1390-11-07 Hamgam ba Velayat.mp3
زمان:
حجم:
30.8M
#سخنرانی
«همگام با ولایت»
۳روز بعد از شهادت امام رضا علیه السلام
@sarallah73
1390-11-14 Yaghin.mp3
زمان:
حجم:
35.5M
#سخنرانی
«یقین»
۲روز قبل از میلاد رسول اکرم (ص)، به روایتی، آغاز هفته وحدت
@sarallah73
1390-12-05 Estehkam Iman Baraye Zohour.mp3
زمان:
حجم:
33.4M
#سخنرانی
«استحکام ایمان برای ظهور»
@sarallah73
1390-12-12 Amadegi Baraye Zohoor,Hamishe Baraye Khoda.mp3
زمان:
حجم:
32.6M
#سخنرانی
«آمادگی برای ظهور، همیشه برای خدا»
@sarallah73
احادیث و داستان
۱_درک امام زمان عج و خدمت به ایشان
۲_همدلی با شیعیان راه ملاقات با امام عصر
۳_اثر دعا برای امام زمان عج
۴_به سمت حسین فرار کن
۵_اعمال قبل از خواب حضرت زهرا سلام الله علیها
۶_گریه امام زمان در وفات حضرت زینب
۷_اثر دعای زیاد برا فرج
۸_ ثواب سلام بر امام حسین و لعن قاتلانش بعد از نوشیدن آب
۹_وقف تمام زندگی برا امام زمان عج
۱۰_برداشتن عذاب از بنی اسرائیل بخاطر دعا و دعای برای سلامتی امام زمان عج
۱۱_آیت الله بهجت(تکان میخوری بگو صاحب الزمان )
۱۲_دعا برای فرج بر همه واجب است
۱۳_ملامت امام حسن مجتبی توسط جابر هنگام صلح با معاویه!
۱۴_ملاقات اصبغ بن نباته با امام على عليه السّلام
۱۵_اصلاح امر ظهور در یک شب
۱۶_اجازه ندادن امام کاظم علیه السلام به علیّ ابن یقطین جهت ملاقات با ایشان...
۱۷_سفارش حضرت رضا علیه السلام به حضرت عبدالعظیم حسنی علیه السلام
۱۸_نجات شیعیان ثابت قدمش ودعاکنندگان فرجش
۱۹_احضار امام هادی علیه السلام توسط متوکل ملعون و دعا برای سلامتی امام
۲۰_روایت امام رضا علیهالسلام به ابن شبیب در اول محرم
۲۱_مدح امام زمان عج (به نماز صبح و شبت سلام)
۲۲_وجود علما بعد از غیبت قائم
۲۳_بیستم محرم دفن جون غلام امام حسین علیه السلام
24_اصبغ ابن نباته - ظهور
25_کهیعص.گریه حضرت زکریا بر امام حسین
26_ ورود اسرا و رئوس شهدا به شام
27_مجادله(جدل کردن)
28-حدیث حُسن خلق
29_حدیث معرفت امير المومنین به نورانیت
30_حدیث عرض دین توسط حضرت عبدالعظیم حسنی خدمت امام هادی علیه السلام
31_چگونگی شرفیابی حضرت نرجس خاتون خدمت امام حسن عسکری علیه السلام
32_علت و کشته شدن عثمان
33- قدردانی حضرت کاظم ع از روضهخوانِ امام حسین.
34_نکتهای زیبا از مرحوم سید بن طاووس در مورد دعا برای فرج
35_ماجرای فدک
36_حضرت ابراهیم زياد بر محمّد و اهل بيتش درود و صلوات مىفرستاد
37_عید غدیر حضرت غمگین بود!
