eitaa logo
دانلود
پرونده شماره: ۰۴۹ نام پرونده: D᥆υb بازپرس: Spring day³‌★ᯓ
آرشیو گمشده ~پرونده شماره: ۰۴۹ نام پرونده: Doubt وضعیت: فعال نوع پرونده: شخصی / مفهومی / احساسی رنگ غالب: مشکی، خاکستری، نارنجی حال‌وهوا: مرموز، سنگین، فلسفی، ناآرام زمان ثبت: نامعلوم مکان: جایی میان گذشته و آینده ~شرح پرونده: این پرونده بیشتر از هرچیز با مفهوم زمان و تردید گره خورده؛ ساعت‌هایی که می‌گذرند، تقویم‌هایی که ورق می‌خورند و آتشی که فضای تصویر را سنگین‌تر کرده. همه‌چیز انگار درباره‌ی لحظه‌ایه که آدم بین گذشته و آینده گیر می‌کنه و نمی‌دونه باید به کدوم سمت بره. ~نشانه‌های ثبت‌شده ⏰ ساعت — نماد زمان 🔥 آتش — نماد فشار و آشفتگی 📅 تقویم — شمارش روزها 🌫️ ابهام — هسته‌ی پرونده 🕰️ زمان — عنصر تکرارشونده ~قطعه‌ی بازیابی‌شده: «زمان می‌گذرد؛ حتی وقتی هنوز برای رفتن آماده نیستی.» ~یادداشت آرشیو: «پرونده‌ای سنگین و مفهومی که تمام اجزایش به یک چیز برمی‌گردند: زمان. ساعت‌ها حرکت می‌کنند، روزها روی تقویم عوض می‌شوند و با این حال، آدم گاهی احساس می‌کند خودش هنوز در همان نقطه‌ای ایستاده که مدت‌ها پیش در آن گیر کرده بود. آتش موجود در تصویر، حس فشار و آشفتگی را بیشتر می‌کند؛ انگار تردید فقط یک فکر ساده نیست و کم‌کم تمام فضای ذهن را پر کرده. Doubt پرونده‌ای درباره‌ی سؤال‌هایی است که جوابشان همیشه مشخص نیست؛ درباره‌ی انتخاب‌هایی که شاید هیچ‌وقت نفهمیم درست بوده‌اند یا نه، و زمانی که بدون توجه به آمادگی ما به جلو حرکت می‌کند.» ~آخرین مشاهده: «عقربه‌ها همچنان حرکت می‌کردند؛ هیچ‌کس نتوانسته بود زمان را متوقف کند.» آهنگ پرونده: Interlude: Shadow حال‌وهوای ثبت‌شده: تاریک، سنگین، مفهومی و کمی اضطراب‌آور؛ مثل لحظه‌ای که آدم با فکرهای خودش تنها می‌ماند و تمام سؤال‌هایی که در طول روز نادیده گرفته، یکی‌یکی برمی‌گردند. فضایی که بیشتر از آنکه جواب بدهد، سؤال ایجاد می‌کند و همین ابهام، بخش اصلی هویت آن را می‌سازد. ~وضعیت نهایی پرونده: فعال. پرونده همچنان به عنوان یکی از مرموزترین و مفهومی‌ترین بخش‌های آرشیو ثبت شده است.
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
پرونده شماره: ۰۵۰ نام پرونده: پِیـکِ صـَبا𐙚 بازپرس: Spring day³‌★ᯓ
آرشیو گمشده ~پرونده شماره: ۰۵۰ نام پرونده: پیک صبا² وضعیت: فعال نوع پرونده: عمومی / دوستانه / نوستالژیک رنگ غالب: آبی تیره، سفید، مشکی حال‌وهوا: نوستالژیک، صمیمی، کمی غمگین، داستان‌محور زمان ثبت: نامعلوم مکان: یک کوچه‌ی قدیمی با خاطرات باقی‌مانده ~شرح پرونده: این پرونده بیشتر از هرچیز حس یک خاطره‌ی قدیمی رو می‌ده؛ چیزی که زمانی پررنگ‌تر بوده و حالا شاید فقط چند نشونه ازش باقی مونده. فضای اسم و توضیحات، بیشتر شبیه تکه‌ای از یک داستانه که هنوز کامل تموم نشده و چند صفحه‌ی دیگه برای روایت شدن داره. ~نشانه‌های ثبت‌شده 📜 گذشته — ریشه‌ی پرونده 💌 نامه — نشانه‌ی ارتباط 🌧️ خاطره — عنصر احساسی 👥 رفاقت — بخش مهم داستان 🕊️ صبا — نماد نام پرونده ~قطعه‌ی بازیابی‌شده: «بعضی خاطره‌ها نمی‌روند؛ فقط شکلشان عوض می‌شود.» ~یادداشت آرشیو: «پرونده‌ای که بیشتر از یک چنل، شبیه تکه‌ای از یک داستان قدیمی است؛ داستانی که زمانی آدم‌های خودش را داشته، روزهای خودش را گذرانده و حالا بخشی از آن در قالب چند خاطره و چند نشانه باقی مانده است. فضای پرونده حس نامه‌ای را دارد که شاید مدت‌ها پیش نوشته شده، اما هنوز حرف‌هایی در آن باقی مانده. چیزی میان دلتنگی، رفاقت و گذشته در جریان است؛ نه آن‌قدر غمگین که همه‌چیز را تمام‌شده نشان دهد و نه آن‌قدر شاد که گذشته را فراموش‌شده بدانیم. انگار هنوز گوشه‌ای از این داستان منتظر ادامه‌ی خودش مانده است.» ~آخرین مشاهده: «نامه‌ای در گوشه‌ی کوچه جا مانده بود؛ شاید هنوز کسی منتظر خواندنش باشد.» آهنگ پرونده: For Youth حال‌وهوای ثبت‌شده: گرم، احساسی، نوستالژیک و خاطره‌محور؛ شبیه ورق زدن عکس‌ها و برگشتن به روزهایی که شاید دیگر دقیقاً تکرار نشوند، اما هنوز بخشی از آدم را با خودشان نگه داشته‌اند. فضایی که دلتنگی در آن وجود دارد، اما بیشتر از غم، حس قدردانی برای آدم‌ها و لحظه‌هایی را منتقل می‌کند که زمانی بخشی از زندگی بوده‌اند. ~وضعیت نهایی پرونده: فعال. پرونده همچنان به عنوان یکی از روایت‌های نوستالژیک و خاطره‌محور آرشیو ثبت شده است.
