eitaa logo
یا مولای یا صاحب الزمان ادرکنی
468 دنبال‌کننده
95 عکس
47 ویدیو
72 فایل
اللهم عجل لولیک الفرج روضه ، قرآن‌ ،روایت و سخنرانی ارتباط @hamdelimohebin
مشاهده در ایتا
دانلود
20 محرم دفن بدن جون در كربلا بعد از ده روز از واقعه عاشورا جمعى از بنى اسد بدن شريف جون غلام ابى ذر غفارى را پيدا كردند در حالى كه صورتش نورانى و بدنش معطر بود و سپس او را دفن كردند(60). جون كسى بود كه امير المؤ منين (عليه السلام ) او را به 150 دينار خريد و به ابوذر بخشيد. هنگامى كه ابوذر را به ربذه تبعيد كردند اين غلام براى كمك به او به ربذه رفت و بعد از رحلت جناب ابوذر به مدينه مراجعت كرد و در خدمت اميرالمؤمنين (عليه السلام ) بود تا بعد از شهادت آن حضرت به خدمت امام مجتبى (عليه السلام ) و سپس به خدمت امام حسين (عليه السلام ) رسيد و همراه آن حضرت از مدينه به مكه و از مكه به كربلا آمد. هنگامى كه جنگ در روز عاشورا شدت گرفت او خدمت امام حسين (عليه السلام ) آمد و براى ميدان رفتن و دفاع از حريم ولايت و امامت اجازه خواست . حضرت فرمودند: در اين سفر به اميد عافيت و سلامتى همراه ما بود! اكنون خويشتن را به خاطرما مبتلا مساز. جون خود را بر قدمهاى مبارك امام حسين (عليه السلام ) انداخت و بوسيد و گفت : اى پس رسول خدا، هنگامى كه شما در راحتى و آسايش بوديد من كاسه ليس شما بودم ، و حال كه به بلا گرفتار هستيد شما را رها كنيم ؟ جون با خود فكر كرد: من كجا و اين خاندان كجا؟! لذا عرضه داشت : آقاى من ، بوى من بد است و شرافت خانوادگى هم ندارم و نيز رنگ من سياه است . يا اباعبدالله ، لطف فرموده مرابهشتى نماييد تا بويم خوش گردد و شرافت خانوادگى به دست آورم و رو سفيد شوم . نه آقاى من ، از شما جدا نمى شود تا خون سياه من با خون شما خانواده مخلوط گردد. جون مى گفت و گريه مى كرد به حدى كه امام حسين (عليه السلام ) گريستند و اجازه دادند. با آنكه جون پير مردى 90 ساله بود، ولى بچه ها در حرم با او انس فراوانى داشتند. او به كنار خيمه ها براى خداحافظى و طلب حلاليت آمد، كه صداى گريه اطفال بلند شد و اطراف او را گرفتند. هر يك را به زبانى ساكت كرد و به خيمه ها فرستاد و مانند شيرى غضبناك روى به آن قوم ناپاك كرد. او جنگ نمايانى كرد، تا آنكه اطراف او را گرفتند و زخمهاى فراوانى به او وارد كردند. هنگامى كه روى زمين افتاد، امام حسين (عليه السلام ) سر او را به دامن گرفت و بلند بلند گريست ، و دست مبارك بر سر و صورت جون كشيد و فرمود: اللهم بيض وجهه و طيب ريحه و احشره مع محمد و آل محمد (عليهم السلام ): بارالها رويش را سفيد و بويش را خوش فرما و با خاندان عصمت (عليهم السلام ) محشورش نما. از بركت دعاى حضرت روى غلام مانند ماه تمام درخشيدن گرفت و بوى عطر از وى به مشام رسيد. چنانكه وقتى بدن او را بعد از ده روز پيدا كردند صورتش منور و بويش معطر بود. تقویم شیعه 20 @sarallah73
