eitaa logo
یا مولای یا صاحب الزمان ادرکنی
468 دنبال‌کننده
95 عکس
47 ویدیو
72 فایل
اللهم عجل لولیک الفرج روضه ، قرآن‌ ،روایت و سخنرانی ارتباط @hamdelimohebin
مشاهده در ایتا
دانلود
rajab,velayat,resalat_88-4-1288-04-12--206 Rajab,Velayat,Resalat(2).mp3
زمان: حجم: 6M
چرا امام جواد رو لقب تقی گذاشتن... چشم امید امام زمان به ماهاست... @sarallah73
امام جوادعلیه السلام فرموده: «اول ما جَری بِه القلم علی اللوحِ قَتل الحسین» اولین چیزی که با قلم بر لوح نوشته شد، شهادت امام حسین(علیه السلام) بوده است. @sarallah73
دوازدهم رجب سال ۶۰ هجری قمری معاويه بن ابی سفيان (لعنت‌الله‌عليه) در سن ۷۸ سالگى در شام به درک واصل شد و به جهنم شتافت، روز_شادى اهل ايمان و روز حزن و اندوه اهل كفر و طغيان است، روزه اين روز به جهت شكر الهی برای هلاكت معاويه ملعون مستحب است، راغب اصفهانى در محاضرات و ابن ابى الحديد از ربيع الابرار زمخشرى نقل می‌كنند كه معاويه (لعنت‌الله‌علیه) را به چهاركس نسبت می‌دادند: مسافر بن ابى عمرو، عمارة بن وليد بن مغيره، عباس بن عبدالمطلب و صباح كه مغنى عمارة بن وليد بود، ابوسفيان (لعنت‌الله‌علیه) مردى زشت و كوتاه قد بود، و يک چشم او در طائف و چشم ديگرش در يرموک كور شده بود، باطنش كورتر از چشمش بود و نهايت عداوت و دشمنى با پيامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) را داشت، ابوسفيان (لعنت‌الله‌علیه) در هر جنگ و فتنه‌اى كه بر عليه پيامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) بوجود می‌آمد دخالت داشت و در سال فتح_مكه از ترس اسلام آورد و با نفاق زندگى كرد تا به درک واصل شد و به جهنم شتافت، مادر معاويه (لعنت‌الله‌علیه) هند جگر خوار است، هند به ظاهر همسر ابوسفیان و مادر معاویه و عتبه و یزید بود، اما از صاحبان پرچم بود، وقتی پيامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) در فتح مكه ريختن_خون معاويه و ابوسفیان را مباح شمردند، عباس عموی پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) شفاعت آنان را کرد و چند بار مانع کشته شدن آنان شد تا پنج_ماه قبل از شهادت پيامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) به ظاهر_اسلام آوردند، ماجرای تخلف معاویه از دستور پیامبر(ص) و به دنبال آن، نفرین حضرتشان است: «پیامبر(ص) به معاویه پیام داد گفتند: او مشغول غذا خوردن است. لحظاتی گذشت و پیامبر دوباره پیام خود را تکرار کرد. باز هم گفتند: او مشغول صرف غذا است! پیامبر(ص) دقایقی صبر کرد و برای بار سوم برایش پیام فرستاد و برای بار سوم نیز گزارش دادند که او هنوز دارد غذا می‌خورد! این‌جا بود که پیامبر(ص) فرمودند: «لا أشبع الله‌ بطنه‌؛ خدا هیچ‌گاه شکمش را سیر نکند». معاويه (لعنت‌الله‌علیه) نیز به نفرین حضرت دچار شد، در مسير مكه به شام به حدی_بيمار شده كه بدن_نحسش می‌لرزيد و دهان او بسته نمی‌شد، تا وارد شام شد، دائم_گرسنه بود و از غذا خوردن خسته میشد ولی سیر_نمی‌شد، آخرالامر آنقدر طعام خورد تا شکمش_پاره شده به درک واصل شد و به جهنم شتافت، معاويه (لعنت‌الله‌علیه) در هنگام مرگ گفت چند گناه_بزرگ كرده‌ام: حق على بن ابی‌طالب (علیه‌السلام) را غصب كردم، حسن بن على (علیه‌السلام) را با فريب دادن جعده شهید کردم، و يزيد را به جانشينى خود انتخاب كردم، و حجر بن عدى و اصحاب او را به قتل رساندم. منابع: مسارالشيعه ص ۳۴ ، فيض العلام ص ۳۱۶ ، تتمةالمنتهى ص ۴۷ ، منتخب التواريخ ص ۴۴۸ ، وقايع الايام ج رجب ص ۱۷۴ ، احقاق الحق ص ۲۶۵ ، نهج الحق ص ۳۱۱ اللهم العن الجبت و الطاغوت اللهم عجل لولیک الفرج @sarallah73
