مخفیگاهِزمینیهایمطرود
و قسم به او که در این لحظه صدایم میزند، دنیا چیزی به جز دردی شیرین نیست.
قدرت که نیست، مُردن، از زندگیست خوشتر
صد بار سر بریده، بهتر که پر بریده.
مخفیگاهِزمینیهایمطرود
در عمق فرو رفت، بی خبر از آنکه نجات دهنده در پی اوست.
مخفیگاهِزمینیهایمطرود
بدون شک میتوانی در آشپزخانه های تنوری ایتالیا، در بین شیار های آجر های کولسئوم، در بین لبخند های زنان ایتالیا تبار، در بین تیکه های پیتزا، پیدایش کنی.
روحم را میگویم.