eitaa logo
یا مولای یا صاحب الزمان ادرکنی
469 دنبال‌کننده
95 عکس
47 ویدیو
72 فایل
اللهم عجل لولیک الفرج روضه ، قرآن‌ ،روایت و سخنرانی ارتباط @hamdelimohebin
مشاهده در ایتا
دانلود
سوره سبا آیه 51 وَ لَوْ تَرى إِذْ فَزِعُوا فَلا فَوْتَ وَ أُخِذُوا مِنْ مَكانٍ قَريبٍ ترجمه: اگر ببينى هنگامى‌كه فريادشان بلند مى‌شود امّا نمى‌توانند بگريزند و آن‌ها را از جاى نزديكى مى‌گيرند تفسیر امیرالمؤمنین به معاویه نوشت ... ای معاویه! رسول خدا به من خبر داد، ... و مردی از فرزندان تو حرامزاده خشن، خشک، بیماردل، گستاخ، سنگدل قاسی است که خداوند رقّت و رحمت را از دلش جدا کرده است و داییهایش از کلب هستند گویی که اکنون به او نگاه میکنم و اگر بخواهم نام او را میآورم توصیفش میکنم و میگویم که او چند سال دارد، او سپاهی به سوی مدینه گسیل میدارد و آن‌ها در آن داخل میشوند و در قتل و فواحش در آن زیاده روی و مردی پاک و متّقی از فرزندان من که با قسط و عدل زمین را آکنده میکند چنانکه از ظلم و ستم آکنده است از آنان میگریزد و من اسم او را و اینکه در آن روز چند سال دارد و علامتش چیست را میدانم، و او از فرزندان پسرم حسین که پسرت یزید میکشد است او خونخواه پدرش است، پس به سوی مکه میگریزد و صاحب آن لشکر مردی پاک و بیگناه از فرزندان مرا در نزدیکی احجار الزیت به قتل میرساند سپس آن لشکر به سوی مکّه حرکت میکند و من نام فرمانده آنان، تعداد، اسماء، نشانه های اسبان آنان را میدانم و زمانیکه وارد بیداء شوند زمین بر آنان استوار شد در خاک فرو رفتند خداوند فرمود: وَ لَوْ تَرَی إِذْ فَزِعُوا فَلَا فَوْتَ وَأُخِذُوا مِن مَّکَانٍ قَرِیبٍ؛ گوید: از زیر پاهایشان پس از آن لشکر غیر از یک مرد باقی نمیماند که خداوند چهره‌اش را وارونه میگرداند». امیرالمؤمنین فرمود: «مهدی دیدگانی جالب، مویی مجعد و خالی بر گونه دارد، و ابتدای قیامش از جانب شرق است. در آن هنگام سفیانی نیز خروج می‌کند و به اندازه مدت حاملگی یک زن، یعنی نه ماه سلطنت می‌کند. او در شام خروج می‌کند و مردم شام از وی اطاعت می‌کنند و جز یک عدّه که بر عقیده حق استوارند، خداوند آن‌ها را از پیوستن به او حفظ می‌کند. سفیانی با لشکری جرار به «بیداء» مدینه می‌آید. وقتی به «بیداء» رسید، خدا او را به زمین فرو می‌برد (البته با لشکرش) و این است معنی این آیه شریفه: وَ لَوْ تَری إِذْ فَزِعُوا فَلا فَوْتَ وَ أُخِذُوا مِنْ مَکانٍ قَرِیبٍ. امام باقر فرمود به خدا قسم گویا قائم را می‌نگرم که تکیه داده است به حجرالأسود و مردم را به حق خودش سوگند می‌دهد و می‌فرماید: «ای مردم! هرکس درباره‌ی خدا گفتگویی دارد از من بپرسد که من از هرکس به خدا نزدیک‌ترم. ای مردم! هرکس که می‌خواهد، درباره‌ی آدم با من گفتگو کند که من نزدیک‌ترین مردم به آدم هستم ... نخستین کسی که با او بیعت می‌کند جبرئیل است. آنگاه سیصدوسیزده نفر با وی بیعت می‌کنند. هرکس به راه افتاد، به زودی به او می‌رسد و هرکس به راه نیفتاد، در رختخوابش ناپدید