هدایت شده از یا مولای یا صاحب الزمان ادرکنی
Mobaheleh(Eradeh Moti Bodan4).mp3
زمان:
حجم:
30.2M
#سخنرانی
مباهله(اراده مطیع بودن۴)
@sarallah73
هدایت شده از یا مولای یا صاحب الزمان ادرکنی
Unknown Artist1386-10-14--131 Rooz-e-mobaheleh(1).mp3
زمان:
حجم:
31.8M
سخنرانی
قبل محرم
#مباهله
ملاقات سیّد بحرالعلوم با امام زمان علیهالسلام در خانه و گرفتن حواله از آن حضرت
عالم بزرگوار آخوند ملا زین العابدین سلماسی که شاهد کارهای علاّمه بحرالعلوم در روزهای حضور ایشان در مکّه بوده است می گوید: «علاّمه بحرالعلوم با اینکه در شهر غریب و دور از خانواده و فامیل بود دل قرص و محکمی در بخشندگی داشت و اعتنایی به مصرف زیاد و زیاد شدن مخارج نداشت.
پس اتّفاق افتاد یک روز که چیزی نداشتیم. بنابراین وضعیّت بوجود آمده را خدمت علاّمه بحرالعلوم عرض کردم و گفتم: «مخارج زیاد است و چیزی در دست نیست.»
ایشان چیزی نفرمود و عادت علاّمه این بود که صبح طوافی دور کعبه می کرد و به خانه می آمد ودر اطاقی که مخصوص به خودش بود می رفت.
آنگاه ما قلیانی برای او می بردیم، آن را می کشید. سپس بیرون می آمد و در اطاق دیگر می نشست و شاگردان از هر مذهبی جمع می شدند. پس برای هر گروه به روش مذهبش درس می داد.
آن روز که شکایت از تنگدستی در دیروز کرده بودم، وقتی از طواف برگشت، بر حسب عادت قلیان را آماده کردم که ناگهان کسی درب را کوبید.
علاّمه به شدّت مضطرب شد و به من گفت: «قلیان را بگیر و از اینجا بیرون ببر.» و خود با سرعت بلند شد و رفت نزدیک در و در را باز کرد.
پس شخص بلند مرتبه ای مثل افراد عرب وارد شد و در اطاق سیّد نشست و سیّد در نهایت خضوع و فروتنی و ادب، دم در نشست و به من اشاره کرد که: «قلیان را نزدیک نبرم.»
ایشان مدتی نشستند و با یکدیگر سخن می گفتند. سپس آن مرد بلند شد، پس سیّد با عجله بلند شد و در خانه را باز کرد و دستش را بوسید و او را سوار شتری که آن را درخانه خوابانیده بود کرد.
او رفت و سیّد با رنگ پریده برگشت و نامه ای به دست من داد و گفت: «این نامه ای است برای مرد صرّافی که در کوه صفا است. برو پیش او و آنچه بر او نوشته شده است را از او بگیر.»
پس آن نامه را گرفتم و آن را نزد همان مرد بردم. او وقتی نامه را گرفت و نگاه کرد به آن بوسه زد و گفت: «برو و چند حمّال بیاور.»
پس رفتم و چهار حمّال آوردم و تا حدّی که آن چهار نفر قوّت داشتند، ریال فرانسه آورد و آنها برداشتند و ریال فرانسه، پنج قران عجمی است و یک مقدار بیشتر. آن ریالها را حمّالها به منزل آوردند.روزی نزد آن صرّاف رفتم که از حال او باخبر شوم و اینکه آن نامه از چه کسی بود، که نه صرّافی دیدم و نه دکّانی! از کسی که در آنجا بود، از حال صرّاف پرسیدم. گفت: «ما در اینجا هیچ گاه صرّافی ندیده بودیم و در اینجا فلان کس می نشیند.» آنگاه فهمیدم که این از رازهای ملک علاّم بود.»
(- نجم الثّاقب)
#تشرف
Unknown Artist1387-02-06--142 Hob(3).mp3
زمان:
حجم:
8.3M
#سخنرانی_کوتاه
شفاعت رسول الله
وَلَسَوْفَ يُعْطِيكَ رَبُّكَ فَتَرْضَىٰٓ
سنگباران کردن در تائف...
