eitaa logo
یا مولای یا صاحب الزمان ادرکنی
468 دنبال‌کننده
95 عکس
47 ویدیو
72 فایل
اللهم عجل لولیک الفرج روضه ، قرآن‌ ،روایت و سخنرانی ارتباط @hamdelimohebin
مشاهده در ایتا
دانلود
حضرت آیت‌الله بهجت قدس‌سره: چقدر حضرت [امام زمان (عج)] مهربان است به کسانی که اسمش را می‌برند و صدایش می‌زنند و از او استغاثه(طلب کمک) می‌کنند، از پدر و مادر هم به آنها مهربان‌تر است. در محضر بهجت، ج٢، ص٣۶۶ @sarallah73
سوره صافات آیه 79 سَلامٌ عَلى نُوحٍ فِي الْعالَمِينَ ترجمه : سلام بر نوح در ميان جهانيان باد! تفسیر: ریان‌بن‌صلت نقل می‌کند: امام رضا در مجلسی که مأمون و دانشمندان حضور داشتند، فرمود: ... خداوند عزّوجلّ با این کلام چنان فضیلتی به محمّد و آل محمّد عطا کرده که هیچ‌کس به کنه وصفش نمیرسد جز کسی که این کلام را دریافته باشد، خداوند عزّوجلّ بر هیچ‌کس جز بر پیامبران خود سلام نفرستاده است، حق تعالی فرمود: سَلامٌ عَلی نُوحٍ فِی الْعالَمِینَ و فرمود: سَلامٌ عَلی إِبْراهِیمَ؛ و فرمود: سَلامٌ عَلی مُوسی وَ هارُونَ؛ و نفرمود سلام بر آل نوح و نفرمود سلام بر آل ابراهیم و نفرمود سلام بر آل موسی و هارون، امّا فرمود: سَلَامٌ عَلَی آلِ یس یعنی آل محمد. منبع تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۲، ص۶۱۲ بحار الأنوار، ج۱۶، ص۸۷/ الأمالی للصدوق، ص۵۲۹/ آیات_قرآن_ولایت @baghimandeekhoda
توصیه حضرت به دوری از هوای نفس حاج غلام عباس حیدری دستجردی از علاقمندان حضرت ولی عصر ارواحنا فداه جریان تشرفش را اینگونه نقل می کند: « تابستان یکی از سالهای 47 یا 48 شمسی بود؛ به دهی که زادگاهم می باشد (دستجرد) رفته بودم و پیوسته می خواستم که جمال امام زمان علیه السلام را زیارت کنم و برای زیارت آقا، برنامه ای شامل دعا و نماز، اجرا نموده و در آن حال در عشقش گریه می کردم. شبی از شبها که کسالتی هم عارضم شده بود و بنا بود ساعت 12 شب طبق دستور پزشک دارو بخورم، ساعت9/5 خوابیدم و نیّت کردم که ساعت 12 بیدار شوم و بیدار هم شدم. چراغ فانوسی که فتیله اش را پایین کشیده بودم تا در موقع حاجت از آن استفاده شود، خاموش بود. به محض اینکه رفتم تا آن را روشن کرده و دوا را بخورم، دیدم سید جلیل القدر و با وقاری که وجودش خانه را روشن کرد، وارد اطاق شدند. به مجرد دیدن آن جمال دل آرا، مشغول فرستادن صلوات شدم، سید آمدند تا نزدیک من و من بلندتر صلوات می فرستادم. قیافه آقا بنحوی نورانی بود که من طاقت مشاهده و ایستادن روی پاهای خود را نداشتم. زبانم یارای تکلم نداشت؛ در این حال آقا رو به من کرد و فرمود: « هنوز اسیر نفست می باشی؟ » من مانند کسی که برق او را گرفته باشد، مثل یخ افسرده شده، خجالت کشیدم. آقا رفت و من مشغول گریه شدم. » @sarallah73