بیگل رویت، پدر! از زندگی دل برگرفتم
دست شستم از دو عالم، چون تو را دلبر گرفتم
یاد داری قتلگه، نشناختم جسم شریفت؟
خم شدم، بابا! نشانت را ز انگشتر گرفتم
هر چه کردم جستوجو انگشت و انگشتر ندیدم
پس سراغ حضرتت از عمّهی مضطر گرفتم
در مقام قُرب بودم، مات جسم چاکچاکت
تا برای شیعیان، پیغام از آن حنجر گرفتم
سوختم، آتش گرفتم، چون که خود از شیعیانم
ز اوّلین پیغام تو، دستور تا آخر گرفتم
داشتم میمُردم از غم، در کنار کشتهی تو
لب بر آن حنجر نهادم، زندگی از سر گرفتم
بر تن آزردهی من بوسه میزد تازیانه
من برای توشهی ره، بوسه زآن پیکر گرفتم
بس که سیلی زد عدو، در راه وصلت بر رخ من
پیکرم نیلی شده، سبقت ز نیلوفر گرفتم
از زمانی که سرت در کوفه شد، مهمان خولی
تو شدی خاکستری، من رنگ خاکستر گرفتم
خواهر کوچکترم چون دید، رأست را به نیزه
داشت جان میداد، من ماتم بر آن خواهر گرفتم
خوش به حال خواهرم! جان کرد قربانِ سرِ تو
من گرانجانم که ماندم، قبر تو در بر گرفتم
این من و این جان ناقابل، فدای خاک کویَت!
تا نپنداری به جز تو، دلبر دیگر گرفتم
مجلس نامحرمان دیدی مرا، بازوی بسته
آستین را پیش رویَم ـ چون نَبُد معجر ـ گرفتم
خوب میخواندی تو قرآن، ای فدای اشک چشمت!
تو میان طشت زر بودیّ و من آذر گرفتم
خود شنیدی، ای شه «مظلوم»! میگفت آن ستمگر:انتقام خویش را از آل پیغمبر گرفتم
#حضرت_سکینه
@yamahdisarallah73
سوره طه /آیه ۱۳۵
﴾قُلْ كُلٌّ مُّتَرَبِّصٌ فَتَرَبَّصُوا فَسَتَعْلَمُونَ مَنْ أَصْحَابُ الصِّرَاطِ السَّوِيِّ وَمَنِ اهْتَدَی ﴿۱۳۵﴾
ترجمه
بگو همه در انتظارند. پس در انتظار باشيد. زودا كه بدانيد ياران راه راست كيانند و چه كسی راهيافته است]
تفسیر
۱)امام موسی بن جعفر علیه السلام فرمود: از پدرم در مورد آیه «فَسَتَعْلَمُونَ مَنْ أَصْحَابُ الصِّرَاطِ السَّوِیِّ وَمَنِ اهْتَدَی» سئوال كردم. ایشان گفتند: منظور از «الصِّرَاطِ السَّوِیِّ» حضرت قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف است و هر كس كه به فرمانبرداری از او راه یابد، هدایت شده است. نظیر این آیه، آیه دیگری است كه خداوند در آن می فرماید: «وَإِنِّی لَغَفَّارٌ لِّمَن تَابَ و َآمَنَ وَ عَمِلَ صَالِحًا ثُمَّ اهْتَدَی»«۵» [به یقین من آمرزنده كسی هستم كه توبه كند و ایمان بیاورد و كار شایسته نماید و به راه راست راهسپر شود] كه منظور از راه یافتن در این جا، راه یافتن به ولایت ما می باشد«۶».
#آیات_قرآن_امام_زمان_عج
@baghimandeekhoda
@sarallah73
شهادت امام حسن عسکری علیه السلام:
ابـن بـابـويـه بـه سـند معتبر از ابوالاديان روايت كرده است كه من خدمت حضرت امام حسن عـسـكرى را مى نمودم و نامه هاى آن جناب را به شهرها مى بردم . پس روزى مرا طلبيدند و نامه اى چند نـوشـتـنـد بـه مـدايـن و فـرمـودنـد كـه بـعـد از پـانـزده روز بـاز داخـل سـامـره خـواهـى شـد و صـداى شـيـون از خـانـه مـن خـواهـى شـنـيـد و مـرا در آن وقـت غـسـل دهـنـد، ابـوالا ديان گفت : اى سيد! هرگاه اين واقعه هائله روى دهد امر امامت با كيست ؟ فـرمـود: هـركـه جواب نامه مرا از تو طلب كند او امام است بعد از من ، گفتم : ديگر علامتى بـفرما، فرمود: هر كه بر من نماز كند او جانشين من خواهد بود، گفتم : ديگر بفرما، گفت : هـركـه بگويد كه در هميان چه چيز است او امام شما است . ابوالا ديان گفت : مهابت حضرت مـانـع شـد كـه بـپـرسـم كـدام هـمـيـان ، پـس بـيـرون آمـدم و نـامـه هـا را بـه اهل مداين رسانيدم و جوابها گرفته برگشتم چنانچه فرموده بود.
