حضرت آیتالله مرعشی نجفی قدس سره به طلاب میفرمود: «علت آمدن من به قم این بود که پدرم آسید محمود مرعشی نجفی چهل شب در حرم حضرت امیر المؤمنین علی علیه السلام بیتوته کرد تا آن حضرت را ببیند، شبی در حال مکاشفه حضرت را دیده بود که به ایشان میفرماید: «سید محمود چه میخواهی؟» عرض میکند: «میخواهم بدانم قبر فاطمه ی زهرا کجاست تا آن را زیارت کنم.»
حضرت فرموده بود: «من که نمیتوانم بر خلاف وصیت آن حضرت، قبر او را معلوم کنم.»
عرض کرد: «پس من هنگام زیارت چه کنم؟»
حضرت فرمود: «خدا جلال و جبروت حضرت فاطمه ی زهرا را به فاطمه ی معصومه عنایت فرموده است، هرکس بخواهد ثواب زیارت حضرت زهرا را درک کند به زیارت فاطمه ی معصومه .»
آیتالله مرعشی : «پدرم مرا سفارش میکرد که من قادر به زیارت ایشان نیستم، اما تو به زیارت آن حضرت برو، لذا من به خاطر همین سفارش، برای زیارت فاطمه ی معصومه و ثامنالائمه آمدم و به اصرار مؤسس حوزه علمیه قم، آیهالله حائری در قم ماندگار شدم.»
و هر روز صبح قبل از اذان صبح به زیارت حضرت فاطمه ی معصومه «سلام الله علیها» می رفتند و حتی گاهی اوقات پشت در می ماندند تا درِ حرم باز شود. خود آیت الله مرعشی نجفی می فرماید که: شصت سال است که هر روز من از نخستین زائران حضرت فاطمه ی معصومه «سلام الله علیها» هستم
@sarallah73
Unknown Artistaiatolkorsi... Sherk, Tovhid.mp3
زمان:
حجم:
8.4M
#سخنرانی_کوتاه
#آیة_الکرسی
ولایت رو نباید با چیز دیگری سنجید..
#الله_ولی_الذین_آمنوا...
اونیکه دستور خداوند رو کنار گذاشته و امام ستمکار رو بجای پیشوای حقیقی برگزیده اون اصلا دین نداره...
@sarallah73
امام باقر علیه السلام فرمودند:
اگر خواهان قرار گرفتن در مقامات رفیع هستید، اگر خواهان گشایش در هر امری هستید، اگر خواهان جلب رضایت خداوند میباشید، توجّه به دو امر الزامی است:
شناخت امام زمان علیه السلام
اطاعت از امام زمان علیه السلام
' مکیال المکارم جلد ۲، صفحه ۲۰
@sarallah73
narjes khaton_1384-09-18--35 Azmayeshat Khodavand.mp3
زمان:
حجم:
3.4M
#سخنرانی_کوتاه
حضرت نرجس خاتون مادر امام زمان
@sarallah73
حکمت ۱۴۵ نهج البلاغه
مولی الموحدین ، یعسوب دین ، امام العارفین ، زوج البتول ، اَب الحسنین و الزینبین ، امیرالمومنین فرمودند :
كَمْ مِنْ صَائِمٍ لَيْسَ لَهُ مِنْ صِيَامِهِ إِلَّا الْجُوعُ وَ الظَّمَأُ وَ كَمْ مِنْ قَائِمٍ لَيْسَ لَهُ مِنْ قِيَامِهِ إِلَّا السَّهَرُ وَ الْعَنَاءُ حَبَّذَا نَوْمُ الْأَكْيَاسِ وَ إِفْطَارُهُمْ .
بسا روزه دارى كه بهره اى جز گرسنگى و تشنگى از روزه دارى خود ندارد، و بسا شب زنده دارى كه از شب زنده دارى چيزى جز رنج و بى خوابى به دست نياورد خوشا خواب زيركان، و افطارشان.
فرج امام زمان ارواحنا فداه به نفس امام زمان به نیابت از حضرت زینب سلام الله علیها و خواهر داغدارشون
یا حسین یا حسین یا حسین
یا ابوالفضل یا ابوالفضل یا ابوالفضل
یا زهرا یا زهرا یا زهرا...
hazrat hajar Azmayeshat Khodavand.mp3
زمان:
حجم:
35.2M
#سخنرانی_کوتاه
حضرت هاجر
سعی صفا و مروه
@sarallah73
Asrar Salavat .mp3
زمان:
حجم:
9M
#سخنرانی_کوتاه
صلوات دائم
بعد متوجه میشید که قلبتون اگر صلوات نفرسته، به طور دائم میمیره
#فراق_من_از_امام_معصوم_دردمه #فقط_همین_درد
@sarallah73
ابنمسعود نقل مىکند که، دیدم على بن ابىطالب را که مشغول نماز است و در رکوع و سجودش مىگوید:
«اللهم بحق محمد عبدک، اغفر للخاطئین من شیعتى» پروردگارا، به حق بندهى مقربت محمد خطاکاران از شیعیان مرا ببخش.
