علی بن المغیره میگوید:
به امام کاظم علیهالسلام عرض کردم:
"من برای رسول خدا صلی الله علیه وآله یک ختم قرآن، و برای امیرالمومنین علیهالسلام ختمی دیگر و برای حضرت فاطمه علیهاالسلام ختمی دیگر، سپس برای سایر ائمه علیهمالسلام تا به شما رسد ختم قرآنی قرار میدهم (و هدیه میکنم)...
به سبب این کار چه پاداشی دارم؟"
امام کاظم علیهالسلام فرمود:
پاداش تو آن است که روز قیامت با آنان باشی!
لَکَ بِذَلِکَ أَنْ تَکُونَ مَعَهُمْ یَوْمَ الْقِیَامَةِ...
عرض کردم:
اللَّه اکبر! چنین پاداشی برای من است؟
سه مرتبه فرمود: آری!
کافی، ج ۲، ص ۶۱۷ .
مکیال المکارم ج ۲ وظیفه ۴۵.
ختم قرآن و همه عباداتمان را به نیت تعجیل فرج انجام دهیم و به پیشگاه امام زمان علیه السلام هدیه کنیم.
@sarallah73
#تشرف مرحوم شیخ مرتضی انصاری خدمت امام زمان (علیه السلام) و پرسیدن سؤالات از آن حضرت
یکی از شاگردان مرحوم شیخ مرتضی انصاری می گوید: «نیمه شبی در کربلای معلاّ از خانه بیرون آمدم، در حالی که کوچه ها گل آلود وتاریک بودند ومن چراغی با خود برداشته بودم.
از دور شخصی را مشاهده کردم، که چون به او نزدیک شدم دیدم، استادم شیخ انصاری است.
با دیدن ایشان به فکر فرو رفتم واز خود پرسیدم که آن بزرگوار در این موقع از شب، در این کوچه های گل آلود با چشم ضعیف به کجا می روند؟!
از بیم آنکه مبادا کسی در کمین ایشان باشد، آهسته به دنبالش حرکت کردم.
شیخ آمد وآمد تا در کنار خانه ای ایستاد ودر کنار در آن خانه زیارت جامعه را با یک توجّه خاصّی خواند، سپس داخل آن منزل گردید.
من دیگر چیزی نمی دیدم امّا صدای شیخ را می شنیدم که با کسی سخن می گفت.
ساعتی بعد به حرم مطهّر مشرّف گشتم وشیخ را در آنجا دیدم.
بعدها که به خدمت آن جناب رسیدم وداستان آن شب را جویا شدم پس از اصرار زیاد به من، فرمودند: «گاهی برای رسیدن به خدمت «امام عصر» (عجّل الله تعالی فرجه الشّریف) اجازه پیدا می کنم ودر کنار آن خانه (که تو آن را پیدا نخواهی کرد). می روم وزیارت جامعه را می خوانم، چنانچه اجازه ثانوی برسد خدمت آن حضرت شرفیاب می شوم ومطالب لازم را از آن سرور می پرسم ویاری می خواهم وبرمی گردم».
سپس شیخ مرتضی انصاری از من پیمان گرفت که تا هنگام حیاتش این مطلب را برای کسی اظهار نکنم».
-ملاقات با امام زمان (علیه السلام)
@sarallah73
یاعلی یاعلی یاعلی یاعلی یاعلی
امنیتِ کشور با همکاری شما همه ی مردم عزیز و دوستان و منتظران حضرت ولیعصر عجل الله تعالی فرجه الشریف
تحرکاتِ مشکوک، مواضعِ تفرقهافکنانه و تضعیفِ نیروهای نظامی و انتظامی در صفحات مجازی را به سامانههای زیر گزارش دهید.
۱۱۳ وزارت اطلاعات
۱۱۴ سازمان اطلاعات سپاه
۱۱۶ سازمان اطلاعات پلیس
۱۶۳۶ حفاظت اطلاعات دفاع
۱۵۳۵ حفاظت اطلاعات سپاه
۱۱۰ سامانه گزارشات مردمی پلیس
فرج امام زمان ارواحنا فداه به نفس امام زمان به نیابت از حضرت زینب سلام الله علیها و همه ی دوستان و محبین شان
یا حسین یا حسین یا حسین
یا ابوالفضل یا ابوالفضل یا ابوالفضل
یا زهرا یا زهرا یا زهرا
جنگ_سخنرانی عید غدیرخم 1404.mp3
زمان:
حجم:
11.7M
#سخنرانی_کوتاه
حالا قلعه خیبر تکامل پیدا کرده شده گنبد آهنین...