روز پـانـزدهـم داخـل سـامـره شـدم صـداى نـوحـه و شـيـون از مـنـزل منور آن امام مطهر بلند شده بود چون به در خانه آمدم جعفر [كذاب ] را ديدم كه به در خانه نشسته و شيعيان برگرد او بر آمده اند و او را تعزيت به وفات برادر و تهنيت بـه امـامـت خـود مى گويند، پس من در خاطر خود گفتم كه اگر اين امام است امامت نوع ديگر شده ، اين فاسق كى اهليت امامت دارد؛ زيرا كه پيشتر او را مى شناختم كه شراب مى خورد و قـمـار مـى بـاخـت و طـنـبـور مـى نـواخـت . پس پيش رفتم و تعزيت و تهنيت گفتم و هيچ سؤ ال از مـن نـكـرد، در ايـن حال ( عقيد خادم ) بيرون آمد و به جعفر كذاب خطاب كرد كه بـرادر تـو را كـفـن كـرده انـد بـيـا و بر او نماز كن ، جعفر برخاست و شيعيان با او همراه شدند چون به صحن خانه رسيديم ديديم كه حضرت امام حسن عسكری را كفن كـرده بـر روى نعش گذاشته اند پس جعفر پيش ايستاد بر برادر اطهر خود نماز كند چون خواست تكبير گويد طفلى گندم گون پيچيده موى گشاده دندانى مانند پاره ماه بيرون آمد و رداى جعفر را كشيد و گفت : اى عمو! پس بايست كه من سزاوارترم به نماز بر پدر خود از تو، پس جعفر عقب ايستاد و رنگش متغير شد.
آن طـفـل پـيـش ايـستاد و بر پدر بزرگوار خود نماز كرد و آن جناب را در پهلوى امام على نقى دفن كرد و متوجه من شد و گفت اى بصرى بده جواب نامه را كه با تو است ، پس تسليم كردم و در خاطر خود گفتم كه دو نشان از آن نشانها كه حضرت امام حسن عسكری فرموده بود ظاهر شد و يك علامت مانده بيرون آمدم پس حاجز وشابه جـفـعـر گـفـت : بـراى آنـكـه حـجـت بـر او تـمـام كـنـد كـه او امـام نـيست ، گفت : كى بود آن طفل ؟ جعفر گفت : كه واللّه ! من او را هرگز نديده بودم و نمى شناختم . پس در اين حالت جـماعتى از اهل قم آمدند و سؤ ال كردند از احوال حضرت امام حسن عسكرى چون دانـسـتـنـد كه وفات يافته است پرسيدند كه امامت با كيست ؟ مردم اشاره كردند به سوى جـعـفـر، پـس نزديك رفتند و تعزيت و تهنيت دادند و گفتند با ما نامه و مالى چند هست بگو كـه نـامـه هـا از چـه جـماعت است و مالها چه مقدار است [تا] ما تسليم كنيم . جعفر برخاست و گـفـت : مـردم از ما علم غيب مى خواهند، در آن حال خادم بيرون آمد از جانب حضرت صاحب الا مر و گفت با شما نامه فلان شخص و فلان و فلان هست و هميانى هست كه در آن هـزار اشـرفى هست ؛ در آن ميان ده اشرف هست كه طلا را روكش كرده اند، آن جماعت نامه ها و مـالهـا را تـسـليـم كـردنـد و گـفـتـند هر كه تو را فرستاده است كه اين نامه ها و مالها را بـگـيـرى او امـام زمـان اسـت و مـراد امـام حسن عسكرى همين هميان بود.