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
پرونده شماره: ۰۵۱ نام پرونده: آرامگاه روح𐙚³ بازپرس: Spring day³‌★ᯓ
آرشیو گمشده ~پرونده شماره: ۰۵۱ نام پرونده: آرامگاه روح⁴ وضعیت: فعال نوع پرونده: شخصی / آرام / احساسی رنگ غالب: مشکی، آبی تیره، خاکستری حال‌وهوا: ساکت، صمیمی، کمی سنگین، امن و خلوت زمان ثبت: نامعلوم مکان: یه گوشه‌ی آروم برای حرف‌هایی که جایی برای گفتنشون نیست ~شرح پرونده: این پرونده بیشتر از هرچیز حس یه اتاق ساکت و خلوت رو می‌ده؛ جایی که آدم می‌تونه چند دقیقه از همه‌چی فاصله بگیره و بدون اینکه مجبور باشه خودش رو توضیح بده، فقط بشینه و نفس بکشه. اسم «آرامگاه روح» هم دقیقاً همین حس رو داره. انگار اینجا جاییه برای فکرهایی که زیادی توی سر موندن، حرف‌هایی که گفته نشدن و احساساتی که شاید صاحبشون مدت‌هاست با خودشون حملشون می‌کنه. با این حال، پرونده کاملاً غمگین نیست. یه حس امن و خودمونی هم توش وجود داره؛ انگار صاحبش این گوشه رو ساخته تا وقتی ذهنش شلوغ می‌شه، بتونه یه مدت کوتاه همه‌چیز رو کنار بذاره. اینجا قرار نیست کسی مجبور باشه همیشه خوب باشه. می‌تونه حرف بزنه، غر بزنه، بخنده، از روزش بگه یا حتی هیچ حرفی نزنه. ~نشانه‌های ثبت‌شده 🌑 تاریکی — سکوت و خلوت 🕯️ نور کم — آرامشی که وسط تاریکی پیدا می‌شه 💭 فکرها — چیزایی که راحت از ذهن بیرون نمی‌رن 🗣️ حرف زدن — راهی برای سبک‌تر شدن 🖤 مشکی — فضای شخصی پرونده 🌙 شب — وقتی که فکرها بلندتر می‌شن 🤍 آرامش — چیزی که صاحب پرونده بیشتر از هرچیز دنبالش می‌گرده ~قطعه‌ی بازیابی‌شده: «بعضی حرف‌ها دنبال جواب نیستن؛ فقط یه نفر رو می‌خوان که بشنوتشون.» ~یادداشت آرشیو: «پرونده‌ای ساده و خلوت که بیشتر از هرچیز حس یه پناه کوچیک رو می‌ده. جایی که آدم می‌تونه برای چند دقیقه از شلوغی بیرون فاصله بگیره و هرچی توی ذهنشه بذاره کنار. شاید اسمش در نگاه اول خیلی سنگین به نظر بیاد، ولی وقتی بیشتر توی پرونده می‌گردی، می‌بینی اینجا بیشتر از اینکه درباره‌ی مرگ یا تاریکی باشه، درباره‌ی آرامشه. یه آرامش کوچیک برای وقتی که آدم خسته‌ست. یه جایی که لازم نیست نقش بازی کنی یا وانمود کنی همه‌چیز خوبه. می‌تونی همون‌طور که هستی واردش بشی؛ با فکرای شلوغ، با خستگی، با حرف‌های نگفته یا حتی با یه حال خوب. شاید برای همین اینجا بیشتر شبیه «آرامگاه روح» شده؛ نه جایی برای دفن کردن احساسات، بلکه جایی برای گذاشتن بارهایی که مدتیه روی دوشت موندن.» ~آخرین مشاهده: «چراغ هنوز روشن بود؛ کم‌نور و ساکت، انگار این گوشه هنوز منتظر کسی بود که دلش چند دقیقه آرامش می‌خواست.» آهنگ پرونده: Hold Me Tight حال‌وهوای ثبت‌شده: «Hold Me Tight» به فضای این پرونده می‌خوره چون یه غم آروم و صمیمی توی خودش داره؛ نه غمی که همه‌چیز رو تاریک کنه، بلکه حسی که بیشتر شبیه نیاز به نزدیک بودن، شنیده شدن و تنها نموندنه. فضای آهنگ با حال‌وهوای «آرامگاه روح» هماهنگه؛ انگار آخر یه شب طولانی، وقتی آدم دیگه انرژی توضیح دادن نداره، فقط دلش می‌خواد یکی کنارش باشه و برای چند لحظه همه‌چیز آروم بشه. ~وضعیت نهایی پرونده: فعال. «بعضی آدم‌ها دنبال نجات پیدا کردن نیستن؛ فقط دنبال یه جای امنن که چند دقیقه بتونن خسته باشن.»
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا