اللهم عجل لولیک الفرج بحق حضرت زینب سلام الله علیها
ملاقات اصبغ بن نباته با امام على عليه السّلام و گزارش او
اصبغ بن نباته نقل مىكند: هنگامى كه امير مؤمنان عليه السّلام
بر اثر ضربت ابن ملجم بسترى شد، مردم به در خانۀ او آمدند و اجتماع كردند، و انتظار اعدام ابن ملجم را داشتند.
امام حسن عليه السّلام از خانه بيرون آمد و به مردم فرمود: «اى گروه مردم! پدرم وصيّت فرمود كه كار ابن ملجم را تا بعد از وفات او تأخير بيندازم، اگر آن حضرت از دنيا رفت، اختيار او با ما است، وگرنه خودش دربارۀ او فكرى خواهد كرد، از اينجا به خانههاى خود بازگرديد، خدا شما را رحمت كند» .
اصبغ بن نباته [كه از ياران مخلص و شيفتۀ على عليه السّلام بود]مىگويد:
مردم پراكنده شدند، ولى من در آنجا ماندم.
امام حسن عليه السّلام بار ديگر از خانه بيرون آمد، وقتى كه چشمش به من افتاد فرمود: «اى اصبغ! مگر سخن پدرم را كه من آن را ابلاغ كردم نشنيدى؟» .
گفتم: «شنيدم، ولى من حال جانسوز آن حضرت را ديدم، مشتاق هستم تا با او ملاقات كنم، و از او حديثى بشنوم، خدا تو را بيامرزد براى من از آن حضرت اجازه بگير تا به محضرش برسم» .
امام حسن عليه السّلام وارد خانه شد، و جريان را به پدر عرض كرد. امام على عليه السّلام اجازه فرمود. پس از لحظهاى امام حسن عليه السّلام از خانه بيرون آمد و به من فرمود: وارد خانه شو!
وارد خانه شدم و كنار بستر على عليه السّلام رفتم، ديدم دستمال (زردى) بر سر بسته، ولى ديدم كه زردى رنگ چهرهاش، از زردى دستمال بيشتر بود «و قد علت صفرة وجهه على تلك العصابة» ديدم آن حضرت بر اثر شدّت ضربت و اثر بسيار زهر، همواره از اين زانو به آن زانو مىشد، آنگاه به من فرمود: «اى اصبغ! آيا سخن مرا كه توسّط حسن عليه السّلام ابلاغ شد، نشنيدى؟» .
عرض كردم: «اى امير مؤمنان! سخن شما را شنيدم، ولى شما را در حالى ديدم كه مشتاق شدم بار ديگر با شما ملاقات نموده و حديثى را از شما بشنومامام على عليه السّلام به من فرمود: «بنشين، گمان نمىكنم كه بعد از اين، از من حديثى بشنوى، بدان اى اصبغ! پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بسترى بود، به عبادت آن حضرت رفتم، همان گونه كه تو اكنون به عيادت من آمدهاى، پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به من فرمود: «بيرون برو، و مردم را به اجتماع براى نماز فرا خوان» [دستور پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را اجرا كردم، مردم در مسجد اجتماع كردند]پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به من فرمود: بالاى منبر برو، و يك پلّه پائينتر از جايگاه من قرار بگير و به مردم چنين بگو:
«آگاه باشيد! آن كس كه با پدر و مادرش بدرفتارى كند، لعنت خدا بر او باد، آگاه باشيد! غلام و بندهاى كه از مولاى خود فرار كند، لعنت خدا بر او باد، آگاه باشيد! آن كس كه به اجير خود در مورد مزدش ظلم كند، لعنت خدا بر او باد» .
اى اصبغ! دستور حبيبم پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله را اجرا نمودم، مردى از نقطۀ آخر مسجد برخاست و گفت:
«اى ابو الحسن! سه سخن را به اختصار گفتى، آن را براى ما شرح بده!» .
به او پاسخى ندادم تا به حضور رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله رفتم، و عرض كردم مردى شرح اين سخن را از من خواسته است.
