سامانه عقیق رو توضیح دادیم.🎯 ✅ با دقت کلیپ رو ببینید و اگر بازم سوالی داشتید از سردبیر عقیق بپرسید. 👇🏻آدرس سایت عقیق: https://aghigh.ayandehsazan.ir/ 💠 کانال آموزش سامانه عقیق ➡️ @samane_aghigh
پرچم خونخواهی ما به پا شد ولی دم ولی امر ما شد ❤️
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ 🔰 مجموعه روایت‌های داستانی از زندگی‌نامه حضرت آیت‌الله حاج سیدمجتبی خامنه‌ای (مدظله‌العالی) (۱) 🔻بخش ۱: از سایه‌سار حرم تا رمل‌های جبهه زمستان سال ۱۳۴۸ بود. در کوچه‌پس‌کوچه‌های منتهی به حرم مطهر رضوی، خانه‌ای کوچک اما لبریز از نورِ علم و تقوا، شاهد تولد دومین فرزندِ سیدِ علی‌محمد بود. نامش را «مجتبی» گذاشتند؛ کودکی که قرار بود در آغوش پدری رشد کند که خود کوهی از استواری و دریایی از معرفت بود. مشهد با آن گنبد طلایی‌اش، اولین معلمِ چشمان او شد. سال‌ها گذشت و مجتبی به جوانی رسید. زمانی که غبار جنگ بر چهره ایران نشسته بود، او راهی تهران شد تا در مدرسه آیت‌الله مجتهدی، زانوی ادب بزند و الفبای دین را بیاموزد. اما روح او بزرگتر از آن بود که تنها در میان دیوارهای مدرسه بماند. وقتی بانگ «هل من ناصر» امام بلند شد، مجتبی قلم را با تفنگ معاوضه کرد. او در میان رزمندگان «گردان حبیب» از لشکر ۲۷ محمد رسول‌الله(ص)، لباس خاکی بر تن کرد و راهی جبهه شد. او در جبهه آموخت که فقه، تنها در کتاب‌ها نیست، بلکه در ایثارِ جان برای آرمان‌های الهی تجلی می‌یابد. 🔻 بخش ۲: هجرت به شهرِ کریمه و میثاقِ نوری دیگر جنگ که به پایان رسید، سال ۱۳۶۸ مجتبی بار سفر بست. مقصد، شهرِ قیام و اقامه، «قم» بود. او به سایه‌سارِ گنبدِ مطهرِ حضرت معصومه (سلام‌الله‌علیها) پناه برد. سه سالِ تمام، روزها را با زمزمه‌های علمی در حجره‌ها و شب‌ها را با تهجد سپری کرد. اما سال ۱۳۷۶، نقطه عطفی در زندگی او شد؛ سالی که در آن، دو مسیرِ نورانی به هم پیوستند. مجتبی با دختری از تبارِ دانش و شهادت پیمانِ ازدواج بست؛ «بانو شهیده زهرا حداد عادل». درست در همان روزهای آغازینِ زندگی مشترک، او برای بار دوم به قم هجرت کرد. این بار هجرت او، تنها یک سفرِ تحصیلی نبود؛ بلکه هجرتی برای «کسب فیوضات معنوی» بود. آن‌ها زندگی ساده‌ای را در قم آغاز کردند تا در مجاورتِ حرمِ کریمه، بنایِ علمی و معنویِ بزرگی را پایه‌ریزی کنند. 🔻بخش ۳: در محضرِ پیرانِ طریقت؛ هفده سالِ پرالتهاب او نه به نامِ بلندِ پدر تکیه کرد و نه به هوشِ سرشارِ خویش غره شد؛ بلکه با تواضعی که زبانزد بود، در محفلِ بزرگان نشست. در محضر آیت‌الله احمدی میانه‌جی اخلاق آموخت و از دانش آیت‌الله استادی و اوسطی بهره‌ها برد. اوجِ داستانِ علمی او، هفده سالِ مداوم در دروس خارج بود. او به بیتِ آیت‌الله العظمی شیخ جواد تبریزی می‌رفت، در محفلِ آیت‌الله وحید خراسانی زانو می‌زد و از دقت‌های آیت‌الله شبیری زنجانی سیراب می‌گشت. او حتی پایِ درسِ آقا مجتبی تهرانی و شیخ محمد مؤمن قمی می‌نشست. مجتبی تنها یک شنونده نبود؛ او تقریرات علمی را به زبان عربی می‌نوشت و با اساتیدش به نقد و بررسیِ موشکافانه می‌پرداخت. این حریّتِ علمی، چنان بود که نگاهِ بزرگانِ حوزه را به این شاگردِ کوشا خیره کرد. 