خیره شدم به قبر ها
برایم تکراری شده بود که برای بار چندم بمیرم و توی قبر بخوابم و بعد از عزاداری، چند نفر سنگ لحد را بردارند و من دوباره زندگی را ادامه دهم تا فردا که بمیرم...
مردن که نه!
نقش مرده را بازی میکردم
فقط من هم نه...
ارباب چاره ای نگذاشته بود،زندگی شده بود هر روز مردن و بقیه روز هم منتظر فردا مردن و هربار هم نمردن...
کاش یک روز واقعا میمردیم!
نوبت قصاب شد ،خوابید توی تابوت ،
روی دست گرفتیمش
هربار به او گوشزد میکنیم کمی لاغر کند تا کمتر در تشییع کمرمان بشکند
خلبان اما وزنش خوب است بعد از تشییع خسته نیستیم ،مراسمش را راحت تمام میکنیم و حتی تا تلقین هم هنوز انرژی داریم
هر روز به نوبت در قبر میخوابیم و نمیمیریم و فیلم بازی میکنیم
همه چیز خوب پیش میرفت تا اینکه مراسم ختم دکتر که دوست استاد بود،تمام شد
مثل همیشه دکتر لحد را کنار زد اما چهره اش چهره همیشگی نبود!
در نگاهش نور تازه ای دیده میشد
نوری از جنس تعجب،شاید هم جنس امید!
هرچه که بود همه مارا شگفت زده کرده بود
خیلی وقت بود هرچه چشم و هرچه نگاه میدیدیم گرچه نگاه و چشم یک فرد زنده بود،اما مرده بود ...
حالا نگاه دکتر زنده شده بود،داد میزد زنده شدم
همه میخندیدیم و میگفتیم مگر تا به حال مرده بودی؟؟!
دستش را به نشانه تایید تکان داد،انگشتانش میلرزید
شمرده شمرده گفت من ...من...
من زنده شدم...
دیگر کسی نخندید!...
همه به دورش حلقه زدند ،یکی بلند بلند سوال میپرسید
یکی در فکر فرو رفته بود
یکی همه چیز را به مسخره گرفته بود
استاد اما استرس داشت...
انگار از چیزی خبر داشت...
دکتر بلند داد زد بس کنید
ساااکتتتت
ساااکتتتت
همه میخکوب شدند
شاید اگر قصاب داد میزد کسی میخکوب نمیشد
اما دکتر اهل داد زدن نبود
همه میخکوب شدند و من نگاهم روی استاد ماند،ترسیده بود
کمی در خودش جمع شده بود اما از آن لبخند ها به لب داشت که انگار همه چیز عادی است
از آن لبخند ها که حرص قصاب را همیشه در میاورد...
غسال با لحن طلبکارانه ای گفت
دکتر جان چرا داد میزنی از شما بعید است
حالا اگر قصاب داد میزد یک چیزی...
قصاب اما زمان را برای شوخی مناسب ندید و ساتورش را پرت کرد سمت غسال ،
غسال که از مردن و درد و رنج ابایی نداشت نه جا خالی داد و نه حتی چیزی گفت...
ایستاد تا ساتور تا نیمه در شکمش فرو رود و بوی خون همه را اذیت کند...
بعد هم آرام گفت :«برای تنوع خواستم زیر صدای دکتر ،بوی خون مهمان بینی هایتان شود تا کمی فضا جالب تر شود.»
دکتر نگاه تندی به استاد کرد و گفت:«تو میدانستی و گذاشتی این همه وقت ادامه پیدا کند این زندگی هر روزه و این مردن های ناتمام؟»
همه به استاد زل زده زدند و منتظر جواب بودند که قصاب بی مقدمه ساتور را از شکم غسال بیرون کشید و کنار سر استاد نگه داشت:«میدانم گرچه نمیمیری اما هنوز دکمه ترس تو در این جمع خاموش نشده،بگو دکتر چه میگوید و قضیه از چه قرار است؟؟
با توام بگوووو»
استاد که تنها کسی بود که هنوز دکمه ترسش فعال بود به من من کردن افتاد... دکتر در حالی که چشم هایش از ما متفاوت شده بود نگاهی منتقمانه به استاد انداخت و با لحنی آرام ولی محکم گفت:«بعد از اینهمه وقت که استاد با تک تک ما حرف زده بود و تاکید داشت دیگر به بخش دکمه های دستی مغزمان کاری نداشته باشیم،اینبار توی تابوت به سرم زد به دکمه های سرم سری بزنم و دیدم دکمه امید من خاموش شده...!