💎اصبغ بن نباته مي گويد: به خدمت اميرالمومنان علي بن ابي طالب عليه‌السلام شرفياب شدم، ديدم که در درياي فکر غوطه ور است و با انگشت مبارکش به زمين مي زند. عرض کردم: اي اميرمومنان! چه شده؟ شما را انديشناک مي بينم؟! با انگشت مبارک به زمين مي زني! مگر به آب و گل علاقمند شده اي؟! فرمود:لا والله ما رغبت فيها و لا في الدنيا يوما قط، و لکن فکرت في مولود يکون من ظهري، الحادي عشر من ولدي، هو المهدي يملأها عدلا کما ملئت جورا و ظلما، تکون له حيره و غيبة، يضل فيها اقوام و يهتدي فيها آخرون. نه، به خدا سوگند، حتي يک روز هم به اين خاک و به اين دنيا علاقمند نشدم. ولي داشتم فکر مي کردم درباره ي مولودي که از نسل من به دنيا خواهد آمد. او يازدهمين فرزند من است. او مهدي ماست (عليه‌السلام)، که زمين را پر از عدل و داد کند، پس از آنکه از جور و ستم پر شده باشد. براي او دوران غيبت و سرگرداني هست. در آن ايام اقوامي از راه حق منحرف مي شوند و اقوام ديگري به شاهراه هدايت رهنمون مي شوند. اصبغ مي گويد: عرض کردم: اي اميرمومنان! آيا اين کار شدني است؟ فرمود:آري، آن حتمي است، از قلم تقدير گذشته است. اي اصبغ! تو چه مي داني که اين امر چگونه است؟! آنها بهترين اين امت هستند با بهترين اين عترت. اصبغ پرسيد: سپس چه خواهد شد؟ فرمود:آنگاه خداوند هر چه اراده کند، انجام مي دهد که براي او اراده ها، هدف‌ها و غرض‌هايي است. 📖کمال الدين، ص۲۸۹ 📖کفاية الاثر،ص۲۲۰ @sarallah73
لیست اشعار اهل بیت علیهم السلام ۱_اشعار حضرت رسول اکرم ۲_اشعار حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام ۳_اشعار حضرت زهرا سلام الله علیه ۴_اشعار امام حسن مجتبی علیه السلام ۵_اشعار امام حسین علیه‌السلام ۶_اشعار حضرت زین العابدین علیه السلام ۷_اشعار امام محمدباقر علیه‌‌السلام ۸_اشعار امام جعفر صادق علیه‌السلام ۹_اشعار امام موسی کاظم علیه السلام ۱۰_اشعار امام رضا علیه‌السلام ۱۱_اشعار امام جواد علیه السلام ۱۲_اشعار امام هادی علیه السلام ۱۳_اشعار امام حسن عسگری علیه السلام ۱۴_اشعار امام زمان عج ۱۵_اشعار حضرت عباس علیه السلام ۱۶_اشعار حضرت زینب کبری سلام الله علیها ۱۷_اشعار حضرت خدیجه کبری سلام الله علیها ۱۸_اشعار حضرت علی اکبر علیه السلام ۱۹_اشعار حضرت علی اصغر علیه السلام ۲۰_اشعار حضرت رقیه سلام الله علیها ۲۱_اشعار حضرت سکینه سلام الله علیها ۲۲_اشعار حضرت قاسم ابن الحسن علیه‌السلام ۲۳_اشعار حضرت عبدالله بن الحسن علیه‌السلام ۲۴_اشعار حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها ۲۵_اشعار حضرت مسلم ابن عقیل علیه‌السلام ۲۶_اشعار حضرت رباب علیه السلام ۲۷_اشعار حضرت ام کلثوم علیها سلام اللهم عجل لولیک الفرج به حق حضرت زینب سلام الله علیها @sarallah73