38_معرفی حضرت صاحب الزمان ارواحنافداه در خطبه غدیر؛
39_روز مباهله
40_دعا در شدائد و سختیهابِحَقِّ یس وَ الْقُرآنِ الْحَکیمِ
41_بنی امیّه هفت مصیبت بر ما وارد امام سجاد
42_نام دخترت ( حميراء ) رو عوض کن این نام نزد خدا مغضوبه
43_زیارت امام حسین: آنچه گذشت تمام مورد بخشیده شد اينك عملت رو از سر بگیر
44_مهدی ما در عصر خودش مظلوم است، تا میتوانید دربارهٔ آن حضرت سخن بگویید و...
45_دوستی علیبن ابیطالب گناهان را میخورد چنانچه آتش، هیزم را.
46_ معنای انیس_النفوس است
47_امام رضا هر کس مرا با غربت و دورى سرایم زیارت کند، من و...
48_روز نهم ربیع الاول، عیدالزهرا
49_حرم حضرت فاطمه معصومه حرم اهل بیت
50_سفارش علامه امینی به فرزندش پس از مرگ
51_ظهور از زبان امام حسن عسکری سلام الله علیه :
52_ آیتالله بهجت چقدر حضرت [امام زمان (عج)] مهربان است به کسانی که اسمش را میبرند و...
53_زینب کبری معلم و مفسر قرآن:
54_هزینه_در_راه_امام_زمان_عج
55_جنگ جمل
56_بسترش را به زیر آفتاب انداخت و پیرهن پارهپاره برادر را بر روی سینهاش گذاشت...
57_نماز حضرت صاحب الزَّمان عَجَّلَ اللهُ تَعالي فَرَجَهُ
58_هیهات برادری چو عباس آید
59_ندای امام زمان: ألا یا أهل العالم إن جدّی الحسین
base.apk
حجم:
14.3M
زیارت ناحیه مقدسه
#کتاب_مذهبی
@sarallah73
لیست سخنرانی های سال ۸۹
۱_یا مهدی عج
۲_استقامت
۳_حرکت به سوی امام
۴_رب
۵_نماز،ملاک رضا
۶_حضرت زهرا (س)
۷_یقین و کودکی
۸_سادگی راه توحید
۹_حضرت زهرا سلام الله علیها
۱۰_مهریه حضرت زهرا سلام الله علیها
۱۱_علت اصلی
۱۲_قدیم الاحسان
۱۳_شکر نعمت
۱۴_حضور در مهمانی
۱۵_کریم اهل بیت ۱
۱۶_کریم اهل بیت ۲
۱۷_یقین و شبهه
۱۸_شب امام حی
۱۹_لعن
۲۰_آمرزش
۲۱_صاحب زمان
۲۲_ولی الله
۲۳_شرک_توحید
۲۴_نحن ذکر الله
۲۵_محبت پروردگاری
۲۶_حب پرهیزگاری
۲۷_ذکر پروردگار
۲۸_نماز عمود دین
۲۹_مطیع
۳۰_خشنودی خداوند
۳۱_شیعه«اراده مطیع بودن ۳»
۳۲_مباهله«اراده مطیع بودن ۴»
۳۳_اراده مطیع بودن ۵
۳۴_تنها راه نجات
۳۵_کلُّ یومٍ عاشورا
۳۶_یکتا پرستی
۳۷_علی علیهالسلام
۳۸_فقر و دعا ۱
۳۹_فقر و دعا ۲
@sarallah73
حاجی نوری می گوید:
جناب مستطاب تقی صالح، سید احمد بن سید هاشم بن سید حسن موسوی رشتی، تاجر ساکن رشت
در یکی از منازل بین راه، حاج جبار جلودار نزد ما آمد و گفت: این منزل که در پیش داریم بسیار مخوف است، لطفا قدری زودتر حرکت کنید تا بتوانیم، همراه قافله باشیم (البته در سائر منزلها غالبا ما از قافله فاصله داشتیم). ما فورا حرکت کردیم و حدود دو ساعت و نیم و یا سه ساعت به صبح با قافله حرکت کردیم، حدود نیم فرسخ که از منزل دور شدیم، برف تندی باریدن گرفت، هوا تاریک شد، رفقا سرشان را پوشانده بودند و با سرعت می رفتند، من هرچه کردم که خودم را به آنها برسانم ممکن نشد، تا آنکه آنها رفتند و من تنها ماندم، از اسب پیاده شدم و در کنار راه نشستم و فوق العاده ناراحت و مضطرب بودم، چون حدود ششصد تومان برای مخارج همراهم بود، بالاخره فکرم، به اینجا رسید که تا صبح همینجا بمانم و چون هنوز تازه از شهر بیرون آمده بودیم، می توانم به جائی که از آنجا حرکت کرده ام برگردم و چند محافظ بردارم و خودم را به قافله برسانم. ناگهان همان گونه که در این افکار بودم، در مقابل خود آن طرف جاده باغی دیدم و در آن باغ باغبانی را دیدم که بیلی در دست داشت و به درختها می زد که برف آنها بریزد، باغبان نزد من آمد و با فاصله ی کمی ایستاد و با زبان فارسی گفت: تو که هستی؟ گفتم: رفقا رفته اند و من مانده ام و راه را نمی دانم.