#فتح_خیبر_توسط_امیرامومنین
#عید_غدیر
@sarallah73
12_1_Mahdi_samavati(Roze_ruze_Mobahele)_(www.rasekhoon.net).mp3
زمان:
حجم:
1.6M
مداحی وروضه روز مباهله
#مباهله
@sarallah73
روز مباهله
نامه پيامبر (صلى الله عليه و آله ) به نصارى نجران:
در سال دهم هجرى پيامبر (صلى الله عليه و آله ) نامه اى به نصارى نجران فرستادند، به اين مضمون كه خداوند يكتا را عبادت كنند و مسلمان شوند، يا به مسلمين جزيه بدهند و به مذهب خود باشند و گرنه آماده جنگ باشند.
بنى نجران در كليساى بزرگ خود به مشورت پرداختند، عده اى مانند سيد كه از بزرگان قوم بود و عاقب كه اسقف نجران بود مخالفت خود را با تسليم در برابر خواسته پيامبر (صلى الله عليه و آله ) اعلام كردند. در مقابل عده اى مانند ابو حارثه اسقف اعظم نجران كه 120 سال عمر داشت و در باطن مسلمان بود با امر پيامبر (صلى الله عليه و آله ) موافق بودند. بعد از دو روز مشورت قرار شد كتاب ((جامعه )) را كه صفات پيامبر (صلى الله عليه و آله ) بعد از حضرت عيسى (عليه السلام ) را ذكر كرده بود، و صحيفه حضرت شيث (عليه السلام ) را بخوانند. در حضور جمع مسيحيان و فرستادگان پيامبر (صلى الله عليه و آله ) فصلهاى جامعه قرائت شد و با اذعان به آنچه در جامعه آمده بود تصميم گرفتند هفتاد نفر از جمله سيد و عاقب و ابو حارثه را براى تحقيق به مدينه بفرستند.
نجرانيان در مدينه:
آنان به مدينه آمدند و خدمت پيامبر (صلى الله عليه و آله ) شرفياب شدند. هر چه آن حضرت دليل و برهان آورد آنان قبول نكردند و امر به مباهله واگذار شد. جبرئيل (عليه السلام ) نازل شد و اين آيه را آورد: فمن حاجك فيه من بعد ما جاءك من العلم فقل تعالوا ندع اءبنائنا و اءبنائكم و نسائنا و نسائكم و اءنفسنا و اءنفسكم ثم نبتهل فنجعل لعنه الله على الكاذبين : ((اگر كسى با تو مجادله كند بعد از علمى كه نزد تو آمده ، بگو بياييد تا فراخوانيم پسران خود و زنهاى خود و كسى كه به منزله جان ماست . آنگاه نفرين كنيم و لعنت خدا را بر دروغگويان قرار دهيم )).
لذا قرار بر مباهله شد و سيد و عاقب به محل اردوى خود در خارج مدينه رفتند. آنان با يكديگر مشورت كردند و بعضى از علماى آنها گفتند: ((اگر فردا محمد با اصحاب و جمعى كثير براى مباهله حاضر شود اين روش پادشاهان است و ترسى به خود راه ندهيد. ولى اگر خواص اهل بيت خود را آورده اين كار انبياء است )).
مراسم مباهله:
روز ديگر هنگام بالا آمدن آفتاب ، پيامبر (صلى الله عليه و آله ) دست على بن ابى طالب (عليه السلام ) را گرفت و از حجره بيرون آمد. امام حسن و امام حسين (عليهم السلام ) را پيش رو روانه فرمود و حضرت صديقه كبرى فاطمه زهرا (عليها السلام ) از پشت سر آمدند، تا بين دو درختى كه قبلا تعيين شده بود رسيدند. قبلا به دستور حضرت زير آن دو درخت را جارو زدند، و به عنوان سايه بان عباى سياهى بالاى درخت قرار دادند. مسلمانان مدينه هم آمدند، بنى نجران هم با فرزندان خود آمدند. پيامبر (صلى الله عليه و آله ) كسى را نزد سيد و عاقب فرستاد كه ما آماده ايم .