تفسیر کهیعص سعد بن عبدالله قمی در گفتگویی كه با امام حسن عسكری علیه السلام داشته، روایت می كند كه ایشان به من فرمودند: چه چیز تو را به این جا آورده است ای سعد؟ گفتم: احمد بن اسحاق مرا به دیدار مولایم تشویق نموده است. ایشان فرمودند: پس مسائلی كه می­خواستی در موردشان بپرسی چیست؟ گفتم: به موقع اش ای مولای من. ایشان فرمودند: حال از نور چشمم در مورد آنان بپرس، و با دست به فرزندش ـ یعنی حضرت قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ اشاره كرد و او به من فرمود: هر آن چه كه برایت مطرح است از من بپرس. ـ او مسئله ها را بیان نمود تا این كه به این جا رسید و گفت: ـ به آن حضرت گفتم: ای فرزند رسول خدا! مرا از تاویل آیه «كهیعص» باخبر سازید؟ ایشان فرمودند: این حروف از اخبار غیبی است و خداوند بنده­اش زكریا را از آن مطلع نمود و سپس آن را برای محمد صلی الله علیه و آله و سلم حكایت كرد و قضیه از این قرار است كه زكریا علیه السلام از پروردگارش پرسید كه اسماء پنج تن را به او بیاموزد و خداوند نیز جبرئیل را بر او فرو فرستاد و آن را بدو یاد داد و هرگاه زكریا، محمد و علی و فاطمه و حسن صلوات الله علیهم اجمعین را یاد می­كرد، اندوهش از بین می­رفت و غصه­ هایش برطرف می گشت، ‌اما هرگاه حسین علیه السلام را به یاد می آورد، بغض گلویش را می­گرفت و چشمانش تار می­شد. به همین خاطر روزی عرض كرد: پروردگارا! مرا چه شده كه هرگاه چهار نفر از آنان را یاد می كنم، با نام­هایشان اندوهم برطرف گردد و هرگاه حسین علیه السلام را به یاد می­آورم، چشمانم اشكبار می­گردد و آه و ناله ام به آسمان‌ بلند می­شود؟ سپس خداوند تبارك و تعالی او را از داستان حسین علیه السلام مطلع نمود و گفت: «كهیعص»، و این چنین كاف، اسم كربلا است، و هاء به معنای هلاك عترت، و یاء، یزید ملعون است كه به حسین علیه السلام ظلم می­كند و عین، عطش حسین علیه السلام می باشد و صاد نیز بیانگر صبر او است. هنگامی كه زكریا علیه السلام این را شنید، سه روز از مسجد بیرون نیامد و مردم را از داخل شدن به آن منع می كرد و شروع به ناله و گریه می­نمود و دعایش این بود: خدایا! آیا بهترین مخلوقت را به مصیبت فرزندش داغدار می­كنی؟ خدایا، آیا اندوه این مصیبت را بر ساحت او فرود می آوری؟ پروردگارا! آیا جامه مصیبت را بر تن علی و فاطمه علیهما السلام می­پوشانی و داغ این مصیبت را بر خانه آنان نازل می­گردانی؟ در ادامه می­گفت: خدایا! مرا فرزندی عطا كن كه در پیری موجب روشنی چشمم گردد، و او را وارث و وصی من بگردان و جایگاه او را نسبت به من به مانند جایگاه حسین علیه السلام قرار ده و هرگاه او را به من عطا نمودی، مرا با دوستی او مورد آزمایش قرار بده و سپس همان طور كه حبیبت محمد صلی الله علیه و آله و سلم را داغدار مصیبت فرزندش كردی، مرا نیز داغدار مصیبت فرزندم كن. سپس خداوند، یحیی علیه السلام را بدو بخشید و او را داغدار فرزندش كرد، و مدت بارداری مادر یحیی علیه السلام شش ماه بود، چنان كه مدت بارداری مادر حسین علیه السلام نیز چنین بود. ۱- معانی الاخبار، ص ۲۲. ۲- كمال الدین و تمام النعمة، ص ۴۱۵ @sarallah73
در آستان تو حس کرده ام محبّـت را و لمس کرده ام اینجا نسیم رحمـت را زیارت حرم تو زیارت طوس است خود رضاست که فرموده این روایت را @sarallah73
سخنرانی های سال 1383 به ترتیب تاریخ👇👇👇