🍃🌸 #تلــاوٺ_قرآטּ_صبحگاهے🌸🍃
111
ڪلام حق امروز هدیہ
به روح:
#شهید_عبدالله_خسروی
╔══ ⚘ ════ 🕊 ══╗
@sangarshohada
╚══ 🕊 ════ ⚘ ══╝
زمیـن
حقیـر بود
بـرای داشتنـت
آسمــــان
به تو بیشتر می آید...
#شهید_حاج_قاسم_سلیمانی
#صبحتون_شهدایی 🌷
ว໐iภ ↬ @sangarshohada🕊🕊
#خاطرات_شهید
به گفته مادرش، مراقبهها در مورد هادی پیش از تولدش آغاز شد، از همان کودکی راهش مشخص بود، نمازشب میخواند در قنوتش شهدا را دعا میکرد .
کسی که همهاش زمزمه یا حسین (ع) روی لب دارد، عشقش به اهل بیت مشخص میشود، به همین خاطر شهید ذوالفقاری مداح هیئت رهروان شهدا و عاشق هیئت موج الحسین بود؛
کمدش پر بود از عکسهای حاج همت، شهید دین شعاری و ابراهیم هادی، بیشتر وقتش برای بسیج و کار فرهنگی برای شهدا بود، و آخر عشقش به طلبگی ختم شد، نجف را انتخاب کرد و از این راه به شهادت رسید .
#شهید_محمدهادی_ذوالفقاری🌷
j๑ïท ➺ @sangarshohada🕊🕊
#پنجشنبہ_های_شهدایی
اَلدَّهرُ اُفّ لَکَ مِن خَلیل:
ای دنیای بے ارزش و بے مقدار
اف بر دوستے و دوست داشتنت!
ای دنیای دنی اف بر خواستنت!
ای پست بے مقدار اف بر مهری ڪہ از تو بر دلے بنشیند!
تو همانے ڪہ حسین فاطمہ گفت:
اف بر تو!
اگر محبت بے مقدارت بر دلم چنگ نینداختہ بود؛ من هم امروز ڪنار همسفرم بودم...
او رفت و گفت: بمان و زینب شو و من جاماندم از او و حالا آمده ام برمزارش برای او #یاسین بخوانم برای خودم #الرحمن...
گوارا بادت این #بهشتی ڪہ بہ بهای جان خریدی اش ای جان شیرینم...
و باز هم اف بر دوستے دنیا...
#همسر_شهید_حججی
#مزار_شهیدحججی
#یادکنیدشهداراباصلوات🌷
ว໐iภ ↬ @sangarshohada 🕊🕊
#مردان_بی_ادعا
این نسخہ فقط و فقط بـــرای من پیچیده شده...
من خیبـــری ام
اهل نی
هـــــور
آب
خیـــــبری ساکته
دود نـــــداره
ســـــوز داره...
#جانبازان_اعصاب_و_روان🌷
ว໐iภ ↬ @sangarshohada 🕊🕊
اِنّی اُحِبُّ النَّبی مُحَمَّد
من حضرت محمد را دوست دارم
I love the Prophet Muhammad
______❤️_______❤️_________
ما دوستدار مصحف و در دین احمدیم
اندر جهان به خلق دو عالم سرآمدیم
زیر لوای آل علی صف کشیده ایم
چشم انتظار قائم آل محمدیم
#من_محمد_را_دوست_دارم❤️
j๑ïท ➺ @sangarshohada🕊🕊
سنگرشهدا
🌷« بِسـم ِ ربـــــِّـ الشــُّـهـداءِ والصِّـدیقیــن »🌷↬❃ ✫⇠ #برزخ_تکریت ✍ خاطرات آزاده : حکیمی مز
🌷« بِسـم ِ ربـــــِّـ الشــُّـهـداءِ والصِّـدیقیــن »🌷↬❃
✫⇠ #برزخ_تکریت
✍ خاطرات آزاده : حکیمی مزرعه نو
● #قسمت_بیست_و_ششم
💠امداد به شیوه بعثی ها
در ابتدا لازم می دانم اشاره کنم که یکی از علل اصلی بی رغبتی آزادگان از عدم تعریف و ثبت و ضبط خاطراتشان در طی این سالها ، غیر قابل باور بودن مشاهدات و شکنجه های وارده بوده است .