صاحب مکیال المکارم مینویسد:
یکی از دوستان صالح من در عالم خواب، مولا صاحب الزمان سلام الله علیه را دید که فرمود:
... بعض أصدقائي الصالحين، أنّه رأى مولانا الحجّة عليه السّلام في المنام، فقال ما معناه: إنّي لأدعو لمؤمن يذكر مصيبة جدّي الشهيد، ثمّ يدعو لي بتعجيل الفرج و التأييد
من دعاگوی هر مومنی هستم كه پس از ذكر مصائب حضرت سيدالشهدا سلام الله علیه برای تعجیل فرج و تایید من دعا كند!
مكيال المكارم، ج۲، ص: ۵۷
حضرت ثامنالحجج علیهالسلام با دستان مبارک خودش، در دهه اول محرم، پرده میآویخت و مجلس روضهای را ترتیب میداد …
جناب دعبل گوید:
در مثل چنین ایامی (اوائل ماه محرم) بر سید و مولایم علی بن موسی الرضا علیهماالسّلام داخل شدم.
فَرَأَیْتُهُ جَالِساً جِلْسَةَ الْحَزِینِ الْکَئِیبِ وَ أَصْحَابُهُ مِنْ حَوْلِهِ
▪️دیدم که ایشان با حالتی محزون و اندوهگین نشسته است و یارانش دور اویند!
وقتی مرا دید که میآیم، به من فرمود: خوش آمد به تو ای دعبل! مرحبا به کسی که ما را با دست و زبانش یاری میکند!
سپس از جای خود به من جای نشستن داد و مرا کنار خود نشاند! سپس به من فرمود: ای دعبل! دوست دارم برایم شعری بخوانی! چرا که این روزها ایام حزنی است که بر ما اهل بیت میگذرد و ایام سرور دشمنان ما مخصوصا بنی امیه است.
ای دعبل! کسی که بگرید و ولو یک نفر را بر مصائب ما بگریاند، اجر او بر عهده خداست. ای دعبل! کسی که چشمانش بر مصائب ما گریان شود و به خاطر مصیباتی که از دشمنان بر ما رفت بگرید، خدا او را با ما و در زمره ما محشور میکند.
ای دعبل! کسی که بر مصیبت جدم حسین صلواتاللهعلیه بگرید، حتما خدا گناهانش را میبخشد!
ثُمَّ إِنَّهُ علیهالسلام نَهَضَ وَ ضَرَبَ سِتْراً بَیْنَنَا وَ بَیْنَ حُرَمِهِ وَ أَجْلَسَ أَهْلَ بَیْتِهِ مِنْ وَرَاءِ السِّتْرِ لِیَبْکُوا عَلَی مُصَابِ جَدِّهِمُ الْحُسَیْنِ علیهالسلام
سپس امام علیهالسّلام برخاست و با دست مبارکش پردهای بین ما و اهل و عیال خود آویخت و اهل بیت خود را پشت پرده نشاند تا بر مصائب جدشان حسین علیهالسّلام بگریند.
سپس متوجه من شد و فرمود: ای دعبل! برای حسین علیهالسّلام مرثیه بخوان که تو یاور ما و مداح ما هستی مادامی که زنده باشی! پس هر قدر میتوانی از یاری ما کوتاهی مکن!
دعبل میگوید: من گریستم و اشکم جاری شد و شروع به خواندن این اشعار کردم:
أَ فَاطِمُ لَوْخِلْتِ الْحُسَیْنَ مُجَدَّلًا / وَ قَدْ مَاتَ عَطْشَاناً بِشَطِّ فُرَاتِ
ای فاطمه! اگر حسین علیهالسلام را به خاک افتاده تصور کنی که در کنار شط فرات تشنه جان داده است ...