اسقف با همراهان آمد و گفت : با چه كسانى با ما مباهله مى كنيد؟ پيامبر (صلى الله عليه و آله ) فرمود: ((با بهترين اهل زمين و نيكوترين جهانيان نزد خداوند متعال زيرا كه از طرف خداوند متعال امر شده ام كه آنها را بياورم ))، و اشاره به آل عبا (عليهم السلام ) فرمودند.
سيد و عاقب و اسقف همين كه چشمشان به پيامبر (صلى الله عليه و آله ) و آل عبا (عليهم السلام ) افتاد، وحشت كردند به حدى كه چهره هايشان زرد شد. ابوحارثكه ميل به اسلام داشت فرصت را مغتنم شمرده ، پا پيش گذاشت و دست سيد و عاقب را گرفته پس كشيد و آنها را نصيحت كرد و از عواقب اين مباهله مطلع كرد و گفت : صفات او و اهل بيت او را در كتابها خوانده ايد. اين محمد همان پيامبر است ، مگر نمى بينيد ابرهاى سياه را، و دگرگونى آفتاب را، و شاخه هاى درختان را كه خم شده ، و صداى مرغان ، و دود سياه اطراف و آثار زلزله را كه در كوهها نمودار شده است . آن بزرگواران منتظرند كه دست به دعا بردارند. به خدا قسم اگر سخنى گويند از ما نشانى نمى ماند. برويم و با او صلح كنيم .
پرهيز نجرانيان از مباهله:
او را فرستادند و ابو حارث مسلمان شد و عرض كرد: مردم نجران پشيمان شده اند. حضرت فرمود: اسلام بياورند. گفت : قبول نمى كنند. فرمود: آماده جنگ باشند. گفت : قدرت اين كار را ندارند، ولى حاضرند جزيه را قبول كنند.
پيامبر (صلى الله عليه و آله ) به امير المؤ منين (عليه السلام ) فرمودند: ((شرايط ذمه و مقدار آن را به آنها بگوييد)). بعد از معين نمودند جزيه و شرايط آن ، امير المؤ منين (عليه السلام ) آنها را نزد پيامبر (صلى الله عليه و آله ) آوردند، و پيامبر (صلى الله عليه و آله ) فرمودند: ((اگر با من و اين جماعت اهل بيت من مباهله مى نموديد، به صورت ميمون و خوك مى شديد و اين وادى بر شما آتش مى شد و يك سال نمى گذشت كه تمامى نصارى نابود مى شدند.
#مباهله
@sarallah73
08mobahele(erade motie budan41389-09-12--273 Mobaheleh [Eradeh Motie Budan(4)].mp3
زمان:
حجم:
60.2M
سخنرانی
مباهله (اراده مطیع بودن۴)
@sarallah73
روایتی سوزناک از امام رضا (ع) در مصیبت جدش امام حسین (ع)
((متن عربی))
الرَّيَّانِ بْنِ شَبِيبٍ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى الرِّضَا (ع) فِي أَوَّلِ يَوْمٍ مِنَ الْمُحَرَّمِ فَقَالَ لِي يَا ابْنَ شَبِيبٍ أَ صَائِمٌ أَنْتَ فَقُلْتُ لَا فَقَالَ إِنَّ هَذَا الْيَوْمَ هُوَ الْيَوْمُ الَّذِي دَعَا فِيهِ زَكَرِيَّا (ع) رَبَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فَقَالَ «رَبِّ هَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ ذُرِّيَّةً طَيِّبَةً إِنَّكَ سَمِيعُ الدُّعاءِ» فَاسْتَجَابَ اللَّهُ لَهُ وَ أَمَرَ الْمَلَائِكَةَ فَنَادَتْ زَكَرِيَّا «وَ هُوَ قائِمٌ يُصَلِّي فِي الْمِحْرابِ أَنَّ اللَّهَ يُبَشِّرُكَ بِيَحْيى» فَمَنْ صَامَ هَذَا الْيَوْمَ ثُمَّ دَعَا اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ اسْتَجَابَ اللَّهُ لَهُ كَمَااسْتَجَابَ لِزَكَرِيَّا (ع)