🔻بخش ۴: درخششِ ذهن؛ تولدِ یک مکتب در غوغایِ استدلال نبوغی که در وجودش شعله می‌کشید، با چاشنیِ «حریّت علمی» آمیخته شد. او به اعماقِ تاریخِ فقه سفر کرد و توجه ویژه‌ای به «ارتکازِ عصرِ معصوم» نشان داد. مجتبی در ذهنِ خود، میدانِ بحثی میانِ افکارِ فحولِ علم برپا کرد؛ آراء شیخ انصاری و محقق نائینی را با نگاه‌های ژرفِ امام خمینی صیقل داد. نتیجه، تولدِ یک «منظومه‌ی فکری» بود. او در مسائلی همچون «حقیقت حکم شرعی» و «سیر تطوّر کتب حدیثی»، حرف‌هایی نو زد. او مکتبی را پایه‌ریزی کرد که در آن، دقتِ رجالی با فهمِ تمدنی گره خورده بود. حالا دیگر در محافلِ حوزه، سخن از «مکتبِ علمی سیدمجتبی» بود؛ جوانی که با قلمی تیز، نقشه ی جدیدی برای فقه و اصولِ شیعه ترسیم می‌کرد. 🔻بخش ۵: از کرسیِ شاگردی تا مَدرَسِ تحول داستان تدریسِ آقا مجتبی از مدرسه آیت‌الله مجتهدی آغاز شد. در سال ۱۳۷۴، وقتی بر کرسی تدریس «معالم» نشست، یک توصیه مسیر را تغییر داد. والدِ بزرگوارشان از ضرورتِ تحول و اهمیتِ اندیشه‌های «شهید صدر» سخن گفتند. آقا مجتبی تدریسِ سنتی را متوقف کرد و به سراغ «حلقات» شهید صدر رفت. سال ۱۳۷۷، در بیت شریف امام خمینی (ره) در قم، تدریس «رسائل» و «مکاسب» را آغاز کرد. شاگردانش می‌دیدند که او چگونه گره‌های کورِ علمی را باز می‌کند. دیری نپایید که او قدم به عرصه دشوار «درس خارج» گذاشت و ابتدا با بحثِ «صلاۀ» (نماز)، به صورت خصوصی با شاگردانش، مسیر اجتهاد زنده را آغاز کرد. 💠 اندیشکده راهبردی سعداء 🆔 @soada_ir
🔰 ادامه مجموعه روایت‌های داستانی از زندگی‌نامه حضرت آیت‌الله حاج سیدمجتبی خامنه‌ای (مدظله العالی) (۲) 🔻بخش ۶: طنینِ استدلال در صحنِ فیضیه سال ۱۳۸۶، مَدرَسِ مبارکه‌ی «فیضیه» میزبانِ کرسیِ تدریس او شد. در سال ۱۳۸۸، به درخواستِ کثیر شاگردان، کرسیِ «درسِ خارجِ فقهِ عمومی» ایشان در دفتر قم برپا گشت. یک سال بعد، درسِ خارجِ اصول ایشان نیز رسماً آغاز شد و تا مرزهایِ دشوارِ «استصحاب» پیش رفت. صحنه‌ی درس، تماشایی بود؛ او پیش از ورود به مَدرَس، تمامِ سیرِ بحث را با قلمی استوار مرقوم و مدون کرده بود. او مانندِ معماری بود که نقشه‌ی دقیقِ بنا را در دست داشت. شاگردان می‌دیدند که استاد، حتی پس از کلاس، مباحث را به قلمِ خود بازنویسی می‌کند؛ نوشته‌هایی که اکنون به عنوان گنجینه‌ای در آستانه‌ی انتشار است. 🔻بخش ۷: نجوایِ قرآن در ضیافتِ سادگی در مَدرَسِ ایشان، علم با معنویت گره خورده بود. ایشان لحظاتی از درس را به «تفسیر قرآن» اختصاص می‌دادند که حاوی نکاتی ناب و بدیع بود. اما زیباترین بخش، «گعده‌های صمیمانه» بود. در فاصله‌ی دروس، استاد در میانِ شاگردان می‌نشست و مرزِ استاد و شاگردی برداشته می‌شد. او با صبری بی‌پایان، به اشکال‌های علمی گوش می‌سپرد؛ حتی گاهی در قالب گفتگوهای طولانی تلفنی. او به دنبالِ تربیتِ «مجتهد» بود و به شاگردان مأموریت می‌داد تا فروعات علمی را خودشان ارائه کنند. در این مکتب، اخلاق و تواضع، بال‌هایی برای پروازِ علمی بودند. 