و امروز که بنده بعد از 30 سال دست به قلم برده ام در سایه افشای جنایات داعش در منطقه و به لطف گسترش رسانه های تصویری ، باورپذیری مخاطب افزایش یافته است .
و پر واضح است که افسران بعثی از عناصر اصلی تشکیلات داعش در عراق بوده و لذا این مهم ، پذیرش خاطرات آزادگان را راحت تر کرده است.
سمت راست مسیری که با انباشتن اجساد خودشان درست کرده بودند (سرباز مجروح عراقی در حال فرو رفتن در باتلاق بود و دائم صدا می زد ساعدونی یعنی کمکم کنید
افسر عراقی با کلت او را خلاص کرد)
قسمت داخل پرانتز نقل قول از دوستانم می باشد و بنده چون وسواس دارم ، ممکن است فراموش کرده باشم و لذا تا اطمینان کامل به مشاهداتم نداشته باشم مطلبی را نمی آورم .
هرچند برای خودم حجت است
و اما آنچه خودم مشاهده کردم
سرباز دیگری کنار باتلاق دراز کشیده بود و درست قسمت وسط پایش جدا شده بود و فقط سر پنجه و پاشنه پایش مانده بود.
انتظار کمک داشت .
هیچ تیر و گلوله ای از طرفین شلیک نمی شد .
منطقه آرام آرام
وضع اضطراری و جنگی هم حاکم نبود که بگوییم فرصت رسیدگی به مجروحین نیست .
وقتی برخورد افسر مافوقش را دید مثل مار خودش را عقب کشید و چنین وانمود کرد که نیازی به امداد ندارد تا مورد عنایت افسر بعثی واقع نشود.
شاید همین فرد بوده که با گلوله سلاح کمری افسر بعثی خلاص شده باشد. والله اعلم
از منظر یک افسر بعثی کاملا پذیرفته شده است که این سرباز مجروح حد اقل به دو نفر جهت امدادرسانی و تخلیه به عقب نیاز دارد و امداد رسانی به او ضمن اینکه هزینه دارد هیچ دردی نیز از نظام سرکوبگر بعثی دوا نمی کند.
لذا بهترین دارو تیر خلاص است یا رها کردن به حال خود.
هنوز قیافه آن سرباز مجروح را بخاطر دارم که چگونه مظلومانه در چشمان ما نگاه می کرد.
سایر نیروها نیز حق دخالت و امداد رسانی نداشتند و حتی جرات نگاه کردن و ابراز همدردی.
افسری که یقه پیراهن مرا به عنوان نفر جلو گرفته بود و به جلو هدایت می کرد گفت : امشی. یعنی برو
من که مانده بودم اگر پا روی اجسادشان بگذارم ناراحت شده و برخورد خواهد کرد امتناع کردم .
ولی افسر بعثی مرا هل داد و بقیه نیز از روی اجساد گذشتند.
برای آنها امری عادی بود ، چون بویی از انسانیت نبرده بودند .
اما از دیدگاه ما هر چند آنها اجساد دشمن بود و لی از نظر آموزه های دینی ، آنها انسان بودند و چه بسا اغلب نیروهای خط مقدم از شیعیانی بودند که بالاجبار به جنگ گسیل شده بودند و حق حیات نداشتند.
یاد خاطره ای افتادم از شخصی بنام میخائیل رمضان ،که نقش بدل صدام را به عهده داشته ، ایشان در کتاب خاطراتش بنام شبیه صدام . صفحه 151 در واکنش صدام به کشته های جنگ چنین آورده است .