اصبغ مىگويد: در اين هنگام على عليه السّلام دستم را گرفت و فرمود:
«دستت را بگشا» ، دستم را گشودم، آن حضرت يكى از انگشتان مرا گرفت و فرمود:
اى اصبغ! همين گونه كه من انگشت تو را گرفتم، رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله انگشتم را گرفت و فرمود:
«اى ابو الحسن! اعتنا نكن و آگاه باش! همانا من و تو دو پدر اين امّت هستيم، كسى كه به ما جفا كند، لعنت خدا بر او باد، آگاه باش، همانا من و تو آقاى اين امّت مىباشيم، كسى كه از ما فرارى شود، لعنت خدا بر او باد، آگاه باش همانا من و تو دو اجير اين امّت هستيم كسى كه در اجرت ما ظلم نمايد، لعنت خدا بر او باد، سپس خود آن حضرت گفت: آمين، من نيز گفتم: آمين»
@sarallah73
و روايت كرده محمّد بن عيسي به سند خود از صالحين(عليهم السلام) كه فرمودند مكرّر مي كني در شب بيست و سوم از ماه رمضان اين دعا را در حال سجود و قيام و قعـود و بـر هر حالي كه هستي در تمام ماه و هر چه ممكنت شود و هر زماني كه حاضر شود تو را يعني يـادت آيـد ايـن دعا در روزگار حياتت مي گوئي بعد از ستايش كردن حـقّ تعالي به بزرگواري و فرستادن صلوات بر پيغمبر(صلي الله عليه وآله)
اَللَّـهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلي ابآئِهِ،
خدايا اینگونه باش برای ولیّ ِ خودت حجت بن الحسن كه درودهايت بر او و پدرانش باد،
في هذِهِ السَّاعَةِ، وَفي كُلِّ ساعَة، وَلِيّاً وَحافِظاً، وَقآئِداً وَناصِراً،
در اين ساعت،و در تمام ساعات سرپرست و نگهبان و پيشوا و ياور
وَدَليلا وَعَيْناً، حَتّي تُسْكِنَهُ اَرْضَكَ طَوْعاً، وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً .
و راهنما و ديده بان باش،تا او را با رغبت مردم در زمينت سكونت دهي،و زماني طولاني بهره مندش سازي.
منبع:مفاتیحالجنان
#اعمال_شب_قدر
@sarallah73
همسرش که بانوی محترمه ای است ، می گفت :
در نیمه شب شانزدهم ماه مبارک رمضان ۱۳۹۸ق با صدای گریه و مناجات مرحوم حاج «میزرا تقی زرگری » از خواب بیدار شدم ، عطر عجیبی فضای اطاق را پر کرده بود! پرسیدم : چه شده ؟!
گفت : نمی دانی چه خبر بود! حضرت « بقیة اللّه » روحی له الفداء تشریف داشتند، مدّتی خدمتشان نشسته بودم و الا´ن که رفتند فراق ایشان مرا ناراحت کرده است .
گفتم : پس چرا مرا بیدار نکردی ؟
گفت : آقا فرمودند بگذار بخوابد.
گفتم : مذاکراتی هم داشتید؟
گفت : سؤالاتی از آقا کردم و ایشان جواب عنایت فرمودند ولی نمی توانم همة سؤالاتم را به تو بگویم .
گفتم : آنچه را می توانید بگوئید.
گفت : از اوضاع مملکت از آقا سؤال کردم ،
فرمودند: شاه می رود و رژیم سرنگون می شود و فرج نزدیک است (با آنکه در آن روز مردم فکر نمی کردند که قدرتمندی مثل محمد رضای پهلوی شاه ایران سرنگون گردد).
پرسیدم : شفای کسالتت را از آقا نخواستی ؟
گفت : من باید از دنیا بروم چند ماه هم دیر شده است .
سپس خود او ادامه داد و گفت : از حضرت بقیة اللّه (علیه السّلام) سؤال کردم چگونه می شود خدمتتان رسید؟
فرمودند: من همیشه با شما هستم ، هر وقت بخواهید مرا می بینید.
به هر حال آن شب گذشت و از آن شب به بعد مرحوم حاج «میرزا تقی » رحمة اللّه علیه غالباً حالش دگرگون بود تا دارفانی را وداع کرد.