از نزد او خارج شدم و به محضر رسول خدا شرفیاب شدم.
ایشان را در حال نماز یافتم. دیدم که رسول خدا(ص) در نماز خود مىگوید:
«اللهم بحق على(ع) عبدک اغفر للخاطئین من امتى» خداوندا، خطاکاران از امت مرا، بحق على(ع) بندهى مقربت ببخش.
از آنچه دیده بودم، در من وحشت و تردید بزرگى ایجاد شد. وقتى نماز رسول خدا به پایان رسید، خطاب به من فرمودند: اى پسر مسعود، آیا کافر شدى بعد از آنکه ایمان آورده بودى؟
عرض کردم، ابداً چنین نیست یا رسولاللَّه، بلکه دیدم على را که خداوند را به حق شما طلب مىکرد و شما را دیدم که خدا را به حق على(ع)مىخواندید. پس تردید کردم که کدامیک از شما نزد خداى عزو جل برترید. پیامبر فرمودند:
اى پسر مسعود، بنشین. پس من در مقابل، رسول خدا(ص) نشستم.
آن حضرت فرمودند:
« خداوند من و على(ع) را از نور عظمت و بزرگى خود خلق کرد: هزار سال قبل از آنکه سایر خلائق را بیافریند. زمانى که هیچ تسبیح و تقدیسى وجود نداشت.
پس نور مرا شکافت و از نور من آسمانها و زمین را آفرید به خداى تبارک و تعالى قسم که من از آسمانها و زمین افضلم.
« و چون نور على(ع) را منتشر ساخت عرش و کرسى از نور او خلق گردید؛ به پروردگار قسم که على(ع) از عرش و کرسى افضل است.
سپس نور حسن را باز کرد و لوح و قلم از نور حسن به وجود آمد و به خدا قسم که حسن از لوح و قلم نیز افضل است.
و چون هستى را از نور حسین(ع) معطر کرد، بهشت و حوریان زیباروى از نور او پدیدار گشتند؛ واللَّه حسین از بهشت و حورالعین افضل است.
سپس همهى هستى از شرق تا به غرب تاریک ماند. ملائکه بر پروردگار از آن همه تاریکى و ظلمت شکایت کردند و خواستند که پروردگار تاریکى را از ایشان برطرف کند.
پروردگار در اجابت خواستهى آنان کلمهاى فرمود، از آن کلمه روحى خلق گردید، سپس کلمهاى دیگر فرمود و از آن کلمه نورى خلق شد پس آن نور را به آن روح اضافه کرد و آن را در بلندترین مکان عرش قرار داد.
همهى عالم از شرق تا به غرب نورانى شد.
آن روح آمیخته به نور خلق شده از لطف پروردگار کسى نیست، جز فاطمه زهرا و به همین دلیل او را زهرا نامیدند زیرا نورش آسمانها را روشن ساخت.
در ادامهى این روایت پیامبر می فرمایند:
اى پسر مسعود، چون روز قیامت فرارسد، پروردگار به من و على مىفرماید:
هرکس را که مىخواهید به بهشت داخل کنید و به جهنم بفرستید هرکس را که مىخواهید. و این قول پروردگار در قرآن مجید است که (القیا فى جهنم کل کفار عنید)
هر کافر متکبر لجوج را به جهنم افکنید پس کافر کسى است که از نبوت من سرپیچى کند و عنید کسى است که از ولایت على بن ابىطالب علیهالسلام و عترتش و محبت کردن به شیعیان و دوستانش سر باززند.
خداوند نور پنج تن را از نور عظمتش آفرید، و آسمان و زمین را از نور پیامبر اکرم و عرش و کرسى را از نور على و لوح و قلم را از نور حسن و حورالعین را از نور حسین آفرید. مشرق و مغرب عالم در ظلمت و تاریکى بود. فرشتگان از این ظلمت به خدا شکایت کردند و خدا را به این انوار قسم دادند که ظلمت را بردارد.
این بود که خداوند روح و نور فاطمه را آفرید، و مشرق و مغرب آفرینش روشن شد.
