eitaa logo
یا مولای یا صاحب الزمان ادرکنی
469 دنبال‌کننده
95 عکس
47 ویدیو
72 فایل
اللهم عجل لولیک الفرج روضه ، قرآن‌ ،روایت و سخنرانی ارتباط @hamdelimohebin
مشاهده در ایتا
دانلود
شهادت امام حسن مجتبى (عليه السلام ) جعده دختر اشعث بن قيس با زهرى كه معاويه براى او فرستاده بود آن حضرت را مسموم كرد. معاويه همراه با زهر صد هزار درهم فرستاد و وعده كرد كه او را به عقد يزيد در آورد: ولى به وعده خود وفا نكرد. تشييع جنازه حضرت امام حسين (عليه السلام ) بعد از غسل و كفن و نماز، آن حضرت را به طرف مرقد شريف پيامبر (صلى الله عليه و آله ) حمل كردند. با ديدن اين منظره براى مروان و بقيه بنى اميه كه با سلاح و به همراهى عايشه آمده بودند شكى باقى نماند كه مى خواهند آن حضرت را در كنار پيامبر (صلى الله عليه و آله ) دفن نمايند. لذا آمدند و مانع شدند، و عايشه در حالى كه سوار درازگوشى بود گفت : ((مرا با شما چه كار است كه مى خواهيد كسى را كه من او را دوست ندارم در خانه من دفن كنيد)). مروان ملعون هم نظير اين مطالب را گفت ، و ابن عباس به او و عايشه جواب داد. فرزندان عثمان هم مانع شدند و گفتند: ((هرگز نمى شود كه عثمان در بدترين مكانها دفن شود و حسن با رسول خدا به خاك سپرده شود)). امام حسين (عليه السلام ) فرمود: به خداوندى كه مكه و حرم را محترم گردانيده ، حسن (عليه السلام ) فرزند على و فاطمه (عليهما السلام ) سزاوارتر است بر پيامبر (صلى الله عليه و آله ) از كسانى كه بدون اجازه داخل خانه او شده اند. بخدا قسم او سزاوارتر است از حمال خطاها عثمان ، كه ابوذر را از مدينه بيرون كرد و... عايشه جلو قبر پيامبر (صلى الله عليه و آله ) رفت و گفت : ((تا يك مو در سر من هست نخواهم گذاشت او را در اين جا دفن كنيد))! در اينجا بنى مروان جنازه آن حضرت را تير باران كردند. بنى هاشم دست به شمشير بردند. ولى امام حسين (عليه السلام ) مانع شده فرمودند: ((وصيت برادرم نبايد ضايع شود)) و سپس 7( تير از جنازه آن حضرت بيرون كشيدند! و اين در حالى بود كه امام مجتبى (عليه السلام ) به امام حسين (عليه السلام ) خبر داده بودن كه عايشه بعد از شهادت ايشان چه جنايتى را مرتكب مى شود(135). پس از آن حضرت سيد الشهداء (عليه السلام ) كلماتى فرمودند كه اگر وصيت برادرم نبود مى دانستيد كه شمشيرهاى الى در كجا و چگونه بر شما فرود مى آمد. سپس بدن مطهر آن حضرت را به بقيع آوردند و در كنار جده اش فاطمه بنت اسد (عليها السلام ) دفن نمودند. آقا حضرت مجتبى (عليه السلام ) داراى 15 فرزند دختر و پسر بودند، ولى از جعده هيچ فرزندى نداشتند. @sarallah73
حضرت مجتبی علیه‌السلام بیش از بیست و پنج مرتبه با پای پیاده از مدینه به قصد زیارت خانه‌ی خدا به مکه رهسپار شد. در یکی از سفرها، پاهای حضرت ورم کرده و صدمه دید. یکی از خدمتکاران عرض کرد: «یابن رسول الله! اگر سوار شوید ممکن است قدمهایتان بهبود یابد.» امام علیه‌السلام فرمود: «نه! اما در منزلگاه بعدی سیاه پوستی نزد تو خواهد آمد و در دست او روغن و پمادی است که درمان ورم قدمهای من در آن است، تو آن روغن را از او بخر.» خدمتکار گفت: «پدر و مادرم به فدایت، سابقه ندارد کسی در این منازل چیزی بفروشد.» امام علیه‌السلام فرمود: «آن مرد در نزدیک منزلگاه بعدی است.» خدمتکار گوید: «همین که مقدار کمی از آن محل گذشتیم ناگاه آن سیاه پوست پیدا شد!». امام علیه‌السلام به من فرمود: «آن شخص سیاه همین مرد است.» من نیز نزد او رفتم و تقاضای روغن نمودم.» مرد سیاه پوست: «این پماد را برای که می‌خواهی؟» خدمتکار: «برای حسن بن علی.» سیاه پوست: «لطفا مرا به حضور آن حضرت راهنمایی کن.» و آنگاه با هم به محضر امام علیه‌السلام شرفیاب شدند. مرد سیاه پوست گفت: «پدر و مادرم فدای تو باد، من نمی‌دانستم که روغن را برای شما می‌خواهند، اجازه دهید که قیمتش را نگیرم، چرا که من از ارادتمندان و نوکران شما هستم و اکنون از شما حاجتی دارم و آن این است که به هنگام جدا شدن از همسرم او را درد زایمان بود، از خدا بخواهید که به من پسری سالم و دوستدار شما اهلبیت مرحمت فرماید.» امام علیه‌السلام فرمود: «به خانه‌ات برگرد که خداوند به تو پسری سالم عطا فرموده و او از شیعیان ما می‌باشد.» آن شخص با عجله به خانه‌اش بازگشت و همسرش را مشاهده کرد که پسری سالم به دنیا آورده است. پس مجددا به قصد تشکر به محضر امام حسن علیه‌السلام بازگشت. آن کودک بعدها از شاعران و مادحین خالص و ممتاز آل محمد علیهم‌السلام گردید و با نام «سید حمیری» معروف گشت. امام علیه‌السلام نیز از آن روغن استفاده کرد و در دم درد پاهایش برطرف گردید. @sarallah73
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
14divaneam agar ke behesht arezoo.mp3
زمان: حجم: 1.8M
دیوانه ام اگر که بهشت آرزو کنم آیم اگر به کوی تو یا ثامن الحجج @sarallah73
hargah karam zar shod-MASHHAD-MABAS.mp3
زمان: حجم: 5.9M
هر گاه کارم زار شد گفتم علی موسی الرضا هر شب دلم بیمار شد گفتم علی موسی الرضا @sarallah73
سخنرانی های سال1391به ترتیب تاریخ 👇👇👇