هدایت شده از یا مولای یا صاحب الزمان ادرکنی
امام هادی علیه السلام رو متوکل ملعون به بارگاه خویش فراخوانده بود و قصد جان حضرت رو کرده بود .
امام هادی بی آنکه به مردمی که برای نظاره آمده بودند توجه کنه، نگاهش به یال اسب دوخته بود. ابهت امام وجود مرد غریبی که آنجا بود رو فرا گرفت. چشم از امام بر نمیداشت. تاکنون نه امام هادی رو دیده بود و نه از او چیزی شنیده بود. اما دلش لبریز از محبت امام شده بود.
دلش لرزید. در دل شروع به دعا کردن برای رهایی امام هادی از دست متوکل کرد. از خدا طلب کرد تا شر متوکل از سر فرزند رسول خدا کم بشه
وقتی نگاه امام بهش افتاد فرمود: "خدا دعايت را مستجاب كرد".
"خداوند عمر طولانى و كثرت مال و فرزند عطایت كنه "
آری دعای قلبی برای امام معصوم نه تنها مستجابه بلکه باعث گشایش اموره
امام زمان هم به ما فرموده
و اکثر الدعا بتعجیل الفرج فان ذالک فرجکم
یعنی بیشترین دعاتون برا فرج و ظهور باشه که همین باعث گشایش کارهای خودتونه
@sarallah73
tobe. 1391-03-05- .mp3
زمان:
حجم:
1.4M
#سخنرانی_کوتاه
وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوٓا أَنْفُسَهُمْ جَآءُوكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ
طلب مغفرت امام زمان (عج) برای شیعیان و محبین
#توبه
@sarallah73
mah rajab 1391-03-05- .mp3
زمان:
حجم:
3.6M
#سخنرانی_کوتاه
دعای ماه رجب
اَعْطِنی بِمَسْئَلَتی اِیّاکَ
جَمیعَ خَیْرِ الدُّنْیا وَجَمیعَ خَیْرِ الاْخِرَهِ
#ولادت_اول_ماه_رجب_و...
@sarallah73
زیارت جامعه کبیره (5).mp3
زمان:
حجم:
6.4M
زیارت جامعه کبیره
صوتی
@sarallah73
زیارت جامعه کبیره امام هادی علیه السلام.pdf
حجم:
822.4K
زیارت جامعه کبیره
پی دی اف
@sarallah73
91-03-05 Mah-e-Rajab(3).mp3
زمان:
حجم:
1.2M
#سخنرانی_کوتاه
ماه رجب، ماه حرامه کسی حق نداره بجنگه...
@sarallah73
#تشرف
علی بن مهزیار نقل میکند: من بیست مرتبه به حج بیتالله الحرام مشرف شدم و در تمام این سفرها قصدم دیدن مولایم امام زمان بود، ولی در این سفرها هرچه بیشتر تفحص کردم کمتر موفق به اثریابی از آن حضرت گردیدم. بالاخره مأیوس شدم و تصمیم گرفتم که دیگر به مکه نروم. وقتی که دوستان عازم مکه بودند، به من گفتند مگر امسال به مکه مشرف نمیشوی؟ گفتم: نه، امسال گرفتاریهایی دارم و قصد رفتن به مکه را ندارم.
شبی در عالم خواب شنیدم کسی میگوید: ای علی بن ابراهیم، خداوند به تو فرمان داده که امسال را نیز حج کنی.
شبی در مطاف، جوان زیبا و خوش بویی را دیدم که به آرامی راه میرود و در اطراف خانه خدا طواف میکند. دلم متوجه او شد. برخاستم و به جانب او رفتم. تا متوجه من شد، پرسید از مردم کجایی؟ گفتم: از اهل عراقم.
آنگاه فرمود: ای پسر مهزیار خداوند به تو اذن میدهد، خداوند به تو اذن میدهد. به محل اقامت خود برگرد، و با رفقایت خداحافظی کن، و چون شب فرا رسید، به جانب شعب بنی عامر بیا که مرا در آنجا خواهی دید.
من با خوشحالی فوق العادهای به منزل رفتم، و وسائل سفر را جمع کردم و با رفقا خداحافظی نمودم و گفتم برایم کاری پیش آمده. که باید چند روزی به جایی بروم. پس چون شب شد، شتر خود را پیش کشیدم و جهاز آن را محکم بستم و لوازم خود را بار کردم و سوار شدم و به سرعت راندم تا به شعب بنی عامر رسیدم. دیدم همان جوان ایستاده و مرا صدا میزند: ای ابوالحسن! نزد من بیا. وقتی نزدیک وی رسیدم، به من گفت پیاده شو تا نماز شب بخوانیم. پس از نماز شب، امر فرمود سجده کنم و تعقیب بخوانم. سپس سوار شدیم و راه افتادیم تا طلوع فجر دمید، پیاده شدیم و نماز صبح را خواندیم. وقتی که نمازش را تمام کرد سوار شد و به من هم دستور داد سوار شوم. من هم سوار شدم و با وی حرکت نمودم تا آنکه قلّة کوه طائف پیدا شد. هوا قدری روشن شده بود.
پرسید آیا چیزی میبینی؟ گفتم: آری تل ریگی میبینم که خیمهای بر بالای آن است و نور داخل آن تمام صحرا را روشن کرده است! گفت: بله درست است، منزل مقصود همان جاست، جایگاه مولا و محبوب ما، در همان جا قرار دارد.
سپس گفت: بیا برویم. وقتی مسافتی از راه را رفتیم، گفت پیاده شو که در اینجا سرکشان ذلیل و جباران خاضع میگردند. گفتم شترها را چه بکنیم؟ گفت: اینجا حرم قائم آل محمد است. کسی جز افراد با ایمان بدینجا راه نمییابد، و هیچ کس جز مؤمن از اینجا بیرون نمیرود. پس مهار شتر را رها کردم، و به من دستور داد تا در بیرون چادر توقف کنم. وقتی برگشت، گفت: داخل شو که در اینجا جز سلامتی چیزی نیست. بشارت باد به تو، اذن دخول صادر شد.
وقتی وارد شده چشمم به جمال آقا افتاد، سلام کرده با شتاب به سویش رفته و خود را به دست و پای ایشان انداختم و صورت و دست و پای آن حضرت را بوسیدم. دیدم حضرت بر جایی نشستهاند، قدشان مانند چوبة درخت بان بود و پارچهای بر روی لباس پوشیده که قسمتی از آن را روی دوش مبارک انداختهاند. اندامشان در لطافت مانند گل بابوبه و رنگ مبارکشان گندمگون و در سرخی همچون گل ارغوانی است، ولی در عین حال چندان سرخ نبود. قطراتی از عرق مثل شبنم بر آن نشسته بود، پاکیزه و پاک سرشت و نه بسیار بلندقد و نه چندان کوتاه بود. بلکه متوسط القامة، سر مبارکشان گرد، پیشانی گشاده، ابروانش بلند و کمانی، بینی کشیده و میان برآمده، صورت کم گوشت، و بر گونه راستشان خالی مانند پاره مشکی بر روی عنبر کوبیده شده بود. وقتی سلام کردم، جوابی از سلام خود بهتر شنیدم.
فرمودند: ای ابوالحسن، ما شب و روز منتظر ورودت بودیم، چرا این قدر دیر نزد ما آمدی؟
عرض کردم: آقای من! تاکنون کسی را نیافته بودم که دلیل و راهنمای من به سوی شما باشد.
فرمودند: آیا کسی را نیافتی که تو را راهنمایی کند؟!! بعد انگشت مبارک را به روی زمین کشیده، سپس فرمودند: نه لکن شماها اموالتان را فزونی بخشیدید، و بر بینوانان از مؤمنین سخت گرفته، آنان را سرگردان و بیچاره کردید، و رابطة خویشاوندی را در بین خود بریدید (صله رحم انجام ندادید) دیگر شما چه عذری دارید؟
گفتم: توبه، توبه، عذر میخواهم. ببخشید، نادیده بگیرید.
سپس فرمودند: ای پسر مهزیار، اگر نبود که بعضی از شما برای بعضی دیگر استغفار میکنید، تمام کسانی که بر روی زمین هستند، نابود میشدند به جز خواص شیعه؛ همانهایی که گفتارشان با رفتارشان یکی است .
1387-04-21 YaManArjoho.mp3
زمان:
حجم:
35.1M
#سخنرانی
«یا من ارجوه»
@sarallah73
mahrajab 1391-03-05- .mp3
زمان:
حجم:
4.7M
#سخنرانی_کوتاه
شب لیلة الرغائب
@sarallah73
3.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
من زیر بیرق ابالفضل عباسم
من زیر بیرق هیچ کس دیگه نمیرم
@sarallah73
بسم الله الرحمن الرحیم :
امام صادق سلام الله علیه لقب بنده ی صالح خدا را به حضرت عباس علیه السلام داده «السلام علیک ایها العبد الصالح المطیع لله ...؛ سلام بر تو ای بنده صالح و فرمان بر خدا ...» و این یعنی اعطای لقب بندگی خدا از طرف معصوم به حضرت عباس.
