eitaa logo
سماء | فاطمه یزدی
398 دنبال‌کننده
279 عکس
98 ویدیو
2 فایل
اینجا دست نوشته هایم و مطالب مفید به اشتراک گذاشته می شود... مادر طلبه سطح ۳ کلام و فلسفه فارغ التحصیل ارشد رشته کلام با گرایش حدیث نویسنده دان ۳ کاراته ارتباط با من👇🏻 @Fatemeyazdi استفاده از مطالب با ذکر نام کانال🙏🏻
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از حنان 🇮🇷
💜من با تو، انسانی را که هرگز در زندگی خود نیافته بودم، پیدا کردم... پ.ن:به وقت مادرانگی در پشت صحنه تمرین روضه بازی🥺💔ابداع خودشونه🥲 منتظر اجرای تئاتر ما باشید 🏴 کانال رسمی گروه فرهنگی هنری حنان↙️ https://eitaa.com/joinchat/701628653C0fbc9329c7
سلام🌹 بعد از یک غیبت طولانی و توضیح جریان تئاترمون و مشغولیت های این چندماه 🛑برای خیلی ها سوال شده بود که طلبگی رو چه به تئاتر!!!؟؟؟ طلبگی رو ول کردین؟ چیشده؟ گفتم یک توضیحی بدم خدمتتون👇🏻
🛑طلبگی رو چه به تئاتر؟؟؟!!! از سال نود و هفت بود که با دوستانم کنار دروس حوزه ،کارگاه های مهارت های ارتباطی تبلیغی رو گذروندیم چون تبلیغ دین یکی از وظایف طلبه ها هست که بعد از گذروندن چندسال تحصیل و آزمون های لازم،میتونن با روش های مختلفی که آموزش دیدن شروع کنن... از وقتی پرونده تبلیغیم تشکیل شد سعی داشتم ایام تبلیغی رو با همسرم برم تبلیغ ، سخنرانی،حلقه گفتگو،پاسخ به شبهات،پای حرف دل مردم مختلف نشستن،رفاقت با کسانیکه وقتی می‌شنیدند طلبه ام جا میخوردند و... اما خب با دوستانم جای خالی تبلیغ نوین و غیر مستقیم رو خالی میدونستیم،دلمون میخواست ایام غیر تبلیغی برای نوجوون های شهرمون مفاهیم دینی رو در قالب تئاتر بیاریم چون «دیدن» یک چیز دیگه است چون «هنر»، نوجوون و جذب می‌کنه چون آقا تاکید بر ورود به کارهای هنری داشتن و کلی دلیل دیگه... شروع کردیم گشتن دنبال نمایشنامه هایی با محتوای مذهبی ،کم بود خیلی کم... دست به قلم شدیم، ،دکور زدیم لباس جور کردیم و شخصیت سازی کردیم،تمرین کردیم و تمرین کردیم و تمرین کردیم... بچه های گروهمون از صبح یا حوزه بودن یا دانشگاه و این برای من خیلی دلنشین بود که دوستان دانشجوی من ،تبلیغ دین و وظیفه ی خودشون می‌دونن و پای کار هستن...👌✅❤️، از صبح کلاس بودیم و عصر بعد مباحثه و کارای خونه قرار میزاشتیم توی خونه هامون تمرین می‌کردیم چون سالن های نمایش هزینه اش بالا بود و نمیشد اونجا تمرین کنیم سال نود و هشت اولین کارمون رو اجرا کردیم،هیچ حامی مالی پیدا نکردیم و یادمه خودمون با پارچه های توی خونه و کارتن میوه 😅 وسایل دکور و آماده کردیم و رفتیم برای اجرا چند تا از مدارس استان قم و خدا کمکمون کرد و کارمون رو خیلی دوست داشتن،خستگی ماه ها تمرین از تنمون در میرفت وقتی می‌دیدیم دانش آموزا با چهره های ظاهری متفاوت، پای نمایشمون برای غربت حضرت زهرا(سلام الله علیها)اشک میریزن یا وقتی بعدش میومدن و تشکر میکردن که فلان سوال و فلان شبهه براشون حل شده... کرونا شد و مدارس تعطیل شد و ما به کارمون ادامه دادیم