eitaa logo
دکتر مرعشی
2.5هزار دنبال‌کننده
520 عکس
795 ویدیو
92 فایل
این کانال برای ارائه مباحث علمی و معرفتی ایجاد شده است. دکتر مرعشی: پزشک و متخصص روانشناسی و عضو هیات علمی دانشگاه شهید چمران اهواز. شماره نظام پزشکی ۳۷۳۵۶. شماره عضویت نظام روانشناسی 8324. شماره پروانه نظام روانشناسی 3024
مشاهده در ایتا
دانلود
در سال آخر حکومت امیرالمؤمنین علیه السلام بخاطر اصلاحات اقتصادی که ایشون انجام دادن دیگه فقیری برای صدقه دادن پیدا نمیشد همون امیرالمؤمنین علیه السلام بود ندا میداد ای مردم بصره چه بر سر حیای شما آمده که زنان شما با مردانتان در بازار اختلاط می‌کنند؟ گذشت و امیرالمؤمنین علیه السلام شهید شد و حکومت به معاویه رسید. معاویه یک عده خاصه خوار رو به همه امکانات رسوند و یک عده از مردم هم در فقر و فلاکت دست و پا می‌زدند. در همون زمان شهر مدینه پر شده بود از رقاصه و آوازه خوان!!! بالاخره معاویه برای سرگرم کردن مردم وسیله ای میخواست که حواسشون به بی عدالتی اجتماعی نباشه. وسیله ای که امیرالمؤمنین بهش نیاز نداشت. بانی ناعدالتی اقتصادی در کشور ما بعد از انقلاب همون جریان سیاسی هست که الان مروج بی حجابیه. جریان غربگرا. دوست و دشمن رو باید درست شناخت. دشمن مردم همون مروجان بی حجابی هستند که برای اینکه جامعه فاصله طبقاتی رو تحمل کنه نیاز دارن سر مردم رو به فساد اخلاق گرم کنن. اهل عدالت اقتصادی مثل امیرالمؤمنین نیازی به گسترش بی حجابی ندارن. بعکس اهل عدالت میخوان حریم خانواده حفظ بشه تا انسانها درست تربیت بشن. پس گسترش بی حجابی برای مردم عدالت نمیاره ظلم میاره و افزایش طبقه فقیر و سیرتر شدن سیرها @SAmarashi
حلال و خودکنترلی.pdf
حجم: 833.3K
پژوهش ما نشان داد که بین غذای حلال با خودکنترلی، مسئولیت پذیری، هوش اخلاقی و رفتار وجدانی رابطه وجود دارد. مقاله پژوهش را مطالعه بفرمایید. آیا برای نجات نسل جوان و نوجوان باید به لقمه آنان هم توجه داشت؟ https://eitaa.com/SAmarashi
« ويروس » نوشته سيد مهدي شجاعي من و تني چند از دوستانم به اتهام شليک به سوي فرزندانمان دستگير شده ايم . اين واقعيت است ولي همه واقعيت اين نيست . ما نگران فرزندانمان بوديم ، از ابتلايشان به بيماري وحشت داشتيم ، از حال و روز وخيمشان غصه مي خورديم ولي هرگز قصد کشتنشان را نداشتيم . چه کسي مي تواند به سوي فرزند خود شليک کند ؟! از همان ابتدا هيچ کس حضور خوکها را در شهر جدي نگرفت . ولي ما اعلام خطر کرديم . وقتي سر و کله اولين خوک در شهر پيدا شد ، عده اي هورا کشيدند ، عده اي فقط تعجب کردند و عده اي هم از سر تأسف ، سر تکان دادند . اولين خوک ، ابتدا با ترس و لرز ، از ميان خيابانها و کوچه ها گذشت . به بعضي از خانه ها سرک کشيد و عده اي از بچه ها را دور خود جمع کرد . آنها از اينکه حيواني را اينقدر در دسترس مي ديدند خوشحال بودند . عده اي از بچه ها به خانه هايشان گريختند و عده اي ديگر از دور به تماشا ايستادند . ما اما اعلام خطر کرديم ما که خوکها را ذاتاً نجس مي دانستيم و تبغات مخرب حضورشان را در شهر هاي ديگر ديده بوديم ، اعلام خطر کرديم ولي صدايمان در ميان هياهوي کساني که با تمام قوا براي خوکها هورا مي کشيدند ، گم شد . با حضور دومين و سومين خوک ، حضور خوکها در شهر کاملا ً عادي شد . خوکها به زاد و ولد پرداختند و تعدادشان روز به روز افزايش پيدا کرد ، آنچنانکه هر کدام منطقه اي از شهر را تحت سيطره خود درآوردند و بچه هاي آن منطقه را به بازي گرفتند . آنها که از حضور خوکها استقبال مي کردند ، توجيهشان اين بود که بچه ها به اين وسيله سرگرم مي شوند و بهتر از اين است که به کارهاي ناشايست بپردازند . و وقتي ما فرياد زديم که سرگرمي به چه قيمتي و بدتر از اين ممکن است چه بشود ؟ پاسخ شنيديم که مؤانست بچه ها با خوکها آگاهيشان را نسبت به جانوران افزايش مي دهد و متهم شديم که با توسعه علم و معرفت و جانورشناسي مخالفيم . عده اي ميگفتند : اين اتفاقي است که در همه شهرهاي ديگر هم افتاده و همين نشان مي دهد که نبايد خيلي احساس نگراني کرد . خوک اگر بد بود که اين همه مورد استقبال مردم شهرهاي مختلف قرار نمي گرفت . ما در مقابل اين استدلال سخيف گريه کرديم و در ميان گريه پرسيديم : « شيوع يک آفت چگونه مي تواند بر حقانيت آن دلالت کند .» وپاسخي نشنيديم . عده اي معتقد بودند : خوک اصلا ً نجاست ذاتي ندارد و خوکها را اگر خوب بشوييم کاملا ً پاک مي شوند پس جاي هيچ گونه نگراني نيست . و بعد وقتي نجاساتشان ، کف همه خيابانها را پر کرد گفتند : خب کسي که خوک مي خواهد بايد عوارض و تبعاتش را هم تحمل کند . و هر چه فرياد زديم که ما اصلا ً خوک نمي خواستيم ، صدايمان به جايي نرسيد . بعد از چند صباح که بچه ها کاملا ً به خوکها عادت کردند سر و کله صاحبان خوکها پيدا شد . آنها براي اينکه بچه ها بتوانند همچنان با خوکها بازي کنند ، مطالبه پول کردند . پدر و مادرها ابتدا جا خوردند ، اما فشار بچه ها که به اين ماجرا خو کرده بودند و چشم و هم چشمي ميان آنان ،  سبب شد که پرداخت هزينه خوک بازي را بپذيرند و افزايش روز به روز آن را هم برخود هموار کنند . بچه هايي که وضعيت مالي خوبي نداشتند ، به هر کاري تن دادند تا بتوانند هزينه خود را تأمين کنند . ما همچنان فرياد مي زديم و اعتراض مي کرديم اما صدايمان به جايي نمي رسيد . در پي فريادها و اعتراضهاي ما ، عده اي فقط به اين نتيجه رسيدند که بر عليه خوکها بيانيه اي صادر کنند و حضور روزافزونشان را محکوم سازند . در هيچ کدام از اين بيانيه ها ، هيچ اشاره اي به صاحبان خوکها و اهدافي که از اشاعه خوکبازي دنبال مي کردند ، نشد . با سکوت و تسليم مردم ، خوکداران آرام آرام ، جرأت و جسارت بيشتري پيدا کردند و بچه ها را دنبال خوکها به خانه هاي خود مي کشاندند . هنوز چند ماهي از حضور خوکها در شهر نگذشته بود که ويروس خوکي در ميان بچه هاي شهر شايع شد  و اين همان چيزي بود که ما در شهرهاي ديگر هم ديده بوديم و اين همان چيزي بود که ما از آن مي ترسيديم و اين همان چيزي بود که ما هشدارش را مي داديم . دخترها به محض ابتلا به ويروس خوکي ، ناگهان لباسهايشان را مي کندند و در خيابانهاي اصلي شهر و در ميان پارکها مي دويدند . پسرها با ابتلا به اين بيماري ، درست مثل خوکها ، در خيابانها و در ملا عام و حتي بر سر چهار راهها بي سر سوزني شرم و حيا قضا حاجت مي کردند . هيچ کس براي پيشگيري اقدامي نکرده بود هيچکس براي درمان هم اقدامي نکرد . مردم آنچنان درگير کذران زندگي و معيشت شده بودند که به هيچ چيز جز تنظيم خرج و دخل فکر نمي کردند .ما به خوکداران اعلام جنگ کرديم . ما اگر چه اميد به پيروزي نداشتيم ، اگر چه مي دانستيم که در قدرت و قوا نا برابريم صرفا ً براساس انجام وظيفه اعلان جنگ کرديم . و اين در حالي بود که همگان با دلايل محکم ما را بر حذر مي داشتند : دشمن از شما بسيار قوي تر است . دشمن از بيرون حمايت مي شو