🔻بخش ۸: سکوتِ ناگهانیِ منبر؛ معمایِ یک تصمیم پاییز سال ۱۴۰۲، در حالی که بیش از ۱۳۰۰ نفر برای درس ایشان ثبت‌نام کرده بودند، آقا مجتبی در نخستین جلسه، به ناگاه خبر از «تعطیلی درس» داد. این خبر بهت بزرگی در حوزه ایجاد کرد. هزار نفر از طلاب نامه نوشتند و بزرگان واسطه شدند، اما ایشان علت را امری «معنوی» نامید که قابل ذکر نیست. او فرمود در حالی که درسِ بسیاری از اساتید خوب حوزه خلوت شده، وجهی ندارد درس او با این جمعیت برگزار شود. او شاگردان را به اساتید دیگر هدایت کرد. حتی پس از اطلاعِ والدِ بزرگوار از تصمیم قاطع ایشان، ایشان نیز امر را به خودِ وی واگذار کردند. این تصمیمی بود که شکوهِ اخلاص را به رخ کشید. 🔻بخش ۹: بنایِ سدید؛ از مدرسه‌های فقاهت تا سفره‌ی محرومان پس از تعطیلی درس، ایشان بر تقویت بنیه‌ی علمی حوزه تمرکز کرد. مراکز علمی و مدارس فقهی متعددی را تأسیس نمود که در آن‌ها «فقاهت» با «دغدغه‌های اجتماعی» گره خورده بود. ثمره‌ی این نگاه، تربیت نسلی از طلاب «مؤمن، انقلابی و مردم‌مدار» بود که دردِ محرومان را دردِ خود می‌دانستند. ایشان با شدّت پرهیز می‌کرد از اینکه خودشان «محور» باشند و همواره بر تقویتِ جریان انقلابی حوزه و محوریتِ امام خمینی و رهبر معظم انقلاب تاکید داشتند. این اخلاص موجب شد فضلای بسیاری به این مجموعه‌ها جذب شوند. 🔻بخش ۱۰: در محفلِ عرشیان؛ نجوایِ سِرّ و سلوک آقا مجتبی همواره خوشه‌چینِ معرفتِ اهلِ معنا بود. او محرمِ رازِ آیت‌الله بهاءالدینی، شاگردِ آیت‌الله بهجت و مأنوس با عارفانی چون آیت‌الله کشمیری و شیخ جعفر مجتهدی بود. این ارتباطات، از او شخصیتی ساخت که در عینِ حضور در متنِ اجتماع، روحی آرام و چشمانی رو به آسمان داشت. او میانِ مراجعِ عظام و پیرانِ طریقت پل می‌زد تا دغدغه‌های معنوی آنان را در تمشیتِ امورِ کشور جاری کند. ناگفته‌های فراوانی از تأییداتِ معنویِ این بزرگان درباره ایشان در نزدِ اهلِ معنا محفوظ است. 🔻بخش ۱۱: تدبیر در مهِ زمانه؛ از آینده‌نگریِ نخبگانی تا سنگرِ مقاومت ایشان اشراف دقیقی بر امور اجرایی کلان کشور دارند. جلسات مستمر با نخبگان درباره «هوش مصنوعی»، «ثبات اقتصادی» و «کشاورزی مدرن»، ایشان را به ذخیره‌ای دانشی برای کشور تبدیل کرده است. اما بخشِ حماسی، در جبهه‌ی «مقاومت» رقم خورد. ایشان رفیقِ نزدیکِ سیدحسن نصرالله و سردار حاج قاسم سلیمانی بودند. در طراحیِ نقشه‌های استراتژیکِ منطقه، نگاهِ نافذ ایشان پشتوانه‌ای برای فرماندهان بود. ایشان نشان دادند که یک فقیه می‌تواند همزمان دیده‌بانِ مرزهای فکری و استراتژیستِ جبهه‌های نبرد باشد. 🔻بخش ۱۲: ذخیره‌ی روز مبادا؛ در پناهِ خورشیدِ پنهان نام آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای سال‌هاست که در صدرِ لیستِ خشمِ استکبار قرار دارد. دشمنان از ترور شخصیتی تا طراحی برای حذف فیزیکی ایشان دریغ نکردند، اما تمام این اقدامات با عنایت الهی ناکام ماند. خداوند متعال ایشان را در گمنامی و تواضع، به عنوان «ذخیره‌ای برای روز مبادا» حفظ کرده است. در روزگاری که فتنه‌ها هجوم می‌آورند، وجودِ ایشان لنگرِ اطمینانی برای آینده‌ی ایرانِ اسلامی است. ایشان ایستاده‌اند تا در زمانِ مقرر، منشأ برکات و فتوحاتِ عظیم برای جبهه‌ی حق باشند.