از کی و کجا نمیدانم اما هرچه فکر میکنم آخرین باری که دیگر خواستم واقعا بمیرم و ارباب همچنان نمیگذاشت هیچ کداممان بمیریم ،روزی بود که استاد پیشم بود و با من حرف زده بود!!
همه سکوت هولناکی کرده بودند
نقاش آرام گفت من هم بعد از مشاوره آخر پیش استاد ،دیگر زندگی نکردم و به شما پیوستم و مدام مردم...
همه چشم ها گرد شده بود و دست ها به پشت مغز میرفت،به نوبت این صدا در جمع میپیچید:«دکمه امید من هم خاموش است...»
صدای ارباب بعد از سالها در گوش پیچید:کاش زود تر به جای پیش استاد رفتن
به خودتان مراجعه میکردید!
شما که میدانستید او دکمه ترسش هنوز فعال است...
سرمان را پایین انداختیم و یکی یکی دکمه های امید را روشن کردیم و چشممان زنده شد و زندگی دیدیم...
قصاب گفت:«ترس،اول امید تورا خاموش کرد و باز هم ترس نخواست تنها بمانی و مارا به این روز انداختی...»
غسال گفت:«اگر از ترس هایت حرف میزدی ،خودم کمکت میکردم مثل من ترست را خاموش کنی،اما از روزی که استاد شدی غرورت نگذاشت با کسی درد و دل و مشورت کنی...»
من اما حرفی نزدم با او!
من را چه به او؟؟؟!!!
من سکوت کردم
من زندگی را پیدا کرده بودم
نباید دیگر وقت را هدر میدادم...
✍🏻فاطمه یزدی
#داستان_کوتاه
#فاطمه_یزدی
✅کانال سماء↙️
@samawriter
سماء | فاطمه یزدی
خیره شدم به قبر ها برایم تکراری شده بود که برای بار چندم بمیرم و توی قبر بخوابم و بعد از عزاداری، چ
🛑داستان کوتاه👆🏻👆🏻👆🏻
هر روز میمردیم!!! یک روز یکی نمرد!!!
نشاط عمیق را از لبخند خدا بگیر❤️
🔸نشاط زندگی
🔹جلسه پنجم
انسانها به همدیگر احساس مثبت یا منفی میدهند (مثلاً با حسادت یا خیرخواهی) که میتوان بازتابش را حس کرد، و حال ما را خوب یا بد میکند، حالا اگر خدا از بندهای خوشش بیاید و به او لبخند بزند و حال و احساس خوب بدهد ،❌ آیا این بنده متوجه نمیشود؟! ❌
🟡نشاط معنوی یعنی حس قشنگی که در پس لبخند خدا برای ما پدید میآید.🟡 مثلاً میفرماید: وقتی مؤمن گناهی را ترک کند، خدا بهجای لذت کاذب و بدفرجام آن گناه، لذتی به او میچشاند که حلاوتش را حس میکند (جامعالاخبار/145)✅
آدم میتواند بعد از رفتارهای خوبش، آثار نورانی بشارتهای خدا را درک کند و حالش خوب شود و نشاط واقعی بگیرد و عمیقا شاد باشد✅ مثلاً مؤدبانه نماز بخوان ،بیا یک کار را واقعا با اخلاص برای خود خدا انجام بده✅ یا به خاطر او پا بگذار روی دلت✅ ببین چگونه لبخند خدا را حس میکنی و 💚چقدر حالت خوب میشود...💚
جلسه ششم
#منبر_یک_دقیقهای
#نشاط_زندگی
ادامه جلسات را در اینجا دنبال کنید↙️
https://eitaa.com/joinchat/2730754338C096592ef78
⛔️این دو دسته کار را برای ترغیب یا نهی از فرزند آوری خواهشاً انجام ندید😤⛔️
یکی از اساتید حوزه به من و همسرم گفتند اصلا از سختی های بارداری که میشنوید نترسید،اینطوری ها که میگن نیست😅😒
اتفاقا ایام بارداری یک فرصت خیلی خوب هست برای انجام کارهای روتین!!😐😳 علمی ،معنوی و غیره...