@sarallah73
سوره سبا آیه 18
وَ جَعَلْنا بَيْنَهُمْ وَ بَيْنَ الْقُرَى الَّتي بارَكْنا فيها قُرىً ظاهِرَةً وَ قَدَّرْنا فيهَا السَّيْرَ سيرُوا فيها لَيالِيَ وَ أَيَّاماً آمِنينَ
ترجمه:
و ميان آنها و شهرهايى كه بركت داده بوديم، آباديهاى آشكارى قرار داديم و سفر در ميان آنها را بهطور متناسب مقرّر داشتيم، شبها و روزها در اين آباديها با ايمنى [كامل] سفر كنيد
تفسیر:
شعیببنانس به نقل از عدّهای از اصحاب امام صادق میگوید: نزد امام صادق بودم که ابوحنیفه وارد شد و بر امام صادق سلام کرد. ... امام فرمود:ـ «تو فقیه اهل عراق هستی»؟ عرض کرد: «بلی». حضرت فرمود: «برای ایشان با چه مدرکی فتوی میدهی»؟ عرض کرد: «با کتاب خدا و سنّت پیامبرش ». حضرت فرمود: «ای ابو حنیفه، به کتاب خدا آگاه و عالم هستی، آن طور که باید آگاه باشی؟ آیا آگاه و واقف میباشی، یا ناسخ و منسوخش را میدانی»؟ عرض کرد: «بلی». حضرت فرمود: «ای ابوحنیفه، ادّعای علم نمودی، وای بر تو! خداوند متعال این علم را فقط در بین اهل قرآن که آن را بر ایشان نازل کرده قرار داده. وای بر تو! این علم صرفاً نزد افراد خاص از ذریّه پیامبر بوده و از آن یک حرف هم خدا به تو تعلیم نفرموده، و اگر آن طور که ادّعا میکنی هستی، که نیستی، مرا از فرموده حق عزّوجلّ: سِیرُوا فِیها لَیالِیَ وَ أَیَّاماً آمِنِینَ خبر ده که این دهها و شهرها در کدام نقطه زمین بودند»؟ ابو حنیفه گفت: «تصور میکنم بین مکّه و مدینه بودند». امام به اصحابش نگریست و فرمود: «شما میدانید که در بین مدینه و مکّه راه امن نبوده و قُطّاع الطّریق در اینجا راه را بر مسافرین میبستند و اموالشان را به یغما میبردند و آنها هیچ بر نفوس خود اطمینانی نداشته و چه بسا که کشته میشدند، پس مقصود حق عزّوجلّ این ده و شهرها نمیباشد». اصحاب عرض کردند: «بلی همین طور است که شما میفرمایید». ابوحنیفه ساکت شد. پس از آن، حضرت فرمود: «ای ابوحنیفه، مرا از فرمودهی حق عزّوجلّ: هرکس داخل آن [خانهی خدا] شود در امان خواهد بود. (آل عمران/۹۷) خبر ده که این مکان کدام جای زمین میباشد»؟ ابوحنیفه گفت: «مراد کعبه است». امام فرمود: «آیا میدانی حجّاجبنیوسف در کعبه منجنیق قرار داد و ابن زبیر را کشت؟ پس چطور ابن زبیر در امان قرار نگرفت»؟ ابو حنیفه ساکت شد ... ابوبکر حضرمی گفت: «فدایت شوم! جواب آن دو سؤال چیست»؟ فرمود: «ای ابوبکر! سِیرُوا فِیها لَیالِیَ وَ أَیَّاماً آمِنِینَ این (سفر ایمن) همراه قائم ما اهل بیت صورت میگیرد و امّا این کلام او: هرکس داخل آن [خانهی خدا] شود در امان خواهد بود. کسی است که با او قائم ما بیعت کند و با او داخل کعبه شود و دست روی دست او بگذارد و در شمار اصحاب او داخل شود، [آن شخص] ایمن است».
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۲، ص۳۳۴ بحار الأنوار، ج۱۰، ص۲۱۴/ بحار الأنوار، ج۲۴، ص۲۳۶/ الاحتجاج، ج۲، ص۳۶۰
#آیات_قرآن_امام_زمان_عج
#آیات_قرآن_ولایت
#آیات_قرآن_تفسیربه_رای
@baghimandeekhoda
@sarallah73
امام مهدى عليه السلام در نامه اى از آن حضرت به شيخ مفيد :
هريك از شما بايد كارى كند كه به محبّت ما نزديك شود و از كارى كه او را به نفرت و خشم ما نزديك مى سازد دورى كند؛ زيرا كه قضيه [ظهور] ما ناگهانى و بى خبر اتفاق مى افتد به طورى كه ديگر نه توبه اى به حالش سودمند مى افتد و نه پشيمانى از گناه، از كيفر ما مى رهاندش.
الاحتجاج : جلد 2 صفحه 599
@sarallah73