#لیله_المبیت_گرامی_باد
کیست آنکه در حال رکوع انگشتر خود را به فقیر بخشید؛
کیست آنکه برادر و جان نبی بود؛
و چه کسی شب در بستر محمد (ص) خوابید؛
تا پیامبر (ص)، شبانه، آهنگ غار کند ...
●➼┅═❧═┅┅───┄
در این ماه ذخایر برکات خداوند و نور های زیبایی او،برزمین فرود آمده
میلاد نبی اکرم در این ماه است
محرم و صفر را پشت سرگذاشتیم و با اندوه و اشک و ناله به یاد ابا عبدالله الحسین علیه السلام بزرگ شدیم.
حال سجده شکر بجا آورده و این بهار را بندگی کنیم و قدر بدانیم ...
شب اول ماه ربیع الاول
این شب [لیله المبیت]مزین است.
هجرت از مکه به مدینه توسط پیامبر
شبی که علی (ع)فداکارانه در بستر پیامبر خوابید.
میرزا جواد آقا ملکی تبریزی میگوید:
ماه ربیع الاول همانگونه که از اسم آن پیداست،
بهار ماه ها است.
به جهت اینکه آثار رحمت خداوند متعال در آن هویداست.
(به دلیل ولادت پیامبر در این ماه)
المراقبات📚
یکی از کارشناسان علوم قرآنی ،
در مورد شب لیله المبیت:
کفار قصد جان پیامبر اسلام را داشتند
و امیر المومنین (ع) برای اغفال دشمنان،
فداکارانه در بستر نبی اکرم خوابید...
پس برای شکرانه سلامتی پیامبر و علی(ع) نیز روزه ثواب بسیار دارد.
@samen_meraj
فرشچیان: چهره امام رضا(ع) را در خواب دیدم و کشیدم
🔹علیرضا ذاکری، طراح و نقاش پیشکسوت: سال ۱۳۷۵ در مشهد در مراسمی نسبتا خصوصی از استاد فرشچیان پرسیدم مینیاتوریستها چهره اهلبیت را با نور یا پوشیه نشان میدهند، شما چهره امام رضا(ع) را از کجا در تابلوی ضامن آهو ترسیم کردید؟
🔹فرشچیان پاسخ داد: سال ۵۹ برای عمل قلب به آمریکا رفته بودم. دکترها اصرار داشتند که حتماً عمل قلب انجام دهم و چندین نوبت آزمایش گرفتند و من در این فواصل متوسل بودم به امام هشتم که «آقا کمکم کنید». در آخرین آزمایش دکترها شگفتزده گفتند که شما طی این مدت نزد کدام دکتر دیگر رفتهای؟! هر چه گفتم جایی نرفتم باور نمیکردند و به من گفتند که قلب شما کامل سالم است و نیازی به عمل ندارد. شما درمان شدهاید!
🔹پس از این اتفاق در همانجا که برای طولانی مدت در هتل بودم، تصمیم گرفتم تابلوی «ضامن آهو» را بکشم. تابلو ۶ ماه طول کشید. وقتی به قسمتهای چهره مبارک حضرت رسید، به دلم افتاد که تمثال ایشان را بکشم. لذا متوسل شدم و همان شب در خواب صورت مبارک حضرت را دیدم و ایشان با مهربانی فرمودند من را ببین و بکش! وقتی بیدار شدم، چیزی از چهره مبارک حضرت در ذهنم نمانده بود. مجدد متوسل شدم و باز هم در شب دوم حضرت تشریف آرودند و این اتفاق تا سه شب تکرار شد و این افتخار را داشتم که چهره حضرت را در نور بکشم.
@samen_meraj
✨دست ما بر کرم
🌼و رحمت مهـدی باشـد
✨عشق ما آمدن
🌼دولت مــهدی باشـد ؛
✨اول ماه ربیـع
🌼از کرمت یا سلطان
✨روزی ما
🌼فرج حضرت مهـدی باشد
✨فرارسیدن
ماه ربیعالاول تهنیت باد💐
🍃🌹 @samen_meraj
همیشه میگفت: جانم بقربانت...!
چه لحظات هیجانانگیزی است، زمانی که میخواهد جانش را فدای او کند...
عزیزتر از جانش، از او خواسته تاجایش در بستر بخوابد...
پس از آن خدا اینگونه او را ستود:
«وَمِنَ النَّاسِ مَن یَشْرِی نَفْسَهُ ابْتِغَاء مَرْضَاتِ اللّهِ وَاللّهُ رَؤُوفٌ بِالْعِبَاد».
بقره/۲۰۷
👈شب اول ماه ربیع الاول🌷لیلةالمبیت🌷است.
فضیلت بزرگی از امیرالمؤمنین علیهالسلام که معاویه باصرف مبالغ سنگین نتوانست آنرا محوکند.
#فضایل امیرالمؤمنین علیهالسلام را نشر دهیم@samen_meraj
6.25M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بگذاربگویم خطر عشق نکن
جگرشیرنداری خطر عشق نکن
ابیاتی پیرامون شب #لیلة المبیت
گوش کنید
#شجره_صالحه_تبریک_شهدا
@samen_meraj
نگاهی متفاوت به ماجرای ضامن آهو
داستان ضامن آهو آنگونه که بین عموم مردم مشهور شده در منابع قدیم تا حدی متفاوت و جالبتر است. روایت اصلی این داستان را شیخ صدوق(ره) بیش از هزارسال پیش در کتاب «عیون اخبار الرضا (ع)» آورده است. وی تنها با دو واسطه از ابومنصور محمد بن عبدالرزاق (متولی شاهنامه ابومنصوری) که از قدرتمندان و زورمندان روزگار بوده نقل می کند:
در جوانی برای اهالی مشهدِ رضا (ع) و زائرانی که با آنجا می رفتند مزاحمت ایجاد می کردم و تا اینکه یکبار که با یک یوزپلنگِ (آموزش دیده) برای شکار آهو به آن حوالی رفته بودم یوز شکاری ام ، را دنبال آهویی فرستادم و آهو تا نزدیک دیوار محوطه زیارتگاه رضا (ع) رفت ولی یکباره هر دو در مقابل آن ایستادند. گاهی که آهو به سوی دیگری می رفت ، یوز به دنبالش می دوید ولی وقتی به محوطه زیارتگاه پناه می برد ، یوز از دنبال کردنش دست بر می داشت. بالاخره آهو به یکی از اتاقهای زیارتگاه وارد شد و هنگامی که به دنبالش رفتم آن را نیافتم. از ابونصر مقری (که در محوطه بود) پرسیدم: آهویی که وارد محوطه شده بود کجاست؟ گفت: من ندیده ام.
از آن روز نذر کردم که دیگر زائران رضا (ع) را آزار ندهم و راهشان را نبندم. همچنین از آن به بعد هرگاه حاجتی داشتم به زیارتش می آمدم و حاجتم روا می شد. یکبار از خدا خواستم که فرزند پسری به من ببخشد که چنین شد. هنگامی که پسرم به بلوغ رسید و کشته شد ، مجددا به مشهد الرضا (ع) رفتم و باز هم فرزند پسری از خدا خواستم که خداوند برای بار دوم پسری به من داد و هیچ حاجتی را در آنجا از خدا نخواسته ام مگر اینکه روا شده است.
منابع: عیون اخبار الرضا (ع) ، تالیف
شیخ صدوق ره ، ج۲ ، ص۲۸۶
╭┅──────┅╮
🍃🍃@samen_meraj
╰┅──────┅
🍃🌺🍃🌸🍃🌼🍃🌺