می‌شود، یعنی از همان جا که خوابیده، ناگهان حرکت می‌کند. چنانکه خداوند می‌فرماید: و اگر مجازات را تا زمان محدودی از آن‌ها به تأخیر اندازیم. (هود/۸) به خدا قسم این جمعیّت کم اصحاب قائم هستند که در یک ساعت، در پیرامونش اجتماع کنند. و چون قائم به بیابان «بیداء» می‌آید، لشکر سفیانی به سوی او می‌رود. خدا هم به زمین امر می‌کند که آن‌ها را فرو گیرد، چنانکه خدا می‌فرماید: وَ لَوْ تَری إِذْ فَزِعُوا فَلا فَوْتَ وَ أُخِذُوا مِنْ مَکانٍ قَرِیبٍ وَ قالُوا آمَنَّا، چون دیدند به زمین فرو می‌روند، می‌گویند ایمان آوردیم به قائم آل محمّد و أَنَّی لَهُمُ التَّناوُشُ مِنْ مَکانٍ بَعِیدٍ ... وَ حِیلَ بَیْنَهُمْ وَ بَیْنَ ما یَشْتَهُونَ؛ (سبأ/۵۴۵۲). خواسته‌ی آنان این است که عذاب نشوند. کَما فُعِلَ بِأَشْیاعِهِمْ مِنْ قَبْلُ؛ یعنی پیشینیانشان هلاک شدند. إِنَّهُمْ کانُوا فِی شَکٍّ مُرِیبٍ. منبع: تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۲، ص۳۷۴ بحار الأنوار، ج۳۳، ص۱۵۷/ کتاب سلیم بن قیس، ص۷۷۵ الغیبهًْ للنعمانی، ص۳۰۴/ البرهان بحار الأنوار، ج۵۲، ص۳۱۵/ القمی، ج۲، ص۲۰۴؛ نورالثقلین @baghimandeekhoda
ماجرای فدک 14 ذى الحجه 1. بخشيدن فدك به حضرت زهرا (عليها سلام ) در اين روز يا شب آن در سال هفتم هجرت ، فدك به حضرت زهرا (عليها السلام ) بخشيده شد، و حضرت رسول (صلى الله عليه و آله ) بر اين بخشش ‍ شاهد گرفتند. قول ديگر در اين باره 15 رجب است فتح فدك پس از فتح خيبر در سال هفتم هجرت ، حدود چهار سال قبل از شهادت پيامبر (صلى الله عليه و آله ) جبرئيل نازل شد، و دستور فتح فدك توسط پيامبر و امير المؤ منين (عليهم السلام ) را آورد. آن دو بزرگوار در تاريكى شب با اسلحه لازم به سرزمين فدك آمدند، و حسب دستور پيامبر (صلى الله عليه و آله )، امير المؤ منين (عليه السلام ) بر كتف پيامبر (صلى الله عليه و آله ) قرار گرفت و آن حضرت بر خاست و امير المؤ منين (عليه السلام ) را با خود بلند كرد. به معجزه الهى مولى الموحدين (عليه السلام ) در حالى كه شمشير رسول الله (صلى الله عليه و آله ) همراهش بود، از ديوار قلعه فدك بالا رفت و بالاى ديوار صداى مباركش را به اذان بلند كرد. يهوديان قلعه فدك گمان كردند كه مسلمين حمله كرده اند و روى ديوارها هستند. خواستند از در قلعه فرار كنند، ولى بيرون قلعه مقابل در آن پيامبر را در برابر خود ديدند و از طرفى امير المؤ منين پايين آمد و با آنان درگير شد و 18 نفر از بزرگان آنان را كشتند، و بقه تسليم شدند. زنان و فرزندان آنان را اسير كردند و غنايم را همراه خود آوردند. امر بر اين قرار گرفت كه هر كس از اهل فدك مسلمان شود، خمس اموال او را بگيرند و هر كس بر دين خود باقى ماند همه اموالش را بگيرند. اين گونه بود كه بدون لشكر كشى و كوچكترين دخالت مسلمين قلعه فدك فتح شد. و طبق آيه مباركه سوره حشر(سوره حشر آیه۷۶) سرزمينهايى كه بدون لشكر كشى مسلمين فتح شود، حتى اگر اهل آنجا خودشان به عنوان تسليم نزد پيامبر بيايند، اين مناطق و غنايم و اسراى آن ملك خاص حضرت است و مانند اموال شخصى خود مى تواند هر تصميمى درباره آنها بخواهد بگيرد، و مسلمين هيچ حقى در آنها ندارند. اعطاى فدك به فاطمه (عليها سلام ) بعد از اين ماجرا جبرئيل نازل شد و اين آيه را آورد: و آت ذا القربى حقه : ((حق خويشان را به آنان بده (سوره اسرا آیه ۲۶))) پيامبر پرسيد: منظور چه كسانى هستند، و اين حق كدام است ؟ جبرئيل از طرف خداوند عرضه داشت : فدك را به فاطمه (عليها سلام ) عطا كن . پيامبر به حضرت زهرا فرمودند: ((خداوند فدك را براى پدرت فتح كرد، و چون لشكر اسلام آن را فتح نكرده مخصوص من است . خداوند دستور داده آن را به تو بدهم . از سوى ديگر مهريه مادرت حضرت خديجه بر عهده پدرت مانده و پدرت در قبال مهريه مادرت و به دستور خداوند فدك را به تو عطا مى كند. آن را براى خود و فرزندانت بردار و مالك آن باش )). حضرت زهرا (عليها السلام ) عرض كرد: ((تا شما زنده ايد بر من و مال من صاحب اختيار هستيد)). پيامبر فرمود: ترس آن دارم كه نااهلان تصرف نكردن تو را در زمان حياتم ، بهانه اى قرار دهند و بعد از من آن را از تو منع كنند. حضرت صديقه عرض كرد: آن گونه كه صلاح مى دانيد عمل كنيد. پيامبر امير المؤ منين را فراخواند و فرمود: ((سند فدك را به عنوان بخشوده و اعطايى پيامبر بنويس و ثبت كن )). على (عليه السلام ) آن را نوشت و پيامبر و ام ايمن شهادت دادند و پيامبر فرمود: ام ايمن زنى از اهل بهشت است . در آمد فدك رسول خدا مردم را در منزل حضرت زهرا (عليها سلام ) جمع نمود و به آنان خبر داد كه فدك از آن فاطمه (عليها السلام ) است و از درآمد فدك به عنوان اعطايى فاطمه (عليها السلام ) بين مردم تقسيم كرد. در آمد فدك را ساليانه از هفتاد هزار سكه طلا تا صد و بيست هزار سكه نوشته اند. هر سال چشمان بسيارى از نيازمندان منتظر سر رسيدن در آمد فدك بود. غصب فدك بعد از رحلت پيامبر ماموران ابوبكر به دستور او نماينده حضرت صديقه را از فدك اخراج كردند و ملك آن را غصب نمودند و در آمد آن را به طور كامل براى مخارج حكومت غاصبانه خود صرف كردند. حضرت صديقه همان نوشته و سند فدك را كه پيامبر به امير المؤ منين فرمودند و آن حضرت ثبت كرد، عينا نزد ابوبكر آورد، ولى ابوبكر نه سند را قبول كرد و نه شاهدان را(بحار الانوار ج ۲۱). بعد از 15 روز كه از شهادت پيامبر گذشته بود، حضرت صديقه شهيده همراه با جمعى از زنان بنى هاشم به مسجد تشريف بردند و خطبه اى ايراد فرمودند كه دريايى از معارف ، حقايق بلاغت و فصاحت و شرايع اسلامى در آن است . ابوبكر نامه اى دال بر باز گرداندن آن به حضرت نوشت ، ولى هنگامى كه فاطمه زهرا آن سند را در دست داشت و به منزل باز مى گشت با عمر روبرو شد و او نوشته ابوبكر را با جسارت به ساحت ملكوتى حضرت از او گرفت . اَللَّـهُمَّ الْعَنْ اَوَّلَ ظالِم ظَلَمَ حَقَّ مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَآخِرَ تابِع لَهُ عَلي ذلِكَ... ((اللهمَّ عجل لولیک الفرج)) @sarallah73