آثار سجده بر پیشانی آن حضرت از کثرت سجود نمایان بود ، چنانکه قرآن کریم یکی از نشانههای بندگان مخلص خدا را آثار سجده در پیشانی آنها میداند و میفرماید: «مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَ الَّذینَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْکُفَّارِ رُحَماءُ بَیْنَهُمْ تَراهُمْ رُکَّعاً سُجَّداً یَبْتَغُونَ فَضْلاً مِنَ اللَّهِ وَ رِضْواناً سیماهُمْ فی وُجُوهِهِمْ مِنْ أَثَرِ السُّجُود ... ؛ محمّد فرستاده خداست و کسانى که با او هستند در برابر کفّار سرسخت و شدید، و در میان خود مهربانند پیوسته آنها را در حال رکوع و سجود مىبینى در حالى که همواره فضل خدا و رضاى او را مىطلبند نشانه آنها در صورتشان از اثر سجده نمایان است...» (سوره فتح، آیه 29) حضرت عباس اینگونه بود «و بین عینیه اثر السجود»؛ و بین چشمان او اثر سجده نمایان بود.
یکی از کوچکترین ارادتمندان به حضرت ابوالفضل سلام الله علیه مرحوم آقای قاضی بودند که به فرموده ی علامه طباطبایی و علمای برجسته شیعه ایشان سرآمد بوده.
آیتالله نجابت شیرازی از شاگردان مرحوم قاضی چنین نقل میکند: آیتالله سید علی آقای قاضی که چهل سال در ریاضت بود و همچون کوهی استوار، استقامت ورزیده است ، ایشان همیشه نماز مغرب و عشاء را در حرمین شریفین امام حسین و حضرت ابوالفضل به جا میآورد، اما این بار که به حرم حضرت ابوالفضل میرسد با خود میاندیشد که تا به حال در مدت چهل سال هیچ چیز از عالم معنا برایم ظهور نکرده، هر چه دارم به عنایت خدا و به برکت ثبات قدم است.
در راه، سید ترکزبانی که دیوانه مینمود، به طرف مرحوم قاضی میدود و میگوید: سید علی، سید علی، امروز مرجع اولیا در تمام دنیا حضرت ابوالفضل هستند اما قاضی که متحیرانه قدم در وادی حایر قدسی حسینی میگذاشت، متوجه نمیشود که آن سید چه میگوید!
به حرم حضرت ابوالفضل میرود، اذن دخول و زیارت و نماز زیارت میخواند و میخواهد که مشغول نماز مغرب شود. تکبیرة الاحرام را که میگوید، میبیند که وضع در اطراف حرم حضرت ابوالفضل به طور کلی عوض میشود، آنگونه که نه چشمی تا به حال دیده و نه گوشی شنیده و نه به قلب بشری خطور کرده است.
اعظم از همه ی این کلام ها این است که امام زمان ارواحنا فداه فرموده اند هر جا ذکر عمویم عباس باشد سراسیمه به آنجا میروم ،
خود امام زمان گفته است می آید
به مجلسی که در آن ذکر یا ابوالفضل است
پس به خود و اطرافیانمان رحم کنیم و با توسل به حضرت ابوالفضل علیه السلام ، جز حضرت بقیه الله آمال و آرزویی نداشته باشیم که اگر چنین نکنیم ، خداوند فرموده شما از روی زمین محو میشوید و به جای شما قوم دیگری می آوریم ، اما همچنان امام زمان از گناهان و بی توجهی های ما در ناراحتی و فشار به سر میبرند .
و در پایان عرض میکنیم ای آقای ما و ای فرزند فاطمه ی زهرا ، ما حتی توان آمدن به سوی شما را نداریم ، و شب و روز عرض می کنیم یا مولای یا صاحب الزمان ادرکنی و لا تهلکنی
فرج امام زمان ارواحنا فداه به نفس امام زمان به نیابت از حضرت زینب سلام الله علیها و خواهر داغدارشون
یا حسین یا حسین یا حسین
یا ابوالفضل یا ابوالفضل یا ابوالفضل
یا زهرا یا زهرا یا زهرا...