د . دشمن ريشه اش را در شهر محکم کرده است . دشمن فرزندان بسياري از مقامات شهر را آلوده خود کرده است ؟ با کدام سلاح ؟ شکست قطعي است . اصلا ً براي  چه ؟ زندگيتان را بکنيد . با شاخ گاو در نيفتيد . اين استدلالها نه تنها دست و   پايمان را سست نمي کرد که عزم و اراده مان را قويتر مي ساخت . چرا که همه اين استدلالها متکي به داشتن و بيشتر داشتن دنيا بود و ما تکليفمان را با دنيا روشن کرده بوديم . در يک صبح سرد زمستاني هر چه سلاح داشتيم ، برداشتيم و به مقر خوکداران يورش برديم . با اولين شليکها ، از مقر دشمن صداي ناله آشنا شنيديم . دست از شليک کشيديم و نزديکتر شديم . صدا از سنگرهاي دشمن بر مي خاست . گوني هايي که دشمن دورتادور خود و تا ارتفاع بلند چيده بود ، پشت سر آنها سنگر گرفته بود . اشتباه نمي کرديم . صدا ، صداي آشنا بود . دشمن دور تادور خود سنگري از آدم چيده بود . و آن آدمها فرزندان خود ما بودند و ما مانديم . مانديم با دشمني که براي خود از بچه هاي ما سنگر ساخته بود . اگر همچنان شليک مي کرديم ، فرزندانمان را کشته بوديم و اگر نمي کرديم بايد باز شاهد مرگ تدريجي فرزندانمان مي شديم . بغرنج ترين مساله زندگيمان بود . اما پيش از آنکه گامي در جهت حمل اين معماي سترگ برداريم دستگير و روانه دادگاه شديم . اکنون ما به جرم شليک به سوي فرزندانمان محکوم شده ايم . اين واقعيت است اما همه واقعيت اين نيست. https://eitaa.com/SAmarashi
👆مناسب برای گروه های دوستی کودکان
فرانتس فانون، فیلسوف فرانسوی درباره این سلاح فرهنگی که از سوی فرانسه در جامعه الجزایر به‌کار گرفته شد، چنین می‌گوید: "اگر می‌خواهیم ساختار جامعه الجزایر و توانایی مقاومت آن را از بین ببریم، ابتدا باید زنان را شکست دهیم." فرانتس فانون(جامعه شناس وفیلسوف فرانسوی) می نویسد: "استعمار حداکثر کوشش خود را بر مسئله چادر تمرکز داده است…هر چادری که دور انداخته می شود افق جدیدی را که تا آن هنگام بر استعمارگر ممنوع بود در برابر او می گشاید…پس از دیدن هر چهره بی حجابی امید های حمله ور شدن اشغالگر ده برابر می گردد…" (کتاب بررسی جامعه شناسی یک انقلاب یا سال پنجم انقلاب الجزایر .نوشته فرانتس فانون ، ترجمه دکتر نور علی تابنده ، انتشارات حقیقت ، چاپ اول ، صفحه 40 )  فانون اظهار میدارد: "استعمارگران معتقد بودند که تعداد انجمن های تعاون و کمک را برای مقابله با فرهنگ زنان  الجزایری مرتباً باید افزایش دهیم، و این انجمن ها باید در بین زنان تبلیغات کنند که وضع شما باعث ننگ زن الجزایری است و در این مرحله مددکاران اجتماعی مانند سگهای شکاری در محله های عرب فعالیت کنند. ابتداء باید محلات مسکونی زنان مسکین و گرسنه هدف این اقدامات قرار گیرد با هر کیلو آرد که تقسیم می شود، تحقیر زنان نسبت به چادر سرکردن و در پرده نشستن انجام پذیرد." وی می نویسد:"دستگاه استعماری فرانسه برای مبارزه با چادر مبالغ هنگفتی را اختصاص داد. چون به تشخیص آن ها زن محور اصلی مبارزات بود." وی مینویسد: "مردان الجزایری به نوبه خود در مورد چادر سرکردن همسران شان هدف انتقادهای دوستان اروپایی و یا مورد طعن کار فرمایان اروپایی قرار می گیرند. به عنوان مثال به او می گویند: زن تکه چادری است، چرا نمی خواهی مثل اروپاییها زندگی کنی؟ چرا زنت را به مسابقه ها و کافه ها نمی بری؟" سرانجام در ماه مه ۱۹۵۸میلادی، در یکی از شهرهای الجزایر، جمعیتی از مردم و روزنامه‌نگاران گرد هم آمدند تا لحظه‌ای تکان‌دهنده برای فرهنگ جامعه الجزایر را ثبت کنند، در این روز گروهی از زنان الجزایری کشف حجاب خواستند و از بقیه زنان نیز خواستند که شخصیت‌های خود را آزاد کنند، در این هنگام صداهایی در تأیید آن‌ها به گوش می‌رسید: «آقایان، زنان حاضر در جمع که بیشتر آن‌ها خانه‌دار هستند، اکنون حجاب خود را برداشته و زیر پا می‌گذارند. این صحنه چندین بار در روزهای بعد در دیگر شهرهای الجزایر تکرار شد» https://eitaa.com/SAmarashi
13.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
♨️چندبار ببینید: 📍"عدم‌انتقال‌تجربه" منجر به کودک‌شدن‌ نسلی می‌شود که می‌رود در خیابان و می‌گوید "من اینو نمی‌خوام، من اونو می‌خوام" 📍"رضاشاه روحت شاد" از کجا آمد؟ 📍سلاخ‌ترین و دهشتناک‌ترین رژیم 🌐علوم و جنگ شناختی @Cwarfare
7.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چرا بسیاری ازچهره‌های شاخص سیاسی که تمام آبرو و حیثیت خود را مدیون این انقلابند، در این فتنه موضع گیری نکردند؟ @SAmarashi
سالهاست که می‌گویم و مینویسم که خانواده یک موضوع امنیتی است انسان برای آنکه رشد شخصیتی و روانشناختی متعادلی داشته باشد به دو نوع محبت نیازمند است. محبت مشروط یا مقتدرانه یا پدرانه، و محبت نامشروط یا مادرانه. اینها اساسا دو نوع محبت هستند و جای یک دیگر را نمی‌گیرند بلکه مکمل اند درست مانند فاز و نول برق یا چسب دوقلو. هرگاه یکی از آن دو مفقود باشد فرزندان احساس نمی‌کنند که به اندازه کافی دوست داشته شده اند. لذا می‌گوییم که به هر دلیل پدر نبود باید شخصی مانند عمو، دایی، پدربزرگ، برادر بزرگتر... محبت مقتدرانه را به فرزندان ارائه کند. هرگاه مادر به هر دلیلی نبود باید خاله، عمه، مادربزرگ، خواهر بزرگتر یا... محبت نامشروط را ارائه کند وگرنه فرزندان کمبود محبت خواهند داشت. انسان‌هایی که در این شرایط بزرگ می‌شوند چون به اندازه کافی دوست داشته نشده اند نمی‌توانند آنچنان که باید دوست بدارند. درنتیجه تواتر رفتارهای بی‌رحمانه در آنها افزایش می‌یابد. خانم دکتر دایان هیلز در کتاب An Invitation to Health می‌نویسد در آمریکا 30 درصد مردم پدر خود را نمی‌شناسند (شناسنامه های تک والدی در آمریکا رایج و متداول است). در چنین وضعیتی است که ضریب بی‌رحمی و خشونت در جامعه فزونی می یابد. کسانی که در جامعه ما نیز به دنبال ترویج ازدواج سیاه (باصطلاح سفید)، والدین همجنسگرا، روابط آزاد جنسی، جشن طلاق و... هستند بی تردید از عوامل گسترش خشونت در جامعه هستند حال چه رسانه باشند، چه بازیگر، چه توپ لگد کن، چه مروجین سند 2030 در آموزش و پرورش و مهدکودک‌ها، و چه هر جنایتکار دیگر... سالهاست می‌گویم و مینویسم که خانواده یک موضوع امنیتی است، ٱیا گوش کسی بدهکار هست؟ https://eitaa.com/SAmarashi