امام هادی علیه السلام: قیام کننده کسی است که تفرقه را از بین میبرد و نعمت را کامل می‌کند و حق را احقاق و باطل را نابود میکند.او،مهدی منتظرعجل الله تعالی فرجه الشریف است.پس قرائت کرد:بقیه الله خیرلکم ان کنتم مومنین و فرمودند:به خدا سوگند،او همان باز مانده الهی است. @sarallah73
امام هادی علیه السلام فرمودند: خداوند عزّ و جلّ‌ حضرت ابراهيم علیه السلام را به خاطر اين كه زياد بر محمّد و اهل بيتش صلوات اللّٰه عليهم درود و صلوات مى‌فرستاد خليل و دوست خود قرار داد. عَبْدِ اَلْعَظِيمِ اَلْحَسَنِيِّ قَالَ سَمِعْتُ عَلِيَّ بْنَ مُحَمَّدٍ اَلْعَسْكَرِيَّ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ يَقُولُ: إِنَّمَا  اِتَّخَذَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ  إِبْرَاهِيمَ خَلِيلاً  لِكَثْرَةِ  صَلاَتِهِ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ أَهْلِ بَيْتِهِ صَلَوَاتُ اَللَّهِ عَلَيْهِمْ. وسائل الشیعة، ج ۷، ص ۱۹۴ @sarallah73
امام هادی علیه السلام رو متوکل ملعون به بارگاه خویش فراخوانده بود و قصد جان حضرت رو کرده بود . امام هادی بی آنکه به مردمی که برای نظاره آمده بودند توجه کنه، نگاهش به یال اسب دوخته بود. ابهت امام وجود مرد غریبی که آنجا بود رو فرا گرفت. چشم از امام بر نمی‌داشت. تاکنون نه امام هادی رو دیده بود و نه از او چیزی شنیده بود. اما دلش لبریز از محبت امام شده بود. دلش لرزید. در دل شروع به دعا کردن برای رهایی امام هادی از دست متوکل کرد. از خدا طلب کرد تا شر متوکل از سر فرزند رسول خدا کم بشه وقتی نگاه امام بهش افتاد فرمود: "خدا دعايت را مستجاب كرد". "خداوند عمر طولانى و كثرت مال و فرزند عطایت كنه " آری دعای قلبی برای امام معصوم نه تنها مستجابه بلکه باعث گشایش اموره امام زمان هم به ما فرموده و اکثر الدعا بتعجیل الفرج فان ذالک فرجکم یعنی بیشترین دعاتون برا فرج و ظهور باشه که همین باعث گشایش کارهای خودتونه @sarallah73
عيد غدير در اين روز در سال دهم هجرت واقعه غدير در بازگشت از حجه الوداع به وقوع پيوست ، و طى سه روز كه كاروان صد و بيست هزار نفرى حجاج در غدير خم توقف داشتند پيامبر (صلى الله عليه و آله ) در بلندترين خطبه خود على بن ابى طالب و يازده امام (عليهم السلام ) بعد از او را به عنوان امامان مردم تا روز قيامت معرفى كردند و از همه آن جمعيت بيعت گرفتند. عيد بزرگ آل محمد (عليهم السلام ) اين روز بزرگترين عيد آل محمد (عليهم السلام ) به شمار مى آيد، چرا كه واقعه اى مهم و عظيم بعد از زحمات انبياء و اوصياء و اولياء است ، و طى آن به دستور الهى اعلان عمومى به وصايت بلافصل امير المؤ منين على بن ابى طالب (عليه السلام ) شده است . اين روز عيد مبارك آسمانى است . روزى است كه خداوند متعال حضرت ابراهيم (عليه السلام ) را از آتش ‍ نجات داد. روزى است كه توبه حضرت آدم (عليه السلام ) قبول شد. روزى است كه خداوند متعال حضرت موسى (عليه السلام ) را بر ساحران غلبه داد. روزى است كه حضرت موسى (عليه