بزمت بهشت و باده حلال است در بهشت
گر باز پرس رو دهد از من جواب خواه
- غالب دهلوی
#halaaaaaaal
دامن مکش به ناز که هجران کشیدهام
نازم بکش که نازِ رقیبان کشیدهام
از سیلِ اَشکِ شوق دو چشمم معاف دار
کَز این دو چشمه آبِ فراوان کشیدهام
جانا سَری به دوشَم و دستی به دل گذار
آخر غمَت به دوشِ دل و جان کشیدهام
دیگر گذشته، از سَر و سامانِ من مپرس ...
من بی تو دست از این سَرُوسامان کشیدهام
-شهریار
#halaaaaaaal
8.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#نجف
#عشق_علیه_السلام
میدانست نمیدانند قدرش را و...
نمیشناسند جایگاهش را.
بارها از علی(علیهالسّلام) گفته بود...
اما گویا حرفها...
حقمطلب را ادا نکرده بودند
چیزی گفت که غبار غفلت...
از دلهایشان برگیرد و...
عقلشان را به حقیقتِ
عالیِ علی رهنمون سازد.
«مَثَلُ عَلِی فِی هَذِهِ الْأُمَّةِ کمَثَلِ الْکعْبَةِ
الْمَسْتُورَةِ النَّظَرُ إِلَیهَا عِبَادَةٌ
وَ الْحَجُّ إِلَیهَا فَرِیضَةٌ»
مَثَلِ علی در این امّت...
مانند کعبه است که نگاهِ به او...
عبادت و طواف حجّش واجب است.
پ.ن
▪️بهیاد دلدادههای آستان علوی
کربلایی سید احمد نجفی
استاد سید حسین عرب
و برادرم حسین بختیاری
@mhpooyanfar
2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#عقیله
#حضرت_زینب
حتی وقتی میخواست
ازدواج کند؛
شرط آن، دیدن برادرش بود!
نه هفتهای یکبار...
که هر روز حسین را ببیند!
برادرش را خوب میشناسد!
آنها...
آرامِ جان و...
جانِ آرام هم بودند!
گذشت تا...
آمد داخل گودال...
و ماندگارترین عاشقانهی جهان را...
برای همیشهی تاریخ...
ثبت کرد!
لبهایش را...
به رگهای بریدهی حسینش گذاشت!
@mhpoiyanfar
سَماویَّه:)
دامن مکش به ناز که هجران کشیدهام نازم بکش که نازِ رقیبان کشیدهام از سیلِ اَشکِ شوق دو چشمم معاف د
زن مگو مرد آفرین روزگار
زن مگو بنت الجلال اخت الوقار
زن مگو خاک درش نقش جبین
زن مگو، دست خدا در آستین
#عمان_سامانی
#halaaaaaaal
در این میان، زینب، حکایتی دیگر بود.
در آن بیابانی که قدم از قدم نمیشد برداشت،
در آن کربلای آتشناک،
زینب به اندازه تمام عمرش پیاده راه رفت
و حرفی از عطش نزد؛ کلامی از تشنگی نگفت.
غریب بود این زن! اگر زنی میخواست با
آن حجاب تمام و کمال که گرمای مضاعف
را دامن میزند، در زیر آن آفتاب نیزهوار،
دمی بنشیند، دوام نمیآورد.
این زن چقدر راه رفت، چقدر دوید،
چقدر هروله کرد، چقدر گریست،
چقدر فریاد زد،چقدر جنازه بر دوش کشید، چقدر بچه در آغوش گرفت.
چقدر زمین خورد، چقدر فرا رفت چقدر فرود آمد...
اما... اما... خم به ابرو نیاورد.
کجایی بود این زن؟
چه صولتی! چه جبروتی!
چه فخری! چه فخامتی!
چه شکوهی! چه عظمتی!
_پدر،عشقوپسر .