حضرت آیت الله بهجت
مصیبت امام حسن عسكرى خيال میکنم که خیلی خیلی شدیدتر از مصائب آباء مطهرینش بود؛ به جهت اینکه دید و رسید به آنچه که حضرت رسول فرموده بود که غیبت میکند و تا زمین از ظلم وجور پر بشود و بعد ظهور میکند. دید که وقتش شده است. چقدر این مطلب بر او سخت بود.
#امام_حسن_عسکری_علیه_السلام
@sarallah73
شهادت امام حسن عسکری علیه السلام:
ابـن بـابـويـه بـه سـند معتبر از ابوالاديان روايت كرده است كه من خدمت حضرت امام حسن عـسـكرى را مى نمودم و نامه هاى آن جناب را به شهرها مى بردم . پس روزى مرا طلبيدند و نامه اى چند نـوشـتـنـد بـه مـدايـن و فـرمـودنـد كـه بـعـد از پـانـزده روز بـاز داخـل سـامـره خـواهـى شـد و صـداى شـيـون از خـانـه مـن خـواهـى شـنـيـد و مـرا در آن وقـت غـسـل دهـنـد، ابـوالا ديان گفت : اى سيد! هرگاه اين واقعه هائله روى دهد امر امامت با كيست ؟ فـرمـود: هـركـه جواب نامه مرا از تو طلب كند او امام است بعد از من ، گفتم : ديگر علامتى بـفرما، فرمود: هر كه بر من نماز كند او جانشين من خواهد بود، گفتم : ديگر بفرما، گفت : هـركـه بگويد كه در هميان چه چيز است او امام شما است . ابوالا ديان گفت : مهابت حضرت مـانـع شـد كـه بـپـرسـم كـدام هـمـيـان ، پـس بـيـرون آمـدم و نـامـه هـا را بـه اهل مداين رسانيدم و جوابها گرفته برگشتم چنانچه فرموده بود.
روز پـانـزدهـم داخـل سـامـره شـدم صـداى نـوحـه و شـيـون از مـنـزل منور آن امام مطهر بلند شده بود چون به در خانه آمدم جعفر [كذاب ] را ديدم كه به در خانه نشسته و شيعيان برگرد او بر آمده اند و او را تعزيت به وفات برادر و تهنيت بـه امـامـت خـود مى گويند، پس من در خاطر خود گفتم كه اگر اين امام است امامت نوع ديگر شده ، اين فاسق كى اهليت امامت دارد؛ زيرا كه پيشتر او را مى شناختم كه شراب مى خورد و قـمـار مـى بـاخـت و طـنـبـور مـى نـواخـت . پس پيش رفتم و تعزيت و تهنيت گفتم و هيچ سؤ ال از مـن نـكـرد، در ايـن حال ( عقيد خادم ) بيرون آمد و به جعفر كذاب خطاب كرد كه بـرادر تـو را كـفـن كـرده انـد بـيـا و بر او نماز كن ، جعفر برخاست و شيعيان با او همراه شدند چون به صحن خانه رسيديم ديديم كه حضرت امام حسن عسكری را كفن كـرده بـر روى نعش گذاشته اند پس جعفر پيش ايستاد بر برادر اطهر خود نماز كند چون خواست تكبير گويد طفلى گندم گون پيچيده موى گشاده دندانى مانند پاره ماه بيرون آمد و رداى جعفر را كشيد و گفت : اى عمو! پس بايست كه من سزاوارترم به نماز بر پدر خود از تو، پس جعفر عقب ايستاد و رنگش متغير شد.
