2.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
قبل از دوران مهدی موعود...
هدایت شده از یا مولای یا صاحب الزمان ادرکنی
جنگ احد و شهادت حضرت حمزه
بعد از شهادت حمزه، هند مادر معاویه از بغض و عدواتى که با حمزه داشت جگر حمزه را طلبید و در دهان گذاشت، در دهانش به قدرت خدا سخت و از دهان بیفکند. از این جهت او را (آکلة الاکباد) گفتند.
پس به بالین حمزه آمد و گوش و بینى و اعضاى آن جناب را مُثله کرد و ابن الزبعرى در مفاخرت قریش و فتح ایشان اشعارى بگفت که یزید به بعضى از آنها تمثّل جست در آن هنگام که سرمبارک امام حسین علیه السلام را در مجلس او آوردند.
و قتل حمزه در رسول خدا(ص) سخت تأثیر کرد و چون از جنگ گاه به مدینه تشریف آورد و این هنگام که کمتر خانه اى بود که از آن بانگ گریه و سوگوارى بلند نباشد، از جهت عزاى شهید خود، جز از خانه حمزه. لهذا رسول خدا(ص) اشک در چشمانش گردید و فرمود.(لکن حمزد لابواکى له)"2" ؛ حمزه در این روز گریه کن ندارد.
انصار، چون این شنیدند، به خانه هاى خود شدند و زنها را گفتند که بر کشتگان خویش گریه نکنید. اول به خانه حمزه شوید و بر او بگریید آنگاه بر کشتگان خود، نوحه نمایید. ایشان چنین کردند. پیغمبر را خوش آمد و دعا کرد در حق ایشان.
در اين روز دندان و پيشانى پيامبر را شكستند.
فداكارى هاى امير المؤمنين در احد
در اين روز بر اثر فداكاريها و شجاعتهايى كه امير المؤ منين در دفاع از وجود شريف خاتم الانبياء و حفاظت از آن حضرت نشان داد جراحتهاى زيادى بر بدن مباركش رسيد.
اين در حالى بود كه ديگران فرار كرده بودند، و پيامبر فرمود: يا على ، آيا مى شنوى كه از آسمان تو را مدح مى كنند. يكى از ملائكه به نام رضوان مى گويد: لا سيف الا ذوالفقار و لافتى الا على . امير المؤ منين مى فرمايد: از خوشحالى گريستم و خداوند سبحان را بر اين نعمت حمد كردم
در اين جنگ پيروزى در ابتداء از آن مسلمانان بود، ولى مقدارى كه به تعقيب دشمن رفتند و ميدان خالى شد، بازگشتند و مشغول جمع غنايم شدند و اكثر نگهبانان مخالفت دستور پيامبر نمودند و محل نگهبانى خود را رها كردند و مانند بقيه مشغول جمع غنايم شدند.
خالد بن وليد كه از سر دسته هاى كفار در اين جنگ بود از همان قسمت با كفار حمله كردند
تعداد اندكى از نگهبانان دره كه نرفته بودند شهيد شدند و كفار از پشت سر به مسلمانان حمله كردند. فراريان كفار هم تا اين وضع را ديدند بازگشتند و حمله به مسلمين شدت گرفت . جراحتهاى فراوانى بر بدن مبارك پيامبر رسيد و شيطان فرياد بر آورد كه محمد كشته شده است ! مسلمانان با شنيدن اين ندا فرار كردند، و فقط چند نفرى از وجود مبارك پيامبر محافظت مى كردند كه عبارت بودند از امير المؤ منين و ابودجانه كه شهيد شد و زنى به نام نسيبه و انس بن نضر كه تازه از مدينه رسيده بود.
ابوبكر و عمر در جنگ احد
عمر بن خطاب مى گويد: در احد با پيامبر بيعت كرده بوديم بر اينكه كسى فرار نكند، و هر كس از ما كه فرار كند ضال و گمراه است ، و هر كس از ما كشته شود شهيد است.