#تشرفات
@sarallah73
pesare shire khoda.mp3
زمان:
حجم:
4.1M
مداحی و روضه
ای فروغ دل مصباح هدی یا عباس
ای همه جان جهانت به فدا یا عباس
@sarallah73
امام سجادعلیه السلام عموی خود عباس را چنین توصیف میفرماید:
«رَحِمَ اللَّهُ عَمِیَّ الْعَبَّاسَ فَلَقَدْ آثَرَ وأَبْلی وفَدی أَخاهُ بِنَفْسِهِ حَتَّی قُطِعَتْ یَداهُ فَأَبْدَلَهُ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ مِنْهُما جِناحَیْن یَطیرُ بِهِما مَعَ الْمَلائِکَةِ فی الْجَنَّةِ کَما جُعِلَ لِجَعْفَرِ بْنِ أَبی طالِبْ علیه السلام؛ وَإنَّ لِلْعَبّاسِ عِنْدَ اللَّهِ تَبارَکَ وَتَعالی مَنْزِلَةٌ یَغبِطَهُ بِها جَمیعَ الشُّهدَاءِ یَوْمَ القِیامَة.
یعنی «خدا عمویم عباس را رحمت کند که ایثار کرد و خود را به سختی افکند و در راه برادرش جانبازی کرد، تا آنکه دستهایش از پیکر جدا گردید. آنگاه خداوند به جای آنها دو بال به وی عنایت فرمود که در بهشت همراه فرشتگان پرواز کند؛ همانسان که برای جعفر طیار قرار داد. عباس نزد خداوند مقامی دارد که همه شهدا در قیامت بدان غبطه میخورند.»
مقام آن حضرت آنقدر بالاست که «کاشف الکرب عن وجه الحسین» می شود به این معنی که برطرف کننده غم و اندوه از روی امام حسین علیهالسلام بوده است.
@sarallah73
معصوم فرموده :در پایان هر روز از روزهای ماه رمضان خدا در وقت افطار، هزار هزار نفر را از آتش دوزخ آزاد می کند و چون شب جمعه و روز جمعه شود، در هر ساعتی هزار هزار نفر را از آتش دوزخ می رهاند که هریک سزاوار عذاب باشند و در شب و روز آخر ماه، به تعداد آنچه در تمام ماه رها کرده آزاد می کند،
همچنین از امام صادق(علیه السلام) روایت شده است: هرکه در ماه رمضان مورد آمرزش قرار نگیرد تا سال آینده قرار نمی گیرد، مگر آنکه برای آمرزیده شدن در عرفه حاضر شود.»
@sarallah73
1385-08-05- pishva.mp3
زمان:
حجم:
21.4M
سخنرانی پیشوا
بعداز ماه رمضان
@sarallah73
سفارش سیدبنطاووس (مورد توصیه حضرت آیت الله بهجت) در مورد بعد از ماه مبارک رمضان
یکی از وظایف شیعه امامیه، بلکه از وظایف امت محمدی صلیاللهعلیهوآله این است که در این اوقات، احساس وحشت و تنهایی نموده و در امثال این مواقع، بر روزگار دولت حضرت مهدی علیهالسلام که از دستشان رفته است، غصه بخورند؛ امامی که اگر ظهور میکرد، به واسطه او، به نیکبختیها دست مییافتند...
زیرا مصیبت عدم ظهور او بر دینداران، از مصیبت از دست رفتن ماه رمضان بزرگتر است.
اللهم عجل لولیک الفرج بحق حضرت زینب سلام الله علیها
📚 اقبالالاعمال، ج۱، ص۶۶۷
@sarallah73
به روایت معتبر از حضرت موسی بن جعفر(علیهماالسلام) روایت شده است: سه شب است که هر که در آنها حضرت امام حسین(علیهالسلام) را زیارت کند، گناهان گذشته و آیندهاش آمرزیده میشود: شب نیمه شعبان و شب بیستوسوم ماه رمضان و شب عید فطر.
اللهم عجل لولیک الفرج به حق زینب کبری سلام الله علیها
@sarallah73