بحارالانوار، ج۴۵ ص۲۵۷
المنتخب، ص۲۷
مردم از هر کوی و مکان در دهه اول محرم به محضر امام صادق علیهالسّلام میرفتند و در نزد آن حضرت به عزاداری مشغول میشدند …
إذا هَلَّ هِلالُ عاشورا اِشتَدَّ حُزنُهُ و عَظُمَ بُکاؤُهُ عَلیٰ مُصابِ جَدِّهِ الْحسینِ علیهالسّلام
هنگامی که هلال (ماه) عاشورا طلوع میکرد، اندوه امام صادق علیهالسّلام شدت میگرفت و گریهاش بر مصیبت جدّش حسین صلواتاللهعلیه بلند میشد.
و الّناسُ یَأتونَ إلیه مِن کُلِّ جانِبٍ و مَکانٍ یُعزّونَهُ بِالحُسینِ و یَبکونَ و یَنوحونَ عَلیٰ مُصابِ الحسینِ علیهالسّلام
مردم از هر سو و مکان به نزد امام علیهالسلام میآمدند و به آن حضرت تسلیت میگفتند و بر مصیبت سیدالشهداء علیهالسلام گریه و زاری میکردند.
فإذا فَرِغُوا مِنَ البُکاءِ یقولُ لَهم: أیُّها النّاسُ اِعلَموا أنّ الحُسین علیهالسلام حَیٌّ عندَ رَبِّه یَرزُقُ مِن حَیثُ یَشاء
چون گریه مردم تمام میشد، حضرت به آنها فرمود: ای مردم! بدانید که امام حسین علیهالسلام نزد پروردگارش، زنده است و هر که را که بخواهد، روزی میدهد.
سیدالشهداء علیهالسلام به محل لشکرگاه خود و به محل قتلگاه و به شهدای ساکن در آنجا همواره نظر میکند و با دیده مبارک خود، به زائران، گریهکنان و کسانی که عزای او را به پا میدارند، همواره نگاه مینماید.
او به نام آنها و نام پدران ایشان (زائران، گریه کنان و عزاداران خود) و درجات و مقامهایشان در بهشت داناتر است و گریهکنان را میبیند و برای آنها طلب آمرزش می کند.
پس برای ایشان طلب آمرزش میکند و از پدر و مادر و برادرش میخواهد تا برای گریهکنان و عزاداران او طلب آمرزش کنند.
سیدالشهداء علیهالسلام دائما میفرماید:
اگر زائرین و گریهکنان من میدانستند که نزد خدای متعال چه اجر و پاداشی برایشان مهیّاست، فرح ایشان از اندوه و حزنشان بیشتر بود.
زائران و گریه کنان بر من با دلی خرسند به نزد خانواده خود میروند و از آن مجلس (روضه) برنمیخیزند مگر آنکه دیگر گناهی برایشان نمانده و مانند روزی هستند که از مادر متولد شدهاند.
المنتخب ص۴۰
مخزن البکاء، ج۱ ص۱۶۳
هدایت شده از یا مولای یا صاحب الزمان ادرکنی
روایتی سوزناک از امام رضا (ع) در مصیبت جدش امام حسین (ع)
((متن عربی))
الرَّيَّانِ بْنِ شَبِيبٍ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى الرِّضَا (ع) فِي أَوَّلِ يَوْمٍ مِنَ الْمُحَرَّمِ فَقَالَ لِي يَا ابْنَ شَبِيبٍ أَ صَائِمٌ أَنْتَ فَقُلْتُ لَا فَقَالَ إِنَّ هَذَا الْيَوْمَ هُوَ الْيَوْمُ الَّذِي دَعَا فِيهِ زَكَرِيَّا (ع) رَبَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فَقَالَ «رَبِّ هَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ ذُرِّيَّةً طَيِّبَةً إِنَّكَ سَمِيعُ الدُّعاءِ» فَاسْتَجَابَ اللَّهُ لَهُ وَ أَمَرَ الْمَلَائِكَةَ فَنَادَتْ زَكَرِيَّا «وَ هُوَ قائِمٌ يُصَلِّي فِي الْمِحْرابِ أَنَّ اللَّهَ يُبَشِّرُكَ بِيَحْيى» فَمَنْ صَامَ هَذَا الْيَوْمَ ثُمَّ دَعَا اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ اسْتَجَابَ اللَّهُ لَهُ كَمَااسْتَجَابَ لِزَكَرِيَّا (ع)