دختر موجودی است محبت طلب در فضای خانواده دخترها بیش از پسرها به محبت و توجه نیاز دارند. اما هر محبت و توجهی هم آنها را سیراب نمی‌کند. آنها به محبت یک پدر مقتدر نیاز دارند تا مطمئن شوند یک فرد قوی آنها را دوست دارد و حمایتشان می‌کند. اگر پدر به دخترش محبت نکند، قربان صدقه او نرود، از او تعریف نکند و مهر نثارش نکند، دختر گرسنگی عاطفی و احساس بی پشتوانگی و ناامنی پیدا می‌کند. آنگاه گدای چشمک فلان پسر بی سر و پا و هرزه ای می‌شود که از دختر مانند دستمال کلینکس استفاده کرده و پس از رفع نیاز دورش می‌اندازد. اما اگر پدری که محبت می‌کند ضعیف باشد و کلاهش پشم نداشته باشد و فاقد اقتدار و قاطعیت کافی باشد، محبت او برای دختر پشتوانه محسوب نمی‌شود و ارزشی ندارد. باز هم دختر، فقیر عاطفی و محتاج چشمک آن پسر هرزه و یک موجود فریب خور است. زنان می‌توانند در عرصه خانواده به انحاء مختلف اقتدار شوهر خود را بشکنند، این نه هنر است نه زیاد زحمتی دارد. اما باید بدانند اگر ابهت پدر شکسته شد، اول از همه مادر آسیب می‌بیند زیرا زن، مرد ضعیف را دوست ندارد و محتاج مردان دیگر خواهد شد. دوم دختر خانواده است که آسیب می‌بیند. زیرا اقتدار حامی او از بین رفته و محبت پدر بی ارزش شده. حال زن و دختر خانواده باید در خیابان و پاساژ و بازار و فضای مجازی و دانشگاه و اداره و... به دنبال محبت ظاهری یک مرد به ظاهر مقتدر بگردند تا گرسنگی عاطفی خود را تسکین دهند. برای خریدن این محبت هم باید حیای خود را بفروشند و جنسیت خود را به حراج بگذارند. جز خودنمایی و عشوه گری و التماس نگاه آلوده مردان چاره دیگری نیست. نتیجه ساده: مردان ضعیف و نامقتدر و خانواده های زن سالار نتیجه شان زنان و دختران بی حیا است. حال قابل درک است که چرا لشکر سیاسیون خائن در سیاست‌ها و گفتارشان و سلبریتی های پول پرست خودنما در فیلم‌های پلیدشان اینهمه در تضعیف مرد می‌کوشند؟ آنها به دنبال اضمحلال نهاد خانواده اند زیرا امنیت و قدرت هر کشور و ملتی به استحکام خانواده های آن کشور و ملت بستگی دارد. آنها مامورند با ایران قوی مبارزه کنند. https://eitaa.com/SAmarashi
آزادی یا عدالت؟ (قسمت اول) آزادی بسی مهم است. انسان ها به طور فطری دوست دارند تا جای ممکن محدودیت کمتری داشته باشند. از سوی دیگر هیچکس نیز دوست ندارد مورد ستم قرار گیرد یا در موقعیتی واقع شود که نتواند حق خود را بگیرد و این ممکن نیست مگر در حاکمیت عدالت. اما یک سوال! چرا به آن اندازه که در جامعه درباره آزادی اظهار نگرانی می شود، درباره عدالت نمی شود؟ مگر عدالت بی اهمیت است؟ مگر قابل تحمل است که یک عده اندک از سیری بمیرند و یک عده کثیر از گرسنگی؟ آیا این موضوع که عدالت به اندازه آزادی مدافع ندارد کمی مشکوک نیست؟ در کلمه عدالت، آزادی هم لاجرم مستتر است اما در کلمه آزادی لزوما عدالت مستتر نیست، چرا که در فضای عادلانه هرکس <آزاد است> که حق خود را بگیرد. اما <آزاد نیست> که به حق دیگران تعدی کند. لیکن وقتی اصل بر آزادی بود، آزادی می تواند گاه و بیگاه مانع عدالت شود، چرا که خیلی ها آزاد خواهند بود که ستم کنند، آنگاه نه آزادی هست و نه عدالت! به عبارت دیگر آزادی شرط لازم عدالت است نه شرط کافی، اما عدالت شرط لازم و کافی آزادی است، حال معلوم میشود پناه بردن از شعار عدالت به شعار آزادی برای چیست؟ برای نفی عدالت و آزادی هردو. نه اینکه آزادی نباید باشد بلکه آزادی طفیل عدالت است نه بالعکس. و همانگونه که به گمانم توضیح کافی دادم آزادی منهای عدالت حتی تامین کننده خود آزادی هم نیست. پس اگر گفتیم عدالت هر دو را داریم و اگر گفتیم آزادی هیچکدام را نداریم. نکته بسیار بسیار مهم دیگر اینکه شعار آزادی مورد سوءاستفاده ستمگران قرار گرفته چرا؟ چون آنها باید آزاد باشند ستم کنند و از سویی شعار آزادی پتانسیل سوءاستفاده را دارد. اما شعار عدالت به محض اینکه بخواهد تحریف شود موجب رسوایی صاحبش می شود و بدین سبب چندان پتانسیل سوءاستفاده را ندارد. لذا معاویه هرگز شعار عدالت نداد بلکه به صراحت با آن مخالفت کرد. اینکه گفتم تاکید بر آزادی بجای عدالت مشکوک است، داستانی دارد، خداوند به آدم و حوا فرمود آزادید در بهشت زمین هر چه خواستید بخورید، اما آزاد نیستید از فلان درخت بخورید چون بجا نیست (عدالت یعنی هرچیز بجای خود) پس آزادی فراخی به آن دو داد با لحاظ محدودیت عدالت، اما دعوت شیطان آزادی بود بدون قید و شرط، نتیجه اش هم نابودی کامل عدالت و آزادی با هم بود، برای همین است که در حدیث شربف نبوی در مورد مهدی موعود عج آمد که یملاء الارض عدلا و قسطا کما ملئت ظلما و جورا، زمین را پر از عدل و داد می کند پس از آنکه از جور و ستم پر شده بود، معلوم است اولا ملاک سعادت بشر عدالت است نه آزادی، و ثانیا کمبود بشر که فقط موعود ادیان می تواند رفعش کند نیز عدالت است نه آزادی و گرنه می گفتند می آید و آزادی می دهد نمی گفتند می آید عدل و داد برپا می کند، همواره شعار خدا عدالت و شعار شیطان آزادی است، و ما هنوز مانند ماجرای آدم و حوا باز هم جذب شعار آزادی می شویم. خوب که بنگری مقصود خیلی ها از آزادی لیبرالیسم است یعنی آزادی در قبال همه شجره های ممنوعه که البته سر از بی عدالتی و انهدام آزادی های بجا در می آورد، فقط یک امام تاکنون حکومت تشکیل داده و او امیرالمؤمنین ع است که مبنای نظری و عملی ایشان عدالت بود و این غیر قابل انکار است که شعار بنیادینشان آزادی نبود. همچنین فقط یک امام دیگر حکومت تشکیل خواهد داد و او امام مهدی عج است که باز برای عدالت قیام می کند نه فقط آزادی. جریان تکنوکرات و اغلب مدیران لیبرال در کشور ما همانقدر که بر طبل آزادی کوفتند به همان میزان هم صراحتا با عدالت مخالفت کردند و گفتند برای توسعه باید اقشاری قربانی شوند و منظورشان از توسعه، توسعه جیبشان بود. جریان شیطانی استعمار هم همواره دنبال آزاد کردن ملت هاست، از چه؟ از بنیان های فرهنگی این ملت ها، به عبارتی به دنبال بی هویت کردن و تصاحب این ملت هاست، اما در مقابل، هیچگاه این قدرت ها شعار عدالت نمی دهند، لطفا دقت بفرمایید، نه اینکه اینها عادلانه رفتار نمی کنند که آن بدیهی است، بلکه اینها شعار عدالت هم نمی دهند، زیرا همانطور که گفتم شعار دروغین عدالت سبب رسوایی سریع صاحبش می شود، اما در پناه شعار آزادی می توان قرنها فریبکاری کرد، این است که همه دنبال آزادی هستند و کسی دنبال عدالت نیست، اصلا ما اینجا در مقام مقایسه اهمیت آزادی و عدالت نیستیم، در مقام این هستیم که کدام شعار ما را به مقصد میرساند و کدام نه و چرا؟ این کانال برای ارائه مباحث علمی و معرفتی ایجاد شده است. دکتر مرعشی: پزشک و متخصص روانشناسی و عضو هیات علمی دانشگاه شهید چمران اهواز https://eitaa.com/SAmarashi