مضمون اين اشعار آن است كه اى پروردگارى كه شب تار و ماه روشن و روشنى دهنده را آفريده اى ، بيان كن از براى ما كه اين كودك را چه نام گذاريم ؟ ناگاه مانند ابر چيزى از روى زمين پيدا شد نزديك ابوطالب آمد، ابوطالب او را گرفت و با على عليه السّلام بـه سـينه خود چسبانيد و به خانه برگشت چون صبح شد ديد كه لوح سبزى است در آن نوشته شده است :
شعر :
خُصِّصْتُما بِالْوَلَدِ الْزَّكِىِّ
وَالطّاهِرِ الْمُنْتَجَبِ الْرَّضِىِّ
فَاِسْمُهُ مِنْ شامِخٍ عَلِي
عَلِىُّ اشْتُقَ مِنَ الْعَلِىِّ
؛حـاصـل مـضـمـون آنـكه مخصوص گرديديد شما اى ابوطالب و فاطمه به فرزند طاهر پاكيزه پسنديده ، پس نام بزرگوار او على عليه السّلام است و خداوند على اعلا نام او را از نام خود اشتقاق كرده است .
پـس ابـوطـالب آن حضرت را على نام كرد و آن لوح را در زاويه راست كعبه آويخت و چنان آويـخـتـه بـود تـا زمـان هـشام بن عبدالملك كه آن را از آنجا فرود آورد و بعد از آن ناپيدا شد.(3)
و اخبار در باب ولادت آن حضرت و كيفيت آن بسيار است و مقام را گنجايش بيش از اين نيست و ايـن فـضـيـلت از خـصـايـص آن حـضـرت اسـت ؛ چـه اشـرف بِقاع حَرَمِ مكه است و اشرف مـواضـع حـرم مـسـجد است و اشرف موضع آن كعبه است و احدى غير از حضرت اميرالمؤ منين عـليـه السـّلام در چـنـيـن مكانى متولد نشده ، و نيز متولّد نشده مولودى در سيّد ايّام كه روز جمعه باشد در شهر حرام كه ماه رجب باشد در بيت الحرام سواى اميرالمؤ منين عليه السّلام ابوالائمّة الكرام عَلَيه وَ آلِهِ آلاف السَّلام .
@sarallah73
14farazi az jamee kabire.mp3
زمان:
حجم:
1.5M
فرازی از جامعه کبیره
یا ولی الله...
دوست دارم موسم شادی و غم ، باشی قرینم
در همه حـال و عـوالـم ، خـاصــه روز واپـسینم
دوست دارم گَــرد باشم تا ز دامــان تو خیزم
طــوف کـوی تو نمــایم، مقــدمت گردد مکینم
دوست دارم آه بــاشم، تا برایم از نهادت
رخنه در افلاک بنماید شرار آتشینم
دوست دارم خال باشم جا نمایم بر عذارت
هـمـچـو زنــگی بـچه از گــلزار رویـت گل بچینم
دوست دارم صید باشم بسته در زنجیر مهرت
گر بود پای گریزم خود تو باشی در کمینم
دوست دارم ژالـــه بـــاشـم تا ببارم ز ابر مویت
با سرانگشت محبت خــود بــگــیـری از جبینم
دوست دارم آینه باشم فـتد عکس تـو در مـن
تــا تـــو خــود در مــن ببینی من رخ مـاهـت ببینم
گفتم ای دل با که این سان گرم رازی و نیازی
فـــاش گـفـتـا مــن غـــلام آن نـــگـــار نـازنینم
قـائــل قـول سـلونـی واقـف سرّ درونـی
عالـم عـلــم لـدُنّـی خــسـرو دنـیـا و دیـنـم
آن یـکـی دانـد خـدایش دیگـری داند جدایـش
گـر از او پرسـی هـمی گوید که نه آنم نه اینم
من خـداجـویـم، خدا رویـم، خدا گـوی
آیـت عظـمـای حـق یـعنی أمیرالمؤمـنیـنم
هـل اتی باشـد به شـأنم بـرتـن احمد چو جـانـم
بـر رسـل او گـشـت خـاتم من بر آن خـاتم نگیـنم
من عـلی ام، عالی ام، اعلی ترم از ماسـوا اللّٰه
در جـهـان نفـس نـفیـس شـخص خـتم المـرسـلینـم
@sarallah73
1388-04-19--207 Ali Ebn Abitaleb(A) (1).mp3
زمان:
حجم:
25.1M
علی ابن ابیطالب علیهالسلام
گریه امام زمان در وفات حضرت زینب علیها سلام
در عالم خواب امام زمان حضرت ولى عصر (عج) را دیدم، بسیار غمگین و آشفته حال بود، به محضرش رفتم و سلام کردم، سپس عرض کردم:
چرا این گونه ناراحت و گریان هستى؟
فرمود: امروز روز وفات عمهام حضرت زینب است. از آن روزى که عمهام زینب وفات کرده، تا کنون، هر سال در روز وفات او، فرشتگان در آسمانها مجلس عزا به پا مىکنند و آن چنان مىگریند که من باید بروم و آنها را ساکت کنم، آنها خطبه حضرت زینب را که در بازار کوفه خواند، مىخوانند و مىگریند، من هم اکنون از آن مجلس فرشتگان مراجعت نمودهام. (2)
2) خصائص الزینبیه، ص 211 و 212
@sarallah73