eitaa logo
•|صَمْت|•
220 دنبال‌کننده
584 عکس
127 ویدیو
5 فایل
صَمْت، سکوتی پر معنا چاهِ من است. و کاش یوسفی مصطفی‌ از آن سربرآورد، نه مغروقی مطرود! @Nazdikim69
مشاهده در ایتا
دانلود
امان از روضه ی امشب... شب سوم... از پدرش خواستم رزق کنیزی این بانوی سه ساله را بدهد...
:)
کاش این محرمی توبه ام را بپذیری...
آخر هیئت مهدی سلحشور خوش ذوق های خادم رزق شهید پخش کردند. خانمِ خادم به نوجوان ها اصرار داشت شهیدی که برای شما می‌آید با شما کار دارد. حتما میخواهد حاجت دلت را بدهد. حتما در خانه ات را زده است... شهدا مختلف بودند... انگار همه ذوق داشتند نام شهیدشان را ببینند و به دنبال ِ معنایِ آن اسم و آن شهید در زندگی شان بگردند... و شاید فکر کنندآن شیهید میخوایت چه چیزی درِ گوششان زمزمه کند؟ من هم...
•|صَمْت|•
.....
حالا منم به دنبال کاری که این اقای شهید با من داشت میگردم.... نمیدانم‌.. شاید جواب سلام و دلِ تنگم را دادی... شاید جوابِ هدیه کوچکی بود که اول محرمی نیت کردم برای استاد و مولا و آقایم سید علی خامنه ای بفرستم و اگر ثوابی از این دهه رزق اشک هایم شد نثار خون پاک و روح بلندت باشد...
از طرف رباب، هدیه به سرور زنان عالم، حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها به نیتِ ذریه ی فاطمی ای که مانند سرباز شش ماهه ی رباب، نذر حسین(ع) باشند...
...
حسن بن علی :) همینقدر زیبا
•|صَمْت|•
صبح جمعه حرم شاه خراسان گوشه صحن گوهرشاد مناجات با امام زمان(عج) روضه ی مادرش فاطمه زهرا(س) "فردوس
دل تنگ شده... برای همان قطعه ی پشتِ درِ ورودیِ گوهر شاد آنجا که در آن راهرو خلوت کنارِ جای مهرهای حرم نشستم که چندان در دید زوار نباشم. صدای گرم مداح چنان صفا و سوزی داشت که مرا حتی از خنکای سنگ های حرم کَند و نشاند بر گرمای خاک های مدینه همان کوچه همانجا که قلب همه ما از آن نقطه متولد شده است... و این دل امشب سخت بهانه ی زادگاهش را میگیرد... شاید حالا که درد همه جایش را پوشانده است، بیشتر...
•|صَمْت|•
دل تنگ شده... برای همان قطعه ی پشتِ درِ ورودیِ گوهر شاد آنجا که در آن راهرو خلوت کنارِ جای مهرهای ح
مدت هاست فکر میکنم آیا از کودکی تا به حالا، عبارتی پر معنا تر و در عین حال شوق برانگیز تر و انگیزه‌بخش تر از «امام» شنیده ام؟ و پاسخی جز خیر نصیب ذهنم نمی‌شود. امام است که هرچه درونت نیست را، «هست» میکند و هرچه باید را «شد»! هرچه نداری را «داشت» میکند و هرچه ترس هست را «امن» اوست که همه ی محبت های دنیا در حُبّ وجودش ذوب شده اند و اوست که تمام قدرت ها زیرِ دستانش قرار دارد. من احساس میکنم در عالم حقیقتی جز «امام» حقیقت ندارد. و هرکه میخواهد هیچ نباشد، باید به حقیقت امام بپیوندد. دو راه است. یا جاذبه ی مرا درون خود حل میکند. و من حقیقت پیدا میکنم و پیدا میشوم و تازه به حیات میرسم. یا من نیست هستم! و چون نیستی هیچ هستی از خود ندارد؛ آنکه با امام نباشد حتی نیست هم نیست!