عبای عنایتی به طلاب!
یکی از علما از آیت الله سید محمد رضا گلپایگانی نقل کرد که ایشان فرمودند:
« در عصر آیت الله شیخ عبدالکریم حائری که عده محلصین حوزه به چهار صد نفر رسیده بود، در زمستانی طلاب از حاج شیخ محمد تقی بافقی که مقسِم شهریه مرحوم حاج شیخ بود، عبای زمستانی خواستند و ایشان از مرحوم حائری خواستند و آن مرحوم فرمودند: چهار صد عبا از کجا بیاورم؟
گفت: از حضرت صاحب الزمان عجل الله فرجه بگیرید. فرمود: من راهی ندارم. گفت: پس من انشاء الله می گیرم و شب جمعه مسجد جمکران رفته و روز جمعه به مرحوم حاج شیخ حائری گفت: آقا صاحب الزمان وعده فرمودند فردا که شنبه است چهار صد عبا را مرحمت کنند. و روز شنبه به وسیله مردی از تجار عبا رسید و بین طلاب تقسیم کردند ».
#تشرف
@sarallah73
تشرف شیخ محمد طاهر نجفی خدمت آقا امام زمان علیه السلام
سالها خادم مسجد کوفه بود.ایشان از هر دو چشم نابینا شد،می گفت:
« هفت یا هشت سال قبل زندگی ام نمی چرخید.
شب جمعه ای هیچ غذایی نداشتیم و بچه ها از گرسنگی ناله می کردند.
بسیار دلتنگ شدم. رو به قبله،نشسته بودم و اظهار می کردم که خدایا به همین حالت فقر و پریشانی راضی هستم.
و برایم چیزی بهتر از آن نیست که چهره مبارک سید و مولای عزیزم را به من نشان دهی و دیگر هیچ نمی خواهم.
ناگهان خود را سر پا دیدم که در یک دستم سجاده ای سفید و دست دیگرم در دست جوان جلیل القدری که آثار هیبت و جلال از او ظاهر است، قرار داشت. ایشان لباس نفیسی مایل به سیاه در برداشت.
من ظاهربین، خیال کردم که یکی از سلاطین است؛ اما عمامه به سر مبارک داشت و نزدیک او شخص دیگری بود که لباس سفیدی به تن کرده بود.
با این حالت به سمت دکه ای که نزدیک محراب است به راه افتادیم وقتی به آن جا رسیدیم، آن شخص جلیل که دست من در دست او بود فرمود:
یا طاهر افرش السجاده.( ای طاهر سجاده را فرش کن.)
آن را پهن نمودم دیدم سفید است و می درخشد و با خط درخشان چیزی بر آن نوشته شده بود ولی جنس آن را تشخیص ندادم. من با ملاحظه انحرافی که در قبله مسجد بود، سجاده را رو به قبله فرش کردم.
فرمود: چطور سجاده را پهن کردی؟
من از هیبت آن جناب از خود بی خود شدم و از شدت حواس پرتی گفتم: فرشتها بالطول و العرض ( سجاده را به طول و عرض پهن نمودم. )
فرمود: این عبارت را از کجا گرفته ای؟
گفتم: این کلام از زیارتی است که با آن، حضرت بقیة الله عجل الله تعالی فرجه الشریف را زیارت می کنند.
در روی من تبسم کرد و فرمود: اندکی فهم (دانایی)داری.
بعد هم بر آن سجاده ایستاد و برای نماز تکبیر گفت و پیوسته نور عظمت او زیاد می شد به طوری که نظر بر روی مبارک ایشان ممکن نبود. آن شخص دیگر، به فاصله چهار وجب پشت سر ایشان ایستاد.
وقتی از نماز فارغ شدند، حضرتش را دیگر در آن جا ندیدم اما مشاهده کردم که آن بزرگوار روی یک کرسی حدود دو متری که سقف هم داشت، نشسته اند و آن قدر نورانی بودند که چشم را خیره می کرد.
از همان جا فرمودند:
« ای طاهر احتمال می دهی من کدام سلطان از این سلاطین باشم؟ »عرض کردم: مولای من، شما سلطان سلاطینید و سید عالمید و از این سلاطین معمولی نیستید.
فرمود:
« ای طاهر به مقصد خود رسیدی دیگر چه می خواهی؟ آیا ما شما را هر روز رعایت نمی کنیم؟ آیا اعمال شما بر ما عرضه نمی شود؟ »
بعد هم وعده گشایش از تنگدستی را به من دادند.