لحضات آخر:
امام حسن نـگـاهـش بـه كـودكـش افـتـاد بـگـريـسـت و فـرمـود: ( يـا سـَيـَدَ اَهْل بَيْتِِه اَسْقِنى الْماء فَاِنّى ذاهِبٌ اِلى رَبّى ) .
اى سـيـد اهل بيت خود! مرا آب بده همانا من مى روم به سوى پروردگار خود، پس آن آقازاده آن قدح آب جوشانيده با مصطكى را گرفت به دست خويش و حـركـت داد لبهايش را و سيرابش كرد، چون امام حسن عليه السلام آب را آشاميد فرمود: مرا مـهـيـا كـنـيـد از بـراى نـمـاز. پـس در كـنـار آن حـضـرت دسـتـمـالى افـكـنـدنـد و آن طـفـل وضـو داد پـدر خـود را بـه يـك مـرتـبـه ، يـك مـرتـبـه ، يـعـنـى بـه اقـل واجـب و مسح كرد بر سر و قدمهاى او، پس امام حسن به وى فرمود: بشارت بـاد تـو را اى پـسـرك من ! تويى صاحب الزمان و تويى مهدى و حجت خدا بر روى زمين و تـويـى پسر من و كودك من و منم پدر تو، تويى محمّد بن الحسن بن على بن محمّد بن على بـن مـوسـى بـن جـعفر بن محمّد بن على بن احسان بن على بن ابى طالب عليهم السلام و پـدر تـو اسـت رسـول خدا و تـويى خاتم ائمه طاهرين و بـشـارت داد به تو رسول خدا و نام و كنيه داد تو را، و اين عهدى است به سوى من از پدرم و از پدرهاى طاهرين تو.
(منتهی الامال شیخ عباس قمی)
@sarallah73
12_2_Mahdi_Samavati(Shahadate_Emam_Askari)_(www.rasekhoon.net).mp3
زمان:
حجم:
6.9M
ای آفتاب حُسن تو را ماه مشتریست
هر جا خدا خداست تو را نیز رهبریست
#امام_حسن_عسگری_علیهالسلام
@sarallah73
امام حسن عسکری فـرمـود:
رام كـردن و تـربـيـت شـخـص جـاهـل و بـرگـردانـيـدن صـاحب عادت را از عادتش مثل معجزه است .
روايت شده از حضرت عيسى عليه السلام كه فرمود مداوا كردم مريضان را پـس شـفـا يافتند به اذن خدا و زنده كردم مردگان را به اذن خدا و معالجه كردم احمق را و قدرت نيافتم بر اصلاح او!
@sarallah73
سخنرای روز شهادت امام حسن عسکری.mp3
زمان:
حجم:
38.2M
سخنرانی روز شهادت امام حسن عسکری علیه السلام
(حسینیه قائم)
1403/06/22
@sarallah73
ولادت پيامبر (صلى الله عليه و آله )
به اتفاق علماى شيعه ، در اين روز هنگام فجر روز جمعه در مكه معظمه ولادت با سعادت حضرت سيد الانبياء محمد مصطفى (صلى الله عليه و آله ) واقع شده است . ولادت آن حضرت با سلطنت انوشيروان عادل مقارن بود و در آن سال اصحاب فيل هلاك شدند(221).
نام آن حضرت محمد (صلى الله عليه و آله ) و كنيه ايشان ابوالقاسم است . نام پدر آن حضرت عبد الله و نام مادر آن حضرت آمنه بنت وهب است.
هنگام ولادت ، نور از پيشانى آن حضرت لامع بود و بوى مشك از ايشان ساطع مى گشت . نورى در آن شب از طرف حجاز ساطع شد و در تمام عالم منتشر گرديد. تخت پادشاهان سرنگون شد، و همه آنان در آن روز لال بودند و نمى توانستند سخن بگويند.
ملائكه مقرب و ارواح اصفياء پيامبران در هنگام ولادت آن حضرت حضور يافتند، و رضوان خازن بهشت با حوريان نازل شدند، و ابريقها و تشت ها از طلا و نقره و زمرد بهشت حاضر كردند و براى حضرت آمنه شربتها از بهشت آوردند كه او آشاميد. آن حضرت را بعد از ولادت به آبهاى بهشت غسل دادند و به عطرهاى. فردوس معطر كردند
معجزات ولادت حضرت
در روز ولادت آن حضرت هر بتى كه در هر جاى عالم بود به رو در افتاد و چهارده كنگره از ايوان كسرى فرو ريخت . درياچه ساوه كه آن را مى پرستيدند خشك و بدل به نمكزار شد. در وادى ساوه كه سالها بود كسى آب در نديده بود آب جارى شد. آتشكده فارس كه هزار سال خاموش نشده بود در شب ولادت آن حضرت خاموش شد. علم كاهنان و سحر ساحران باطل گرديد، و طاق كسرى از ميان به دو نيم شد كه تا امروز نمايان است .
