و به خال کنج لبت سلام.mp3
زمان:
حجم:
1.8M
به نماز صبح و شبت سلام، و به نور در نَسَبت سلام
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ حينَ تُصَلّي وَتَقْنُتُ،
#مناجات_با_امام_زمان_عج
@sarallah73
لب ما و قصه زلف تو، چه توهمی، چه حکایتی.txt
حجم:
1.3K
متن شعر
به نماز صبح و شبت سلام، و به نور در نَسَبت سلام
#مناجات_با_امام_زمان_عج
@sarallah73
Hazrate Abolfazl_Al_Abbas(A).mp3
زمان:
حجم:
24.7M
#سخنرانی
«حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام»
تاسوعا
@sarallah73
roze emam hoseyney hoseyn ey ke ze daghat.mp3
زمان:
حجم:
4.7M
ای حسین
ای که ز داغت در و دیوار گریست
هر دل زنده و هر دیده ی بیدار گریست
#امام_حسین_علیه_السلام
#شب_دهم
@sarallah73
شهادت امام زین العابدین.mp3
زمان:
حجم:
2.7M
شهادت امام زین العابدین علیه السلام
#امام_سجاد_علیهالسلام
@sarallah73
ورود اهل بيت (عليهم السلام ) به كوفه
روز دوازدهم روز ورود اهل بيت (عليهم السلام ) با حالت اسارت به كوفه است (50). در اين روز ابن زياد فرمان داد كه احدى حق ندارد با اسلحه از خانه بيرون آيد، و ده هزار سوار و پياده بر تمام كوچه ها و بازار موكل گردانيد، كه احدى از شيعيان امير المؤ منين (عليه السلام ) حركتى نكند. سپس فرمان داد سرهايى را كه در كوفه بود برگردانند و در پيش روى اهل بيت (عليهم السلام ) حركت دهند، و با هم وارد شهر كرده در كوى و بازار بگردانند.
مردم با ديدن حالت زار ذريه پيامبر (صلى الله عليه و آله ) و سرهاى بر نيزه و بانوان و مخدرات در هودجهاى بدون پوشش ، صدا به گريه بلند نمودند. زينب كبرى ، ام كلثوم ، فاطمه بنت الحسين و امام زين العابدين (عليهم السلام ) به ترتيب با جگرهاى سوزان و قلوب دردناك ايراد خطبه نمودند، كه عده اى از لشكر با ديدن اين اوضاع از كرده خود پشيمان شدند، اما هنگامى كه خيلى دير شده بود!!
#دوازدهم_محرم
@sarallah73
ترجمه خطبه حضرت زینب سلام الله علیها روز دوازدهم محرم در دروازه کوفه :
و در آن وقت حضرت زينب عليهاالسّلام آغاز خطبه كرد، و به خدا قسم كه من زنى با حيا و شرم ، اَفْصَح و اَنْطَق از جناب زينب دختر على عليه السّلام نديدم كه گويا از زبان پدر سخن مى گويد، و كلمات امير المؤ منين عليه السّلام از زبان او فرو مى ريزد، در ميان آن ازدحام واجتماع كه از هر سو صدائى بلند بود به جانب مردم اشارتى كرد كه خاموش باشيد، در زمان نفسها به سينه برگشت و صداى جَرَسها ساكت شد(354) آنگاه شروع در خطبه كرد و بعد از سپاس يزدان پاك و درود بر خواجه لَوْلاك فرمود:
ای مردم کوفه،ای مردمان حیله گر و خیانت کار! گریه میکنید؟ اشک چشمانتان خشک نشود و ناله هایتان آرام نگیرد. همانا که کار شما مانند آن زنی است که رشتۀ خود را پس از محکم یافتن، یکی یکی از هم میگسست، شما نیز سوگندهای خود را در میان خویش، وسیلۀ فریب و تقلب ساخته اید. آیا در میان شما جز وقاحت و رسوایی، سینههای آکنده از کینه، دو رویی و تملق، همچون زبان پردازی کنیزکان و ذلت و حقارت در برابر دشمنان چیز دیگری نیز یافت میشود؟ یا همچون سبزههایی هستید که ریشه در فضولات حیوانی داشته یا همچون جنازۀ دفن شدهای که روی قبرش را با نقره تزیین نموده باشند؟ چه بد توشهای برای آخرت فرستاده اید؛ توشهای که همان خشم و سخط خدا است و در عذاب جاویدان خواهید بود. گریه میکنید؟ زار میزنید؟ آری به خدا سوگند که باید گریه کنید، پس بسیار بگریید و کمتر بخندید. چرا که دامان خود را به ننگ و عار جنایتی آلوده اید که ننگ و پلیدی آن را از دامان خود تا ابد نتوانید شست. و چگونه میتوانید ننگ حاصل از کشتن فرزند رسول خدا(ص)، خاتم پیامبران، معدن رسالت، و سرور جوانان اهل بهشت را از دامان خود بزدایید؟ کسی که پناه مومنان شما، فریادرس در بلایای شما، مشعل فروزان استدلال شما بر حق و حقیقت و یاور شما در هنگام قحطی و خشکسالی بود. چه بار سنگین و بدی بر دوش خود نهادید، پس رحمت خدایی از شما دور و دورتر باد. که تلاشتان بیهوده، دستانتان بریده، معامله تان قرین زیان گردیده است، خود را به خشم خدا گرفتار نموده و بدین ترتیب خواری و درماندگی بر شما لازم آمده است. وای بر شماای مردم کوفه! آیا میدانید چه جگری از رسول خدا دریدهاید؟ چه زنان و دختران با عفت و وقاری را از خاندان او به کوچه و بازار کشاندهاید؟! چه خونی از آن حضرت بر زمین ریختهاید؟! و چه حرمتی از او شکستهاید؟! شما این جنایت فجیع را بیپرده و آشکار به انجام رسانید؛ جنایتی که سر آغاز جنایات دیگری در تاریخ گشته، سیاه، تاریک و جبران ناپذیر بوده، تمام سطح زمین و وسعت آسمان را پر کرده است. آیا از اینکه آسمان خون باریده تعجب میکنید؟ در حالی که عذاب آخرت در مقایسه با این امر، بسیار شدیدتر و خوار کنندهتر است و در آن روز کسی به یاری شما نخواهد آمد. پس مهلتهایی که خدای متعال به شما میدهد موجب خوشی شما نگردد، چرا که خدا در عذاب کردن بندگان خود شتاب نمیکند، چون ترسی از پایمال شدن خون و ازدست رفتن زمان انتقام ندارد و همانا که خدای شما همیشه در کمین است.
آنگاه حضرت زینب(س) این اشعار را خواند: اگر پیامبر از شما بپرسد، این چه کارى بود که کردید با آنکه شما امت [پیامبرِ] آخر الزمان بودید [و بر دیگر امتها شرافت داشتید]، چه پاسخ خواهید داد؟ شما چه کردید با اهل بیت و فرزندان و عزیزان من؟! جمعى را به اسارت بردید و گروهى را به خون آغشته کردید. این پاداش من نبود ـ با آنکه من خیرخواه شما بودم ـ اینکه در حق خویشاوندانم اینگونه به من جفا کنید. من مى ترسم همان عذابى که قوم «اِرَم» را به نابودى کشاند، بر شما نیز فرود آید.
سيّد بن طاوس بعد از نقل آن خطبه فرموده كه مردم صداها به صيحه و نوحه بلند كردند و زنان گيسوها پريشان نمودند و خاك بر سر مى ريختند و چهره ها بخراشيدند و طپانچه ها بر صورت زدند و نُدبه به ويل و ثبور آغاز كردند و مردان ريشهاى خود را همى كندند و چندان بگريستند كه هيچگاه ديده نشد كه زنان و مردان چنين گريه كرده باشند.
پس حضرت سيّد سجاد عليه السّلام اشارت فرمود مردم را كه خاموش شويد و شروع فرمود به خطبه خواندن...
