هدایت شده از یا مولای یا صاحب الزمان ادرکنی
109 Shahadat Emam Kazem(a).mp3
زمان:
حجم:
2.2M
#سخنرانی_کوتاه
ایمان آوردن زن بدکاره به موسی ابن جعفر علیه السلام
@sarallah73
فصل نهم: بازگشت اهلبیت به مدینه به دستور یزید
یزید مدام در تلاش بود تا خود را از قتلِ امام حسین تبرئه کند و تقصیر را به گردنِ ابنمرجانه بیندازد.
یک روز، یزید رو به امام سجاد کرد و گفت: «سه خواسته دارید که من اجابت خواهم کرد. خواستههایتان را بگویید.»
امام سجاد فرمودند: «اولین خواسته من این است که سرِ پدرم را به من بدهید تا با او وداع کنم و از او توشه برگیرم. دوم اینکه دستور دهید هر آنچه از ما به غارت برده شده، به ما بازگردانند. سوم اینکه اگر قصدِ کشتنِ مرا دارید، همراهِ اهلبیتِ پیامبر فردی امین بفرستید تا آنها را به حرمِ جدشان، مدینه، برساند.»
یزیدِ ملعون پاسخ داد: «اما دیدارِ سرِ پدرت، هرگز میسر نخواهد شد. در موردِ کشتنِ تو نیز، من تو را بخشیدم و از گناهات گذشتم. زنان را نیز جز تو کسی به مدینه نخواهد برد. اما آنچه از شما به غارت رفته، من از مالِ شخصیِ خود، چندین برابرِ قیمتِ آن را به شما خواهم داد.»
امام سجاد فرمودند: «ما از مالِ تو چیزی نمیخواهیم؛ مالِ تو از آنِ خودت. ما اموالِ خودمان را میخواهیم، زیرا که پارچه، مقنعه، گردنبند و پیراهنِ مادرم فاطمه در میانِ آنها بوده است.» یزید دستور داد اموالِ غارت شده را بازگردانند. همچنین دویست دینار اضافه بر ارزشِ اموال داد. امام سجاد آن پول را گرفتند و بینِ فقرا و مساکین تقسیم کردند.
یزید اهلبیت را احضار کرد و بینِ ماندن در شام با عزت و احترام، یا بازگشت به مدینه با امنیت و سلامت، مخیرشان ساخت. آنها گفتند: «اولین خواسته ما این است که به ما اجازه دهید برای امام مظلوم، عزاداری کنیم.» یزید موافقت کرد. خانهای برایشان تعیین شد و آنها لباسِ سیاه بر تن کردند. تمامِ اهلِ شام، از قریش و بنیهاشم، در غم و اندوه با ایشان همراهی کردند و تا هفت روز بر امام حسین نوحه و زاری کردند. در روز هشتم، یزید دوباره ایشان را احضار کرد، با مهربانی با آنها سخن گفت و از آنها دلجویی نمود و پیشنهادِ ماندن در شام را تکرار کرد. چون نپذیرفتند، جهازهایِ تزئین شدهای برایشان آماده کرد و هزینهای برای سفرشان فراهم آورد و گفت: «اینها جبرانِ آنچه بر شما گذشت، باشد.»
حضرت امکلثوم فرمودند: «ای یزید! چقدر بی حیا هستی! برادران و اهلبیتِ مرا کشتی که تمامِ دنیا ارزشِ یک تارِ مویِ آنها را ندارد، و اکنون میگویی اینها جبرانِ عملِ من است؟!»
یزید، امام سجاد را در خلوتی احضار کرد و گفت: «خداوند پسرِ مرجانه را لعنت کند. به خدا قسم، اگر من در کنارِ پدرت بودم، هر آنچه از من میخواست، به او میدادم و با هر وسیلهای که ممکن بود، مرگ را از او دور میکردم و نمیگذاشتم کشته شود. اما تقدیرِ الهی باید جاری میشد. اکنون برای برآوردنِ خواستهات آمادهام؛ هر چه میخواهی از مدینه برایم بنویس تا حاجتت را روا کنم.» سپس دستور داد به امام لباس پوشاندند، اهلبیت را نیز لباس پوشاندند و همراهِ نعمان بن بشیر، پیکِ نامهای را روانه کردند. یزید وصیت کرد که سفرِ ایشان در شب انجام شود؛ اهلبیت در جلو حرکت کنند و لشکر در عقبِ ایشان با فاصلهای حرکت نمایند، به گونهای که اهلبیت از دیدِ آنها پنهان نباشند. در منازل نیز از ایشان دور بمانند و اطرافشان را مانندِ نگهبانان محافظت کنند. اگر یکی از ایشان نیاز به استراحت، وضو، یا قضای حاجت داشت، همه بایستند تا او کارش را انجام دهد و سوار شود. این مراقبتها باید تا رسیدن به مدینه ادامه یابد. نعمان بن بشیر به وصیتِ یزید عمل کرد و اهلبیتِ عصمت را با آرامش و مدارا کوچ داد و در تمامِ مسیر مراعاتِ احوالشان را نمود تا به مدینه رساند.
