eitaa logo
•|صَمْت|•
220 دنبال‌کننده
576 عکس
127 ویدیو
5 فایل
صَمْت، سکوتی پر معنا چاهِ من است. و کاش یوسفی مصطفی‌ از آن سربرآورد، نه مغروقی مطرود! @Nazdikim69
مشاهده در ایتا
دانلود
بقول بوتراب: الدهر... یومان... یوم لک و یوم علیک خشک و ترش... در هم خیر است.
و یبقی الحسین...
سایه کارش در ستر بودن است. دیده نشدن است. سایه، از خودش موجودیت ندارد. هویتش «عدم نور» است. نور این مردم اند که بی هیچ ادعایی انقلاب را شبانه روز زنده میکنند و روی دست می‌گردانند و به رهبری اش رسیده اند. و سایه... این گوشه... تنها و دور از هر چشم... منم...
سایه، عدم نور است...
از بعد رفتنت... نور جهانم رفت... همه وجودم را سایه گرفت، آنقدر که تماما سایه ام... تو آن منشأ حیاتی بودی که بعد از قطع شدن جانت از این عالم شریان حیات من هم تمام شد و دنیا همان نیم رحمش را هم از ما گرفت...
تو نیست نشدی... تو از این عالم، به بالاترش رفتی... نکند اهل عالم بالا نبوده ام که حیاتم بی تو مقطوع است؟
پروانه را دوست دارم. خودش را در پیله میکشد؛ تا از کرم وجودش، پروانه به پرواز درآید...
پروانه شدند......
•|صَمْت|•
پروانه شدند......
اولین مزار، چشم اگر دقت کند عبارت «معلم شهید» خواندنی ست... شهید سلمان عسگری هربار که خدمتشان میرسم امید دارم به همکاری مان... شاید به من هم، پروانگی را آموخت...
هنوز دانشجو نشده بودم زیاد اینجا می‌آمدم انگار تنها جایی بود که در این شهر میشناختم و برایم امن بود.. چه جاها و قرارهایی را نپیچاندم که اینجا برسم...
هربار می‌آمدم، دو مزار خاص بودند. شهید مرتضی چهره نما شهید سلمان عسگری اولی به حسب مرامی که از او می‌شناختم و از کودکی از آقا مرتضی شنیده بودم. دومی... به حسب آنچه او داشت و دوست داشتم لباس سربازی من هم بشود و هم انتها بشویم... عبارت مقدس «معلم شهید»
•|صَمْت|•
پروانه شدند......
هنوز هم جمع هارا میپیچانم تا اینجا برسم... و هنوز هم اینجا تنها نقطه امن این شهر برای من است... .