نمیدونم شاید یه ورژن از خودم که بزرگتر و پیر تره
___
مجری: ده سال دیگه خودتو کجا میبینی؟
یونگی: تو سی و شش سالگی.
میشه ۳۰ سالم نشه ؟ ۳۰ سال پیره
____
سی سالگی تازه سنیه که در عین حوونی به پختگی لازم رسیدی
کجاش پیره
یه دلقک معروف شدم که همه برای دیدنش سر و دست میشکنن
____
تقاضا میکنم به جوری باش که ذهنیت مردم نسبت به دلقکا عوض بشه
صندوق پستی جغد قهوهای.
End of the story
الان دلم میخواد بگم ایشالا
https://eitaa.com/sandogpostwhj/776 نمیترسم و آرزو دارم. ولی آرزوهام توی همین توصیفی که کردم برآورده میشن. دوست دارم که سفر کنم و یادبگیرم، خیلی یادبگیرم. منتها دوست ندارم مشهور شم یا به کسی ثابت بشم میدونی، دلهره آور و خیلی مبهمه همچین کاری. دوست ندارم توی دنیای آدمای احمق زیادی معروف بشم. همین که محبوب آدمای اطرافم باشم کافیه. میخوام آرامش بدم و مکان امن بقیه باشم، یعنی برای خودم و بقیه آرامش رو معنی کنم. مفید باشم برای یه گوشه کوچیک دنیا. یه دیالوگ بود که خیلی خوشم اومد، میگفت (آرزوهام همین الانم برآورده شدن، دوست دارم روزا توی سایه درخت، و شبا زیر نور لامپ دراز بکشم و کتاب بخونم درحالی که خانوادهمو دارم همراهم) شاید اصلا اسم تنبلی روش بذارید. ولی دنیا چیز زیادی نداره واقعا
___
خب این پیام با پیام قبلیت خیلی فرق داشت و خیلی کامل تر بود
همینطوری پیش برم سی سالگی توی زندان یا زیر شکنجه ولی خوشحالم که به خاطر آزادی وطنم جنگیدم :))
____
امیدواریم به اونجا نکشه
https://eitaa.com/sandogpostwhj/782 به هرکی که این حرفا رو بزنه اینو میگم. کارل یونگ میگه چهل سالگی تازه سنیه که به فردیت رسیدی. یعنی مسیر خودتو پیدا کردی و تازه شکوفا شدی. سالهای قبلش مال تحقیق و یادگیری درباره خودته!
____
عالی (به شرطی که مثل خروس حسنعلی خان از اونور بوم نیفتید و چهل سال تمام بشینیم درس خودشناسی بیاموزیم)
((البته که میدونم همگی انقد با فهم و شعور هستید که این اتفاق نمیفته))
https://eitaa.com/sandogpostwhj/783 داداش ولی این دوره زمونه کارت نمیگیره همه یه پا دلقکن واسه خودشون
____
آره ولی دلقک بودنم خودش یه فیلد اکادمیکه