احمد بن حنبل مى گويد: ابوبكر و عمر در اين جنگ فرار كردند. هنگامى كه امير المؤ منين در تعقيب فرارى ها بود، عمر در حالى كه اشك چشمانش را پاك مى كرد بر گشت و به امير المؤ منين عرض كرد: مرا ببخشيد!! امير المؤ منين فرمود: ((آيا تو نبودى كه صدا زدى : محمد كشته شده است ، به دين قبلى خود برگرديد))؟!! عمر گفت : اين كلام را ابوبكر گفته است ! در اينجا بود كه اين آيه نازل شد: ان الذين تولوا منكم يوم التقى الجمعان انما استزلهم الشيطان.
امام صادق (عليه السلام ) مى فرمايد: در جنگ احد امير المؤ منين در حال دفاع از پيامبر بودند، و ديگر اصحاب فرار مى كردند. آن حضرت همچون شير غضبناك از قفاى گريختگان رفت و اول به عمر بن خطاب رسيد كه به اتفاق عثمان و حارث بن حاطب و عده اى ديگر به سرعت فرار مى كردند. حضرت فرياد بر آورد:اى جماعت ، بيعت شكستيد و پيامبر را تنها گذاشتيد و به سوى جهنم مى گريزيد؟
عمر بن خطاب مى گويد: على را ديدم با شمشير پهنى كه مرگ از آن مى چكيد و چشمهايش از خشم مانند دو قدح خون بود، يا مانند دو كاسه روغنى كه آتش در او افروخته باشند مى درخشيد، و فهميدم كه اگر به ما برسد به يك حمله ما را خواهد كشت . اين بود كه جلو رفتم و عرض كردم : يا ابا الحسن ، تو را به خدا سوگند مى دهم كه دست از ما بردارى ، كه عرب را عادت است كه گاهى مى گريزد و گاهى حمله مى كندم زمانى كه حمله مى كند تلافى گريختن را مى نمايد. پس آن حضرت ما را رها كرد؛ و به خدا قسم چنان ترسى از آن حضرت در دل من افتاد كه تاكنون از دلم خارج نشده است .
در اين جنگ بر بدن مبارك امير المؤ منين هنگام حمايت از پيامبر 90 جراحت بر صورت ، سر، سينه ، شكم ، دست و پاى مبارك رسيد. جبرئيل نازل شد و عرض كرد: ((يا محمد، به خدا قسم اين عمل على بن ابى طالب ، مواسات است )). پيامبر فرمود: اين بدان جهت است كه من از اويم و او از من است . جبرئيل عرض كرد: و من از شما دو بزرگوارم .
@sarallah73
12_6_Mahdi_samavati(Rozeye_emam_Hosein& hazrate_Hamze)_(www.rasekhoon.net).mp3
زمان:
حجم:
4.5M
روضه حضرت حمزه سید الشهدا
(Rozeye_emam_Hosein& hazrate_Hamze)
@sarallah73
1385-08-12- 11 shahadate hazrate hamze v hazrate abdol azim hasani.mp3
زمان:
حجم:
58.2M
#سخنرانی
روز شهادت حضرت حمزه و حضرت عبدالعظیم حسنی علیه السلام
@sarallah73
امام علی(علیه السلام) در زمان حکومت خویش بر فراز منبر فرمود:
آگاه باشید! سوگند به خدا! اگر حمزه و جعفر(ع) زنده وحاضر بودند، آن دو نفر (اولی و دومی) به آن مقام (خلافت) که رسیدند، نمی رسیدند، و اگر حمزه و جعفر بودند، شاهد و ناظر بودند، که آن دو نفر، جان سالمی از میان بیرون نمی بردند و خود را به هلاکت می انداختند.