در همین لحظه شخصی که او را می شناختم و کردار زشتی داشت از طرف صحن مسلم وارد مسجد شد.
آثار غضب بر آن جناب ظاهر و روی مبارک را به طرف او کرد و رگ هاشمی در پیشانیش پدیدار شد و فرمود:
« ای فلان، کجا فرار می کنی؟ آیا زمین و آسمان از آن ما نیست و در احکام و دستورات ما جاری نمی شود؟ تو چاره ای جز آن که زیر دست ما باشی، نداری!»
آنگاه به من توجه کرد و تبسم نمود و فرمود:
ای طاهر به مراد خود رسیدی؛ دیگر چه می خواهی؟
از شدت هیبت آن جناب نتوانستم سخنی بگویم. ناگهان خود را در میان مسجد، تنها دیدم. به طرف مشرق نگاه کردم، دیدم فجر طلوع کرده است.
طبق وعده حضرت، از آن تاریخ تا به حال الحمدلله در امر زندگی گشایش شده و هرگز به سختی و تنگی نیفتاده ام. »
#تشرف
@sarallah73
Unknown Artistmirza mehdi _Nahno Zekr-ol-lah.mp3
زمان:
حجم:
9.8M
#سخنرانی_کوتاه
#یاعلی
#یا_ولی_عصر_عج
#تشرف میرزا مهدی اصفهانی
طلب المعارف من غیر طریقنا اهل البیت مساوٍق لانكارنا
@sarallah73
جنگ احد و شهادت حضرت حمزه
بعد از شهادت حمزه، هند مادر معاویه از بغض و عدواتى که با حمزه داشت جگر حمزه را طلبید و در دهان گذاشت، در دهانش به قدرت خدا سخت و از دهان بیفکند. از این جهت او را (آکلة الاکباد) گفتند.
پس به بالین حمزه آمد و گوش و بینى و اعضاى آن جناب را مُثله کرد و ابن الزبعرى در مفاخرت قریش و فتح ایشان اشعارى بگفت که یزید به بعضى از آنها تمثّل جست در آن هنگام که سرمبارک امام حسین علیه السلام را در مجلس او آوردند.
و قتل حمزه در رسول خدا(ص) سخت تأثیر کرد و چون از جنگ گاه به مدینه تشریف آورد و این هنگام که کمتر خانه اى بود که از آن بانگ گریه و سوگوارى بلند نباشد، از جهت عزاى شهید خود، جز از خانه حمزه. لهذا رسول خدا(ص) اشک در چشمانش گردید و فرمود.(لکن حمزد لابواکى له)"2" ؛ حمزه در این روز گریه کن ندارد.
انصار، چون این شنیدند، به خانه هاى خود شدند و زنها را گفتند که بر کشتگان خویش گریه نکنید. اول به خانه حمزه شوید و بر او بگریید آنگاه بر کشتگان خود، نوحه نمایید. ایشان چنین کردند. پیغمبر را خوش آمد و دعا کرد در حق ایشان.
در اين روز دندان و پيشانى پيامبر را شكستند.
فداكارى هاى امير المؤمنين در احد
در اين روز بر اثر فداكاريها و شجاعتهايى كه امير المؤ منين در دفاع از وجود شريف خاتم الانبياء و حفاظت از آن حضرت نشان داد جراحتهاى زيادى بر بدن مباركش رسيد.
اين در حالى بود كه ديگران فرار كرده بودند، و پيامبر فرمود: يا على ، آيا مى شنوى كه از آسمان تو را مدح مى كنند. يكى از ملائكه به نام رضوان مى گويد: لا سيف الا ذوالفقار و لافتى الا على . امير المؤ منين مى فرمايد: از خوشحالى گريستم و خداوند سبحان را بر اين نعمت حمد كردم
در اين جنگ پيروزى در ابتداء از آن مسلمانان بود، ولى مقدارى كه به تعقيب دشمن رفتند و ميدان خالى شد، بازگشتند و مشغول جمع غنايم شدند و اكثر نگهبانان مخالفت دستور پيامبر نمودند و محل نگهبانى خود را رها كردند و مانند بقيه مشغول جمع غنايم شدند.
