از بعد رفتنت...
نور جهانم رفت...
همه وجودم را سایه گرفت، آنقدر که تماما سایه ام...
تو آن منشأ حیاتی بودی که بعد از قطع شدن جانت از این عالم شریان حیات من هم تمام شد و دنیا همان نیم رحمش را هم از ما گرفت...
#قائد_شهید
تو نیست نشدی...
تو از این عالم، به بالاترش رفتی...
نکند اهل عالم بالا نبوده ام که حیاتم بی تو مقطوع است؟
پروانه را دوست دارم.
خودش را در پیله میکشد؛ تا از کرم وجودش، پروانه به پرواز درآید...
#سِرِّ_درون
•|صَمْت|•
پروانه شدند......
اولین مزار، چشم اگر دقت کند عبارت «معلم شهید» خواندنی ست...
شهید سلمان عسگری
هربار که خدمتشان میرسم امید دارم به همکاری مان...
شاید به من هم، پروانگی را آموخت...
#معلم_شهید
هنوز دانشجو نشده بودم
زیاد اینجا میآمدم
انگار تنها جایی بود که در این شهر میشناختم و برایم امن بود..
چه جاها و قرارهایی را نپیچاندم که اینجا برسم...
هربار میآمدم، دو مزار خاص بودند.
شهید مرتضی چهره نما
شهید سلمان عسگری
اولی به حسب مرامی که از او میشناختم و از کودکی از آقا مرتضی شنیده بودم.
دومی... به حسب آنچه او داشت و دوست داشتم لباس سربازی من هم بشود و هم انتها بشویم...
عبارت مقدس «معلم شهید»
•|صَمْت|•
پروانه شدند......
هنوز هم جمع هارا میپیچانم تا اینجا برسم...
و هنوز هم اینجا تنها نقطه امن این شهر برای من است... .
هم سن, هم شهر، هم کار
هستیم
در این موقعیت ما هر دو در جنگ بودیم
اما تو کجایی
و من کجا...
#معلم_شهید
#پرواز
مداحی آنلاینمداحی آنلاین - نماهنگ در انتهای شب - امین قدیم.mp3
زمان:
حجم:
3.3M
میارم اشکامو حرم
بجای اون شبا حسین
بجای اون شبایی که
بدون کربلا گذشت...
#مداحی