@sarallah73
هدایت شده از یا مولای یا صاحب الزمان ادرکنی
09saheb zaman_89hamze Saheb Zaman(2).mp3
زمان:
حجم:
13.6M
#سخنرانی_کوتاه
#حضرت_حمزه_سیدالشهدا
#حضرت_عبدالعظیم_حسنی
#حدیث_کسا
بگو: خدایا میخوام وارد روضه حضرت سیدالشهدا بشم به من رحم کن...
@sarallah73
7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
این عنایت خدا را حفظ کنید
حضرت امام خمینی (ره) «گمان نکنید که خودتان میتوانید یک کاری انجام دهید. اگر عنایت خدا نبود، کی میتوانستیم ما این کار را بکنیم؟ اگر عنایت خدا نبود، چطور میتوانستید دست آمریکایی که دارد دنیا را میبلعد، از کشور، کوتاه کنید؟ همه عجز است. همه فقر است. هر چی هست از اوست. اینها عنایت خداست. این عنایت خدا را حفظ کنید.»
#امام_خمینی_ره
92-04-27--376 Mah Ramezan,Ghoran.Hosn-e-Kholgh (1,2)(5).mp3
زمان:
حجم:
4.7M
#سخنرانی_کوتاه
احمق و ابله شدن فرعون توسط خداوند...
#حضرت_موسی
هدایت شده از یا مولای یا صاحب الزمان ادرکنی
25 ماه شوال
شهادت امام صادق علیه السّلام در سال 148 ه’ در چنین روزی به شهادت رسیدند
شهادت آن حضرت به سبب انگور زهر آلودی بود که منصور به آن حضرت خورانید.
مدت امامت آن حضرت 34 سال و عمر شریفشان 65 سال بود.
دوران امامت آن حضرت همزمان با هفت نفر از زمامداران غاصب بود که عبارتند از:
هشام بن عبد الملک، ولید بن یزید بن عبد الملک، یزید بن ولید، ابراهیم بن ولید و مروان حمار از بنی امیّه و سفّاح و منصور دوانیقی از بنی عباس.
فرزندان آن حضرت هفت پسر و سه دخترند:
حضرت موسی بن جعفر علیه السّلام، اسماعیل، عبداللَّه، محمّد دیباج، اسحاق، علی عریضی (علی بن جعفر مدفون در قم) ، عباس، امّ فروه، اسماء، فاطمه.
منصور دوانيقي دومين طاغوت عباسي در 12 ذيحجه سال 136 هـ . ق بر مسند خلافت نشست و در ششم ذيحجه سال 158 هـ . ق از دنيا رفت، بنابراين 22 سال خلافت کرد.
سالهاي آخر عصر امامت حضرت صادق (حدود 12 سال) در عصر خلافت منصور دوانيقي بود، و سرانجام به دستور او مسموم شده و به شهادت رسيد.
منصور جنايتکار، طاغوتي بسيار خونخوار بود، براي حفظ حکومت خودمردان و برجستگان بسيار از آل علي و سادات را کشت، و دستش تا مرفق به خون عزيزان اسلام خواه، آغشته بود.
منصور چندين بار تصميم گرفت امام صادق را به قتل رساند، ولي موفق نمي شد تا سرانجام آن حضرت را مسموم نمود،
مفضل بن عمر مي گويد:
منصور دوانيقي براي فرماندار مکه و مدينه حسن بن زيد پيام داد: خانه ي جعفر بن محمد (امام صادق عليه السلام) را بسوزان، او اين دستور را اجرا کرد و خانه ي امام صادق را سوزانيد که آتش آن تا به راهرو خانه سرايت کرد، امام صادق بيرون آمد و ميان آتش گام برمي داشت و مي فرمود:
انا بن اعراق الثري، انا بن ابراهيم خليل الله.
منم فرزند اسماعيل، که فرزندانش مانند رگ و ريشه در اطراف زمين پراکنده اند، منم فرزند ابراهيم خليل خدا (که آتش نمرود بر او سرد و سلامت شد).
[اصول کافی،جلد 1،ص473.] .
سوگنامه آل محمد،محمد محمدی اشتهاردی
@sarallah73