هنگام ولادت آن حضرت اين ندا از آسمان شنيده شد: ((جاء الحق و زهق الباطل ، ان الباطل كان زهوقا
#ولادت_رسول_خدا_صلی_الله_علیه_وآله
@sarallah73
ولادت امام صادق (عليه السلام )
در 17 ربيع الاول سال 83 ه ولادت با سعادت امام جعفر صادق (عليه السلام ) در مدينه منوره اتفاق افتاده است (231).
نام مبارك آن حضرت جعفر و كنيه شريفش ابوعبدالله و لقب نورانى حضرت صادق است . پدر بزرگوارش امام محمد باقر (عليه السلام )، و مادر گرامى آن حضرت جناب ام فروه است ، كه امام صادق (عليه السلام ) درباره ايشان مى فرمايند: ((مادرم از بانوان پرهيزكار و با ايمان و نيكوكار بود.
ولادت امام صادق علیه السلام
@sarallah73
1388-12-14 Veladat Rasool Allah(s).mp3
زمان:
حجم:
35M
#سخنرانی
«ولادت رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم»
@sarallah73
سوره نور / آیه ۳۵
«اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكَاةٍ فِيهَا مِصْبَاحٌ الْمِصْبَاحُ فِي زُجَاجَةٍ الزُّجَاجَةُ كَأَنَّهَا كَوْكَبٌ دُرِّيٌّ يُوقَدُ مِن شَجَرَةٍ مُّبَارَكَةٍ زَيْتُونِةٍ لَّا شَرْقِيَّةٍ وَلَا غَرْبِيَّةٍ يَكَادُ زَيْتُهَا يُضِيءُ وَلَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نَارٌ نُّورٌ عَلَی نُورٍ يَهْدِي اللَّهُ لِنُورِهِ مَن يَشَاء وَيَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثَالَ لِلنَّاسِ وَاللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ (۳۵)»
ترجمه:
[خدا نور آسمانها و زمين است؛ مثل نور او چون چراغدانی است كه در آن چراغی و آن چراغ در شيشهای است. آن شيشه گويی اختری درخشان است كه از درخت خجسته زيتونی كه نه شرقی است و نه غربی افروخته میشود. نزديك است كه روغنش هر چند بدان آتشی نرسيده باشد روشنی بخشد؛ روشنی بر روی روشنی است. خدا هر كه را بخواهد با نور خويش هدايت میكند و اين مثلها را خدا برای مردم میزند و خدا به هر چيزی داناست]
تفسیر:
جابر بن عبدالله انصاری روایت كرده كه به مسجد كوفه وارد شدم و امیر مؤمنان علیه السلام را دیدم كه با انگشت در حال نوشتن است و لبخند بر لب دارد. عرض كردم: ای امیر مؤمنان! به چه میخندی؟ فرمودند: در شگفتم از كسی كه این آیه را میخواند و آن را آن گونه كه بایسته است نمیفهمد. خدمت ایشان عرض كردم: كدام آیه؟ فرمودند: سخن خداوند متعال كه میفرمایند «اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكَاةٍ» در این آیه منظور از مشكاة محمّد صلی الله علیه و آله و سلم است و «فِیهَا مِصْبَاحٌ» مصباح خود من هستم و « فِی زُجَاجَةٍ» شیشه در این آیه حسن و حسین علیهما السلام هستند، «كَأَنَّهَا كَوْكَبٌ دُرِّیٌّ» و كوكب درَّی اشاره به علی بن حسین علیه السلام دارد و «یُوقَدُ مِن شَجَرَةٍ مُّبَارَكَةٍ» محمّد بن علی علیه السلام و «زَیْتُونِةٍ» جعفر بن محمّد علیه السلام، «لَّا شَرْقِیَّةٍ» موسی بن جعفر علیه السلام، «وَلَا غَرْبِیَّةٍ» علی بن موسی علیه السلام «یَكَادُ زَیْتُهَا یُضِیءُ» محمد بن علی علیه السلام «وَلَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نَارٌ» علی بن محمد «نُّورٌ عَلَی نُورٍ» حسن بن علی علیه السلام «یَهْدِی اللَّهُ لِنُورِهِ مَن یَشَاء» قائم آل محمد علیه السلام است «وَیَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثَالَ لِلنَّاسِ وَاللَّهُ بِكُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ».