بعد توضیح دادند که خودشون و همسرشون اصلا در دوران بارداری نزاشتند روتین روزانه شون بهم بخوره و یکسری راهکار خیلی خوب داشتن برای تحمل سختی های معمول دوران بارداری...
مثلا چه باید کرد که کمتر کمردرد شد؟
چه باید کرد با اضافه وزن؟
چه باید کرد با نفس تنگی؟کم خوابی؟بیحالی و غیره...
و الحمدلله همسرشون بارداری های خوبی داشتند
خب پس سختی های غیر معمول افراد باردار چی؟؟؟؟😬😤😩🤢🤢🤮🤮🤮🤧🤧
من همان جا به همسرم گفتم از استادتون تشکر کن اما همه مثل هم نیستند و من دیدم بعضی ها انقدر ویار سخت و حال بد داشتند که واقعا زندگیشون در یک بازه زمانی زیر و رو شده... و اتفاقا در علم پزشکی معروف هست که هنوز هیچ درمان کاملی برای رفع ویار پیدا نشده!❌
و بچه دار شدن یک تصمیم به امید اینکه همه چی راحت و خوب انشالله برای ما میگذره نیست‼️ کسی که میخواد بچه دار بشه باید همه مدل سختی بچه داری رو بشناسه و بعد خیلی هم خوب هست که از خدا بخواد که سختی ها براش کم بشه و دعا کنه
و دعا اثر دارد...💜
زمان گذشت و من از هفته سوم بارداری روزی بین هشت تا دوازده بار حالم بهم میخورد😂🤦🏻♀ و فشارم به مدت پنج ماه روی عدد شش بود و هر وقت سرم از روی تخت بلند میشد به خاطر فشار کم حالم بهم میخورد🙃🙃
هر نمازی که میخوندم کنارم سطل بود و کوتاهترین جاهایی که میرفتم همراهم پلاستیک!!!
و چهارماه کامل هیییچچچچ کاری نتونستم بکنم😐و بگذریم از مشکلات ماندگار معده و مری و حال روحی😊...
و خداروشاکر بودم که گرچه آماده همچین سختی ای نبودم و شوکه شده بودم
اما به خودم به هیچ وجه وعده راحتی نداده بودم و میدونستم مادری سخته و با دلیل باید انتخاب بشه...✅(و تازه هستند افرادی که سختی هایی از قبیل استراحت مطلق کامل یا مشکلات جنین و تزریق های خاص و حساس در دوران بارداری دارند)
زمان گذشت و یکی از مادران محصل به من گفت حالا که دخترت به دنیا اومده اصلا نمیتونی درس بخونی و بچه از صبح پا میشه و نمیزاره هیچ کاری کنی🤪
تا خودت چشم باز کنی اونم پاشده و همش گیری...😔
واقعا شرایط سختی داشت دوستم و فرزندش به شدتتتت کم خواب بود ...😫
اما به لطف خدا دختر من اینطوری نبود صبح زود پانمیشد و معمولا ۹ یا ۱۰صبح بیدار میشد و از صبح زود تا ۹ صبح فرصت برای مطالعه بود و الحمدلله تونستم دو ترم کامل با برنامه ریزی خودم رو برسونم به یک حدی از اهداف علمیم🙏🏻❤️
زمان گذشت و همه چی عوض شد و دختر یکسال و نیمه ام از پنج صبح کنار من پا میشه وایمیسته نماز صبح😂😂 اصلا من بیدارم بیداره 😶🌫🤕و من از خستگی شب قبل چشمام اصلا باز نمیمونه برای مطالعه و انرژی دخترم چند برابر شده و خوابش خیلی کم😊...
خلاااااصههههه دیگه این روند و مثال ها رو تکرار نمیکنم 😂❌
فقط و فقط خواستم با مثال دو نکته رو به تصویر بکشم...
