eitaa logo
سماء | فاطمه یزدی
398 دنبال‌کننده
279 عکس
98 ویدیو
2 فایل
اینجا دست نوشته هایم و مطالب مفید به اشتراک گذاشته می شود... مادر طلبه سطح ۳ کلام و فلسفه فارغ التحصیل ارشد رشته کلام با گرایش حدیث نویسنده دان ۳ کاراته ارتباط با من👇🏻 @Fatemeyazdi استفاده از مطالب با ذکر نام کانال🙏🏻
مشاهده در ایتا
دانلود
🛑گسترش شبکه شیعیان از دوران امام جواد علیه‌السلام تا امام عسکری علیه‌السلام ✏️رهبر انقلاب: دایره‌‌ى نفوذ ائمّه و وسعت دایره‌‌ى شیعه در زمان این سه امام، نسبت به زمان امام صادق و امام باقر (علیهم السّلام) شاید دَه برابر است؛ یعنى این چیز عجیبى است. شاید علّت این هم که اینها را این ‌جور در فشار و ضیق قرار دادند، اصلاً همین بود... 🖤 سالروز شهادت امام حسن عسکری علیه‌السلام تسلیت باد @samawriter | سماء🌌
mahanmusic.netخویِ علی، خویِ او .mp3
زمان: حجم: 5.6M
سلام علی آل‌یس ✨ کسب رضایت شما غایت آمال من است❤️‍🩹 کاش از عمق جان لبیک یا مهدی بگویم💚 خویِ علی، خویِ او ... چقدر زیباست این قطعه... @samawriter | سماء🌌
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
از کارهایی که امام حسن عسکری (علیه السّلام) در زمان امامتشان انجام دادند: 1⃣اوّلاً پشت پرده با مردم صحبت می‌کردند. ( یعنی باید یاد بگیری از حجّت اطاعت کنی، لزومی ندارد او را ببینی، به دستور عمل کن.)✅ 2⃣دوماً: شخصی از خراسان – روایات داریم، در دو منبع مهمّ رجالی آمده- می‌آید می‌گوید: این وجوهات خدمت شما، حضرت می‌فرماید: برگرد به نماینده‌ی من بده، (یعنی چه باید حتماً به خود او بدهم؟!) چون حضرت می‌داند که این چه کار خطرناکی است. اطاعت‌پذیری ما مهم است، وگرنه جامعه تضعیف می‌شود.❌ جامعه‌ی شیعه باید جامعه‌ای باشد اگر کسی حجّت را بخواهد تضعیف کند این‌قدر این کار برای او قبیح باشد جرأت نکند این کار را انجام بدهد💯. تضعیف یونس بن عبد الرّحمن تضعیف امام رضا (علیه السّلام) است. حضرت می‌فرماید: برگرد، پول را ببر به همان کسی که من گفتم بده، یعنی چرا پول را آوردی به خود من بدهی؟ ⬅️به دستور عمل کن.✅ انشالله خود امام حسن عسکری علیه السلام دستگیر ما باشند تا در غیبت پسرشان به دستورات عمل کنیم و باعث تضعیف حکومت اسلامی نشویم و گوش به فرمان نایبشان باشیم🙏🏻 @samawriter | سماء🌌
سلام چند وقت کانال فعال نبود و میام میگم چرا !! منتظر یک مادری بدون سانسور اساسی باشید🤦🏻‍♀😅
این چند وقت که نبودم مشغول پروژه مهدکودک بودم و اتفاقاتی که فکر نمی‌کردم اینطوری پیش بره...!!! شروع سال تحصیلی حوزه طبق معمول از نیمه شهریور بود و امسال اولین سالی بود که دخترم و میخواستم مهد بزارم. به خیال خودم یک برنامه ریزی خیلی خوب انجام دادم و از یکم شهریور با فراغ بال راهی مهد شدم تا کنارش بمونم و آروم آروم انس بگیره،بعد از سه روز از من جدا شد و من در راهرو نشستم و فقط به من سر میزد و نهایتا بعد از هفت روز چند ساعت اون جا می‌موند و من خوشحال از رشدش، دلتنگش میشدم و باید صبور میبودم! مشاور مهد گفت کم کم شب ها زود بخوابه تا وقتی کلاس هاتون شروع شد و صبح زود اومدید خسته نباشه و من سراغ پروژه سخت تنظیم خواب رفتم،من که تمام امتیاز چند ماه اخیرم این بود که از صبح هایی که خوابه نهایت استفاده رو بکنم و راحت درس بخونم یا کار خونه انجام بدم و آروم از کنارش بلند شم که بیدار نشه،حالا باید از پنج عصر خسته اش میکردم و از هشت شب میخوابوندمش و از شش صبح سراغ بیداری میرفتم!!! باورم نمیشد اما مثل یک معتاد در حال ترک، بدن درد گرفته بودم و مثل یک کارمند دو شیفته احساس ضعف داشتم ساعت خوابم بهم ریخته بود و وقتی می‌خوابید، بیدار بودم و بیدار که می‌شد باز باید بیدار می‌موندم و شش صبح باید دنبال بهونه های جذاب برای بیدار شدنش می‌بودم! اما فقط امیدوارم بودم که کم کم عادتش میشه و اوضاع درست میشه اما... (ادامه داره...) ✍🏻فاطمه یزدی @samawriter | سماء🌌