آن طـفـل پـيـش ايـستاد و بر پدر بزرگوار خود نماز كرد و آن جناب را در پهلوى امام على نقى دفن كرد و متوجه من شد و گفت اى بصرى بده جواب نامه را كه با تو است ، پس تسليم كردم و در خاطر خود گفتم كه دو نشان از آن نشانها كه حضرت امام حسن عسكری فرموده بود ظاهر شد و يك علامت مانده بيرون آمدم پس حاجز وشابه جـفـعـر گـفـت : بـراى آنـكـه حـجـت بـر او تـمـام كـنـد كـه او امـام نـيست ، گفت : كى بود آن طفل ؟ جعفر گفت : كه واللّه ! من او را هرگز نديده بودم و نمى شناختم . پس در اين حالت جـماعتى از اهل قم آمدند و سؤ ال كردند از احوال حضرت امام حسن عسكرى چون دانـسـتـنـد كه وفات يافته است پرسيدند كه امامت با كيست ؟ مردم اشاره كردند به سوى جـعـفـر، پـس نزديك رفتند و تعزيت و تهنيت دادند و گفتند با ما نامه و مالى چند هست بگو كـه نـامـه هـا از چـه جـماعت است و مالها چه مقدار است [تا] ما تسليم كنيم . جعفر برخاست و گـفـت : مـردم از ما علم غيب مى خواهند، در آن حال خادم بيرون آمد از جانب حضرت صاحب الا مر و گفت با شما نامه فلان شخص و فلان و فلان هست و هميانى هست كه در آن هـزار اشـرفى هست ؛ در آن ميان ده اشرف هست كه طلا را روكش كرده اند، آن جماعت نامه ها و مـالهـا را تـسـليـم كـردنـد و گـفـتـند هر كه تو را فرستاده است كه اين نامه ها و مالها را بـگـيـرى او امـام زمـان اسـت و مـراد امـام حسن عسكرى همين هميان بود.
لحضات آخر:
امام حسن نـگـاهـش بـه كـودكـش افـتـاد بـگـريـسـت و فـرمـود: ( يـا سـَيـَدَ اَهْل بَيْتِِه اَسْقِنى الْماء فَاِنّى ذاهِبٌ اِلى رَبّى ) .
اى سـيـد اهل بيت خود! مرا آب بده همانا من مى روم به سوى پروردگار خود، پس آن آقازاده آن قدح آب جوشانيده با مصطكى را گرفت به دست خويش و حـركـت داد لبهايش را و سيرابش كرد، چون امام حسن عليه السلام آب را آشاميد فرمود: مرا مـهـيـا كـنـيـد از بـراى نـمـاز. پـس در كـنـار آن حـضـرت دسـتـمـالى افـكـنـدنـد و آن طـفـل وضـو داد پـدر خـود را بـه يـك مـرتـبـه ، يـك مـرتـبـه ، يـعـنـى بـه اقـل واجـب و مسح كرد بر سر و قدمهاى او، پس امام حسن به وى فرمود: بشارت بـاد تـو را اى پـسـرك من ! تويى صاحب الزمان و تويى مهدى و حجت خدا بر روى زمين و تـويـى پسر من و كودك من و منم پدر تو، تويى محمّد بن الحسن بن على بن محمّد بن على بـن مـوسـى بـن جـعفر بن محمّد بن على بن احسان بن على بن ابى طالب عليهم السلام و پـدر تـو اسـت رسـول خدا و تـويى خاتم ائمه طاهرين و بـشـارت داد به تو رسول خدا و نام و كنيه داد تو را، و اين عهدى است به سوى من از پدرم و از پدرهاى طاهرين تو.
(منتهی الامال شیخ عباس قمی)
@sarallah73
shahadat-emam hasan askari-taheri.mp3
زمان:
حجم:
8.3M
#روضه
شهادت امام حسن عسکری علیه السلام
@sarallah73
85_ Arbain.mp3
زمان:
حجم:
17.1M
#سخنرانی_کوتاه
جابر ابن عبدالله
از بلندترین نقطه به امام حسین سلام بدید...