_________________________________
منبع:
البرهان
#آیات_قرآن_امام_زمان_عج
@baghimandeekhoda
@sarallah73
23 ربيع الاول
1. ورود حضرت معصومه عليها السلام به قم
در این روز در سال 201 هجری کریمه اهل بیت حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها به قم تشریف فرما شدند که 17 روز قبل از رحلت آن حضرت است
آن حضرت با قدوم مبارک خود این شهر را متبرک گردانیدند, و به دستور جناب موسی بن خزرج پسر سعد اشعری که از بزرگان قم بود, منزل او را منور نموده در آنجا نزول اجلال فرمودند. در همان مکان تشریف داشتند و زنهای قم مخصوصاً علو یات به خدمت آن حضرت میرسیدند و از وجود آن حضرت استفاده میکردند تا بعد از 17 روز از دنیا رحلت فرمودند. عبادتگاه آن حضرت معروف به " ستیه " در میدان میر قم معروف است
رحلت آن حضرت در 10 ربیع الثانی است و حضرتش 17 روز در قم اقامت گزیده اند، روز 23 ربیع الاول سالروز ورود آن حضرت به قم است.
حضرت معصومه علیها السلام با امام رضا علیه السلام خواهر و برادر ابوینی هستند.
در سال 201 قمری در پی انتقال اجباری امام رضا علیه السلام به خراسان، حضرت معصومه علیها السلام بعد از یک سال تحمل دوری برادر بزرگوارش از مدینه منوره عازم خراسان گردید. از آن جایی که حضرت فاطمه معصومه علیها السلام پیام آور فرهنگ و معارف اهل بیت علیهم السلام و مدافع مظلومیت امامان شیعه و تداوم بخش راه پدر بزرگوارش در مبارزه با طاغوت های زمان بود، عوامل حکومتی بنی عباس، در شهر ساوه به کاروان حامل آن حضرت حمله کرده و همراهان آن حضرت را به شهادت رساندند. حتی طبق نوشته استاد محقق شیخ جعفر مرتضی عاملی در کتاب حیاة الامام الرضا علیه السلام، آن حضرت را نیز مسموم نمودند. حضرت فاطمه معصومه علیها السلام بر اثر مسمومیت و شدت غم و اندوه در شهر ساوه بیمار گردید و فرمود: مرا به شهر قم ببرید; زیرا از پدرم شنیدم که می فرمود: شهر قم مرکز شیعیان ماست .
صفوان بن یحیی کوفی معروف به بیاع سابری از نزدیکترین و مطمئن ترین یاران امام رضا علیه السلام می گوید: روزی در حضور امام رضا علیه السلام نشسته بودم که از شهر قم و اهالی آن سخن به میان آمد و اینکه آنان در زمان ظهور حضرت ولی عصر علیه السلام به سوی آن بزرگوار میل خواهند کرد. در این لحظه امام هشتم علیه السلام به اهل قم درود فرستاده و فرمود: خداوند از آنان خشنود باشد، سپس فرمود: همانا بهشت دارای هشت در است که یکی از آن درها مخصوص مردم قم است. آنان شیعیان برگزیده ما در میان سایر شهرها هستند. خداوند ولایت و محبت ما [اهل بیت] را با طینت آنان عجین کرده است.»
عفان بصری می گوید: روزی امام صادق علیه السلام به من فرمود:
آیا می دانی چرا شهر قم را «قم » نامیده اند؟ عرض کردم: خدا و پیغمبرش و شما آگاهترید. امام علیه السلام فرمود: قم نامیده شده است برای اینکه اهل آن با قائم آل محمد صلی الله علیه و آله همراه می شوند و با او قیام نموده و بر او استقامت می ورزند و او را یاری می رسانند.»
#ورود_فاطمه_معصومه_سلام_الله_علیها
@sarallah73