و اینبار یک سالن تونستیم بگیریم و سه روز اجرا برای عموم داشتیم و اینبار با مخاطب بزرگسال روبه رو شدیم و چند مدرسه دانش آموزان دبیرستانی رو آوردن اونجا تا کارمون رو ببینن یادمه با اینکه دیگه چند تامون بچه کوچیک داشتیم و دوتامون باردار بودیم و همه به سختی تمرین کرده بودیم ،اما توی کار و هدف مصمم شده بودیم و به واقع جای تبلیغ هنری دین توی شهر ما ،مخصوصا برای بانوان خالی بود... گذشت و ما کانون کوچیکمون و با همین هدف ثبت کردیم تا یادمون بمونه کنار اهداف شخصی و راهی که میریم همیشه بخشی از وقتمون اختصاص به این کار پیدا کنه اما یک مشکل مهم وجود داشت و اون این بود که ما تخصص در کار نمایش نداشتیم و با اینکه صد خودمون رو میزاشتیم اما نمی‌تونستیم جوون و نوجوونی که تئاتر های حرفه ای و زیبای تهران رو دیده،جذب تئاتر مذهبی کنیم گشتیم دنبال استاد و کلاس توی شهرمون یکی دوجا کلاس تئاتر برگزار میشد که زن و مرد باهم بودن و مناسب نبود برای ما رفتیم از ارگان های تبلیغی پرس و جو کردیم و دیدیم یکی دوبار کلاس تئاتر برای بانوان برگزار میکنن اما نحوه برگزاری به صورت کوتاه و فشرده هست طوری که هیچ کدوم از ما با بچه کوچیک و درس و کلاس اصلا امکان حضورش و نداشتیم بالا و پایین رفتیم پرس و جو کردیم و سرمایه گذار مالی به سختی پیدا کردیم تا بتونیم آموزش تخصصی ببینیم چجوری؟؟؟😂😂 استاد تئاتر وارد جمع ما شد و دید شش نفریم با هفت بچه قد و نیم قد😍 یکی تو راه بود🥺 و شش تا زیر چهار سال😂😂😍😍(شما اوضاع رو تصور کنید) خلاصه ماجرای این روزای ما ماجرای تمرین های خاطره انگیز و سخت تئاتر هست کمتر از هشت روز مونده به اجرای کاری که یکسال هست براش برنامه ریزی کردیم و سه ماه هست شب و روزمون و گذاشتیم و آموزش دیدیم و تمرین کردیم دعامون کنید تا بتونیم یک کار قوی که در شأن مخاطبینمون هست آماده کنیم دلمون گرم هست به نگاه اهل بیت و دعای شما🌹 ✍🏻فاطمه یزدی @samawriter | سماء🌌
هدایت شده از حنان 🇮🇷
گروه فرهنگی هنری حنان تقدیم میکند: نمایش 🔹سَفیرةُ الحُسَین🔹 🔴روایت شکوهی زنانه... 📆زمان: ۱۸ تا ۲۲ مردادماه 🕰 رأس ساعت ۱۸ 📍مکان: قم، بلوار جمهوری، نبش کوچه ۶، سالن کوثر برای تهیه بلیط به آیدی یا شماره زیر پیام دهید👇🏻
09912099741
@zahra_shiroodi به حنان بپیوندید👇🏻 https://eitaa.com/joinchat/701628653C0fbc9329c7
💥روایتی واقعی از یک اتفاق مهم تاریخی💥 🛑📣شما را به دیدن تئاتری متفاوت در شهر قم دعوت میکنیم 🛑 نمایش 🔹سَفیرةُ الحُسَین🔹 «ویژه بانوان» 📆زمان: ۱۸ تا ۲۲ مردادماه 🕰 رأس ساعت ۱۸ 📍مکان: قم، بلوار جمهوری، نبش کوچه ۶، سالن کوثر برای تهیه بلیط به آیدی یا شماره زیر پیام دهید👇🏻 09912099741 @zahra_shiroodi به حنان بپیوندید👇🏻 https://eitaa.com/joinchat/701628653C0fbc9329c7
ممنون میشم پوستر نمایش مارو برای هرکس که مقدور هست بفرستید🙏 اگر ساکن شهر قم هستید و با دوستان و خانواده میتونید تشریف بیارید قدمتون روی چشم 🌹 اگر هم ارگان یا موسسه ای میشناسید که گروهی بخوان تشریف بیارن به آیدی کانال پیام بدین تا هماهنگی های حضورشون رو انجام بدیم 🙏🌹
