هدایت شده از شهاب پارسا
بهخدا سوگند، در طول زندگی مشترک من با فاطمه، تا هنگامی که از دنیا رحلت کرد، وی را هیچگاه ناراحتوعصبانی نکردم و او را به کاری برخلاف میلش وادار نساختم. او نیز در این مدت، مرا ناراحتوعصبانی نکرد و در هیچکاری برخلاف خواست من گامی برنداشت! روابط ما آنچنان صمیمی بود که هرگاه محزون و اندوهگین میشدم، فقط تماشای چهرهی فاطمه میتوانست اندوه از قلبم بزداید و با نگاه به رخسار فاطمه بود که غمها را از یاد میبردم...
علیاززبانعلی | محمد محمدیان
هدایت شده از یاسهاسبزخواهندشد ؛
احساس میکنم این ترم قراره بمیرم، دیگه کار از مشروط شدن گذشته.
ثن ایچ 🍹
بچه ها جون اگه رفتید نمایشگاه کتاب موزه عبرت غرفه داره (پیارسال که داشت) چشتتون خورد این کتابه رو بگ
بچه ها جون رفتید نمایشگاه کتاب ۲