خالد بن وليد كه از سر دسته هاى كفار در اين جنگ بود از همان قسمت با كفار حمله كردند
تعداد اندكى از نگهبانان دره كه نرفته بودند شهيد شدند و كفار از پشت سر به مسلمانان حمله كردند. فراريان كفار هم تا اين وضع را ديدند بازگشتند و حمله به مسلمين شدت گرفت . جراحتهاى فراوانى بر بدن مبارك پيامبر رسيد و شيطان فرياد بر آورد كه محمد كشته شده است ! مسلمانان با شنيدن اين ندا فرار كردند، و فقط چند نفرى از وجود مبارك پيامبر محافظت مى كردند كه عبارت بودند از امير المؤ منين و ابودجانه كه شهيد شد و زنى به نام نسيبه و انس بن نضر كه تازه از مدينه رسيده بود.
ابوبكر و عمر در جنگ احد
عمر بن خطاب مى گويد: در احد با پيامبر بيعت كرده بوديم بر اينكه كسى فرار نكند، و هر كس از ما كه فرار كند ضال و گمراه است ، و هر كس از ما كشته شود شهيد است.
احمد بن حنبل مى گويد: ابوبكر و عمر در اين جنگ فرار كردند. هنگامى كه امير المؤ منين در تعقيب فرارى ها بود، عمر در حالى كه اشك چشمانش را پاك مى كرد بر گشت و به امير المؤ منين عرض كرد: مرا ببخشيد!! امير المؤ منين فرمود: ((آيا تو نبودى كه صدا زدى : محمد كشته شده است ، به دين قبلى خود برگرديد))؟!! عمر گفت : اين كلام را ابوبكر گفته است ! در اينجا بود كه اين آيه نازل شد: ان الذين تولوا منكم يوم التقى الجمعان انما استزلهم الشيطان.
امام صادق (عليه السلام ) مى فرمايد: در جنگ احد امير المؤ منين در حال دفاع از پيامبر بودند، و ديگر اصحاب فرار مى كردند. آن حضرت همچون شير غضبناك از قفاى گريختگان رفت و اول به عمر بن خطاب رسيد كه به اتفاق عثمان و حارث بن حاطب و عده اى ديگر به سرعت فرار مى كردند. حضرت فرياد بر آورد:اى جماعت ، بيعت شكستيد و پيامبر را تنها گذاشتيد و به سوى جهنم مى گريزيد؟
عمر بن خطاب مى گويد: على را ديدم با شمشير پهنى كه مرگ از آن مى چكيد و چشمهايش از خشم مانند دو قدح خون بود، يا مانند دو كاسه روغنى كه آتش در او افروخته باشند مى درخشيد، و فهميدم كه اگر به ما برسد به يك حمله ما را خواهد كشت . اين بود كه جلو رفتم و عرض كردم : يا ابا الحسن ، تو را به خدا سوگند مى دهم كه دست از ما بردارى ، كه عرب را عادت است كه گاهى مى گريزد و گاهى حمله مى كندم زمانى كه حمله مى كند تلافى گريختن را مى نمايد. پس آن حضرت ما را رها كرد؛ و به خدا قسم چنان ترسى از آن حضرت در دل من افتاد كه تاكنون از دلم خارج نشده است .
در اين جنگ بر بدن مبارك امير المؤ منين هنگام حمايت از پيامبر 90 جراحت بر صورت ، سر، سينه ، شكم ، دست و پاى مبارك رسيد. جبرئيل نازل شد و عرض كرد: ((يا محمد، به خدا قسم اين عمل على بن ابى طالب ، مواسات است )). پيامبر فرمود: اين بدان جهت است كه من از اويم و او از من است . جبرئيل عرض كرد: و من از شما دو بزرگوارم .
@sarallah73
12_6_Mahdi_samavati(Rozeye_emam_Hosein& hazrate_Hamze)_(www.rasekhoon.net).mp3
زمان:
حجم:
4.5M
روضه حضرت حمزه سید الشهدا
(Rozeye_emam_Hosein& hazrate_Hamze)
@sarallah73
1385-08-12- 11 shahadate hazrate hamze v hazrate abdol azim hasani.mp3
زمان:
حجم:
58.2M
#سخنرانی
روز شهادت حضرت حمزه و حضرت عبدالعظیم حسنی علیه السلام
@sarallah73
09saheb zaman_89hamze Saheb Zaman(2).mp3
زمان:
حجم:
13.6M
#سخنرانی_کوتاه
#حضرت_حمزه_سیدالشهدا
#حضرت_عبدالعظیم_حسنی
#حدیث_کسا
بگو: خدایا میخوام وارد روضه حضرت سیدالشهدا بشم به من رحم کن...