سماء | فاطمه یزدی
💥روایتی واقعی از یک اتفاق مهم تاریخی💥 🛑📣شما را به دیدن تئاتری متفاوت در شهر قم دعوت میکنیم 🛑 نما
عزیزان ساکن قم برای اجرای امروز فقط چند جای خالی مونده اگر انتخابتون برای دیدن نمایش سفیرة الحسین (ع) امروز هست به آیدی @zahra_shiroodi پیامک بدین
هدایت شده از حنان 🇮🇷
به وقت روایت عاشقی🥀 با سپاس فراوان از استقبال بی نظیر شما عزیزان ظرفیت سالن برای تمام روزهای اجرای نمایش سفیرة الحسین (علیه‌السلام) تکمیل شده است. لطفا دیگر واریز نفرمایید 🌹 با سپاس از شما گروه فرهنگی هنری حنان https://eitaa.com/joinchat/701628653C0fbc9329c7
دیروز برای ما ،گفتن دیالوگ های همیشگی از همیشه سخت تر بود! دیروز همسران شهدای مدافع حرم و فرزندانشان مهمان ما بودند... قبل از اجرا قلبمون سنگین شده بود و در اتاق پشت صحنه به جای حرف از نمایش،حرف از سختی همسران شهدا می‌زدیم... اجرا شروع شد و به صحنه مجلس سر مبارک که رسید صدای گریه ها با همیشه فرق داشت و سوز جگر همراهش بود رسیدیم به صحنه بابا گفتن حضرت رقیه(س) و صدای گریه کودکانه آتشمان زد... نمایش تمام شد و رفتن خانواده شهدا دلمان را پر از آشوب کرد.... نکند حالشان بد شده باشد؟؟؟ نکند قلب بچه ها شکسته باشد ؟؟؟ چند ساعتی نگذشته بود که از بنیاد شهید پیام دادن خانواده شهدا خیلی کار و دوست داشتن و ان شاء الله همکاری ما ادامه دار شود... نشستم یک گوشه و دوباره صبر و عظمت همسران شهدا به گوشم سیلی زد... دوباره یادم افتاد چقدر کوته فکرم و چقدر وسعت قلبم کمتر از آنان است... من به فکر دل آن ها بودم و آن ها برای دل زینب سلام الله علیها اشک میریختند😭😭😭 خدایا این کم را از ما بپذیر... خدایا روح و قلب مارا وسعت ببخش 🙏 ✍🏻فاطمه یزدی @samawriter | سماء🌌
غروب امروز خیلیییی برام دلگیره... یک ماه آخر که تقریبا هر روز درگیر کار ها و تمرین ها بودیم بماند، اما پنج روز بود که دقیقا همین ساعتا روی صحنه داشتیم اجرا میکردیم و کلمه به کلمه ی دیالوگ ها برای دلمون، روضه عمه سادات بود😭😭😭 پنج روز بود که انگار خانم حضرت زینب (س) اجازه داده بودن واسطه بشیم برای تفکر و چکیدن اشک چشم عاشقانشون... حالا با دلتنگی چه کنیم؟ با دوری و غفلت های دوباره چه کنیم؟ غروب امروز خیلی دلگیره... خانم جان عادت کرده بودیم مدام از شما دم بزنیم😔😔😔😭 ✍🏻فاطمه یزدی پ.ن: به وقت پایان کار تبلیغی محرم و صفر ۱۴۴۶ به وقت پایان تئاتر سفیرة الحسین💔 @samawriter | سماء🌌
چند دقیقه قبل از ورود مهمونامون متوجه شدم دخترم زحمت کشیده شیرینی هارو براشون خورد کرده که بهتر بخورن😊😐 ✍🏻فاطمه یزدی @samawriter | سماء🌌
بسم رب العشق... خدا توفیق داد و امسال راهی سفر اربعین شدیم عکسهایی که در طول سفر گرفتم و میگیرم اینجا به اشتراک میزارم ان شاء الله تا دلهاتون همراه بشه با زائرین اباعبدالله(ع)❤️... همراه شو با ما در اربعین🏴🇮🇷🇮🇶 @samawriter | سماء🌌