در ولادت باسعادت اميرالمؤ منين مـشـهـور آن اسـت كـه آن حـضـرت در روز جـمـعـه سـيـزدهـم مـاه رجـب بـعـد از سـى سـال از عـام الفـيـل در مـيـان كـعـبـه مـعظمه متولد شده است ، پدر آن حضرت ابـوطـالب پـسـر عـبـدالمـطـّلب بـوده كـه بـا عـبـداللّه پـدر حـضـرت رسـول بـرادر اعـيـانـى (پـدرى و مـادرى ) بـوده و مادر آن حـضـرت ، فـاطـمـه بـنـت اسـد بـن هـاشـم بـن عـبـدمـنـاف بـوده و آن حـضـرت و برادرانش اوّل هـاشـمـى بـودنـد كـه پـدر و مـادرشان هر دو هاشمى بودند. و در كيفيت ولادت آن جناب روايـات بـسـيـار اسـت و آنـچـه بـه سـنـدهـاى بـسيار وارد شده آن است كه روزى عباس بن عـبـدالمـطّلب با يزيد بن قعنب و با گروهى از بنى هاشم و جماعتى از قبيله بنى العزّى در بـرابـرخانه كعبه نشسته بودند ناگاه فاطمه بنت اسد به مسجد درآمد و به حضرت امـيـرالمـؤ مـنـيـن نـُه مـاه آبستن بود و او را درد زائيدن گرفته بود، پس در برابر خانه كعبه ايستاد و نظر به جانب آسمان افكند و گفت :پروردگارا! من ايمان آورده ام بـه تـو و بـه هـر پـيـغـمـبـر و رسـولى كـه فـرسـتـاده اى و بـه هـر كـتـابـى كـه نـازل گـردانـيـده اى و تـصـديـق كـرده ام بـه گـفـتـه هـاى جـدّم ابـراهـيـم خـليـل كـه خـانـه كـعـبـه بـنـا كـرده او اسـت ، پـس سـؤ ال مى كنم از تو به حق اين خانه و به حق آن كسى كه اين خانه را بنا كرده است و به حق ايـن فـرزنـدى كـه در شـكـم مـن است و با من سخن مى گويد و به سخن گفتن خود مونس من گـرديـده اسـت و يـقـين دارم كه او يكى از آيات جلال و عظمت تو است كه آسان كنى بر من ولادت مرا. عـبـاس و يـزيـد بـن قـعنب گفتند كه چون فاطمه از اين دعا فارغ شد ديديم كه ديوارِ عقب خـانـه شـكـافته شد فاطمه از آن رخنه داخل خانه شد و از ديده هاى ما پنهان گرديد، پس شكاف ديوار به هم پيوست به اذن خدا. و ما چون خواستيم در خانه را بگشاييم چندان كه سعى كرديم در گشوده نشد دانستيم كه اين امر از جانب خدا واقع شده و فاطمه سه روز در انـدرون كـعـبـه مـانـد اهـل مـكـّه در كـوچـه هـا و بـازارهـا ايـن قـصـّه را نـقـل مـى كـردنـد و زنـها در خانه ها اين حكايت را ياد مى كردند و تعجب مى نمودند تا روز چهارم رسيد پس همان موضع از ديوار كعبه كه شكافته شده بود ديگر باره شكافته شد فـاطـمـه بـنـت اسـد بـيـرون آمـد و فرزند خود اَسَداللّه الغالب على بن ابى طالب را در دسـت خـويـش داشـت و مـى گـفـت : اى گـروه مردم ! به درستى كه حق تعالى بـرگـزيد مرا از ميان خلق خود و فضيلت داد مرا بر زنان برگزيده كه پيش از من بوده اند؛ زيرا كه حق تعالى برگزيد آسيه دختر مزاحم را و او عبادت كرد حق تعالى را پنهان در مـوضـعـى كـه عـبـادت در آنـجـا سـزاوار نـبـود مـگـر در حـال ضـرورت يـعـنى خانه فرعون ؛ و مريم دختر عمران را حق تعالى برگزيد و ولادت حـضـرت عـيـسى عليه السّلام را بر او آسان گردانيد و در بيابان درخت خشك را جنبانيد و رُطـَب تـازه از براى او از آن درخت فرو ريخت و حق تعالى مرا بر آن هر دو زيادتى داد و هـمچنين بر جميع زنان عالميان كه پيش از من گذشته اند؛ زيرا كه من