#زینب_کبری_اربعین
@sarallah73
روز نهم ربیع الاول
اين روز روز شادى اهل بيت (عليهم السلام ) و انبياء و ملائكه و ساكنان اعلى عليين و دوستان امير المؤمنين (عليه السلام ) و اولاد طاهرين ايشان است چرا كه در اين روز نفرين حضرت صديقه كبرى فاطمه زهرا (عليها السلام ) به اجابت رسيد
. روزى عظيم الشأن است و روز سرور شيعه و عيد بزرگ آنهاست . حضرت رسول (صلى الله عليه و آله ) اين روز را عيد قرار داده و امر كرده است كه مردم نيز عيد قرار دهند و اعمال آن را به جا آورند.
كسى كه در اين روز انفاق كند، خداوند او را مى آمرزد. در اين روز اطعام برادران دينى و خوشبو كردن آنان و توسعه بر اهل و عيال و پوشيدن لباس جديد و شكر گزارى به درگاه خداوند متعال و عبادت نمودن مستحب است.
فضيلتها و اسمهايى براى اين روز ذكر شده كه از جمله آنهاست : عيد الله الاكبر، غدير ثانى ، عيد فطر دوم ، روز فرح شيعه ، عيد اهل بيت (عليهم السلام )، روز قتل منافق ، روز قبولى اعمال ، روز پيروزى مظلوم ، روز دوستى مؤ منين ، روز پرهيز از كبائر، روز نابودى ضلالت و گمراهى ، روز شكر گزارى.
تقویم شیعه
@sarallah73
اعمال روز نهم ماه ربیع الاول
درباره روز نهم ماه ربیع الاول روایتی آمده است که می گوید : « روز نهم ماه ربیع الاول ، روز به هلاکت رسیدن دشمن خدا می باشد . »
این روز ، روزِ شادی و خوشحالی کردن است و اظهار سرور و شادی در این روز ، فضیلت زیادی دارد و نیز روزِ سرور و شادی شیعیان و خاندان پیامبر خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم می باشد .
در بین شیعیان ، روز نهم ماه ربیع الاول ، اینگونه شهرت یافته ؛ اما روایاتی هم وجود دارد که آن را تأیید نمی کنند ، که این امر شاید به خاطر تقیه کردن بوده و شاید هم این دو زمان با هم منطبق باشند .
به هرحال شایسته است که شیعیان و دوستداران اهل بیت پیامبر خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم ، در روز نهم ماه ربیع الاول ، به خاطر هلاک شدن دشمن خدا ، اظهار سرور و شادی کنند ؛ هرچند که یقین نداشته باشند که او در این روز هلاک شده باشد ؛ اما تنها برای عمل کردن به این روایت باید شادی کنند .
از آنجا که اظهار سرور و شادی برای نابودی دشمنان خدا ، تنها شایسته اولیاء و دوستان است ، حال اگر کسی از شیعیان اعمالش گواه بر دوستی و محبّتِ او نسبت به اهل بیت علیهم السّلام نبود ، شایسته است که در این روز ، همراه با اظهار شادی و سرور ، خود را به خاطر کوتاهی در دوستی ولایتِ اهل بیت علیهم السّلام شرمنده و شرمسار نشان بدهد و در مراسم شادی که برای نابودی دشمن خدا و دشمنِ اولیای خدا برپا شده ، اعمال حرام انجام ندهد ؛ زیرا انجامِ اعمالِ حرام که دشمنی آشکار با خداوند است ، مخالف شادی و سرور بر هلاکت دشمن مولا علیه السّلام می باشد .