1⃣کاش با راحت نشون دادن بچهداری نخواهیم الکی کسی رو تشویق به فرزندآوری کنیم،اصول درست تصمیم به فرزندآوری قبول و شناخت سختی هاش هست
پس همیشه لازم هست برای توصیه مخصوصا به جوانان بی تجربه ،هم از خوبی ها بگیم و هم از سختی ها...✅
⛔️جریان نشه اینکه عکس یک مادر و میزنن تو مجله میگن بعد از بدنیا اومدن فرزند دهم اونهم با سزارین ،مادر و فرزند در سلامت کاااملللل هستن،بهتره درست توضیح بدن که سلامت کامل اصلا سلامت قبلی نیست،منظور از سلامت کامل یک مادر بعد از زایمان این هست که به لطف خدا میتونه با صبوری با مشکلاتی که اتفاقا برای سلامتیش پیش اومده کنار بیاد و کم کم درمان کنه و به سلامت کامل برسه...
2⃣کاش با سخت نشون دادن های عجیب و غریب و غر زدن های مدام و بی صبری،بقیه رو از فرزند آوری زده نکنیم!
دنیای والد گری کنار سختی های حل شدنی یا گذرا (دوباره تاکید میکنم حل شدنی یا گذرا😉😉)،یک دنیای بسیار شیرین و پر رشد هست
کسانی که به دنبال هزار مدل کلاس توسعه فردی هستن😊
هیچی مثل ازدواج و والد بودن توسعتون نمیده😉😉
✍🏻فاطمه یزدی
#مادری_بدون_سانسور
#فرزند_آوری
#توسعه_فردی
#فاطمه_یزدی
@samawriter
«رضایت خدا از من» باعث نشاط واقعی و ماندگار در دنیا میشود ،نه «رضایت من از خودم»!
🔸نشاط زندگی
🔹جلسه ششم
منشأ نشاط معنوی این است که خدا از تو خوشش بیاید و از تو راضی بشود! آنوقت ما این نیاز حیاتی و حقیقی خود را کنار گذاشتهایم و دنبالش نمیگردیم، در عوضش، خودمان را با رضایتمندی از خودمان سرگرم میکنیم.❌❗️
⛔️عملیات «رضایتمندی از خود» اینطور است که انسان مدام به خوبیهای خودش نگاه میکند و خودش را مُحق و مظلوم میداند. ⛔️
✅تو مأمور نیستی خوبیهایت را بشماری، بلکه مأمور هستی بدیهایت را از بین ببری! خوبیهایت بدرد این میخورد که بهوسیلۀ آنها بدیهایت را از بین ببری!»✅
پیامبر(ص) فرمود: هر بدی و عیبی را در خودت از بین ببری بلافاصله یک بدی و عیب دیگر، رو میآید (لَا یَنْفِی مِنْهَا عَیْباً إِلَّا بَدَا لَهُ عَیْبٌ؛کافی/2/148) لذا آدم تا آخر عمر با بدیها و عیبهای خودش درگیر است و این یکی از تکالیف زندگی آدم است.
جلسه هفتم
#منبر_یک_دقیقهای
#نشاط_زندگی
ادامه جلسات را در اینجا دنبال کنید↙️
https://eitaa.com/joinchat/2730754338C096592ef78
3.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
حسین جانم...
مولای من،خیلی دلتنگتونم آقا
پ.ن:شماهم اگه دلتنگید
بشینید یه گوشه اینجوری👇🏻 خودتونو کوچک کنید و بزرگی آقاتونو بهش بگید❤️🥺
•صورت به چه رویی
بنهم بر درت ای یار
من بی بر و رو
تو تماما بر و رویی...♥️
#امام_من
@samawriter
من عاشق این صحنه ام😍🥺...