#دوازدهم_محرم
#خطبه_زینب_کبری_سلام_الله_علیها
@sarallah73
خطبه حضرت سجاد علیه السلام در کوفه
پس ستايش كرد خداوند يكتا را و درود فرستاد محمّد مصطفى صلى اللّه عليه و آله و سلّم را پس از آن فرمود كه :
ايّها النّاس ! هركه مرا شناسد شناسد و هر كس نشناسد بداند كه منم على بن الحسين بن على بن ابى طالب عليهماالسّلام منم پسر آن كس كه او را در كنار فرات ذبح كردند بى آنكه از او خونى طلب داشته باشند، منم پسر آنكه هتك حرمت او نمودند و مالش را به غارت بردند و عيالش را اسير كردند، منم فرزند آنكه او را به قتل صَبْر كشتند(357) و همين فخر مرا كافى است . اى مردم ! سوگند مى دهم شما را به خدا آيا فراموش كرديد شما كه نامه ها به پدر من نوشتيد چون مسئلت شما را اجابت كرد از در خديعت بيرون شديد، آيا ياد نمى آوريد كه با پدرم عهد و پيمان بستيد و دست بيعت فرا داديد آنگاه او را كشتيد و مخذول داشتيد، پس هلاكت باد شما را براى آنچه براى خود به آخرت فرستاديد، چه زشت است راءيى كه براى خود پسنديديد، با كدام چشم به سوى رسول خدا صلى اللّه عليه و آله و سلّم نظر خواهيد كرد هنگامى كه بفرمايد شماها را كه كشتيد عترت مرا و هتك كرديد حرمت مرا و نيستيد شما از امّت من .
چون سيّد سجاد عليه السّلام سخن بدين جا آورد صداى گريه از هر ناحيه و جانبى بلند شد، بعضى بعضى را مى گفتند هلاك شويد و ندانستيد. ديگرباره حضرت آغاز سخن كرد و فرمود:
خدا رحمت كند مردى را كه قبول كند نصحيت مرا و حفظ كند وصيّت مرا در راه خدا و رسول خدا و اهل بيت او؛ چه ما را با رسول خدا صلى اللّه عليه و آله و سلّم متابعتى شايسته و اقتدائى نيكو است .
مردمان همگى عرض كردند كه يابن رسول اللّه ! ما همگى پذيراى فرمان توئيم ونگاهبان عهد و پيمان و مطيع امر توئيم و هرگز از تو روى نتابيم و به هر چه امر فرمائى تقديم خدمت نمائيم و حرب كنيم با هر كه ساخته حرب تست و از در صلح بيرون شويم با هر كه با تو در طريق صلح و سازش است تا هنگامى كه يزيد را ماءخوذ داريم و خونخواهى كنيم از آنانكه با تو ظلم كردند و بر ما ستم نمودند حضرت فرمود:
هيهات ! اى غدّاران حيلت اندوز كه جز خدعه و مكر خصلتى به دست نكرديد ديگر من فريب شماها را نمى خورم مگر باز اراده كرده ايد كه با من روا داريد آنچه با پدران من به جا آورديد ، حاشا و كلاّ به خدا قسم هنوز جراحاتى كه از شهادت پدرم در جگر و دل ما ظاهر گشته بهبودى پيدا نكرده ؛ چه آنكه ديروز بود كه پدرم با اهل بيت شهيد گشتند.
و هنوز مصائب رسول خدا صلى اللّه عليه و آله و سلّم و پدرم و برادرانم مرا فراموش نگشته و حُزن و اندوه بر ايشان در حلق من كاوش مى كند و تلخى آن در دهانم و سينه ام فرسايش مى نمايد، و غصّه آن در راه سينه من جريان مى كند، من از شما همى خواهم كه نه با ما باشيد و نه برما، و فرمود:
شعر :
لا غَرْوَ اِنْ قُتِلَ الحُسَيْنُ فَشَيْخُهُ
قَدْ كانَ خَيْرا مِنْ حُسَيْنٍ وَاَكْرَما
فَلا تَفْرَحُوا يا اَهْلَ كُوفانَ بِالَّذى
اُصيبَ حُسَيْنٌ كانَ ذلِكَ اَعْظَما
قَتيلٌ بِشَطِّ النَّهْرِ رُوحى فِداؤُهُ
جَزَاءُ الَّذى اَرْداهُ نارُجَهَنَّما
ثُمَّ قالَ:
شعر :
رَضينا مِنْكُمْ رَاءْسا بِرَاءْسٍ
فَلا يَوْمٌ لَنا ولايَوْمٌ عَلَيْنا(358).
يعنى ما خشنوديم از شما سر به سر، نه به يارى ما باشيد ونه به ضرر ما.
#روز_دوازدهم_محرم
#خطبه_حضرت_سجاد_علیه_السلام
@sarallah73