المراقبات ، تألیف عارف کامل میرزا جواد آقا ملکی تبریزی ، صفحه 69
@sarallah73
دهم ربیع الاول سالگرد ازدواج رسول خدا صل الله علیه و آله و حضرت خدیجه سلام الله علیها ؛
بسیاری از مورخین و محدثین سن حضرت خدیجه (سلام الله علیها) را در حدود 25 تا 28 سال دانسته اند. و در آن زمان پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله)، نیز 25 ساله بودند، حالا سؤال اینجاست که چرا برخی می کوشند، که سن حضرت خدیجه را چهل سال معرفی کنند؟
به جهت این که بسیاری از اهل سنت و راویان و تاریخ نویسان پیرو مذهب خلفا، در صدر اسلام خوش نداشتند، شخصی را بالاتر از عایشه در بین همسران پیامبر (صلی الله علیه وآله) معرفی کنند؛ لذا دست به پاره ای روایات دروغ و استدلالات باطل زده اند، و به همین دلیل سن حضرت خدیجه سلام الله علیها یکی از مسائل پیچیده صدر اسلام است؛
طبق قول بیهقی( از مورخین اهل تسنن ) وقتی ایشان در زمان وفات یعنی سال دهم بعثت، 50 ساله باشند و 15 سال قبل از بعثت هم ازدواج کرده باشند، با این حساب سن حضرت خدیجه (سلام الله علیها)، در زمان ازدواج با پیامبر اکرم صل الله علیه و آله 25 سال بوده است، و رسول خدا هم در سن بیست و پنج سالگی بوده اند و حلبی هم همین قول را آورده است: «پیامبر با خدیجه ازدواج نمود، و در آن هنگام قولی وجود دارد که خدیجه در سن بیست وپنج سالگی بوده است.»
و همچنین تنها ازدواج حضرت خدیجه سلام الله علیها با رسول خدا صل الله علیه و آله بوده که باز هم تحریفات تاریخی توسط دشمنان اهل بیت علیهم السلام در این زمینه کارهایی انجام دادند ،
سلام خدا و آل الله بر تنها همسر و همنشین باوفای رسول خدا در دنیا و آخرت و لعنت خدا بر دشمنان خبیثشان .
بخوان خدای نبی را بخوان خدای خدیجه
که سفره های سحرهاست از دعای خدیجه
بگیر درس وفا را هم از وفای خدیجه
منم گدای خدیجه شوم فدای خدیجه
خدیجه همسر طاها خدیجه مادر زهرا
خدیجه بانوی والا خدیجه شیعهٔ مولا
خدیجه قبلهٔ دلها خدیجه کعبهٔ جانها
رواست اینکه بریزیم جان بپای خدیجه
منم گدای خدیجه شوم فدای خدیجه
خوش آنکه درس بگیرد ز ماجرای خدیجه
منم گدای خدیجه شوم فدای خدیجه
#تشرف
ازجمله کسانیکه به محضر امام زمان(عج) شرفیاب گردید آیت الله نجفی مرعشی بوده است. برخی از دستورات امام زمان (عج) به ایشان و ذکر آنها می تواند همچون گوهری گرانبها و هدیهای نورانی از جانب محبوب توتیای چشم ما گردد.
ایشان حداقل در دو مکان متفاوت یکی مسجد سهله و دیگری در سرداب سامراء موفق به شرفیابی به محضر حضرت حجت (عج) گردیدند.
تلاوت قرآن!
از جمله مطالبی که در دیدار آیت الله نجفی مرعشی با امام زمان(عج) مورد تأکید حضرت قرار گرفته است توصیه بر تلاوت و قرائت قرآن بوده است که حضرت (عج) فرمودند: بعد از نمازهای واجب بر تلاوت و قرائت این سوره ها مداومت نما. بعد از نماز صبح سوره "یس" بعد از نماز ظهر سوره "عمّ" بعد از نماز عصر سوره ی "عصر" بعد از نماز مغرب سوره ی "واقعه" و بعد از نماز عشاء سوره ی "ملک".
همچنین حضرت حجت(عج) برخواندن قرآن و هدیه کردن ثواب آن برای شیعیانی که وارثی ندارند یا دارند ولی یادی از آنها نمی کنند تأکید فرمودند.
درباره ی نماز!
