امان از روضه ی امشب...
شب سوم...
از پدرش خواستم رزق کنیزی این بانوی سه ساله را بدهد...
آخر هیئت مهدی سلحشور خوش ذوق های خادم رزق شهید پخش کردند. خانمِ خادم به نوجوان ها اصرار داشت شهیدی که برای شما میآید با شما کار دارد. حتما میخواهد حاجت دلت را بدهد. حتما در خانه ات را زده است...
شهدا مختلف بودند...
انگار همه ذوق داشتند نام شهیدشان را ببینند و به دنبال ِ معنایِ آن اسم و آن شهید در زندگی شان بگردند...
و شاید فکر کنندآن شیهید میخوایت چه چیزی درِ گوششان زمزمه کند؟
من هم...
#شرح_حال
•|صَمْت|•
.....
حالا منم به دنبال کاری که این اقای شهید با من داشت میگردم....
نمیدانم..
شاید جواب سلام و دلِ تنگم را دادی...
شاید جوابِ هدیه کوچکی بود که اول محرمی نیت کردم برای استاد و مولا و آقایم سید علی خامنه ای بفرستم و اگر ثوابی از این دهه رزق اشک هایم شد نثار خون پاک و روح بلندت باشد...
#شرح_حال
•|صَمْت|•
امان از روضه ی امشب... شب سوم... از پدرش خواستم رزق کنیزی این بانوی سه ساله را بدهد...
داد
اجازه ی روضه ی خانگیِ خواهر مخلصِ تشکیلات...
الحمدلله
•|صَمْت|•
صبح جمعه حرم شاه خراسان گوشه صحن گوهرشاد مناجات با امام زمان(عج) روضه ی مادرش فاطمه زهرا(س) "فردوس
دل تنگ شده...
برای همان قطعه ی پشتِ درِ ورودیِ گوهر شاد
آنجا که در آن راهرو خلوت کنارِ جای مهرهای حرم نشستم که چندان در دید زوار نباشم.
صدای گرم مداح چنان صفا و سوزی داشت که مرا حتی از خنکای سنگ های حرم کَند و نشاند بر گرمای خاک های مدینه
همان کوچه
همانجا که قلب همه ما از آن نقطه متولد شده است...
و این دل امشب سخت بهانه ی زادگاهش را میگیرد...
شاید حالا که درد همه جایش را پوشانده است، بیشتر...
#دلتنگی
•|صَمْت|•
دل تنگ شده... برای همان قطعه ی پشتِ درِ ورودیِ گوهر شاد آنجا که در آن راهرو خلوت کنارِ جای مهرهای ح
مدت هاست فکر میکنم آیا از کودکی تا به حالا، عبارتی پر معنا تر و در عین حال شوق برانگیز تر و انگیزهبخش تر از «امام» شنیده ام؟
و پاسخی جز خیر نصیب ذهنم نمیشود.
امام است که هرچه درونت نیست را، «هست» میکند و هرچه باید را «شد»! هرچه نداری را «داشت» میکند و هرچه ترس هست را «امن»
اوست که همه ی محبت های دنیا در حُبّ وجودش ذوب شده اند و اوست که تمام قدرت ها زیرِ دستانش قرار دارد.
من احساس میکنم در عالم حقیقتی جز «امام» حقیقت ندارد.
و هرکه میخواهد هیچ نباشد، باید به حقیقت امام بپیوندد.
دو راه است. یا جاذبه ی #امام مرا درون خود حل میکند. و من حقیقت پیدا میکنم و پیدا میشوم و تازه به حیات میرسم. یا من نیست هستم!
و چون نیستی هیچ هستی از خود ندارد؛ آنکه با امام نباشد حتی نیست هم نیست!
#امام_رئوف
#ماه_من