ثُمَّ قَالَ يَا ابْنَ شَبِيبٍ إِنَّ الْمُحَرَّمَ هُوَ الشَّهْرُ الَّذِي كَانَ أَهْلُ الْجَاهِلِيَّةِ فِيمَا مَضَى يُحَرِّمُونَ فِيهِ الظُّلْمَ وَ الْقِتَالَ لِحُرْمَتِهِ فَمَا عَرَفَتْ هَذِهِ الْأُمَّةُ حُرْمَةَ شَهْرِهَا وَ لَا حُرْمَةَ نَبِيِّهَا (ص) لَقَدْ قَتَلُوا فِي هَذَا الشَّهْرِ ذُرِّيَّتَهُ وَ سَبَوْا نِسَاءَهُ وَ انْتَهَبُوا ثَقَلَهُ فَلَا غَفَرَ اللَّهُ لَهُمْ ذَلِكَ أَبَداً يَا ابْنَ شَبِيبٍ إِنْ كُنْتَ بَاكِياً لِشَيْءٍ فَابْكِ لِلْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ (ع) فَإِنَّهُ ذُبِحَ كَمَا يُذْبَحُ الْكَبْشُ وَ قُتِلَ مَعَهُ مِنْ أَهْلِ بَيْتِهِ ثَمَانِيَةَ عَشَرَ رَجُلًا مَا لَهُمْ فِي الْأَرْضِ شَبِيهُونَ وَ لَقَدْ بَكَتِ السَّمَاوَاتُ السَّبْعُ وَ الْأَرَضُونَ لِقَتْلِهِ وَ لَقَدْ نَزَلَ إِلَى الْأَرْضِ مِنَ الْمَلَائِكَةِ أَرْبَعَةُ آلَافٍ لِنَصْرِهِ فَوَجَدُوهُ قَدْ قُتِلَ فَهُمْ عِنْدَ قَبْرِهِ شُعْثٌ غُبْرٌ إِلَى أَنْ يَقُومَ الْقَائِمُ فَيَكُونُونَ مِنْ أَنْصَارِهِ وَ شِعَارُهُمْ يَا لَثَارَاتِ الْحُسَيْنِ يَا ابْنَ شَبِيبٍ لَقَدْ حَدَّثَنِي أَبِي عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ (ع) أَنَّهُ لَمَّا قُتِلَ الْحُسَيْنُ جَدِّي(ص) مَطَرَتِ السَّمَاءُ دَماً وَ تُرَاباً أَحْمَرَ يَا ابْنَ شَبِيبٍ إِنْ بَكَيْتَ عَلَى الْحُسَيْنِ (ع) حَتَّى تَصِيرَ دُمُوعُكَ عَلَى خَدَّيْكَ غَفَرَ اللَّهُ لَكَ كُلَّ ذَنْبٍ أَذْنَبْتَهُ صَغِيراً كَانَ أَوْ كَبِيراً قَلِيلًا كَانَ أَوْ كَثِيراً يَا ابْنَ شَبِيبٍ إِنْ سَرَّكَ أَنْ تَلْقَى اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ وَ لَا ذَنْبَ عَلَيْكَ فَزُرِ الْحُسَيْنَ (ع) يَا ابْنَ شَبِيبٍ إِنْ سَرَّكَ أَنْ تَسْكُنَ الْغُرَفَ الْمَبْنِيَّةَ فِي الْجَنَّةِ مَعَ النَّبِيِّ وَ آلِهِ (ص) فَالْعَنْ قَتَلَةَ الْحُسَيْنِ يَا ابْنَ شَبِيبٍ إِنْ سَرَّكَ أَنْ تَكُونَ لَكَ مِنَ الثَّوَابِ مِثْلَ مَا لِمَنِ اسْتُشْهِدَ مَعَ الْحُسَيْنِ (ع) فَقُلْ مَتَى مَا ذَكَرْتَهُ «يا لَيْتَنِي كُنْتُ مَعَهُمْ فَأَفُوزَ فَوْزاً عَظِيماً» يَا ابْنَ شَبِيبٍ إِنْ سَرَّكَ أَنْ تَكُونَ مَعَنَا فِي الدَّرَجَاتِ الْعُلَى مِنَ الْجِنَانِ فَاحْزَنْ لِحُزْنِنَا وَ افْرَحْ لِفَرَحِنَا وَ عَلَيْكَ بِوَلَايَتِنَا فَلَوْ أَنَّ رَجُلًا تَوَلَّى حَجَراً لَحَشَرَهُ اللَّهُ مَعَهُ يَوْمَ الْقِيَامَة(1)