از دیگر مطالبی که در دیدار آیت الله نجفی مرعشی با حضرت (عج) مورد تأکید قرار گرفت دو رکعت نماز بین نماز مغرب و عشاء بود که حضرت(عج) فرمودند که در رکعت اول بعد از حمد هر سوره ای خواستی می خوانی و دررکعت دوم بعد از حمد سوره ی واقعه را می خوانی و فرمودند: این نماز کفایت می کند از خواندن سوره ی واقعه بعد ازنماز مغرب که خواندن سوره ی واقعه بعد از نماز مغرب را مورد تأکید قرار داده بودند.
تعقیبات نماز!
همچنین حضرت (عج) تأکید فرمودند که: بعد ازنمازهای پنجگانه این دعا را بخوان:
"اَللّهُمَ سَرّحْنى عَنِ الهُمومِ وَالْغُمُومِ ووَحْشَةَ الصّدرِ و وَسْوَسَةِ الشَّیطان بِرَحمتِكَ یا اَرْحَمَ الرَّاحِمینَ."
این دعا براساس مضمون والایی که دارد انسان را از هم و غم و وحشت ها و نیز وسوسه های شیطان نجات می بخشد وسبب می شود زندگی انسان برای کسب معنویات آماده شود و افکار مزاحم از انسان دور گردد. همچنین تسبیح حضرت زهرا (سلام الله علیها) مورد تأکید خاص حضرت (عج) قرار گرفت.
مستحبات نماز!
از دیگر تأکیدات حضرت(عج) خواندن دعایی در ذکر رکوع نمازهای یومیه مخصوصا رکعت آخر است که فرمودند: "اَللّهُمَ صَلِ عَلى مُحمّدٍ وَآلِ محمّد و تَرَحَّم عَلى عَجزِنا وأَغِثْنا بحقِّهِم."
نماز شب!
از دیگر سفارشات حضرت ولی عصر(عج) به آیت الله مرعشی خواندن نماز شب بوده است و فرمودند: "ای سید! تأسف براهل علمی که عقیده شان انتساب به ماست و لکن این اعمال را ادامه نمی دهند."
نهج البلاغه و صحیفه سجادیه را دریابید!
از دیگر سفارشات و توصیه های حضرت(عج) مطالعه و حفظ نهج البلاغه ونیز حفظ دعاهای صحیفه ی سجادیه است که بخصوص تأکید برحفظ خطبه ی شقشقیه امیرالمۆمنین (علیه السلام) داشتند این خطبه ی فصیح و غراء درباره ی ذکر ویژگی های متقین است که در نهایت زیبایی و عمق معانی است همچنین خطبه ی حضرت زینب کبری (سلام الله علیها) در مجلس یزید و حفظ آنرا مورد سفارش قرار دادند.
افتخار به سادات!
حضرت حجت(عج) در دیداربا آیت الله نجفی مرعشی از جمله براحترام ذریه ی سادات به ایشان توصیه و سفارش فرمودند و سپس به ایشان فرمودند: "قدر خود را به خاطر انتساب به اهل بیت (علیهم السلام) بدان و شکر این نعمت راکه موجب سعادت و افتخار زیاداست به جای آور."
زیارت حضرت سیدالشهداء (علیه السلام)!
از دیگر سفارشات مۆکد حضرت بقیه الله(عج) توصیه بر زیارت حضرت سیدالشهداء (علیه السلام) است که فرمودند: "از دور و نزدیک بر این زیارت مداومت کنید و نیز زیارت سایر اولاد ائمه (علیهم السلام) و صالحین و علما را نیز مورد تأکید قرار دادند.
تحریف قرآن هرگز!
از دیگر مسائلی که در تشرف آیت الله مرعشی به محضر امام عصر(عج) مطرح گردید انکار شدید بر کسی که قائل به تحریف قرآن است بود که حتی ایشان بر افرادی که احادیث تحریف را جعل کرده و قرار داده اند نفرین فرمودند.
سایر سفارشات!