گفت: نافله بخوان تا راه را پیدا کنی! من مشغول نافله شب شدم پس از پایان تهجدم، باز آمد و گفت: نرفتی؟
گفتم: والله راه را نمی دانم.
فرمود: زیارت جامعه بخوان! من با آنکه زیارت جامعه را حفظ نبودم و هنوز هم حفظ نیستم، آنجا مشغول زیارت جامعه شدم و تمام آن را بدون غلط از حفظ خواندم.
باز آمد و گفت: هنوز نرفتی! و اینجا هستی من بی اختیار گریه ام گرفت، گفتم: بله هنوز هستم راه را بلد نیستم، که بروم.
فرمود: زیارت عاشورا بخوان! من برخاستم و ایستادم و زیارت عاشورا را با آنکه حفظ نبودم و تا به حال هم حفظ نیستم،از اول تا به آخر با صد لعن و صد سلام و دعاء علقمه خواندم.
پس از آنکه تمام کردم، باز آمد و فرمود: نرفتی هستی؟!
گفتم: تا صبح اینجا هستم.
فرمود من الآن تو را به قافله می رسانم، سوار الاغی شد و بیلش را به روی دوشش گذاشت و فرمود: ردیف من بر الاغ سوار شو، من سوار شدم و مهار اسبم را کشیدم اسب نیامد و از جا حرکت نکرد.
فرمود: مهار اسب را به من بده به او دادم بیل را به دوش چپ گذاشت و مهار اسب را گرفت و به راه افتاد، اسب فورا حرکت کرد، در بین راه دست روی زانوی من گذاشت و فرمود:
شما چرا نافله (شب) نمی خوانید؟ نافله نافله نافله (این جمله را سه بار برای تأکید و برای اهمیت آن را تکرار کرد) باز فرمود: شما چرا زیارت عاشورا نمی خوانید؟ عاشورا عاشورا عاشورا و بعد فرمود: شما چرا زیارت جامعه نمی خوانید؟ جامعه جامعه جامعه و با این تکرار به این سه موضوع، تأکید زیادی فرمود.
او راه را دائره وار می رفت، یک مرتبه برگشت و فرمود: آنها رفقای شما هستند، دیدم آنها لب جوی آبی پائین آمده اند و مشغول وضو برای نماز صبح هستند، من از الاغ پیاده شدم، که سوار اسب شوم و خود را به آنها برسانم ولی نتوانستم به اسب سوار شوم آن آقا از الاغ پیاده شد و مرا سوار اسب کرد و سر اسب را به طرف هم سفرانم برگرداند، در آن حال به فکر افتادم که این شخص که بود؟ که اولاً فارسی حرف می زد! با آنکه در آن حدود فارسی زبان نیست! و همه ترکند و مذهبی جز مسیحی در آنجا نیست، این مرد به من دستور نافله و زیارت عاشورا و زیارت جامعه می داد، مرا پس از آن همه معطلی که در آنجا داشتم به این سرعت به رفقایم رساند؟!