پس از رسیدن به مدینه، فاطمه دخترِ امیرالمؤمنین به خواهرش حضرت زینب گفت: «نعمان بن بشیر به ما لطف کرد. دوست داری در عوضِ احسانش، چیزی به او بدهیم؟» حضرت زینب فرمودند: «ما چیزی جز زیورآلاتِ خود نداریم.» پس دستبندها و بازوبندهایشان را درآوردند و برای نعمان فرستادند و از کم بودنِ هدیه عذرخواهی کردند. نعمان همگی را رد کرد و گفت: «اگر این کار را برای دنیا انجام میدادم، همینها برایم کافی بود و مرا خشنود میکرد. اما به خدا قسم، من این احسان را تنها برای خدا و به خاطرِ خویشاوندیِ شما با پیامبر انجام دادم.»
زمانی که اهلبیتِ امام حسین از شام به مدینه بازمیگشتند، به عراق رسیدند. به راهنما گفتند: «ما را از مسیرِ کربلا عبور دهید.» هنگامی که به تربتِ پاکِ امام حسین رسیدند، جابر بن عبدالله انصاری را به همراهِ جمعی از بنیهاشم و مردانی از آلِ پیامبر را آنجا ملاقات نمودند و بنای نوحه و زاری، لطمه زدن و عزاداری را گذاشتند. و چند روز به اقامه ماتم و عزاداری پرداختند.
« امامِ زمان فرمودهاند: «هر کس پس از یادِ مصیبتِ جدّم حسین ، برای فرجِ من دعا کند، من نیز برای او دعا خواهم کرد.»
((اللهمَّ عجل لولیک الفرج به حق زینب کبری))
سلسله مطالب اسارت اهل بیت
هیهات برادری چو عباس آید .mp3
زمان:
حجم:
15M
#سخنرانی_کوتاه
یادم ز وفای اشجع الناس آید
قسمتی ازاسرارصلوات1.mp3
زمان:
حجم:
8.3M
#سخنرانی_کوتاه
اینجوری باید منتظر حضرت بود...
هدایت شده از یا مولای یا صاحب الزمان ادرکنی
85_ Arbain.mp3
زمان:
حجم:
17.1M
#سخنرانی_کوتاه
جابر ابن عبدالله
از بلندترین نقطه به امام حسین سلام بدید...
#زینب_کبری_اربعین
@sarallah73
هدایت شده از یا مولای یا صاحب الزمان ادرکنی
حضرت سیدالشهداء (علیهالسّلام) فرمودند:
مهدی ما در عصر خودش مظلوم است، تا میتوانید دربارهٔ آن حضرت سخن بگویید و قلم فرسایی کنید؛ آنچه دربارهٔ شخصیّت این معصوم بگویید دربارهٔ همهٔ معصومین (علیهم السّلام) گفته اید؛ چون حضرات معصومین همه در عصمت و ولایت و امامت یکی هستند و چون این زمان، دوران مهدی ما است سزاوار است دربارهٔ او بیشتر گفتگو شود و در خاتمه فرمودند:
باز تأکید می کنم دربارهٔ مهدی ما زیاد سخن بگویید و بنویسید، مهدی ما مظلوم است، بیش از آنچه نوشته و گفته شده باید درباره اش نوشت و گفت.
@sarallah73
هدایت شده از یا مولای یا صاحب الزمان ادرکنی
5.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دعا در روز اربعین
اَللَّـهُمَّ اَرِنيِ الطَّلْعَةَ الرَّشيدَةَ،...
اللهم عجل لولیک الفرج...
@sarallah73
هدایت شده از یا مولای یا صاحب الزمان ادرکنی
Arbaeen.pdf
حجم:
2.1M
🏴 متن زیارت اربعین حسینی(علیه السلام) با ترجمه فارسی pdf
@sarallah73
سفارش جابر به عطیه در روز اربعین
«أحبب محبّ آل محمّد(صلی الله علیه و آله) ما أحبّهم، و أبغض مبغض آل محمّد ما أبغضهم و إن کان صوّاماً قوّاماً، و أرفق بمحبّ محمّد و آل محمّد فإنّه إن تزلّ له قدم بکثرة ذنوبه ثبتت له اُخری بمحبّتهم، فإنّ محبّهم یعود الی الجنّة و مبغضهم یعود الی النّار؛
دوستدار آل پیامبر(صلی الله علیه و آله) را دوست بدار مادامی که ایشان را دوست میدارد، و دشمن خاندان پیامبر(صلی الله علیه و آله) را دشمن بدار مادامی که با ایشان دشمنی میکند ولو این که فراوان روزه بگیرد و نماز بگزارد. با دوست محمّد و اهل بیتش مدارا کن؛ چرا که اگر در اثر زیادی گناهش یک پایش بلغزد، به واسطه دوستیاش با آنان، پای دیگرش استوار بماند. بنابراین، دوستدار پیامبر و آلش به سوی بهشت میرود و بازگشت و سرانجام دشمن آنها، دوزخ خواهد بود.»