السلام ) در حضور امت خود يوشع بن نون را وصى خود گردانيد. روزى است كه حضرت عيسى (عليه السلام ) شمعون الصفا را جانشين خود گردانيد. روزى كه حضرت سليمان (عليه السلام ) رعيت خود را بر جانشينى آصف بن برخيا گواه گرفت. روز عقد اخوت بستن پيامبر (صلى الله عليه و آله ) بين اصحابش ‍ است. در اين روز پيامبر جانشينان خود را معين مى نمودند، و زيارت امير المؤ منين (عليه السلام ) در اين روز وارد شده است. دستور الهى براى مراسم غدير بعد از انجام اعمال حج دستور الهى رسيد كه علم و ودايع انبياء را به امير المؤ منين (عليه السلام ) تحويل دهند و امر ولايت آن حضرت را به مردم تبليغ نمايند. پيامبر (صلى الله عليه و آله ) بسيار گريست ، به طورى كه محاسن مباركش از اشك تر شد. حضرت از خداوند خواستند كه ايشان را از شر منافقين فرمايد(851). در منى پيامبر (صلى الله عليه و آله ) دو بار خطبه ايراد فرمودند، و اشاره كلى به ولايت امير المؤ منين (عليه السلام ) فرمودند در مسجد خيف جبرئيل نازل شد كه خداوند مى فرمايد: ((ولايت على (عليه السلام ) را به مردم برسان ولى وعده محافظت از شر دشمنان را براى آن حضرت نياورد. در كراع الغميم ، بار ديگر جبرئيل نازل شد و اين آيه را آورد كه فلعلك تارك بعض ما يوحى اليك و ضائق به صدرك : ((شايد تو ترك كنى بعضى از امورى را كه به تو وحى مى شود و سينه تو به خاطر آن گرفته باشد. باز اين بار هم امر ولايت مورد تاءكيد قرار گرفت ، ولى آيه اى دال بر محافظت آن حضرت از شر دشمنان نيامد. پيامبر (صلى الله عليه و آله ) مطالب منافقين را به جبرئيل فرمود و كوچ كردند. اوايل روز 18 ذى الحجه به غدير هم رسيدند و بار ديگر جبرئيل نازل شد و آيه 67 سوره مائده را آورد كه شامل تبليغ ولايت مولى الموالى امير المؤ منين (عليه السلام ) و در امان بودن آن حضرت از شر منافقين بود: يا ايها الرسول بلغ ما انزل اليك من ربك و ان لم تفعل فما بلغت رسالته و الله يعصمك من الناس ان الله لايهدى القوم الكافرين : ((اى پيامبر تبليغ كن به مردم آن امرى را كه درباره على (عليه السلام ) از جانب خدا بر تو فرستاده شد و اگر اين كار را انجام ندهى رسالت الهى را تبليغ نكرده اى ، و خدا تو را از شر مردم حفظ مى نمايد. خداوند كافران را هدايت نمى كند)). پيامبر (صلى الله عليه و آله ) بر فراز منبر غدير هنگامى ظهر، پيامبر (صلى الله عليه و آله ) بعد از نماز جماعت ، بالاى منبرى كه زير دو درخت كهنسال بود و توسط سلمان و ابوذر و مقداد و عمار ساخته شده بود رفتند و امير المؤ منين (عليه السلام ) را بر فراز منبر يك پله پايين تر قرار دادند، در حالى كه عده اى از منافقين مقابل منبر بودند. فرمودند: بين قرآن و اهل بيت (عليهم السلام ) اتصال ناگسستنى است و از يكديگر جدا نمى شوند تا روز قيامت كنار حوض كوثر بر من وارد شوند. سپس قسمتى از فضايل و مناقب امير المؤ منين (عليه السلام ) را بيان فرمودند، و درباره امامت و ولايت آن حضرت و اولادشان تا حضرت مهدى (عليه السلام ) چند بار تاءكيد كردند. آنگاه