از دیگر سفارشات حضرت حجت(عج) به آیت الله مرعشی نجفی تأکید بر صله ی رحم و رعایت حقوق استاد و معلمین و نیز سفارش بر احترام به پدر و مادر چه زنده باشند چه مرده بوده است.
منابع و مآخذ:
1-کتاب شیفتگان حضرت مهدی(عج)، ج1، ص157تا159 ونیز ص152
2- برکات حضرت ولی عصر(عج)، بخش چهارم:تجلیات
@sarallah73
#تشرف راشد همدانی محضر امام زمان(عج)
احمد بن فارس ادیب از اساتید شیخ صدوق می گوید:
راشد همدانی از مردم هَمَدان به حج می رود. هنگام بازگشت، کاروان در بیابانی منزل می کنند تا شب را به روز آورند.
مرد، در انتهای کاروان به خواب رفته بود. وقتی که از حرارت آفتاب بیدار شد، کاروان رفته بود و اثری از آن به جای نمانده بود.
حاجی همدانی در این زمینه می گوید:
در آن لحظه وحشت زده از جا برخاستم و بدون آن که بدانم به کجا می روم، با توکل له خدا به راه افتادم.
مقداری راه رفته بودم که سرزمین سبز و خرمی را دیدم و در وسط آن منطقه سرسبز، خانه ای را دیدم
که دربانی بر درِ آن ایستاده است. به سوی دربان رفتم، تا مرا راهنمایی کند.
دربان، مرا با خوشرویی پذیرفت و بعد از اجازه گرفتن از صاحب خانه مرا به درون خانه نزد صاحب خانه برد.
جوانی در اتاق نشسته بود و در بالای سرش شمشیر بلندی از سقف آویزان بود.
سیمای آن جوان مانند ماه شب چهارده می درخشید.
سلام کردم بعد از پاسخ فرمود: می دانی من که هستم. گفتم: نه.
فرمود: من قائم آل محمد هستم. من آن کسی هستم که در آخر الزمان ظهور خواهم کرد و جهان را پر از عدل و داد خواهم کرد؛ وقتی که از ظلم و بیداد پر شده باشد.
تا این سخن را شنیدم، به رو بر زمین افتادم و چهره ام را به خاک ساییدم. فرمود: این کار را نکن سرت را بلند کن.
من اطاعت کردم. سپس فرمود: تو فلانی هستی و نام مرا بر زبان آورد. از شهری هستی که در دامن کوه قرار دارد و هَمَدانش گویند.
گفتم: آری سرورم چنین است.
فرمود: می خواهی نزد خانواده ات بازگردی.
گفتم: بلی ای آقای من، و به آنان مژده دیدار شما را خواهم داد.
حضرتش به خادم اشاره ای فرمود.
خادم، دستم را گرفت و کیسه ای به من داد و چند قدم همراه من برداشت که من تپّه و ماهورها و درختانی و مناره مسجدی را دیدم.
پرسید: این شهر را می شناسی. گفتم: نزدیک ما شهری است به نام اسد آباد و این بدان شهرماند.
گفت: این همان اسد آباد است برو به خوشی و سعادت. دیگر او را ندیدم. وقتی که داخل اسد آباد شدم، کیسه را باز کردم.
دیدم محتوی چهل یا پنجاه دینار زر است. پس به سوی همدان رفتم و تا دینارها باقی بود روزگار خوشی داشتم.
همسفران او که در حج بودند، پس از زمانی نه چندان کوتاه رسیدند و گم شدن او را به همه می گفتند. وقتی او را در شهر خودشان دیدند، تعجب کردند. فرزندان و خاندان او و بسیاری از کسان، از سفر این مرد هدایت یافتند.[1]
پی نوشت:
[1] كمال الدين و تمام النعمة، ج 2، ص 188
منبع : امام زمان (ع) سرچشمه نشاط جهان، ص: 147؛ پاک نیا، عبدالکریم
@sarallah73