📚... و هنگامی که در باره جنگ با ایران و تلفات سنگین انسانی که به ارتش عراق وارد شد ، از او (صدام) سوال کردند ، گفت : این مساله برای ما مهم نیست ، زیرا بیشتر افراد ارتش عراق شیعه اند و کسانی که در ارتش ایران هستند نیز شیعه اند و هر دو آنها دشمن ما هستند که به جهنم می روند.📚
چنین منطقی بر حزب بعث حاکم بود و توضیح بیشتر در این مقال نمی گنجد.
ادامه دارد..✒️
⛔️کپی ونشر ممنوع..چون این خاطرات هنوز چاپ نشده نویسنده راضی به نشرش نیستند..فقط همینجا بخونید🌹
ว໐iภ ↬ @sangarshohada🕊🕊
↫✨« بــِســـم ِ ربـــــــِّـ الــشــــُّـهـداءِ والــصــِّـدیــقــیــــن »✨↬❃
#دویست_و_چهاردهمین
#ختم_قران_شهدا
ختم قران به نیابت از شهدا وتعجیل در ظهور اقا...لطفاجزهای انتخابی خود را به ای دی زیر بفرستید..
@R199122
📿 1 📿 3 📿 4 📿 5 📿 6 📿 12 📿 13 📿 14 📿 17 📿 18 📿 19 📿 20 📿 22 📿 23 📿 24 📿 25 📿 26 📿
وتعداد صلوات های خودرا اعلام کنید تاکنون
صلوات ختم شده⇩⇩⇩
( #s2_822_884)
ว໐iภ↬ @sangarshohada 🕊🕊
🍃🌸 #تلــاوٺ_قرآטּ_صبحگاهے🌸🍃
112
ڪلام حق امروز هدیہ
به روح:
#شهید_اکبر_شهریاری
╔══ ⚘ ════ 🕊 ══╗
@sangarshohada
╚══ 🕊 ════ ⚘ ══╝
#خاطرات_شهید
●جواب مادرشهید(16ساله) به این سوال که موافق رفتن اوبودیدیانه؟
پاسخ زیبای ایشان:
مادرهیچ وقت تمایلی نداردکه پسرخودرا به جایی بفرستدکه دیگربرنگردد، ولی عقایداو بسیارمستحکم بودوقبل رفتن ازحرف هایی می زد که نشان میداد بسیاربزرگ شده است.
●من درآن زمان تصور نمیکردم که سخنان او وصیت باشد، چندین بارقبل رفتن به من گفت که مواظب خودت باش وبه هیچکس جزخداوند اتکانکن.
●اونذرکرده بود که روزی به سوریه برود وحرم حضرت زینب سلام الله علیها را زیارت کند که به آرزویش رسید.
#شهید_محمد_کلانتری
#سالروز_شهادت🌷
#تیپ_فاطمیون
j๑ïท ➺ @sangarshohada🕊🕊
📸 #عکس_ناب
○ بیاد آنکه ژنرال بود اما
اهل پشت میز نشینی و لیموزین دودی و
بادیگارد و شاسی سواری و برج سازی نبود !!!!
.
○قلمت بشکنه تاریخ اگر ننویسی اگر از سردار بی دست و سر ننویسی ، ننویسی که دستش به زمین افتاده ، بهر امنیت و آسایش ما جان داده...۴۱ سال به جنگ و نبرد و پیکار ، ۴۱ سال همه خواب بودیم او بیدار ، روستا زاده ای که شده بین المللی ، راز و رمزش خدا بود و فرمان ولی...آری این وطن مُلک سلیمانی و طهرانی هاست ،
نه جای سگ صفتان خاوری و طبری هاست!
.
📎پ ن: عکس کمتر دیده شده از مردی که هنوز فکر رفتنش جگر را می سوزاند.او رفت اما با سپاهی از شهیدان خواهد آمد....شادی روح قاسم ایران شهید سلیمانی صلوات..🌷
j๑ïท ➺ @sangarshohada🕊🕊