فرزندى آورده ام در مـيـان خـانـه بـرگـزيـده او و سه روز در آن خانه محترم ماندم و از ميوه ها و طعامهاى بهشت تـنـاول كـردم و چون خواستم كه بيرون آيم در هنگامى كه فرزند برگزيده من بر روى دسـت مـن بود، هاتفى از غيب مرا ندا كرد كه اى فاطمه ! اين فرزند بزرگوار را (على ) نـام كـن بـه درسـتـى كـه مـنـم خـداونـد عـلىّ اعـلا و او را آفـريـده ام از قـدرت و عـزّت و جلال خود و بهره كامل از عدالت خويش به او بخشيده ام و نام او را از نام مقدّس خود اشتقاق نـموده ام و او را به آداب خجسته خود تاءديب نموده ام و اُمور خود را به او تفويض كرده ام و او را بـر عـلوم پـنـهـان خـود مـطـلع كـرده ام و در خـانـه مـحـتـرم مـن مـتـولّد شـده اسـت و او اول كـسـى اسـت كـه اذان خـواهـد گـفـت بـر روى خانه من و بتها را خواهد شكست و آنها را از بـالاى كـعـبـه بـه زيـر خـواهـد انداخت و مرا به عظمت و مجد و بزرگوارى و يگانگى ياد خـواهـد كـرد و اوست امام و پيشوا بعد از حبيب من برگزيده از جميع خلق من محمد صلى اللّه عـليـه و آله و سـلّم كـه رسـول مـن اسـت و او وصـى او خـواهـد بـود خـوشـا حـال كـسـى كـه او را دوسـت دارد و يـارى كـنـد او را، و واى بـر حال كسى كه فرمان او نبرد و يارى او نكند و انكار حق او نمايد. و ايـن فـضـيـلت از خـصـايـص آن حـضـرت اسـت ؛ چـه اشـرف بِقاع حَرَمِ مكه است و اشرف مـواضـع حـرم مـسـجد است و اشرف موضع آن كعبه است و احدى غير از حضرت اميرالمومنین در چـنـيـن مكانى متولد نشده ، و نيز متولّد نشده مولودى در سيّد ايّام كه روز جمعه باشد در شهر حرام كه ماه رجب باشد در بيت الحرام سواى اميرالمؤ منين عليه السّلام ابوالائمّة الكرام عَلَيه وَ آلِهِ آلاف السَّلام. منتهی الآمال شیخ عباس قمی @sarallah73
امام صادق عليه السلام از قول حضرت رسول صلوات الله علیه فرمودند:  خداوند تعالى قرار داده براى برادرم علی بن ابى طالب علیه السلام فضائلی را كه از كثرت و زيادى شمرده نمی شود،  پس هر كس یكی از فضائل او را بخواند با اقرار به آن، خداوند گناهان گذشته و آينده او را می بخشد  و هر كس یک فضیلت از فضائل او را بنویسد تا وقتى كه اثر آن نوشته باقى باشد ملائكه براى او استغفار می كنند  و هر كه گوش فرا دهد به يكى از فضائل او خداوند گناهان او را كه از راه گوش انجام داده می ‌آمرزد  و هر كه تماشا كند (بخواند) به نوشته اى از فضائل او خداوند گناهانی را كه او از راه چشم مرتكب شده می ‌آمرزد. سپس فرمود نگاه به علی بن ابى طالب علیه السلام عبادت است خداوند ايمان بنده ‌اى را نمی ‌پذیرد مگر با ولایت او و بیزاری از دشمنانش. منبع: أمالی شیخ صدوق، مجلس بیست و هشتم، حدیث ۱۰، @sarallah73
گریه امام زمان در وفات حضرت زینب علیها سلام در عالم خواب امام زمان حضرت ولى عصر (عج) را دیدم، بسیار غمگین و آشفته حال بود، به محضرش رفتم و سلام کردم، سپس عرض کردم: چرا این گونه ناراحت و گریان هستى؟ فرمود: امروز روز وفات عمه‌ام حضرت زینب است. از آن روزى که عمه‌ام زینب وفات کرده، تا کنون، هر سال در روز وفات او، فرشتگان در آسمانها مجلس عزا به پا مى‌کنند و آن چنان مى‌گریند که من باید بروم و آنها را ساکت کنم، آنها خطبه حضرت زینب را که در بازار کوفه خواند، مى‌خوانند و مى‌گریند، من هم اکنون از آن مجلس فرشتگان مراجعت نموده‌ام. (2) 2) خصائص الزینبیه، ص 211 و 212 @sarallah73