و بالاخره متوجه شدم که او حضرت «بقیه الله» ارواحنا فداه است ولی وقتی به عقب سر خود نگاه کردم، احدی را ندیدم و از او اثری نبود.
منبع:مفاتیح الجنان
#تشرف
#سید_رشتی
@sarallah73
20 محرم
دفن بدن جون در كربلا
بعد از ده روز از واقعه عاشورا جمعى از بنى اسد بدن شريف جون غلام ابى ذر غفارى را پيدا كردند در حالى كه صورتش نورانى و بدنش معطر بود و سپس او را دفن كردند(60).
جون كسى بود كه امير المؤ منين (عليه السلام ) او را به 150 دينار خريد و به ابوذر بخشيد. هنگامى كه ابوذر را به ربذه تبعيد كردند اين غلام براى كمك به او به ربذه رفت و بعد از رحلت جناب ابوذر به مدينه مراجعت كرد و در خدمت اميرالمؤمنين (عليه السلام ) بود تا بعد از شهادت آن حضرت به خدمت امام مجتبى (عليه السلام ) و سپس به خدمت امام حسين (عليه السلام ) رسيد و همراه آن حضرت از مدينه به مكه و از مكه به كربلا آمد.
هنگامى كه جنگ در روز عاشورا شدت گرفت او خدمت امام حسين (عليه السلام ) آمد و براى ميدان رفتن و دفاع از حريم ولايت و امامت اجازه خواست . حضرت فرمودند: در اين سفر به اميد عافيت و سلامتى همراه ما بود! اكنون خويشتن را به خاطرما مبتلا مساز.
جون خود را بر قدمهاى مبارك امام حسين (عليه السلام ) انداخت و بوسيد و گفت : اى پس رسول خدا، هنگامى كه شما در راحتى و آسايش بوديد من كاسه ليس شما بودم ، و حال كه به بلا گرفتار هستيد شما را رها كنيم ؟
جون با خود فكر كرد: من كجا و اين خاندان كجا؟! لذا عرضه داشت : آقاى من ، بوى من بد است و شرافت خانوادگى هم ندارم و نيز رنگ من سياه است . يا اباعبدالله ، لطف فرموده مرابهشتى نماييد تا بويم خوش گردد و شرافت خانوادگى به دست آورم و رو سفيد شوم . نه آقاى من ، از شما جدا نمى شود تا خون سياه من با خون شما خانواده مخلوط گردد. جون مى گفت و گريه مى كرد به حدى كه امام حسين (عليه السلام ) گريستند و اجازه دادند.
با آنكه جون پير مردى 90 ساله بود، ولى بچه ها در حرم با او انس فراوانى داشتند. او به كنار خيمه ها براى خداحافظى و طلب حلاليت آمد، كه صداى گريه اطفال بلند شد و اطراف او را گرفتند. هر يك را به زبانى ساكت كرد و به خيمه ها فرستاد و مانند شيرى غضبناك روى به آن قوم ناپاك كرد. او جنگ نمايانى كرد، تا آنكه اطراف او را گرفتند و زخمهاى فراوانى به او وارد كردند. هنگامى كه روى زمين افتاد، امام حسين (عليه السلام ) سر او را به دامن گرفت و بلند بلند گريست ، و دست مبارك بر سر و صورت جون كشيد و فرمود: اللهم بيض وجهه و طيب ريحه و احشره مع محمد و آل محمد (عليهم السلام ): بارالها رويش را سفيد و بويش را خوش فرما و با خاندان عصمت (عليهم السلام ) محشورش نما.
از بركت دعاى حضرت روى غلام مانند ماه تمام درخشيدن گرفت و بوى عطر از وى به مشام رسيد. چنانكه وقتى بدن او را بعد از ده روز پيدا كردند صورتش منور و بويش معطر بود.
تقویم شیعه
20#_محرم
@sarallah73