فرمودند: بر من وحى شده است : بسم الله الرحمن الرحيم يا ايها الرسول بلغ ما انزل اليك من ربك .... سپس فرمودند:اى مردم ، من در تبليغ آنچه خدا بر من نازل كرده كوتاهى نكرده و من سبب نزول اين آيه را بيان مى كنم . جبرئيل دوباره بر من نازل شده و از جانب خداوند متعال به من امر كرد كه در اين مكان به هر سفيد و سياهى از هر قبيله اى اعلام كنم كه على بن ابى طالب وصى و جانشين و امام بعد از من است . او بعد از خدا و رسولش ولى و صاحب شما و اولى بر همه شما از خود شماست . @sarallah73
در اين باره خداوند بر من آيه اى نازل نموده است : انما وليكم الله و رسوله والذين آمنوا الذين يقيمون الصلوه و يؤ تون الزكاه و هم راكعون . سپس فرمودند: من از جبرئيل خواستم كه از خداوند بخواهد مرا از تبليغ اين امر معذور بدارد، چون به كمى مؤ منين و زيادى منافقين و استهزاء كنندگان به اسلام آگاهم . آنگاه فرمودند: معاشر الناس هو الامام المبين ، روى بر مگردانيد از ولايت او. فهو الذى يهدى الى الحق و يعمل به . اوست كه هدايت به حق مى كند و عمل به آن مى نمايد. او را فضيلت دهيد كه خدا او را فضيلت داده و او را قبول كنيد كه خداوند او را منصوب نموده است .اى مردم ، او امام از طرف خداست . منكر ولايت او آمرزيده نخواهد شد و توبه اش قبول نمى شود. بعد از من افضل از همه زنان و مردان على است . ملعون و مورد غضب الهى است كسى كه قول مرا رد كند و موافق آن نباشد. بدانيد جبرئيل خبر داد كه خداوند متعال مى فرمايد: هر كس با على دشمنى كند و او را دوست نداشت باشد لعنت و غضب من بر او باد. بعد فرمودند: خداوندا، تو شاهد باش . من رسالتم را ادا كردم . من رساندنم آنچه فرموده بودى . من بر همگان واضح نمودم . آگاه باشيد، غير از برادرم على بن ابى طالب (عليه السلام ) ديگرى امير المؤ منين نيست . امارت مؤ منين بعد از من براى احدى جز على بن ابى طالب (عليه السلام ) حلال نيست . معرفى على بن ابى طالب (عليه السلام ) در اينجا بازوى على (عليه السلام ) را گرفتند و در همين حال على (عليه السلام ) دستان مباركش را به طرف آن حضرت بلند كرد. پيامبر (صلى الله عليه و آله ) آن حضرت را بالا برد به حدى كه پاهاى مبارك حضرت تا سر زانوهاى پيامبر (صلى الله عليه و آله ) رسيد. سپس فرمود: الست اولى بكم من انفسكم ؟ همه گفتند: ((الهى بلى )). فرمودند: هذا عل اخى و وصيى ، من كنت مولاه فهذا على مولاه و هو على بن ابى طالب . هركس ‍ كه من مولى و صاحب اختيار اوست . مكان و منزلت او مثل مكان و منزلت من نزد شماست . بار الها، دوست بدار هر كس او را دوست بدارد، و دشمن بدار هر كس او را دشمن بدارد، و كلماتى ديگر براى تاءكيد فرمان الهى و اقرار مردم بيان نمودند. سپس فرمودند: خبر غدير را حاضرين به غايبين و پدران به فرزندان به فرزندان تا روز قيامت برسانند. بيعت لسانى و عملى همين كه آن حضرت از منبر پايين آمدند، مردم با صداى بلند با زبان و دست بيعت كردند و پيامبر (صلى الله عليه و آله ) مى فرمود: هنثونى به من تبريك