@sarallah73
امام علی(علیه السلام) در زمان حکومت خویش بر فراز منبر فرمود:
آگاه باشید! سوگند به خدا! اگر حمزه و جعفر(ع) زنده وحاضر بودند، آن دو نفر (اولی و دومی) به آن مقام (خلافت) که رسیدند، نمی رسیدند، و اگر حمزه و جعفر بودند، شاهد و ناظر بودند، که آن دو نفر، جان سالمی از میان بیرون نمی بردند و خود را به هلاکت می انداختند.
@sarallah73
#تشرف سیدمحمد باقرمحمدی نسب از شاگردان مرحوم علامه #سید_موسی_زرآبادی "قدس سره" نقل می کرد که:
شبی در عالم رؤیا دیدم که مجلس باشکوهی در محضر پیامبر اکرم صلوات الله علیه و آله برگزار می باشد، خطیبان به منبر رفته، سخنرانی می کنند و حضرت حمزه سیدالشهداء نمره می دهد امر فرمودند، منبر رفتم و منبر بسیار خوبی
ارائه دادم، چون پایین آمدم، حضرت حمزه به من ۱۴ داد، به محضر نبی مکرّم مشرّف شدم و عرض کردم: نمره منبر من حدّاقلّ ۱۸ بود. فرمود: از عمویم بپرس.
به خدمت جناب حمزه رفتم و عرض کردم که نمره منبر من حدّاقلّ ۱۸ بود،
فرمود: نمره های ما براساس ملاک می باشد، ملاکِ ما در نمره دادن این است که از یک سخنرانی هر مقدارش مربوط به حضرت بقیّة اللّه باشد، به آن مقدار نمره می دهیم.
امیدواریم خطبا، شعرا، مدّاحان و دیگر افرادی که به نوعی در مدیریّت مجالس عزاداری سهیم هستند، به این نکته توجّه کنند و قسمت اعظم سخنان خود را پیرامون حضرت بقیّه اللّه، به ویژه دعای برای فرج آن حضرت قرار بدهند.
کتاب اوصيك بهذا الغريب
@sarallah73
پیامبر اکرم صلوات الله علیه:
مَنْ ماتَ وَ لَمْ يَعْرِفْ إمامَ زَمانِهِ مَاتَ مِيتَةً جَاهِلِيَّة؛
هر کس بميرد و امام زمانش را نشناخته باشد، به مرگ جاهلیت مرده است.
مناقب ابن شهرآشوب، ج۱، ص۲۴۶
**********
مهربانی امام زمان به استغاثه کنندگان
مرحوم آیتالله بهجت رحمة الله علیه:
چقدر حضرت (امام زمان) مهربان است به کسانی که اسمش را میبرند و صدایش میزنند و از او استغاثه میکنند؛ از پدر و مادر هم به آنها مهربانتر است!
- در محضر بهجت، ج۲، ص۳۶۶
@sarallah73
سوره فاطر آیه 11
وَ اللهُ خَلَقَكُمْ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ جَعَلَكُمْ أَزْواجاً وَ ما تَحْمِلُ مِنْ أُنْثى وَ لا تَضَعُ إِلاَّ بِعِلْمِهِ وَ ما يُعَمَّرُ مِنْ مُعَمَّرٍ وَ لا يُنْقَصُ مِنْ عُمُرِهِ إِلاَّ في كِتابٍ إِنَّ ذلِكَ عَلَى اللهِ يَسيرٌ
ترجمه:
خداوند شما را از خاكى آفريد، سپس از نطفهاى؛ سپس شما را به صورت زوجهايى قرار داد؛ هيچ جنس مادهاى باردار نمىشود و وضع حمل نمىكند مگر به علم او، و هيچكس عمر طولانى نمىكند، يا از عمرش كاسته نمىشود مگر اينكه در كتاب ثبت است؛اينها همه براى خداوند آسان است.
تفسیر:
امام صادق علیه السلام:
همانا چون قائم ما قیام کند زمین به نور پروردگارش روشن میشود، و مردم از نور خورشید بینیاز میگردند، و تاریکی یکسره از میان میرود، و مردم در زمان سلطنت آن حضرت عمرهای طولانی میکنند تا آنجا که دارای هزار پسر میشوند که در میان آنها هیچ دختری متولّد نمیشود.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1-تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۲، ص۴۲۲
2-بحار الأنوار، ج۵۲، ص۳۳۷/ نورالثقلین
#آیات_قرآن_امام_زمان_عج
@baghimandeekhoda
@sarallah73