از کارهای روزانه اش این هست که سیب زمینی و پیاز رو از سبدش انتقال بده به سطل زباله خشک ...😅😅😉😉
#مادری_بدون_سانسور
#شیرینی_های_کوچک❤️
@samawriter
📣میشود بیخیالِ خوبیهای خودت بشوی؟❌
🔸نشاط زندگی
🔹جلسه هفتم
معمولاً با دیدن خوبیهای خود، حال خودمان را خوب میکنیم؛
همان خوبیهایی که پلیدترین آدمها هم بعضیهایش را دارند!😕
میشود بیخیالِ خوبیهای خودمان بشویم؟ بعضی از این خوبیهایمان ارثی است🙄، بعضیهایش را هم خدا اجباری در کاسه مان گذاشته که ظرفمان خالی نباشد!🤔
این خوبیها بالهای ما هستند که پرواز کنیم! عُجب و «از خود راضی بودن» بهخاطر خوبیها، موجب از بین رفتن اثر آن خوبیها میشود.✅
بهجای اینکه خوبیهای خودمان را ببینیم و خوشحال بشویم❌، خوبیهای خدا را ببینیم و خوشحال بشویم! ✅
🟡خودمان را از خودمان راضی نکنیم؛ خدا را از خودمان راضی کنیم!🟡
⬅️در جوشنکبیر از خوبیهای خدا تعریف میشود، بخوانیم و پرواز کنیم...
اینقدر نشاط به جانمان وارد میشود که اصلاً خودمان را فراموش میکنیم.♥️
جلسه هشتم
#منبر_یک_دقیقهای
#نشاط_زندگی
ادامه جلسات را در اینجا دنبال کنید↙️
https://eitaa.com/joinchat/2730754338C096592ef78
چگونه از زندگی چند برابر نشاط بگیریم ؟
🔸نشاط زندگی
🔹جلسه هشتم
امیرالمؤمنین(ع) میفرماید: ذکر خدا مایۀ سرور هر آدم متقی و لذت هر آدم یقینداری است )ذِکْرُ اللَّهِ مَسَرَّةُ کُلِّ مُتَّقٍ وَ لَذَّةُ کُلِّ مُوقِن) (غررالحکم/5174) آدمِ باتقوا کسی است که فهمیده دنیا خودش واقعا نشاط نمیدهد،حتی اگر همه دنیا را کسب کند،♥️ آنوقت خداوند عشق و ذکر خودش و اولیاء خودش را به او میدهد تا واقعاً لذت ببرد، و کاری میکند که او از همین دنیای بیمزه هم-به عشق خدا- لذت ببرد.♥️
خدا همین دنیای بیمزه را برای آدم باتقوا بامزه میکند؛ به اینصورت که یک مزۀ برتر به او میدهد که بهوسیلۀ آن، زندگیاش را لذتبخش میکند. مثلاً میفرماید: تو بهخاطر من ازدواج کن، بهخاطر من خانهداری کن، بهخاطر من کار کن و پول در بیاور، بهخاطر من بچهدار شو... تا واقعاً از زندگیات لذت ببری.✅✅✅
جلسه نهم
#منبر_یک_دقیقهای
#نشاط_زندگی
ادامه جلسات را در اینجا دنبال کنید↙️
https://eitaa.com/joinchat/2730754338C096592ef78
💜مسیر رو پیدا کن و تو مسیر بمون💜
همین الان با خودت مرور کن هدفت کلا از زندگی چیه؟
در راستای این هدف باید تو چه مسیری باشی و اهداف ریز تر و پله ای قبلش چیه؟
حالا به خودت بگو تو مسیری؟
چقدر داری تلاش میکنی؟
نشیم یه وقت دچار روز مرگی...
اگه خسته ایم،اگه بیماریم،اگه کم آوردیم
اینا هیچ کدوم عیب نیست
کافیه همه اینها در مسیر باشه ✅
#تکان_دهنده
#توسعه_فردی
مسیر اصلیتون چیه؟👇🏻
@pvsama
@samawriter
21.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چقدر خوب بود👌🏻👌🏻👆🏻
فیلم در سکوت میگذره اما پررر از حرف❤️
حتما ببینین،قلبتون پر از غرور و افتخار میشه
یه غم قشنگ حس میکنید و مصمم تر میشید👊🏻👊🏻
✅به سماء بپیوندید↙️
@samawriter
🍊پرتغال و فشار بدی
آب آناناس🍍 نمیده❗️
نمیشه مرتب رفتار بقیه رو نقد کنی و منتظر باشی بقیه به رفتارات مهر تایید بزنن!❌
نمیشه تو دلت خشم بکاری و منتظر محبت باشی!‼️
💯رو خودت خیلی کار کن،خیلی چیزها درست میشه✅
#تکان_دهنده
✅به سماء بپیوندید↙️
@samawriter