بگوييد. بعد دستور دادند تا چادرى جداگانه براى امير المؤ منين (عليه السلام ) زدند و فرمود: همه بروند و به آن حضرت سلام كنند و بگويند: السلام عليك يا امير المؤ منين . عمر آمد و سلام كرد و گفت : بخ بخ يابن ابى طالب ، اءصبحت مولاى و مولى كل مؤ من و مؤ منه . ابوبكر نيز در اين تهنيت با عمر شريك بود. بيعت سه روز طول كشيد و در اين سه روز نماز ظهر و عصر را با هم مى خواندند. بعد از نماز بيعت تا غروب ادامه داشت ، و نماز مغرب و عشاء را نيز با هم مى خواندند. بيعت زنان براى بيعت زنان ، ظرف آبى زير پرده اى قرار دادند، به طورى كه نصف ظرف در طرفى و نصف ديگر آن در طرف ديگر پرده قرار داشت . يك طرف امير المؤ منين (عليه السلام ) دست مبارك خود را داخل ظرف آب قرار داده بودند، و طرف ديگر زنها دست خود را مى گذاشتند و ضمن تبريك مى گفتند: ((السلام عليك يا امير المؤ منين )). حضور حضرت صديقه طاهره (عليها السلام ) زينت بخش مراسم بود. از سوى ديگر بيعت عايشه اين سابقه او را در اذهان ثبت كرد تا روزى كه جنگ جمل را بر پاكرد، و در مقابل صاحب غدير صف آرايى نمود و با خوارى و ذلت از لشكر ولايت شكست خورد. بعد از اعلام ولايت در غدير، جبرئيل نازل شد و اين آيه را آورد: اليوم اكملت لكم دينكم و اتممت عليكم نعمتى و رضيت لكم الاسلام دينا: ((امروز براى شما دينتان را كامل نمودم و نعمتم را بر شما تمام نمودم و اسلام را بعنوان دين شما راضى شدم )). منبع:کتاب تقویم شیعه وزیری. عبدالحسین نیشابوری @sarallah73
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود : روز غدیر خم برترین عید هاى امت من است و آن روزى است که خداوند بزرگ دستور داد ؛ آن روز برادرم على بن ابى طالب را به عنوان پرچمدار ( و فرمانده ) امتم منصوب کنم ، تا بعد از من مردم توسط او هدیت شوند ، و آن روزى است که خداوند در آن روز دین را تکمیل و نعمت را بر امت من تمام کرد و اسلام را به عنوان دین براى آنان پسندید . @sarllah73
از علامه سیدباقر پسر آیه الله حجت سیدمحمد هندی(متوفای ۱۳۲۹): نقل شده که حضرت ولی عصر(عج) را در شب عید غدیر در خواب به حالت افسرده و غمگین دید. پرسید: اقای من! چه شده که شما را امروز غمگین و افسرده می بینم با این که مردم از عید غدیر خوشحال و مسرورند؟ حضرت فرمود: در یاد و غم و اندوه مادرم می باشم، سپس فرمود: لا ترانی اتخذت لا و علاها بعد بیت الاحزان بیت سرور سوگند به شرف مقام آن حضرت مرا نخواهی دید که پس از بیت الاحزان، خانة خوش بگیرم! پس از آن که سید از خواب بیدار شد، قصیده ای در حالات غدیر و ستم هایی که پس از رحلت حضرت رسول (ص) بر حضرت زهرا وارد شد سرود و بیتی را نیز که حضرت سروده بود، در آن قصیده گنجانید. قصیدة او موجود و مشهور است و مطلعش چنین می باشد. کل غدر و قول افک و زور هو فرع من حجد نص الغدیر هر نیرنگ و تهمت و ناروا، فرعی از انکار نص صریح غدیر است. منبع: فاطمه الزهرا(س)، بهجه قلب المصطفی، ترجمه افتخار زاده، ص ۸۲۶. منبع: كتاب آتش در حرم @sarallah73