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🍃 واقعا حرم حضرت معصومه سلام الله علیها این طور هست😭❤️... @samawriter | سماء🌌
سماء | فاطمه یزدی
این چند وقت که نبودم مشغول پروژه مهدکودک بودم و اتفاقاتی که فکر نمی‌کردم اینطوری پیش بره...!!! شروع
بعد سه روز ساعت خواب روزهای بین هفته تنظیم شد اما فهمیدم تا رها کنم به ساعت قبل برمیگرده😅🤦🏻‍♀ و مجبور شدم تا روز اول شروع کلاسم این سیستم و نگه دارم😬 شوق و ذوق یک مهر و توی نیمه شهریور داشتم و روز اول شروع حوزه وقتی با خوشحالی به مهد رسیدیم دیدم دخترم توی کلاس نمی‌ره!!!!! و اصلا از من جدا نمی‌شه!!! یک لحظه احساس کردم قندم افتاد و روی زمین نشستم انگار تمام تلاش های سه هفته گذشته و برنامه ریزی ها بی نتیجه مونده بود😞 نشستم کنارش و دیدم متعجب از حجم مادر ها و بچه های مهد و برنامه روز اول هست... متعجب از چهره های خواب آلود بچه هایی که انگار اولین باره این ساعت پاشدن و خبری از سرحالی رفقای تابستون که همه تازه ساعت ده مهد می‌رسیدیم نیست😅🤦🏻‍♀🤦🏻‍♀ کلاس اولم و نتونستم برم و کنارش بودم و مشغول بازی شد و بهتر شد و به کلاس دوم رسیدم گفتم فردا درست میشه اما فردا اوضاع بدتر شد🥺😢 و گفت اصلا نمیام! با ده مدل شعر و بازی رسیدیم و کلا پیشش موندم و کلاس و تعطیل کردم و دیدم خوشحاله و شروع کرد فعالیت های کلاس و انجام دادن😅😅😅 خلاصه دوباره رفتیم از اول و با خودم گفتم انگار جریان امر بین امرین رو در بحث جبر و اختیار،مادر ها خوب میتونن درک کنن🤦🏻‍♀😅 چون به چشم دیدن که اختیار با اونهاست و با عملکردشون چقدر اوضاع تغییر می‌کنه و از اونطرف هم گاهی دیدن اختیاری ندارن نسبت به بعضی اخلاق ها و اوضاع😅😅... روز دوم و سوم هم گذشت و من دوباره یک هفته ناظر فعالیت های جذاب کلاس سه تا چهار سال بودم😬 این میون یکی از طلبه های همکلاسم گفت همه چی هم رو برنامه پیش نرو و منتظر نمون ،کنارش نذر هم بکن و کمک بخواه و معجزشو ببین... یک لحظه انگار آب یخ ریختن روم و به خودم اومدم دیدم چرا برای آرامش دل دخترم و ختم بخیر شدن این قضیه زودتر نذر نکرده بودم نذر خانم حضرت ام البنین سلام الله علیها کردم و به نیت پسرانشون ختم صلوات برداشتم و نذر خانم حضرت رقیه سلام الله علیها کردم که هدایای کوچکی به یادگار به چند دختر بچه در حرم بدم... و از فرداش هر روز بیشتر معجزه دیدم🥺😍 گرچه هنوز هم برای یک رفت و آمد موفقیت آمیز و چهار ساعت مهد موندن لازمه اش برنامه ریزی دقیق خواب و اخلاق و بازی بچه هست اما به چشم آرامش و در دخترم دیدم به لطف اولیاء...❤️👌🏻👌🏻 خودمم دلم قرص تر شد💚🙏🏻 پ.ن: یکی از هزاران چیزی که مادر شدن به تو اضافه می‌کنه اینه که با گوشت و خونت لمس میکنی مادر و پدرت چه زحماتی برای تک تک روزها و ساعت هات کشیدن😭 و تو چقدر عاجزی از قدردانی و شکر ✍🏻فاطمه یزدی @samawriter | سماء🌌
کتابخونه امروز خیلی ساکته و من مشغول فکر کردن به نکاتی که حضرت آقا درباره عقل فرمودن هستم... دارم فکر میکنم اصلا عقل من چقدر عقله؟!؟!🤔 دارم درست ازش استفاده میکنم!!؟🤦🏻‍♀ ✍🏻فاطمه یزدی @samawriter | سماء🌌
❤️‍🩹از نقطه ضعف های انسان‌ این است که به زخم‌ها بیشتر می‌اندیشد تا مرهم‌ها...‌ @samawriter | سماء🌌