#اول_محرم
#امام_رضا_ع
#حدیث_ابن_شبیب
@sarallah73
هدایت شده از یا مولای یا صاحب الزمان ادرکنی
((ترجمه حدیث))
ريان بن شبيب گويد روز اول ماه محرم خدمت حضرت امام رضا (علیه السّلام) رسيدم به من فرمودند اى پسر شبيب روزه اى؟ گفتم نه. فرمودند اين روزي است كه زكريا به درگاه پروردگارش دعا كرد و گفت پروردگارا به من از نزد خود نژاد پاكى ببخش زيرا تو دعا را می شنوی. خدا دعایش را اجابت كرد و به فرشتگان دستور داد ندا كردند زكريا را كه در محراب ايستاده بود كه خدا تو را به يحيى بشارت مي دهد هر كه اين روز را روزه بدارد و سپس به درگاه خدا دعا كند خدا مستجاب فرماید چنان كه براى زكريا مستجاب كرد. سپس گفت اى پسر شبيب به راستى محرم همان ماهى است كه اهل جاهليت در زمان گذشته ظلم و قتال را به خاطر احترامش در آن حرام مى دانستند و اين امت حرمت اين ماه را نگه نداشتند و نه حرمت پيغمبرش را در اين ماه ذريه او را كشتند و زنانش را اسير كردند و داراییش را غارت كردند خدا هرگز اين گناه آنها را نيامرزد.
اى پسر شبيب اگر براى چيزى گريه خواهى كرد براى حسين (علیه السّلام) گريه كن كه چون گوسفند سرش را بريدند و هجده نفر از خاندانش با او كشته شدند كه روى زمين مانندى نداشتند و آسمانهاى هفتگانه و زمين براى كشتن او گريستند و هنگامی که چهار هزار فرشته براى ياريش به زمين آمدند او کشته شده بود و بر سر قبرش ژوليده و خاك آلود باشند تا قائم (عجل الله تعالی فرجه) ظهور كند و ياريش كند و شعار آنها يا لثارات الحسين است.
اى پسر شبيب پدرم از پدرش از جدش برايم باز گفت كه چون جدم حسين (ع) كشته شد آسمان خون و خاك سرخ باريد.
اى پسر شبيب اگر بر حسين گريه كنى تا اشکت بر گونه هايت روان شود خدا هر گناهى كردى از خرد و درشت و كم و بيش بيامرزد.
اى پسر شبيب اگر خواهى خدا را ملاقات کنی و گناهى نداشته باشى حسين را زيارت كن،
اى پسر شبيب اگر خواهى در غرفه هاى ساخته بهشت با پيغمبر ساكن شوى بر قاتلان حسين لعن كن،
اى پسر شبيب اگر خواهى ثواب شهيدان با حسين را دريابى هر وقت بيادش افتادى بگو «كاش با آنها بودم و به فوز عظيمى مىرسيدم» اى پسر شبيب اگر خواهى با ما در درجات بلند بهشت باشى براى حزن ما محزون باش و براى شادى ما شاد باش و ملازم ولايت ما باش و اگر مردى سنگى را دوست دارد با آن خدا روز قيامت محشورش كند.
الأمالي، صفحه 130 - 129
#اول_محرم
#امام_رضا_ع
#حدیث_ابن_شبیب
@sarallah73
Unknown ArtistTaslim-e-Khoda Boodan(5).mp3
زمان:
حجم:
10.6M
#سخنرانی_کوتاه
همراهی کاروان...
کشتی امام حسین وسیعه یعنی...
#قلب_زخمی
سوم محرم، حضرت رقیه.mp3
زمان:
حجم:
4M
#روضه و سینه زنی
وای امان از دل زینب...
#حضرت_رقیه_سلام_الله_علیها