ثُمَّ قَالَ يَا ابْنَ شَبِيبٍ إِنَّ الْمُحَرَّمَ هُوَ الشَّهْرُ الَّذِي كَانَ أَهْلُ الْجَاهِلِيَّةِ فِيمَا مَضَى يُحَرِّمُونَ فِيهِ الظُّلْمَ وَ الْقِتَالَ لِحُرْمَتِهِ فَمَا عَرَفَتْ هَذِهِ الْأُمَّةُ حُرْمَةَ شَهْرِهَا وَ لَا حُرْمَةَ نَبِيِّهَا (ص) لَقَدْ قَتَلُوا فِي هَذَا الشَّهْرِ ذُرِّيَّتَهُ وَ سَبَوْا نِسَاءَهُ وَ انْتَهَبُوا ثَقَلَهُ فَلَا غَفَرَ اللَّهُ لَهُمْ ذَلِكَ أَبَداً يَا ابْنَ شَبِيبٍ إِنْ كُنْتَ بَاكِياً لِشَيْءٍ فَابْكِ لِلْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ (ع) فَإِنَّهُ ذُبِحَ كَمَا يُذْبَحُ الْكَبْشُ وَ قُتِلَ مَعَهُ مِنْ أَهْلِ بَيْتِهِ ثَمَانِيَةَ عَشَرَ رَجُلًا مَا لَهُمْ فِي الْأَرْضِ شَبِيهُونَ وَ لَقَدْ بَكَتِ السَّمَاوَاتُ السَّبْعُ وَ الْأَرَضُونَ لِقَتْلِهِ وَ لَقَدْ نَزَلَ إِلَى الْأَرْضِ مِنَ الْمَلَائِكَةِ أَرْبَعَةُ آلَافٍ لِنَصْرِهِ فَوَجَدُوهُ قَدْ قُتِلَ فَهُمْ عِنْدَ قَبْرِهِ شُعْثٌ غُبْرٌ إِلَى أَنْ يَقُومَ الْقَائِمُ فَيَكُونُونَ مِنْ أَنْصَارِهِ وَ شِعَارُهُمْ يَا لَثَارَاتِ الْحُسَيْنِ يَا ابْنَ شَبِيبٍ لَقَدْ حَدَّثَنِي أَبِي عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ (ع) أَنَّهُ لَمَّا قُتِلَ الْحُسَيْنُ جَدِّي(ص) مَطَرَتِ السَّمَاءُ دَماً وَ تُرَاباً أَحْمَرَ يَا ابْنَ شَبِيبٍ إِنْ بَكَيْتَ عَلَى الْحُسَيْنِ (ع) حَتَّى تَصِيرَ دُمُوعُكَ عَلَى خَدَّيْكَ غَفَرَ اللَّهُ لَكَ كُلَّ ذَنْبٍ أَذْنَبْتَهُ صَغِيراً كَانَ أَوْ كَبِيراً قَلِيلًا كَانَ أَوْ كَثِيراً يَا ابْنَ شَبِيبٍ إِنْ سَرَّكَ أَنْ تَلْقَى اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ وَ لَا ذَنْبَ عَلَيْكَ فَزُرِ الْحُسَيْنَ (ع) يَا ابْنَ شَبِيبٍ إِنْ سَرَّكَ أَنْ تَسْكُنَ الْغُرَفَ الْمَبْنِيَّةَ فِي الْجَنَّةِ مَعَ النَّبِيِّ وَ آلِهِ (ص) فَالْعَنْ قَتَلَةَ الْحُسَيْنِ يَا ابْنَ شَبِيبٍ إِنْ سَرَّكَ أَنْ تَكُونَ لَكَ مِنَ الثَّوَابِ مِثْلَ مَا لِمَنِ اسْتُشْهِدَ مَعَ الْحُسَيْنِ (ع) فَقُلْ مَتَى مَا ذَكَرْتَهُ «يا لَيْتَنِي كُنْتُ مَعَهُمْ فَأَفُوزَ فَوْزاً عَظِيماً» يَا ابْنَ شَبِيبٍ إِنْ سَرَّكَ أَنْ تَكُونَ مَعَنَا فِي الدَّرَجَاتِ الْعُلَى مِنَ الْجِنَانِ فَاحْزَنْ لِحُزْنِنَا وَ افْرَحْ لِفَرَحِنَا وَ عَلَيْكَ بِوَلَايَتِنَا فَلَوْ أَنَّ رَجُلًا تَوَلَّى حَجَراً لَحَشَرَهُ اللَّهُ مَعَهُ يَوْمَ الْقِيَامَة(1)
#اول_محرم
#امام_رضا_ع
#حدیث_ابن_شبیب
@sarallah73